پرسش :

در قـرآن آمـده كـه ابـراهـيم به ستاره آسمان اشاره كرد و گفت اين خداى من است چگونه اين سخن را گفت در حالى كه پيامبر بايد موحد و يكتاپرست باشد ؟


پاسخ :
دو تفسير وجود دارد 1 - ابراهيم شخصا مى خواست درباره خداشناسى بينديشد و معبودى را كه با فطرت پاك خويش در اعماق جانش مى يافت پيدا كند , او خدا را با نور فطرت و دليل اجمالى عقل شـنـاخـته بود اما در جستجوى مصداق حقيقى او بود بلكه مصداق حقيقى او را نيز مى دانست اما مـى خـواسـت از طـريـق استدلالات روشنتر عقلى به مرحله حق القين برسد و اين جريان قبل از دوران نبوت و احتمالا در آغاز بلوغ يا قبل ازبلوغ بود . تفسير دوم اين است كه : ابراهيم اين سخن را به هنگام گفتگو با ستاره پرستان وخورشيد پرستان بيان كرد و احتمالا بعد از مبارزات سرسختانه او در بابل با بت پرستان و خروج او از آن سرزمين به سوى شام بود كه با اين اقوام برخورد كرد ,ابراهيم كه لجاجت اقوام نادان را در راه و رسم غلط خود در بـابـل آزموده بود براى اينكه نظر عبادت كنندگان خورشيد و ماه و ستارگان را به سوى خود جـلـب كـنـد نخست باآنها همصدا شد و به ستاره پرستان گفت شما مى گوئيد اين ستاره زهره پروردگار من است و باشد كه سرانجام اين عقيده را براى شما بازگو كنم . بـنـابـراين جمله هذاربى مفهومش اين است : به اعتقاد شما اين خداى من است و يا اينكه آن را به عنوان استفهام گفت : آيا اين خداى من است ؟
نسخه چاپی