0
ویژه نامه ها

پرسش :

چه عاملی باعث شد که در زمان قبل از اسلام حضرت خديجه- علیها السلام - به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ اعتماد كرد و حضرت را امين خود قرار داد


پاسخ :
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبل از ولادت پدر خود را از دست داد و بعد از تولد تحت سرپرستي جد خويش عبدالمطلب و با تربيت مادرش آمنه رشد يافت. در سنين کودکي که هنوز هشت سال از عمر با برکت آن بزرگوار سپري نشده بود مادر و جد خود را نيز از دست داد و تحت تکفل عمويش ابوطالب قرار گرفت.
پس از مرگ جدش تحت سرپرستي ابوطالب و فاطمه بنت اسد بود. تا اينکه به سنين جواني، حدود بیست و پنج سالگي رسيد. در اين مدت آن حضرت در بين مردم مکه به راستگو راستگویی، امانت داري و خوش خلقي شهرت يافته و اين ویژگی های حضرت زبانزد همگان بود؛ و همين ویژگی های حضرت موجب شد تا حضرت خديجه- علیها السلام -، ثروتمندترين بانوي قريش پيشنهاد همکاري در تجارت را به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ داد و در حقيقت او را امين مال التجاره و شريک کار خود ساخت.[1]
حضرت خديجه کبري ـ عليها السلام ـ بر همين اساس به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ که هنوز به رسالت مبعوث نشده بود، گفت: آنچه که مرا شيفته تو نموده است، همان راستگویی، امانتداري و اخلاق پسنديده تو است، من حاضرم دو برابر آنچه به ديگران مي دادم به تو بدهم و دو غلام خود را همراه تو بفرستم که در تمام مراحل فرمانبردار تو باشند.[2] بنابراين آنچه که در اعتماد طرفين مخصوصا در امور مالي قابل توجه است، امانت، راستگویی و برخورد خوبی است که با توجه به شناختي که حضرت خديجه- علیها السلام - از گذشته آن حضرت داشت، به اين خصوصيات و ويژگي هاي حضرت واقف بود و بر اين اساس به حضرت اعتماد کامل داشت و به خاطر همين اعتماد بود که پيشنهاد همکاري تجاري به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را داد. اين در حالي بود که ابوطالب عموي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبلا پيشنهاد همکاري پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ با خديجه- علیها السلام - را مطرح کرده بود و حضرت را به شرکت در کاروان تجاري خديجه- علیها السلام - به شام ترغيب نموده بود.[3] ولي مناعت و بلندي روح پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مانع از آن بود که مستقيما بدون هيچ سابقه و درخواستي، پيش خديجه- علیها السلام - برود و چنين پيشنهادي کند. از اين جهت بود که به عموي خود چنين گفت: شايد خود خديجه دنبال من بفرستد.[4] از قضا همان طور که حضرت پيش بيني کرده بودند، رخ داد. و درخواست اوليه را حضرت خديجه- علیها السلام - مطرح نمودند. پس اولين چيزي که اعتماد خديجه را نسبت به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ جلب نمود، با وجود اينکه هنوز، پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به نبوت نرسيده بود، دارا بودن صفات اخلاقي پسنديده بود، به طوري که در جامعه مکه، همه پيامبر- صلی الله علیه و آله - را به اين خصوصيات مي شناختند.
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبل از نبوت هم اگر در امري و کاري حاکميت و قضاوت مي کردند همه آن را قبول داشتند. چنانچه در ماجراي تجديد بناي کعبه وقتي که روسای قبايل در نصب حجر الاسود در جاي خود دچار اختلاف شدند و نزديک بود که خونريزي پيش بيايد با حکميت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به خاطر همان خصوصيت راستگویی، امانتداري و اخلاق پسنديده اي که داشت همه روساي قبايل به دستور آن حضرت تن دادند.[5] و حضرت با تدبير و سياستي که به کار بست هم جلوي نزاع را گرفت و هم همه قبايل در بالا آوردن حجر الاسود شريک شدند و هم اينکه خود حضرت سنگ را در جاي خود گذاشت.
دومين عاملي که در تداوم اعتماد حضرت خديجه- علیها السلام - به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقش داشت اين بود که با راه افتادن کاروان تجاري و رفتن به سوي شام و صورت گرفتن فروش کالا و خريد کالاي مورد نياز و به دست آوردن سود هنگفت و کلان که در سفرهاي پيشين چنين سودي حاصل نشده بود؛ وقتي کهخديجه- علیها السلام - چنين وضعیتی را مشاهده و گزارش فعاليت را حضرت به خديجه داد،[6] اعتماد وي بيشتر شد.
علاوه بر آن غلام خديجه بنام ميسره آنچه را که در اين سفر ديده بود که تمام آن ها بر عظمت و معنويت محمد امين گواهي مي داد براي خديجه مو به مو تعريف کرد و اتفاقي که در مورد برخورد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ با بصرای راهب صورت گرفت و پيش گوئي نبوت حضرت را از تورات و انجيل نقل نمود و نيز اينکه امين قريش از قسم خوردن به لات و عزي و دو بت مشرکين مکه، امتناع ورزيده بود، همه را براي خديجه تعريف کرد؛ به طوري که کارداني و دلاوري رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مورد اعجاب خديجه قرار گرفت و حاضر شد[7] علاوه بر مبلغ قرار دادي که مقرر شده بود به حضرت بپردازد، مبلغي اضافه بپردازد که حضرت نپذيرفت اين همه موجبات تداوم اعتماد خديجه- علیها السلام - را به آن حضرت فراهم مي کرد. اين اعتماد به حدي رسيد که حتي خديجه- علیها السلام - با آن همه ثروت و مکنت حاضر شد همه روساي قبايل را رد کند و به ازدواج امين مکه رضايت دهد. اين همه معلول و مولود ايمان خديجه- علیها السلام - به تقوي، پاکدامني، عفت و امانت عزيز قريش بود. خديجه پس از شنيدن گزارش ميسره که مملو از کرامات و معنويات محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ بود، همه را براي «ورقة بن نوفل» که داناي عرب بود نقل مي کند، او مي گويد: صاحب اين همه کرامات پيامبر عربي است.[8]
لذا همان طور که مورخين گزارش داده اند اعتماد خديجه- علیها السلام- از حد امور مالي گذشت و به آن حد رسيد که خود پيشنهاد ازدواج به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را مطرح نمود؛ همان طور که ابتدا پيشنهاد همکاري تجاري به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را نيز خود او داده بود، اين همه چيزي نبود جز شهرت امانت، تقوي و خصوصيات اخلاقي حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و مديريتي که آن حضرت در مسائل اجتماعي داشتند.
ابن هشام نقل مي کند: خديجه شخصا تمايلات خود را اظهار کرد و چنين گفت: عمو زاده! من بر اثر خويشي که در ميان من و تو برقرار است (هر دو قبيله قريش بودند) و آن عظمت و عزتي که ميان قوم خود داري و امانت و حسن خلق و راستگویی که از تو مشهود است جداً مايلم با تو ازدواج کنم.[9]
بنابراين عواملي که باعث اعتماد حضرت خديجه- علیها السلام - هم در امور مالي و هم در امر ازدواج به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ شد عبارت بودند از: دارا بودن صفات و خصوصيات فردي ويژه از قبيل امانت داري، راستگویی، حسن خلق، حسن تدبير، سياست و کارداني پيامبر- صلی الله علیه و آله - که اين گونه ويژگي ها در آن دوره در کمتر کسي يافت مي شد؛ چنانچه فقط و فقط محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ به اين صفات مشهور بود. البته خديجه- علیها السلام - نيز بانويي زيرک بود که اين مسائل را به خوبی تشخيص مي داد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فروغ ابديت، جعفر سبحاني.
3ـ زندگاني محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ سيد هاشم رسولي محلاتي.

پی نوشتها:
[1]. ابن هشام، عبدالملک، السيرة النبويه، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ج1. ص188.
[2]. ابن اثير جزری، علي بن محمد، الکامل في التاريخ، بيروت، دارصادر، 1385ش، ج2.ص 39.
[3]. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1403ق، ج16، ص22.
[4]. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1373ش، ج1، ص190.
[5]. مسعودي،علي بن حسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجره، 1409ق، ج2، ص272.
[6]. مجلسی، پیشین ، ج16، ص4.
[7]. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبري، بيروت، دارالکتب، 1410ق، ج1، ص104.
[8]. ابن هشام، پیشین، ج1، ص191.
[9]. همان.
منبع: اندیشه قم
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما