0
ویژه نامه ها

پرسش :

عاشق شدن از نظر شرعى چه اشكالى دارد؟


پاسخ :
عاشق شدن از نظر شرعى چه اشكالى دارد؟
براى پاسخ به اين سؤال كه اصلا آيا عشق اشكال شرعى دارد يا خير، بايد ابتدا مقصود از عشق را مشخص كنيم. عشق دو معنا دارد: يكى معناى عوامانه‏ى آن كه همان طغيان شهوت جنسى است و واقعا ناميدن اين امر به عشق، جفا در حق عشق است. قطعا چنين طغيانى، مطلوب نيست و فضيلت كش است و انسان تنها با كمك عفاف و تسليم نشدن در برابر آن سود مى‏برد. اما معناى ديگر آن، عشق پاك و خالص و راستين است كه نه تنها مذموم نيست، بلكه مى‏تواند مركب خوبى براى كمال انسان شود.
اگر در زبان عاميانه گاه گفته مى‏شود عشق شرعا اشكال دارد، قطعا معناى اول آن مورد نظر است و اشكال شرعى آن نيز روشن است. زيرا طغيان شهوت جنسى، موجب خروج از حريم‏هايى است كه انسان به طور طبيعى در آن محدوده عمل مى‏كند و در پاسخ سؤال قبل توضيح داديم. بهترين معيار تفكيك اين دو عشق، آن است كه در نوع اول، انسان از خود بيرون نمى‏رود و محبوب را فقط براى خود مى‏خواهد و براى همين با وصال به محبوب، آتش عشق فروكش مى‏كند و خاموش مى‏شود. اما در مورد دوم، انسان محبوب را به خاطر خود محبوب مى‏خواهد. محبوب در نظرش با عظمت و قابل احترام است و حاضر است خود را فداى خواسته‏هاى او كند تا حدى كه اگر محبوبش بخواهد اين عاشق از او دور باشد و اصلا به سمت او نرود، عاشق واقعى، خواست محبوب را برخواست خود ترجيح مى‏دهد و به قول باباطاهر:

من از درمان و درد و وصل و هجران‏
پسندم آنچه را جانان پسندد
يعنى حتى اگر او مايل به هجران من باشد، من هجران را بر وصل ترجيح مى‏دهم. به قول آن شاعر عرب:
احب وصال‏ها و تحب فراقى‏
فأترك ما احب لما تحب )من وصال او را مى‏خواهم و او فراق مرا. پس آنچه را دوست دارم به خاطر آنچه او دوست دارد رها مى‏كنم و فراق را بر وصال ترجيح مى‏دهم. .
اين نوع احساسات است كه اگر به اوج و كمال برسد آثار خير فراوانى دارد و بزرگ‏ترين عامل اخلاقى و تربيتى است. زيرا مهم‏ترين مسأله‏ى اخلاق، مبارزه با خودپرستى است و اگر كسى از خودپرستى خارج شد، ديگر تا خداپرستى راه چندانى باقى نمانده است. چنين عشقى، با وصال، نه تنها خاموش نمى‏شود، بلكه تندتر و تيزتر مى‏شود. قرآن كريم نام اين عشق را »مودت« و »رحمت« مى‏گذارد و رابطه‏ى زن و شوهر را با اين دو لفظ نشان مى‏دهد. چنين عشقى نه قابل توصيه است نه قابل مخالفت، زيرا اصلا چنين عشقى ارادى و اختيارى نيست و از اين نظر بسيار شبيه مصيبت است. به كسى نمى‏توان گفت »خود را به مصيبت بينداز« اما اگر مصيبتى بر كسى وارد شد و او با نيروى صبر و رضا آن راتحمل كرد، بسيار باعث تكامل او شود. )مرتضى مطهرى، جاذبه و دافعه‏ى على )ع(، صص 46 - 65. .
اكنون كه ماهيت عشق معلوم شد، سه مطلب را بايد خاطر نشان كرد:
نكته‏ى اول اين كه در عشق ميان دو جنس مخالف، اسلام با طراحى ازدواج و محدود كردن روابط شهوانى به روابط بين زن و شوهر به نحوى برنامه‏ريزى كرده است كه عشق واقعى ايجاد شود، چرا كه اساسا عشق واقعى زمانى پديد مى‏آيد كه محدوديتى در روابط دختر و پسر باشد. اگر دختران و پسران بتوانند بى‏هيچ محدوديتى به راحتى به همديگر دسترسى داشته باشند، ديگر عشقى پيدا نمى‏شود و اين مطلبى است كه نه تنها علماى اسلامى بلكه بسيارى از دانشمندان غربى نيز آن را پذيرفته‏اند؛ تا جايى كه حتى از نظر ويل دورانت، حيا امرى اكتسابى است:
»حيا امرى غريزى نيست، بلكه اكتسابى است. زنان دريافتند كه دست و دل‏بازى مايه‏ى طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند... خوددارى از گشاده‏رويى و امساك در بذل و بخشش، بهترين سلاح براى شكار مردان است. اگر اعضاى نهانى انسان را در معرض عام تشريح مى‏كردند توجه ما به آن جلب مى‏شد، ولى رغبت و قصد به ندرت تحريك مى‏گرديد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حياست و بى‏آن كه بداند حس مى‏كند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و رقت عالى خبر مى‏دهد.« )ويل دورانت، لذات فلسفه، به نقل از مرتضى مطهرى، مسأله‏ى حجاب، صص 70 - 71. .
»به طور كلى، رابطه‏اى است ميان در دسترس نبودن و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گران بهايى از طرف ديگر؛ هم چنان كه رابطه‏اى است ميان عشق و سوز از يك طرف و هنر و زيبايى از طرف ديگر. يعنى عشق در زمينه‏ى در دسترس نبودن‏ها مى‏شكفد و هنر و زيبايى در زمينه‏ى عشق رشد و نمو مى‏كند. برتراندراسل مى‏گويد: از لحاظ هنر مايه‏ى تأسف است كه به آسانى بتوان به زنان دست يافت و خيلى بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد، بدون آن كه غير ممكن گردد.« )مرتضى مطهرى، همان، ص 72. .
ويل دورانت در جايى ديگر مى‏گويد: »آنچه بجوييم و نيابيم، عزيز و گران‏بها مى‏شود. زيبايى، به قدرت ميل بستگى دارد و ميل با اقناع و ارضا ضعيف و با منع و جلوگيرى، قوى مى‏شود.«. )ويل دورانت، لذات فلسفه: به نقل از مرتضى مطهرى، همان، ص 73. .
از همه عجيب‏تر سخنى است كه يكى از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك نقل مى‏كند. او مى‏گويد: »من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلم پر هيجان و پر آنتريك باشد، بدين معنى كه ماهيت خود را كم‏تر نشان دهد و براى كشف خود، مرد را به نيروى تخيل و تصور زيادى وادارد. بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند، يعنى كم‏تر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد براى كشف آنان بيش‏تر به خود زحمت دهد... زنان شرقى تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روى‏بندى كه به كار مى‏بردند، خود به خود جذاب مى‏نمودند و همين موضوع جاذبه‏ى نيرومندى به آنان مى‏داد. اما به تدريج با تلاشى كه زنان اين كشورها براى برابرى با زنان غربى از خود نشان مى‏دهند، حجاب و پوششى كه ديروز بر زن شرقى كشيده شده بود از ميان مى‏رود و همراه آن، جاذبه‏ى او هم كاسته مى‏شود.«
امروز يكى از خلأهايى كه در دنياى اروپا و آمريكا وجود دارد، خلأ عشق است. در كلمات دانشمندان اروپايى، زياد اين نكته به چشم مى‏خورد كه اولين قربانى آزادى و بى‏بندوبارى امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالى است. در جهان امروز، هرگز عشق‏هايى از نوع عشق‏هاى شرقى از قبيل عشق‏هاى ليلى و مجنون و خسرو و شيرين رشد و نمود نمى‏كند. )مرتضى مطهرى، همان، صص 73 - 74. .
نكته دوم اين است كه عشق، وحدت طلب است؛ يعنى عاشق واقعى، عاشق يكى است نه عاشق چند نفر؛ زيرا عشق يعنى انسان همه هستى و دار و ندار خود را در پاى كسى بريزد و اگر كسى بگويد من عاشق دو نفر مختلف هستم، يعنى همه‏ى هستى‏ام را براى هيچ يك به تنهايى اختصاص نداده‏ام. قرآن كريم هم با اشاره به همين مطلب، توضيح مى‏دهد كه خداوند براى هيچ انسانى دو قلب قرار نداده است. )ما جعل الله يرجل من قلبين فى جوفه. تنها در صورتى مى‏توان عاشق چند نفر بود كه عشق به هر يك عين عشق به ديگرى باشد و آن‏ها در طول هم باشند نه در عرض هم؛ مانند عشق به ائمه اطهار عليهم‏السلام، و اين مطلب ما را وارد نكته سوم مى‏كند.
نكته‏ى سوم اين كه عشق واقعى مى‏تواند زمينه‏ساز تكامل انسان باشد و اسلام قطعا چنين عشقى را حرمت مى‏نهد. اما چنين عشقى فقط در ميان همسران رخ نمى‏دهد، بلكه چهره‏ى ديگر آن عشق، به اولياى خداست كه انسان را به بهترين وجهى به سمت خدا مى‏كشاند و علت تأكيد فراوان بر محبت اهل‏بيت، كه حتى قرآن كريم آن را مزد رسالت پيامبر )ص( دانسته )شورى 42 / 23. قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة فى القربى. ، همين است.
عاشق شدن از نظر شرعى چه اشكالى دارد؟
براى پاسخ به اين سؤال كه اصلا آيا عشق اشكال شرعى دارد يا خير، بايد ابتدا مقصود از عشق را مشخص كنيم. عشق دو معنا دارد: يكى معناى عوامانه‏ى آن كه همان طغيان شهوت جنسى است و واقعا ناميدن اين امر به عشق، جفا در حق عشق است. قطعا چنين طغيانى، مطلوب نيست و فضيلت كش است و انسان تنها با كمك عفاف و تسليم نشدن در برابر آن سود مى‏برد. اما معناى ديگر آن، عشق پاك و خالص و راستين است كه نه تنها مذموم نيست، بلكه مى‏تواند مركب خوبى براى كمال انسان شود.
اگر در زبان عاميانه گاه گفته مى‏شود عشق شرعا اشكال دارد، قطعا معناى اول آن مورد نظر است و اشكال شرعى آن نيز روشن است. زيرا طغيان شهوت جنسى، موجب خروج از حريم‏هايى است كه انسان به طور طبيعى در آن محدوده عمل مى‏كند و در پاسخ سؤال قبل توضيح داديم. بهترين معيار تفكيك اين دو عشق، آن است كه در نوع اول، انسان از خود بيرون نمى‏رود و محبوب را فقط براى خود مى‏خواهد و براى همين با وصال به محبوب، آتش عشق فروكش مى‏كند و خاموش مى‏شود. اما در مورد دوم، انسان محبوب را به خاطر خود محبوب مى‏خواهد. محبوب در نظرش با عظمت و قابل احترام است و حاضر است خود را فداى خواسته‏هاى او كند تا حدى كه اگر محبوبش بخواهد اين عاشق از او دور باشد و اصلا به سمت او نرود، عاشق واقعى، خواست محبوب را برخواست خود ترجيح مى‏دهد و به قول باباطاهر:

من از درمان و درد و وصل و هجران‏
پسندم آنچه را جانان پسندد
يعنى حتى اگر او مايل به هجران من باشد، من هجران را بر وصل ترجيح مى‏دهم. به قول آن شاعر عرب:
احب وصال‏ها و تحب فراقى‏
فأترك ما احب لما تحب )من وصال او را مى‏خواهم و او فراق مرا. پس آنچه را دوست دارم به خاطر آنچه او دوست دارد رها مى‏كنم و فراق را بر وصال ترجيح مى‏دهم. .
اين نوع احساسات است كه اگر به اوج و كمال برسد آثار خير فراوانى دارد و بزرگ‏ترين عامل اخلاقى و تربيتى است. زيرا مهم‏ترين مسأله‏ى اخلاق، مبارزه با خودپرستى است و اگر كسى از خودپرستى خارج شد، ديگر تا خداپرستى راه چندانى باقى نمانده است. چنين عشقى، با وصال، نه تنها خاموش نمى‏شود، بلكه تندتر و تيزتر مى‏شود. قرآن كريم نام اين عشق را »مودت« و »رحمت« مى‏گذارد و رابطه‏ى زن و شوهر را با اين دو لفظ نشان مى‏دهد. چنين عشقى نه قابل توصيه است نه قابل مخالفت، زيرا اصلا چنين عشقى ارادى و اختيارى نيست و از اين نظر بسيار شبيه مصيبت است. به كسى نمى‏توان گفت »خود را به مصيبت بينداز« اما اگر مصيبتى بر كسى وارد شد و او با نيروى صبر و رضا آن راتحمل كرد، بسيار باعث تكامل او شود. )مرتضى مطهرى، جاذبه و دافعه‏ى على )ع(، صص 46 - 65. .
اكنون كه ماهيت عشق معلوم شد، سه مطلب را بايد خاطر نشان كرد:
نكته‏ى اول اين كه در عشق ميان دو جنس مخالف، اسلام با طراحى ازدواج و محدود كردن روابط شهوانى به روابط بين زن و شوهر به نحوى برنامه‏ريزى كرده است كه عشق واقعى ايجاد شود، چرا كه اساسا عشق واقعى زمانى پديد مى‏آيد كه محدوديتى در روابط دختر و پسر باشد. اگر دختران و پسران بتوانند بى‏هيچ محدوديتى به راحتى به همديگر دسترسى داشته باشند، ديگر عشقى پيدا نمى‏شود و اين مطلبى است كه نه تنها علماى اسلامى بلكه بسيارى از دانشمندان غربى نيز آن را پذيرفته‏اند؛ تا جايى كه حتى از نظر ويل دورانت، حيا امرى اكتسابى است:
»حيا امرى غريزى نيست، بلكه اكتسابى است. زنان دريافتند كه دست و دل‏بازى مايه‏ى طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند... خوددارى از گشاده‏رويى و امساك در بذل و بخشش، بهترين سلاح براى شكار مردان است. اگر اعضاى نهانى انسان را در معرض عام تشريح مى‏كردند توجه ما به آن جلب مى‏شد، ولى رغبت و قصد به ندرت تحريك مى‏گرديد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حياست و بى‏آن كه بداند حس مى‏كند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و رقت عالى خبر مى‏دهد.« )ويل دورانت، لذات فلسفه، به نقل از مرتضى مطهرى، مسأله‏ى حجاب، صص 70 - 71. .
»به طور كلى، رابطه‏اى است ميان در دسترس نبودن و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گران بهايى از طرف ديگر؛ هم چنان كه رابطه‏اى است ميان عشق و سوز از يك طرف و هنر و زيبايى از طرف ديگر. يعنى عشق در زمينه‏ى در دسترس نبودن‏ها مى‏شكفد و هنر و زيبايى در زمينه‏ى عشق رشد و نمو مى‏كند. برتراندراسل مى‏گويد: از لحاظ هنر مايه‏ى تأسف است كه به آسانى بتوان به زنان دست يافت و خيلى بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد، بدون آن كه غير ممكن گردد.« )مرتضى مطهرى، همان، ص 72. .
ويل دورانت در جايى ديگر مى‏گويد: »آنچه بجوييم و نيابيم، عزيز و گران‏بها مى‏شود. زيبايى، به قدرت ميل بستگى دارد و ميل با اقناع و ارضا ضعيف و با منع و جلوگيرى، قوى مى‏شود.«. )ويل دورانت، لذات فلسفه: به نقل از مرتضى مطهرى، همان، ص 73. .
از همه عجيب‏تر سخنى است كه يكى از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك نقل مى‏كند. او مى‏گويد: »من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلم پر هيجان و پر آنتريك باشد، بدين معنى كه ماهيت خود را كم‏تر نشان دهد و براى كشف خود، مرد را به نيروى تخيل و تصور زيادى وادارد. بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند، يعنى كم‏تر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد براى كشف آنان بيش‏تر به خود زحمت دهد... زنان شرقى تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روى‏بندى كه به كار مى‏بردند، خود به خود جذاب مى‏نمودند و همين موضوع جاذبه‏ى نيرومندى به آنان مى‏داد. اما به تدريج با تلاشى كه زنان اين كشورها براى برابرى با زنان غربى از خود نشان مى‏دهند، حجاب و پوششى كه ديروز بر زن شرقى كشيده شده بود از ميان مى‏رود و همراه آن، جاذبه‏ى او هم كاسته مى‏شود.«
امروز يكى از خلأهايى كه در دنياى اروپا و آمريكا وجود دارد، خلأ عشق است. در كلمات دانشمندان اروپايى، زياد اين نكته به چشم مى‏خورد كه اولين قربانى آزادى و بى‏بندوبارى امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالى است. در جهان امروز، هرگز عشق‏هايى از نوع عشق‏هاى شرقى از قبيل عشق‏هاى ليلى و مجنون و خسرو و شيرين رشد و نمود نمى‏كند. )مرتضى مطهرى، همان، صص 73 - 74. .
نكته دوم اين است كه عشق، وحدت طلب است؛ يعنى عاشق واقعى، عاشق يكى است نه عاشق چند نفر؛ زيرا عشق يعنى انسان همه هستى و دار و ندار خود را در پاى كسى بريزد و اگر كسى بگويد من عاشق دو نفر مختلف هستم، يعنى همه‏ى هستى‏ام را براى هيچ يك به تنهايى اختصاص نداده‏ام. قرآن كريم هم با اشاره به همين مطلب، توضيح مى‏دهد كه خداوند براى هيچ انسانى دو قلب قرار نداده است. )ما جعل الله يرجل من قلبين فى جوفه. تنها در صورتى مى‏توان عاشق چند نفر بود كه عشق به هر يك عين عشق به ديگرى باشد و آن‏ها در طول هم باشند نه در عرض هم؛ مانند عشق به ائمه اطهار عليهم‏السلام، و اين مطلب ما را وارد نكته سوم مى‏كند.
نكته‏ى سوم اين كه عشق واقعى مى‏تواند زمينه‏ساز تكامل انسان باشد و اسلام قطعا چنين عشقى را حرمت مى‏نهد. اما چنين عشقى فقط در ميان همسران رخ نمى‏دهد، بلكه چهره‏ى ديگر آن عشق، به اولياى خداست كه انسان را به بهترين وجهى به سمت خدا مى‏كشاند و علت تأكيد فراوان بر محبت اهل‏بيت، كه حتى قرآن كريم آن را مزد رسالت پيامبر )ص( دانسته )شورى 42 / 23. قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة فى القربى. ، همين است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
طرز تهیه چند نوع دسر با جو پرک
طرز تهیه چند نوع دسر با جو پرک

طرز تهیه چند نوع دسر با جو پرک

دستور تهیه سالاد فصلی بهاری
دستور تهیه سالاد فصلی بهاری

دستور تهیه سالاد فصلی بهاری

طرز تهیه سوپ مارچوبه
طرز تهیه سوپ مارچوبه

طرز تهیه سوپ مارچوبه

واکنش وزیر بهداشت به سخن رئیس جمهور
واکنش وزیر بهداشت به سخن رئیس جمهور

واکنش وزیر بهداشت به سخن رئیس جمهور

مبین | جز او هیچ خدایی نیست / استاد عبدالباسط
مبین | جز او هیچ خدایی نیست / استاد عبدالباسط

مبین | جز او هیچ خدایی نیست / استاد عبدالباسط

علت سفر چانگ سیه کیون به عنوان نخست وزیر کره جنوبی به ایران چیست؟
علت سفر چانگ سیه کیون به عنوان نخست وزیر کره جنوبی به ایران چیست؟

علت سفر چانگ سیه کیون به عنوان نخست وزیر کره جنوبی به ایران چیست؟

حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی (نسخه اینستاگرام)
حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی (نسخه اینستاگرام)

حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی (نسخه اینستاگرام)

شناسایی عامل خرابکاری 1400 مجتمع غنی سازی نطنز + نظر کاربران درباره این خرابکاری
شناسایی عامل خرابکاری 1400 مجتمع غنی سازی نطنز + نظر کاربران درباره این خرابکاری

شناسایی عامل خرابکاری 1400 مجتمع غنی سازی نطنز + نظر کاربران درباره این خرابکاری

حسن رعیت یا همان حسن میرکاظمی کسیت و متهم به چه مواردی است؟
حسن رعیت یا همان حسن میرکاظمی کسیت و متهم به چه مواردی است؟

حسن رعیت یا همان حسن میرکاظمی کسیت و متهم به چه مواردی است؟

اختلال زن نمایی در مردان
اختلال زن نمایی در مردان

اختلال زن نمایی در مردان

اختلال مرد نمایی در خانم‌ها
اختلال مرد نمایی در خانم‌ها

اختلال مرد نمایی در خانم‌ها

حکمت | از پشت شیشه تو رو می‎بینند / استاد رنجبر
حکمت | از پشت شیشه تو رو می‎بینند / استاد رنجبر

حکمت | از پشت شیشه تو رو می‎بینند / استاد رنجبر

بلوغ غیر طبیعی در دخترها
بلوغ غیر طبیعی در دخترها

بلوغ غیر طبیعی در دخترها

حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی
حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی

حکمت | دجال؛ بزرگترین فتنه‌ی دنیا / استاد علوی تهرانی

تلاوت آیه 10 سوره تحریم/ شعبان عبدالعزیز صیاد
تلاوت آیه 10 سوره تحریم/ شعبان عبدالعزیز صیاد

تلاوت آیه 10 سوره تحریم/ شعبان عبدالعزیز صیاد

تلاوت زیبای آیات 16-21 سوره حجر/ استاد حصان
تلاوت زیبای آیات 16-21 سوره حجر/ استاد حصان

تلاوت زیبای آیات 16-21 سوره حجر/ استاد حصان

هیولایی مرگبارتر از کرونا...!
هیولایی مرگبارتر از کرونا...!

هیولایی مرگبارتر از کرونا...!

معنی درست راستی آزمایی برجام؟!
معنی درست راستی آزمایی برجام؟!

معنی درست راستی آزمایی برجام؟!

قطعه بی کلام «یاد آن دلاوران به خیر»
قطعه بی کلام «یاد آن دلاوران به خیر»

قطعه بی کلام «یاد آن دلاوران به خیر»

خونریزی های بعد از یائسگی
خونریزی های بعد از یائسگی

خونریزی های بعد از یائسگی

ترانه «یاد آن شب»/ حسین محمود شاهی
ترانه «یاد آن شب»/ حسین محمود شاهی

ترانه «یاد آن شب»/ حسین محمود شاهی