0
ویژه نامه ها

پرسش :

در علوم تربيتى و روانشناسى تكيه بر اعتماد به نفس مى‏شود، و در معارف اسلامى و اخلاقى و عرفانى، مسأله توكل بر خدا مطرح است، آيا این دو منافاتى با هم ندارند؟


پاسخ :
پى بردن به تنافی بینِ "اعتماد به نفس"، و "توكل"، بسته به شناختِ دو مفهوم ياد شده است بدین منظور ابتداء به توضیح این دو مفهوم می پردازیم:
الف. مفهوم‏شناسى اعتماد به نفس:
براى واژۀ فوق، دو معناىِ متفاوت مى‏توان در نظر گرفت:
1. اعتماد به نفس، يعنى شناختِ توانمندى‏ها، ظرفيّت‏ها و تكيه بر داشته‏ها جهت رسيدن به خواسته‏ها و نيل به هويّت واقعى.
اين برداشت، نه تنها منافى با هنجارهاى دينى نيست بلكه دقيقاً همان چيزى است كه خواستۀ خدا و خداييان بوده و ما نسبت به كسب اين ويژگى، مسئوليت داشته و دست نيافتن به اين امتياز، به قيمت از دست دادنِ خيلى چيزها است. چيزهايى كه حداقل ضررش، عدم موفّقیت در زندگى و درماندگى در كسب رضاى الاهی است. از اين رو، چنين مفهوم والايى را "اعتماد به نفسِ ممدوح" مى‏ناميم.
عوامل متعددى، در پسنديده بودنِ معناى نخستين "اعتماد به نفس" كارايى دارند:
1. اينكه بدانم من كيستم؟ چه توانمندى‏هایى دارم؟ نقاط قوّت و ضعفم كدامند؟ چه ويژگى‏های مثبتی در "من" وجود دارد؟ مسئوليت‏هاىِ "من" كدام است؟ داشته‏ها و سرمايه‏هاى مادّى و معنوى ام چيستند؟ و چگونه و با كدامين نقشه مى‏توانم بهترين بهره ورى از ثروت‏هاى وجود و زندگى و زندگانى‏ام داشته باشم؟ و... همگى انعكاس هایى هستند از دو تعبير كليدىِ "معرفت نفس" و "شناخت و استفاده از نعمت‏ها"! اين باور به خود، چيزى جُز توجّه به ماهيّت فراتر انسان و توجه به ابعاد عالى انسانى، آنهم از كانالِ "نعمت‏شناسى" نيست. و اساساً، مگر نه اين است كه خداوند به آدمى، نعمت‏هايى داده و او را در برابر اين داده‏ها مسئول دانسته است و از وى بازخواست مى‏كند؟ پس عهده دار شدن مسئوليت نعمت‏ها، جز با تكيه بر اين داشته‏ها و اعتماد بر خويشتن و بهره‏گيرى از نعمت‏ها و احساس "مثبت داشتن" و "مثبت بودن" شدنى نيست.
از این رو معناى "اعتماد به نفس داشتن" عبارت است از: باورْ داشتِ اينكه من هم بنده‏اى از بندگانِ همان خدايم كه اين نعمت‏ها را دارد و مى‏تواند با برداشت اين داشته‏ها، پيش برود و گرنه شكر نعمت نكرده‏ام.
2. به اين جهت اولين معنای "اعتماد به نفس" را می پذیريم كه: اثبات استقلال و خودباورى و نفىِ وابستگى و خودكم بينى مى‏كند. به بيانى ديگر، اعتماد به نفس، پذيرش آگاهانه و سودبخشِ ارزش‏ها، سرمايه‏ها و نمادها است؛ به گونه‏اى كه با خودباورى انسانى - اسلامى، در برابر خودباختگى‏ها و بيگانگى‏ها و كششها قد علم كرده و "جيره خوار" طبل های تو خالى‏اى نمى‏شويم كه از انسانيت، فقط اسمى به يدك مى‏كشند.
با اعتماد به نفس، به ساماندهى ذهن مى‏رسيم و با همين اصلاحِ تفكر است كه به همۀ كليدهاى طلايى موفقيت دست مى‏يابيم. مگر نه اين است كه وقتى استعمارگران مى‏خواهند نفوذ كنند ابتدا به ملت‏ها و فرهنگ‏ها مى‏قبولانند كه: شماها هيچ نداريد! فكرتان عقب است و از مدرنيته باز مانده‏ايد! هنوز زود است كه فكرِ استقلال كنيد! بدينسان، بشر از "خودباورى" به "خودباختگى" سقوط كرده و چون خود را زير صفر مى‏داند دست و پا مى‏زند تا "از خود بودن" به "ديگر شدن(= اِليناسيون)" تبديل شود؛ و همين اقرار به گدايى و فقر است كه آغاز استحالۀ مردم و فرهنگ و دين است.
همچو آيينه مشو محو جمال دگران
از دل و ديده فرو شوى خيالِ‏دگران!
تعداد ز یادى كه دُچار خلاءهاى روانى، و بزهكارى مى‏شوند، آنهايى‏اند كه خود را خوار مى‏پندارند.
یکی از تحليل گران امور روانی می گوید:
عزّت نفس، نقش عمده‏اى در رفتارهاى منطقى و بهنجار يا رفتارهاى نابهنجار و ناسازگار و بزهكارى افراد دارد. چنان كه بر اساس تحقيقات انجام شده، عزّت نفس مى‏تواند موجبِ پيشگيرى و تعديل يا تشديد برخى از رفتارهاى آدمى ‏گردد[1].
امام هادى (ع) فرموده است: "مَنْ هانت عليه نفسه فلا تأمن شَرّه؛: كسى كه خويشتن را ناچيز و خوار مي یابد و در باطن نسبت به خود احساس پستى و حقارت دارد از شر او ايمنى نداشته باش."[2]
بنابر اين، اعتماد به نفسِ ممدوح و پسنديده، موجوبِ خودباورى است و ميوۀ خودباورى، همّت و توانستن است.
پیامبر (ص)می فرماید:"همت مردانۀ مردان، كوه‏ها را از جا مى‏كَنَد."[3]
غزالی می گوید: "تفسير همت، خويشتندارى بُود و پُر دلى، و همّت بزرگان آن بُوَد كه خويشتن را بشناسد و عزيز دارند"[4].
اگر در جهان بايدت برترى
مبادا كه خود را زبون بشمرى
چو خود خويش را پست بينى و خوار
دگر از كس، اميد عزت مدار
بلندى نديد آن كه خود، پست شد
كجا نيستى مايۀ هست شد؟
3. ديگر ويژگى مثبت اين معناى اعتماد به نفس، همسويى‏اش با فرهنگ توكّل است.
2. دومين معناى اعتماد به نفس: عبارت است از اعتماد به نفس خود ! تا آنجا كه آن چنان به داشته‏ها و دانسته‏هايش تكيه كند كه خود، خواسته و خواهش‏هايش را منشأ همۀ خوبى‏ها و موفقيت‏ها بداند.
اين برداشت، نه تنها همسو با معارف دينى نيست، بلكه سَرابى است در خيال! بهتر آن است كه اين "اعتماد به نفس مذموم" را "نفس مَدارى" و "به خود مطمئن بودن" بناميم! که همين منشأ شكست‏ها است و چه خنجرهايى كه از پشت به ما نزده حضرت اميرالمؤمنين على (ع) دربارۀ اين اعتماد به نفس فرمودند: "من وثَقَ بنفسه خانتهُ؛ "هر كه اعتماد كند بر نفس خود خيانت كند آن او را ".[5]
چرا اين معنا از اعتماد به نفس، مذموم است؟ عوامل زير در نامطلوب نمودنِ معناى فوق تأثير دارند:
1. پنداشت ياد شده، باعث ايجاد شخصيت كاذب و بر هم زدنِ تعادل است. وقتى چنين تصوّر مى‏كنى كه "كافى است، من بخواهم"، "درست همان چيزى است كه من آن را درست مى‏دانم، پس بايد نظر من عملى شود"، "هيچ مانعى بر سر راهم نيست و..." همين تفكرات و نظرات، موجبِ "بيش انگارىِ شخصيتى" شده و با سرعت گرفتنِ "افراط در خودباورى"، راه براى سنگين شدنِ كفۀ خود بينی باز مى‏شود؛ پُر واضح است كه اين امواج و گرداب‏ها در روح و برداشت‏هاى ذهنى، به "عدم تعادل" و "بَر هم زدن ساختار شخصيت حقيقى"، منتهى مى‏گردد.
به هر حال، مرزها را بايد شناخت و براى ساير عوامل و واقعيت‏ها نيز حريم و موقعيت قايل شد، و با اين اعتماد عجيب و غريب به خود، ديگر جايى براى ارزيابى واقع بينانه از توانمنديهاى خويش باقى نمی ماند. حضرت اميرالمؤمنين على (ع) فرمودند: "اگر رحمت خدا را مى‏خواهيد، ابعاد توانمنديها و مرزِ ناتوانيهايتان را بشناسيد. و گرنه، از حدود قلمرو خود تجاوز مى‏كنيد و اميد به پيشرفت و رحمت را پايمال مى‏سازيد".[6]
از اين روست كه اسلام، آدمى را از چنين توجهى به خود، نهى كرده و هشدار داده كه اگر اين حالتِ نفسانى را به فراموشى نسپارى گرفتارِ دو اثر شومش یعنی غرور (عجب) و حبِّ نفس مى‏شوى.
"علاوه بر مفاسدى كه از عجب [خود را از حدّ تقصير خارج دانستن و مسرور شدن به كردارها ] گفته شد، این شجرۀ خبيثه‏اى است كه بسيارى از گناهان كبيره با او همراه است... پردۀ عُجب و حجاب غليظِ خودپسندى مانع می شود از آنكه بدي هاى خود را ببيند. اين مصيبتى است كه انسان را از جميعِ كمالات باز می دارد... . ديگر ضررِ عُجب، اعتماد بر نفس و اعمال خود، سبب شود كه انسانِ جاهلِ بي چاره خود را از حق تعالى مستغنى بداند و توجه به فضلِ حق تعالى نكند..."[7]
2. اعتقاد به خودكاره بودن، انكارِ عملىِ توحيد اَفعالى خداست:
در علم عقايد ثابت شده كه هر وجودى، هر حركتى، و هر فعلى كه در عالم است به ذات پاكِ خداوند بر مى‏گردد. او سبب ساز و سرآغاز همۀ علل است (مسبّب الاسباب و علة العلل). حتّى افعالى كه از ما سر مى‏زند، به يك معنا از اوست؛ او به ما قدرت و اختيار و آزادى اراده داده‏ اما اين كارگردانى خدا، به معناى بركنار ماندنِ انسان نيست. چون او به ما قدرت و اختيار داده و در عين حال، ما فاعل افعال خوديم. آن چنان كه در مقابلش مسئوليم. ولى باز هم فاعل بودنِ خدا كنار نمى‏رود، چون هر آنچه ما داريم از اوست و به او باز مى‏گردد. (لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه).[8] حال آنكه خود را محور دانستن، اثبات فاعليّت بى چون و چراى خود است و در برابر ارادۀ مطلق و حكومت بى حدّ خدا قد علم كردن!
ب. مفهوم‏شناسى توكّل
"توكل"، در اصل از مادّۀ "وكالت"، به معناى انتخاب وكيل است؛ و اين را هم مى‏دانيم كه:
اولاً. انتخاب يك وكيل و دافع در كارها، جايى لازم است كه انسان شخصاً قادر به انجام آن نباشد که در اين موقع از نيروى ديگرى استفاده مى‏كند و با كمك او به حلّ مشكلات خويش مى‏پردازد.
ثانياً. وكيل خوب كسى است كه حداقل چهار صفت، آگاهى كافى، امانت، قدرت، دلسوزى را داشته باشد.[9]
تفسير نخستين اعتماد به نفس (خودشناسى و خودباورى توأم با بكارگيرى تمامى ظرفيّت‏ها و سرمايه‏ها) با توكّل منافاتى ندارد؛ چون، (گذشته از كاركردهاى صددرصد دينى از قبيل: معرفت نفس و شناخت و استفاده از نعمت‏ها، كه در اين معنا نهفته)، اساساً توكّل واقعى ريشه در همين معناى از اعتماد به نفس دارد. چه اينكه: منظور از توكل، اين است كه آدمى در برابر عظمتِ مشكلات، احساسِ حقارت و ضعف نكند، بلكه با تكيه كردن بر قدرت بى پايان خداوند، خود را پيروز و فاتح بداند و به اين ترتيب، توكّل، مفهومى اميد آفرين، نيروبخش، تقويت كننده و سبب فزونى پايدارى و مقاومت است. از این رو، توكل كردن بر خدا مفهومى جُز اين ندارد كه انسان در برابر مشكلات و حوادث زندگى، دشمنى‏ها و سرسختى‏هاى مخالفان، پيچيدگى‏هاى مسير و بن‏بست‏هايش، با اعتماد بر خدا برای گشودن گره ها تلاش كند، به خدا توكّل كند و به او تكيه نماید، و از تلاش و كوشش باز نايستد؛ پس در همه جا خدا را مؤثّر اصلى بداند. زيرا از دريچۀ چشم يك موحّد، سرچشمۀ تمام قدرت‏ها و نيروها اوست.
و اگر كسانى چنين مى‏پندارند كه توجه به عالم اسباب و عوامل طبيعى با روح توكّل ناسازگار است، سخت در اشتباهند؛ زيرا جدا كردن اثرات عوامل طبيعى از ارادۀ خدا، يك نوع شرك محسوب مى‏شود! مگر نه اين است كه عوامل طبيعى نيز هر چه دارند از او دارند و همه به اراده و فرمان اويند. البته، اگر عوامل و توانمندى‏ها را دستگاهى مستقّل در برابر ارادۀ او بدانيم اينجاست كه با روح توكّل سازگار نخواهد بود".[10]
جانِ كلام اينكه: " خودباورى به معنای تكيه بر نعمت‏ها و استفاده از داشته‏ها و دورى از يأس، همسو با توكّل ايست! چه طور این گونه نباشد در حالی که شخص پيامبر (ص) سرسلسلۀ متوكّلان بوده و در عين حال براى پيشبرد اهدافش از هيچگونه فرصت، نقشه دقيق، تاكتيك مثبت و استفاده از وسايل و اسباب ظاهرى غفلت نمى‏نمود و به مؤمنين نيز هشدار مى‏داد كه "شما مى‏توانيد و شما برتريد" .[11]
اما اينكه چگونه برداشت دوم از اعتماد به نفس با توكل منافات دارد: نقطۀ مقابل توكل بر خدا، تكيه كردن بر غير خدا است؛ يعنى به صورت اتّكايى زيستن، وابسته به ديگرى بودن، و از خود استقلال نداشتن است. چه اينكه، توكّل بر خدا، آدمى را از وابستگى‏ها كه سرچشمۀ ذلت و بردگى است، نجات داده و به او آزادگى و اعتماد به نفس مى‏بخشد. از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند: "از پيك وحى، جبرئيل (ع)، پرسيدم؛ توكل چيست؟ فرمودند: آگاهى به اين واقعيّت كه مخلوق نه زيان مى‏رساند و نه عطا و منعى دارد! و اينكه چشم از دست و سرمايۀ مردم بردارى! هنگامى كه بنده‏اى چنين شد جز براى خدا كار نمى‏كند و به غير او اميد ندارد! اينها حقيقت و مرز توكل است."[12]
پی نوشتها:
[1] . ميرزابيگى، على، نقش نيازهاى روانى، ص 33.
[2]. عرفان، حسن، فصلنامۀ حديث زندگى، ويژۀ اعتماد به نفس، (مقالۀ) ص 7.
[3] مسند الشهاب، ج 1، ص 378.
[4] . غزالى، نصيحة الملوك.
[5] . غررالحكم، ج 5، ص 161.
[6] . علامۀ مجلسى، بحارالانوارج 66، ص 79 ؛ بحرانى، على ابن ميثم، شرح مائة كلمة، ص 59.
[7] . امام خمينى (ره)، شرح چهل حديث، ص 69، حديث سوم.
[8] . مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن، ج 3، ص 274.
[9] همان، تفسير نمونه، ج 10، ص 205. (با مختصر تغيير در متن).
[10]. همان، تفسير نمونه، ص 297. (با مختصر تغيير در متن).
[11]. همان، ج 10، ص 297.
[12]. همان،ص 298 ؛ بحار، ج 71، ص 137، حديث 23 ؛ معانى الاخبار، ص 461.
منابع
1. امام خمينى (ره)، چهل حديث، شرح احاديث 3 (عجب)، 4 (كبر)، 10 (هواى نفس)، 13 (توكل)، 20 (اخلاص).
2. نجاتى، محمد، قرآن و روانشناسى، ترجمۀ عباس عرب، نشر آستان قدس رضوى (ع)، فصل 9 (شخصيت در قرآن)، ص 287.
3. شرقاوى، حسن، گامى فراسوى روان‏شناسى اسلامى، ترجمۀ سيد محمد باقر حجّتى، نشر فرهنگ اسلامى، باب سوم راه وصول به سلامت نفسانى و بهداشت روانى، فصل 1 و 4 و 13(باب چهارم ) به خدمت گرفتن روان‏شناسى در زمينه‏هاى گوناگونى، ص 397 - 528.
http://farsi.islamquest.net
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تور واکسن کرونا چیست؟/ کدام کشورها تور واکسن ارائه می‌دهند؟
تور واکسن کرونا چیست؟/ کدام کشورها تور واکسن ارائه می‌دهند؟

تور واکسن کرونا چیست؟/ کدام کشورها تور واکسن ارائه می‌دهند؟

حال که خواهر به زبان آمده... / حاج محمود کریمی
حال که خواهر به زبان آمده... / حاج محمود کریمی

حال که خواهر به زبان آمده... / حاج محمود کریمی

نماهنگ | سبقت بادپا
نماهنگ | سبقت بادپا

نماهنگ | سبقت بادپا

نماهنگ | نامزدها بدانند
نماهنگ | نامزدها بدانند

نماهنگ | نامزدها بدانند

فیلمی از انفجار در سرزمین‌های اشغالی
فیلمی از انفجار در سرزمین‌های اشغالی

فیلمی از انفجار در سرزمین‌های اشغالی

واکنش خانواده جرج فلوید پس از اعلام خبر محکومیت قاتل او
واکنش خانواده جرج فلوید پس از اعلام خبر محکومیت قاتل او

واکنش خانواده جرج فلوید پس از اعلام خبر محکومیت قاتل او

استوری دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان
استوری دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

استوری دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

بقعه سید عبدالجبار - گورک سادات
بقعه سید عبدالجبار - گورک سادات

بقعه سید عبدالجبار - گورک سادات

بقعه شاه عباس غیب - خروک
بقعه شاه عباس غیب - خروک

بقعه شاه عباس غیب - خروک

بقعة صفا انگیز - کبگان
بقعة صفا انگیز - کبگان

بقعة صفا انگیز - کبگان

هزینه واکسیناسیون چقدر است؟
هزینه واکسیناسیون چقدر است؟

هزینه واکسیناسیون چقدر است؟

انفجار مهیب در مرکز فلسطین اشغالی
انفجار مهیب در مرکز فلسطین اشغالی

انفجار مهیب در مرکز فلسطین اشغالی

بند ۹ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین (ع)/ میثم مطیعی
بند ۹ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین (ع)/ میثم مطیعی

بند ۹ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین (ع)/ میثم مطیعی

غریب کوچه‌ها شدن با من، غریب کربلا شدن با تو (زمزمه)/ مطیعی
غریب کوچه‌ها شدن با من، غریب کربلا شدن با تو (زمزمه)/ مطیعی

غریب کوچه‌ها شدن با من، غریب کربلا شدن با تو (زمزمه)/ مطیعی

تلاوت آیه 112 سوره انبیاء و ابتدای سوره حج/ استاد نعینع
تلاوت آیه 112 سوره انبیاء و ابتدای سوره حج/ استاد نعینع

تلاوت آیه 112 سوره انبیاء و ابتدای سوره حج/ استاد نعینع

تلاوت آیه 185 سوره بقره/ امین پویا
تلاوت آیه 185 سوره بقره/ امین پویا

تلاوت آیه 185 سوره بقره/ امین پویا

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن.../ محمد اللیثی
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن.../ محمد اللیثی

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن.../ محمد اللیثی

نظری کن که سر به راه شوم (مناجات با خدا)/ میثم مطیعی
نظری کن که سر به راه شوم (مناجات با خدا)/ میثم مطیعی

نظری کن که سر به راه شوم (مناجات با خدا)/ میثم مطیعی

انصاف حیرت انگیز امیرالمؤمنین(ع)/ استاد حامد کاشانی
انصاف حیرت انگیز امیرالمؤمنین(ع)/ استاد حامد کاشانی

انصاف حیرت انگیز امیرالمؤمنین(ع)/ استاد حامد کاشانی

مناجات خوانی حاج مهدی رسولی
مناجات خوانی حاج مهدی رسولی

مناجات خوانی حاج مهدی رسولی

استوری | مناجات با خدا
استوری | مناجات با خدا

استوری | مناجات با خدا