0
ویژه نامه ها

پرسش :

با توجه به معانی مختلف و متفاوتی که از واژه ی ولایت ارائه شده، لطفاً بفرمایید معنای واقعی و حقیقی ولایت چیست؟


پاسخ :
واژه ی "ولايت" و "مولى" از ماده ی "ولى" گرفته شده و اهل لغت معانى گوناگون را براى آن برشمرده‏اند: مالك، عبد، معتِق (آزاد كننده) معتَق (آزاد شده)، صاحب (همراه)، قريب (مانند پسر عمو)، جار (همسايه)، حليف (هم پيمان)، ابن (پسر)، عمّ (عمو)، ربّ، ناصر، منعِم، نزيل (كسيكه در جايى سكنى گزيند) شريك، ابن الاخت (پسر خواهر)، محبّ، تابع، صهر (داماد)، اولى بالتصرف (كسى كه از جهاتى بر تصرف در امور شخصى ديگرى، از خود او شايسته‏تر است).[1]
در اصطلاح، مراد از "ولايت" تسلط و اشراف بر دخل و تصرف در امور ساير انسان‏ها، در ابعاد مختلف است، بدون اين كه حق اختيار و انتخاب و گزينش يا مالكيت از سايرين سلب شود.
"امامت" امام (ع) بر جامعه ی اسلامى تجلى و اعمال اين ولايت بر امور اجتماعى و سياسى جامعه و هدايت انسان‏ها به سوى جامعه‏اى اسلامى و پاسخ گويى به نيازهاى دينى و قضايى آنها است. اگر انسان‏ها به اين ولايت گردن نهند و زعامت او را پذيرا شوند و از راه و روش و منش و سيره ی او درس بگيرند، در دنيا و آخرت به سعادت و رفاه و آسايش مادى و معنوى دست مى‏يازند و اگر از امامت و زعامت او روى گردان شوند و به غير او رو كنند، جز به زيان خود، پيشه‏اى نخواهند داشت. در حالى كه چه سايرين بدانند يا ندانند، به او رو كنند يا نكنند، او را مرجع سياسى، قضايى، دينى و اخلاقى خود بشناسند و به او مراجعه كنند يا نكنند، او شاهد و محيط بر همه ی انسان‏ها اعم از شيعه و غير شيعه، مسلمان و غير مسلمان است. از ظاهر و باطن همه آگاه و توان هرگونه تصرفى را در امور آنها دارد. به علاوه مى‏تواند در امور تكوينيه نيز دخل و تصرف نموده و مثلاً خشتى را بدل به طلا نمايد يا عكس بر پرده را جان بخشد و يا امراض لاعلاج و گره‏هاى سخت را بگشايد و متوسلين خود را از بن بست‏ها برهاند، لكن از اين توان، بيهوده و بدون حكمت و خلاف سيره عادى بهره نمی گیرد. پس نبايد "ولايت" مصطلح در زبان محققين شيعى را، مرادف با امامت گرفت، بلكه بايد گفت: "ولايت" مهم ترين پيش نياز "امامت"؛ يعنى يكى از شروط مهّمه ی آن است و تا ولّى حضور و ظهور داشته باشد، كسى ديگرى نمى‏تواند "پيشواى" مسلمين گردد و زمام امور دينى و دنيوى آنها را به دست گيرد و آنها را به دنبال اهداف و نيات خود بكشاند!؛ زيرا اين يك اصل عقلايى و بديهى است كه تا افضل و اكمل حضور دارد، نوبت به سايرين نمى‏رسد، مگر اين كه آن "ولّى مطلق" اين اجازه و رخصت را به او داده باشد، - مثل ولى فقيه در زمان غيبت امام دوازدهم (عج) -، و او تحت نظر آن ولّى به اداره ی امور مسلمين در حيطه ی محدود اختيارات داده شده، بپردازد و پا را از آن فراتر ننهد. از اين رو آن مقام "ولايت الاهى" كه به ائمه معصومين ‏(ع) و پيامبر اكرم (ص) نسبت داده مى‏شود، همان مقام "خليفة الاهى" است كه هدف آفرينش انسان مى‏باشد و با همين مقام مسجود ملايكه واقع شده است. و اگر اين ولّى نباشد زمين اهلش را در خود فرو مى‏برد.[2]
اما آن ولايتى كه به سايرين نسبت داده مى‏شود، صِرف حق تصرف در امور مولى عليه، در حيطه‏اى است كه از طرف شارع به آنهااجازه داده شده است، مثلاً ولايت پدر بر فرزندان قابل مقايسه با ولايت حاكم شرع بر امور اجتماعى و دينى مسلمين نيست، زيرا سعه ی اختيارات اين دو و شرايط ولايت اين دو با هم متفاوت است.
به تعبيرى ولايت خدا و رسول (ص) و امام (ع) بر سايرين ولايتى حقيقى و برخاسته از قابليت‏ها و اقتضاءات ذاتى آنها است، لكن ولايت سايرين ولايتى "اعتبارى و قراردادى" و منوط به تشريع شارع است. چنانچه تحقق و فعليت ولايت نبى (ص) و امام (ع) در جامعه، نيازمند رويكرد و اطاعت و تسليم مردم در برابر تصرفات و اوامر و نواهى ايشان و مراجعه و رضايت مردم به قضاوت‏ها و حكم‏هاى ايشان است و إلاَّ آن ولايت الاهيه، در جامعه به ظهور نرسيده و إعمال نمى‏شود.
از نظر شيعه شناخت "ولّى اللَّه" و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏ها و احكام او بر همگان واجب است و هر كس از اين امر سرباز زند، در واقع توحيد و نبوت را نپذيرفته است و به عبارت ديگر: لازمه ی پذيرش وجود خدا و توحيد و عدالت او، پذيرش نبوت و پذيرش اين دو مستلزم پذيرش ولايت ولّى مى‏باشد. اين مطلب از آيات 3 سوره ی مائده كه ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحيد قرار مى‏دهد و 59 سوره ی نساء كه اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول (ص) قرار مى‏هد و نيز حديث ثقلين که "عترت" را قرين قرآن كريم مى‏نمايد،[3] به وضوح مستفاد است و به واسطه ی حديث شريف نبوى (ص) "هر كس كه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است".[4] تأكيد مى‏شود. لكن پذيرش ولايت سايرين مثمر نظم و امنيت در خانواده و جامعه، و تعالى دينى و فرهنگى و اقتصادى مى‏باشد و اگر براى اطاعت از شرع و كسب رضاى اله باشد، مأجور نيز خواهد بود. بلكه چنان كه از بسيارى روايات مستفاد است، هيچ عمل و عبادتى، بدون پذيرش ولايت ولى اللَّه الاعظم مقبول درگاه احديت واقع نمى‏شود. به عنوان نمونه امام رضا (ع) در حديث معروف سلسلة الذهب از اجدادشان به صورت حديث قدسى فرمودند: "كلمه لا إله إلاّ اللَّه حِصن (دژ محكم) مَن (اللَّه) است، و هر كه در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند" و پس از اندكى تأكيد نمودند: "با عمل به شرايط لا إله إلاّ اللَّه و (پذيرش ولايت) من يكى از آن شرايط است"[5].
حديث ديگر: امام باقر (ع) مى‏فرمايند: "اسلام بر پنج پايه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولايت، و هيچ يك از آن اركان به پاى ركن ركين ولايت نمى‏رسد"[6]. زيرا "ولايت در ميان اركان دين نقش كليدى دارد و امام راهنماى دين است".[7]
تذكر اين كه، سير انسان به سوى اللَّه و دست يابى به مقام خلافت الاهى، سيرى نامتناهى و داراى درجات متفاوت و عرض عريض است، لكن در هر زمان تنها يك نفر در اوج اين قلّه واقع مى‏شود و همطرازى در بين معاصرانش نخواهد داشت و او است كه بر سايرين - هرچند به درجه ی او نزديك باشند - ولايت خواهد داشت. مثلاً در زمان رسول اكرم (ص) هيچ كس - حتى امام على و فاطمه (ع) - به پاى ايشان نمى‏رسيدند و همه - حتى اين دو بزرگوار - تحت ولايت رسول اللَّه (ص) واقع مى‏بودند. چنانچه در زمان امام على (ع) - پس از رحلت نبى اكرم (ص) – حسنين ‏(ع) تحت ولايت پدر واقع گشتند و هكذا ساير ائمه ‏(ع) در زمان حيات پدر يا جدشان و نيز در زمان امام حسن (ع)، امام حسين (ع) تحت ولايت و زماعت و امامت برادر بزرگوار خويش و مطيع ايشان بودند، تا آن جا كه امام حسين (ع) پس از شهادت برادر نيز، عهدنامه ی ايشان با معاويه را تا زمانى كه او زنده بود، محترم شمردند و از درگيرى مستقيم با او اجتناب كردند. در اين زمان نيز تنها يك نفر بر فراز قلّه‏ى انسانيت مى‏درخشد و تنها او داراى ولايت كليه الاهيه بر تمامى انسان‏ها مى‏باشد، چه ديگران متوجه او باشند يا نباشند و نظارتش را يقين بدارند يا خير، اين يكه علمدار ميدان خلافت الاهى - به عقيده ی شيعه اثنى عشرى - كسى جز م حجة ابن الحسن العسكرى (ع) نمى‏باشد.
از سوى ديگر - چون اين مسير بى نهايت است و هدف آفرينش تمامى انسان‏ها طى اين مسير است، چنان كه مى‏فرمايد: "إنا للَّه و انّا إليه راجعون" ما از سوى او آمده‏ايم و به سوى از باز مى‏گرديم.[8] - ساير انسان‏ها اگر بخواهند به درجات اين مسير بار يابند چاره‏اى جز اين ندارند كه ولايت ولى اللَّه الاعظم را پذيرا شوند و به او اقتدا كنند و پا جا پاى او بنهند تا به طور دقيق و سريع بتوانند اين درجات را پشت سر نهاده و با گذراندن مراحل كمال انسانيت به كمال مقصود برسند.[9]
آنان كه با سوادى حكومت مسلمان شده بودند، تلاش كردند تا آياتى و رواياتى را كه دلالت بر نصب امام على (ع) بر امامت و ولايت بر مردم از جانب خدا و رسول (ص) داشت به نحوى توجيه و تأويل كنند كه خلاف مراد آن ذات اقدس و رسول گرامش برداشت شود.
از اين رو ولايت در آيه ی ولايت "انما وليكم اللَّه..." [10] و آيه ی اطاعت مطلقه "اطيعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم"[11] و حديث معروف غدير "من كنت مولاه فهذا على مولاه" را به معناى "دوست" يا "ناصر" پنداشته‏اند. در حالي كه اين معنا، با سياق آيات (ادات حصر انما و همطراز بودن اطاعت خدا و رسول (ص) و ولى) و شأن نزول آيات و احاديث مفسره آنها و نيز با توقف حجاج در بيابان غدير خم و اقرار گرفتن از مردم به توحيد و رسالت و بيعت مسلمين با امام على (ع) و عموميت دوستى و نصرت بين همه ی مسلمانان ناسازگار است. چنانچه امام على (ع) و ساير ائمه ‏(ع) و بسيارى از شعرای صحابه در مورد ولايت امام على (ع) ، مكرر به اين آيات و شأن نزول امثال اينها و به روايت غدير تمسك نموده و بر عليه خصم اقامه دعوى نموده‏اند.
بنابراين، گرچه اين معانى محرفّه، با معانى لغوى ولّى سازگار استف، اما سياق آيات و روايات و عقول منصف حقيقت جو از پذيرش آن امتناع دارد و اين آيات و روايات را نصوصى محكم و غير قابل خدشه،
در مورد نصب و معرفى امام على (ع) به عنوان خليفه و جانشين بلافصل رسول اللَّه (ص) مى‏داند.
تذكر اين كه امامت و ولايت ساير ائمه ‏(ع) نيز از راه احاديث نبوى (ص) و معرفى هر امام (ع) امام پس از خود را، و دارا بودن نشانه‏هاى ولايت (اعجاز و ولايت بر تصرف در تكوين و اطلاع بر نيات و بواطن افراد، علم و افرغيبى و عصمت، قابل تشخيص و شناسايى و اثبات و استدلال بر خصم مى‏باشد.
پی نوشتها:
[1] فيروزآبادى، القاموس المحيط ؛ سعيدى مهر، محمد، كلام اسلامى، ج 2، ص 168.
[2] مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، ص 46 - 76.
[3] همان.
[4] همان.
[5] بحارالأنوار، ج 3 ، ص 8.
[6] بحار، ج 65، ص 333 - 329 .
[7] جوادى آملى، عبداللَّه، عيد ولايت، ص 62 - 64.
[8] بقره، 156؛ انشقاق، 6.
[9] ر. ک: سؤال 314 و 315؛ مطهرى، مرتضى، انسان كامل.
[10] مائده، 55.
[11] نساء،59.
منابع و مآخذ:
1. جمعى از نويسندگان، معارف اسلامى، ج 1 و 2، بحث امامت.
2. جوادى آملى، عبداللَّه، عيد ولايت، ص 61 - 70.
3. جوادى آملى، عبداللَّه، ولايت در قرآن.
4. جوادى آملى، عبداللَّه، ولايت علوى، ص 28 – 55، 117 .
5. حلبى، تقى الدين ابوالصلاح، ص 127 - 133.
6. سعيدى مهر، محمد، كلام اسلامى، ج 2، ص 130 - 200.
7. مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، ص43 - 95، 161 - 169.
8. مطهرى، مرتضى، انسان كامل.
9. هادوى تهرانى، مهدى، ولايت و ديانت، ص 64 - 66.

منبع: http://farsi.islamquest.net
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
اختلال کلاب‌هاوس/ چرا کلاب هاوس تا این حد حساسیت برانگیز شده است؟
اختلال کلاب‌هاوس/ چرا کلاب هاوس تا این حد حساسیت برانگیز شده است؟

اختلال کلاب‌هاوس/ چرا کلاب هاوس تا این حد حساسیت برانگیز شده است؟

نشست کمیسیون مشترک برجام پایان یافت/ دیپلمات‌ها برای مشورت به تهران بازمی‌گردند
نشست کمیسیون مشترک برجام پایان یافت/ دیپلمات‌ها برای مشورت به تهران بازمی‌گردند

نشست کمیسیون مشترک برجام پایان یافت/ دیپلمات‌ها برای مشورت به تهران بازمی‌گردند

توشه‌ای شگفت انگیز از دعای ابو حمزه ثمالی
توشه‌ای شگفت انگیز از دعای ابو حمزه ثمالی

توشه‌ای شگفت انگیز از دعای ابو حمزه ثمالی

استراتژی و عوامل تقریب مذاهب اسلامی
استراتژی و عوامل تقریب مذاهب اسلامی

استراتژی و عوامل تقریب مذاهب اسلامی

مناجات ماه رمضان با صدای سید احمد الموسوی (نسخه اینستاگرام)
مناجات ماه رمضان با صدای سید احمد الموسوی (نسخه اینستاگرام)

مناجات ماه رمضان با صدای سید احمد الموسوی (نسخه اینستاگرام)

احکام نیت روزه از نظر آیت الله خامنه ای
احکام نیت روزه از نظر آیت الله خامنه ای

احکام نیت روزه از نظر آیت الله خامنه ای

حکمت | عقل؛ ارزشمندترین سرمایه و ثروت / استاد معاونیان (نسخه اینستاگرام)
حکمت | عقل؛ ارزشمندترین سرمایه و ثروت / استاد معاونیان (نسخه اینستاگرام)

حکمت | عقل؛ ارزشمندترین سرمایه و ثروت / استاد معاونیان (نسخه اینستاگرام)

گیاهان دارای خاصیت ضد سرطان
گیاهان دارای خاصیت ضد سرطان

گیاهان دارای خاصیت ضد سرطان

حکمت | چهار عامل خسارت دولت‌ / استاد رفیعی
حکمت | چهار عامل خسارت دولت‌ / استاد رفیعی

حکمت | چهار عامل خسارت دولت‌ / استاد رفیعی

تلاوت فرازی از آیه 38 سوره ابراهیم/ محمدجواد حسینی
تلاوت فرازی از آیه 38 سوره ابراهیم/ محمدجواد حسینی

تلاوت فرازی از آیه 38 سوره ابراهیم/ محمدجواد حسینی

مردم خیالتان راحت باشد!
مردم خیالتان راحت باشد!

مردم خیالتان راحت باشد!

آبیاری مکانیزه چیست و به چه ابزارهای احتیاج دارد؟
آبیاری مکانیزه چیست و به چه ابزارهای احتیاج دارد؟

آبیاری مکانیزه چیست و به چه ابزارهای احتیاج دارد؟

درباره سوره مبارکه علق/ استاد حمید ملکی
درباره سوره مبارکه علق/ استاد حمید ملکی

درباره سوره مبارکه علق/ استاد حمید ملکی

مستند حیات خانه ما (قسمت هجدهم)
مستند حیات خانه ما (قسمت هجدهم)

مستند حیات خانه ما (قسمت هجدهم)

شرمنده‌ام دستام کوچیکه (روضه عبدالله بن حسن)/ میثم مطیعی
شرمنده‌ام دستام کوچیکه (روضه عبدالله بن حسن)/ میثم مطیعی

شرمنده‌ام دستام کوچیکه (روضه عبدالله بن حسن)/ میثم مطیعی

بند ۸ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین(ع)/ میثم مطیعی
بند ۸ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین(ع)/ میثم مطیعی

بند ۸ استغفار هفتادبندی امیرالمومنین(ع)/ میثم مطیعی

تبعات ثبت نکردن خانه در سامانه چیست؟
تبعات ثبت نکردن خانه در سامانه چیست؟

تبعات ثبت نکردن خانه در سامانه چیست؟

روحانی: آدم عاقل وعده صد روزه نمی دهد!
روحانی: آدم عاقل وعده صد روزه نمی دهد!

روحانی: آدم عاقل وعده صد روزه نمی دهد!

استوری | «برگردی ای کاش» با صدای محمد علیزاده
استوری | «برگردی ای کاش» با صدای محمد علیزاده

استوری | «برگردی ای کاش» با صدای محمد علیزاده

میدونی که جز تو کسی رو ندارم | میثم مطیعی
میدونی که جز تو کسی رو ندارم | میثم مطیعی

میدونی که جز تو کسی رو ندارم | میثم مطیعی

این دولت،برای اصلاح طلبان نبود!
این دولت،برای اصلاح طلبان نبود!

این دولت،برای اصلاح طلبان نبود!