0
ویژه نامه ها

سبک زندگی اسلامی و تجمل گرایی (بخش اول)

ما در این مطلب به موضوعاتی همچون تجمل گرایی و سبک زندگی از نظر اسلام و عوامل بروز و گسترش تجمل گرایی و تاثیرات سوء این پدیده بر سبک زندگی جامعه مسلمان اشاره کرده ایم. با ما همراه باشید.
سبک زندگی اسلامی و تجمل گرایی (بخش اول)
یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی، شیوه‌ی زیستن.
 

مقدمه

دین اسلام برای تمام ابعاد زندگی بشر دستورات و معارف سازنده ای را معین کرده است به نحوی که هیچ قضیه و مسأله ای نیست مگر این که خداوند تبارک و تعالی بیانی روشنگر را در آن ملاحظه کرده و از طریق انبیا و اولیا اعلام نموده است. خواست خداوند در تکالیف و واجبات و محرمات به گونه ای است که در کمال انسان تاثیر گذار است ونقش سازنده ای در انسان و زندگی او دارد به شرط آن که انسان اعتدال و میانه روی را رعایت کند. زیاده روی حتی در عبادات و اعمال صالح هم در اسلام سفارش نشده، بلکه نکوهش نیز شده است.

امروزه زندگی های ما به دلایل مختلفی که غالبا خود برای خودمان درست کرده ایم مشکل شده است. اسلام سبک زندگی صحیح و میانه و راحت و در مسیر رضای خداوند را برای ما فراهم کرده است، اما ما انسان ها با جاده های انحرافی مختلفی که برایش درست کردیم، سبک زندگی را تغییر داده و از مسیر صحیح زندگی اسلامی و دینی خارج شده ایم. امروزه در جامعه ما و در زندگی فردی و اجتماعی ما، در خانواده، در روابط با اطرافیان، با پسر و دختر و با همسرمان مشکلاتی وجود دارد که گاهی ما را از زندگی سیر هم می کند؛ در حالی که دین مقدس هرگز چنین چیزی را برای ما ترسیم نکرده است و این ما هستیم که این مشکلات را درست کرده ایم.  ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم - که هدف انسان، رستگاری و فلاح و نجاح است - باید به سبک زندگی اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگاری معنوی اعتقادی هم نداشته باشیم، برای زندگی راحت، زندگی برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی، باز پرداختن به سبک زندگی مهم است. بنابراین مسئله، مسئله‌ی اساسی و مهمی است.
 

 تأکید رهبر انقلاب بر سبک زندگی اسلامی

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفری که در مهر ماه سال 1391 به استان خراسان شمالی داشتند در بیاناتی در جمع جوانان، یک هشدار جدی دادند در مورد اشکالاتی که به سبک زندگی ما وجود دارد. ایشان فرمودند: «یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی، شیوه‌ی زیستن - اینها عبارةٌ اخرای یکدیگر است...بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مثل مسأله ی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسأله ی خط، مسأله ی زبان، ‌ کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌ای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ این ها آن بخش های اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است.»( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی، 23 / 7 / 1391) ایشان در این سخنرانی به سؤالاتی پرداختند که هر یک از آن سؤالات بیانگر گروهی از مشکلات در جامعه ماست. برخی از آن سؤالات که به بحث ما مرتبط است عبارتند از:
  • چرا در برخی از بخش های کشورمان طلاق زیاد است؟
  • چرا در برخی از بخش های کشورمان روی آوردن جوان ها به مواد مخدر زیاد است؟
  • چرا در روابط همسایگی‌ مان رعایت های لازم را نمی کنیم؟
  • چرا صله ‌ی رحم در بین ما ضعیف است؟
  • چرا در زمینه‌ی فرهنگ رانندگی در خیابان، ما مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟
  • آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرت های روزانه، به همدیگر به طور کامل راست می گوییم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر یکدیگر حرف می زنیم؟
  • چرا به ما می گویند که ساعات مفید کار در دستگاه ‌های اداری ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟
  • چرا در بین بسیاری از مردم مصرف گرایی رواج دارد؟ آیا مصرف‌گرایی افتخار است؟ مصرف‌گرایی یعنی اینکه ما هر چه گیر می‌آوریم، صرف اموری کنیم که جزو ضروریات زندگی ما نیست. چه کنیم که ریشه‌ی ربا در جامعه قطع شود؟
  • چه کنیم که حق همسر، حق زن، حق شوهر، حق فرزندان رعایت شود؟
  • در یک کلام می توان چنین گفت که چرا ما زندگی هایمان با مشکلاتی مواجه است. به همه چیز نق می زنیم. از همه نقد می کنیم ولی خودمان هم یک انسان طبیعی و سالم نیستیم. نسبت به خدا ناشکری می کنیم، نسبت به خلق خدا، نسبت به طبیعت خدا و حتی نسبت به خودمان، ظلم می کنیم و از همه طلبکاریم.
  • بسیار دیده می شود که گاهی کسی مثلا از مسئولین گله دارد، به فلان مسأله جاری که به دولت و حکومت مربوط می شود، اعتراض دارد، ولی خودش در همان جایگاهی که هست، از همه بدتر است؛ به زیر دستانش ظلم می کند، دستش برسد کلاهبرداری می کند، کم فروشی می کند، حق دیگران را ضایع می کند و... .
  • مثلا یک راننده از درون خودرو، به راحتی در خیابان آشغال می ریزد، به حقوق شهروندان توجه نمی کند، به راحتی مقررات راهنمایی و رانندگی را زیر پا می گذارد، اما اگر یک چاله در خیابان های شهر ببیند، شهردار و شهرداری را ناسزا می گوید و خود را در پوستین نظم و قانون نشان می دهد.

ادامه دارد....

منبع : پایگاه اختصاصی حوزه
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما