0
ویژه نامه ها

جایگاه زن در رسانه های جمعی جهان

نگاه نادرست به زن می تواند زمینه ساز تخریب شخصیت او باشد. غرب در دوران زیست خود، نگاه های گوناگونی به زن داشته است که در برخی موارد به افراط و گاه به تفریط در این موضوع برخورد کرده است. یکی از جولانگاه های ظلم به زنان در رسانه هاست. در این نوشتار به بیان جایگاه زن در رسانه های جمعی جهان می پردازیم.
جایگاه زن در رسانه های جمعی جهان
زن در رسانه های جمعی غرب به عنوان یک کالای تبلیغاتی به شمار می آید. 

جایگاه زن در رسانه های جمعی جهان

امروزه دو موضوع به عنوان خمیرمایه های اصلی در تولید محتوای تمامی رسانه های جهان برای جذب مخاطب به کار گرفته می شود: جذابیت جنسی و خشونت.[1] این موضوع در دو رسانه های تصویری تلویزیون و سینما بیشتر خود را بروز می دهد.

در پژوهش های صورت گرفته در توصیف وضعیت «زن در رسانه»، سه نگاه اصلی به زن در رسانه کشف و استخراج شد. بدین معنا که نگاه به زن در رسانه های  جمعی جهان در یکی از این سه صورت یا در هر سه صورت قابل تصور است:
  1. نگاه رسانه ها به زن به عنوان «کالا»
  2. نگاه رسانه ها به زن به عنوان «ابزار»
  3. نگاه رسانه ها به زن به عنوان «مشتری»[2]
سه مورد بیان شده در جهت خلاف با اندیشه های اسلامی است، چرا که این گونه تصورات در مورد زن، می تواند از ارزش و کرامت او کاسته و صرفاً بر درآمد و ثروت صاحبان رسانه بیفزاید. برای یافتن چرایی این نگاه به زن در رسانه های غرب و مخالف دین، باید به دنبال کشف مبانی این اندیشه ها بود.
پایه ای تفکرات در غرب را باید از آغاز عصر روشنگری[3] یا رنسانس داست که با نهضت علمی، هنری، و ادبی شروع شد و در ادامه به  عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و صنعت راه یافت.[4]

با بررسی در اندیشه های غرب سه مبنا زمینه ساز چنین نگاهی به زنان شد:
 
مبنای اول) انسان محوری
مبنای انسان محوری (اومانیسم)[5]اصلی ترین مبنا در شکل گیری اندیشه ها در غرب بوده است. بر اساس این مبنا، اصالت بر غرایز مادی و زمینی انسان است و تنها موضوعی که برای انسان در جهت تفکر و تلاش مهم قلمداد می شود، همین اصل است.[6]  با این نگاه غرایز مادی انسان اصل و محور انتخاب همه چیز است و هر آنچه که مانع بهره گیری انسان شود، باید از میان برداشته شود، حتی نگاه های دین و آسمانی.

با نگاه به تاریخ می توان این نکته را یافت که انسان محوری در ابتدا یک جنبش ادبی، فرهنگی، فکری و آموزشی بود که در مراحل بعد، جنبه های سیاسی و اجتماعی به خود گرفت.[7] با این نگاه امیال انسانی و اهداف کام یابی هر فرد از هر نظر، مقدم بر جامعه دانسته می شود و فرد آزاد است تا خود، ارزش های را برگزیند و در کمال استقلال، اخلاقیات خویش را برنامه ریزی کند.

آزادی و حق انتخاب تا بدانجا پیش رفت که توجه به ویژگی های جسمانی زن و جنسی زن در هنرهای تصویری و تجسمی جایگاه ویژه ای یافت و هنرمندان پس از رنسانس با توجه به ویژگی های جسمی زن و با تکیه بر تکنیک های جدید هنری آثار زیادی را آفریدند که مرکز توجه آنها پیکر زنان بود[8]  تا آنجا که حتی شمایل های مقدس دینی از گزند این تفکر در امان نماندند.[9]
 
مبنای دوم) لذت گرایی
لذت گرایی[10] تاریخی به وسعت تاریخ فلسفه یونان دارد ولی در نگاه اندیشمندان غربی پس از رنسانس، معنایی جدیدی در ذیل اندیشه های اومانیستی به خود گرفت. در این دیدگاه انسان، اساساً منفعت خواه و لذت جوست و همه امور را تنها در محدوده منافع و لذایذ شخصی خود جستجو می کند.[11] از همین روی هر آنچه که بتواند بر افزایش لذت انسان بیفزاید، باید به کار گرفته شود. رسانه نیز یکی از فضاهایی بود که زن را به عنوان ابزار لذت گرایی به کار گرفت. زنان به خاطر داشتن جذابیت در رسانه ها به کار گرفته شدند تا این حس لذت گرایی در انسان ها تامین شود. گرچه اقبال زنان هم در پیدایی این نگاه نقش مهمی را ایفا کرد.

«جنسیت زنان» یکی از سودآورترین کالایی است که با کم ترین سرمایه گذاری، سود فراوانی را به جیب سرمایه گذار برگشت خواهد داد و همین نگاه منجر به پیدایی صنعتی به نام «پورنوگرافی»[12] (هرزه نگاری) شد.
 
 
مبنای سوم) نسبی گرایی
سیر پدیدایی این مبنا بسیار قابل تامل است. متفکران اومانیستی ابتدا با اصالت دادن به «عقل بشری»[13] آن را نخست مایه معرفت در انسان معرفی کردند. پس از آن «تجربه گرایی»[14] تنها راه پی بردن به حقیقت عالم معرفی شد و سرانجام تفکر «اثبات گرایی»[15] به صورت پیدا و پنهان در تار و پود فرهنگ غرب خود را نمایان ساخت.[16]
توضیح هر کدام یک از این موارد بحث مفصلی را طلب می کند ولی این مراحل زمینه ساز آن شد که حقیقت یک امر نسبی ای شودکه از دل آن نیز لیبرالیسمی خارج شود که منجر  به حذف ارزش های متعالی و سقوط ارزش ها به دامن اراده انسان شود و میل و اراده انسان توانست تنها مبنا برای ارزش گذاری امور شود.[17]

بر اساس این مبانی، نگاه به زن، در رسانه های جمعی جهان و علی الخصوص غرب، یک نگاه سخیفانه ای است که به دور از کرامت وانسانیت زن می باشد. این موضوع در مورد زن به عنوان مشتری رنگ دیگری نیز به خود می گیرد و به گونه ای عقلانیت زن را نیز زیر سئوال می برد.

خانم اکرام عبدی در تحقیقی با عنوان «تصویر زن در رسانه های غربی» بیان می کند: «رسانه های غربی هنگامی که به زن می پردازند، او را به گونه ای مورد خطاب قرار می دهدن که گویی «زن»، پوستی است که نیازمند ماساژ با نواع کرم، مژگانی نیازمند تقویت و تغذیه ... می باشد. این دید تحقیرآمیز که در اذهان زنان و دختران جوان رسوخ می کند، آنان را از عرصه هایی که در آنها به کمال می رساند، دور می کند و در نتیجه باور می کنند علم و عقل برای آنها، اموری ثانویه هستند.»[18]

نکته جالبی که در این میان هست، این می باشد که به گفته استوارت ام هوور در کتاب «بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ» حتی جنبش هایی که برای دفاع از حقوق زنان پدید آمدند، تحت تاثیر رسانه ها به جنبه های خاصی از مسائل زنان که تامین کننده منافع آنان است، همچون آزادی جنسی، توجه می کنند.[19] در صورت اثبات این سخن دیگر آبرویی برای جنبش زنان نمی ماند چرا که تمامی این تلاش ها در جهت تامین منفعت صاحبان رسانه و لذت جنسی جامعه بوده است.

پی نوشت:
[1] .گروه نویسندگان، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی «دین و رسانه، رسانه دینی، دین رسانه ای»، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، اول، 1390، ص 191.
[2] .همان.
[3] . Age of Enlightenment
[4] . همان.
[5] . Humanism
[6] . محمدرضا زیبایی نژاد، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1379، ص 19.
[7] . محمود رجبی، انسان شناسی، قم: موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی(ره)، 1381، ص 38.
[8] . گروه نویسندگان، مجموعه مقالات همایش بین المللی «دین و رسانه»، پیشین، ص 195.
[9] . جان ا.والکر و سارا چاپلین، فرهنگ تصویری مبانی و مفاهیم، مترجم: سعید گرشاسبی، تهران: اداره کل پژوهش های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، 1385، ص 144.
[10] . Epicureanism
[11] . محمد رضا زیبایی نژاد، پیشین، ص 39.
[12] . Pornography
[13] .Rationaalism
[14] .Emprism
[15] .Positivism
[16] . زیبایی نژاد، پیشین، ص 24.
[17] . گروه نویسندگان، مجموعه مقالات همایش بین المللی «دین و رسانه»، پیشین، ص 201.
[18] . عواض عبدالرحمان، «بازنمایی تصویر زن در رسانه های عربی»، فصل نامه پژوهش و سنجش، سال 11، ش 38، ص 102.
[19] . استوارت ام هوور،  بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ، مترجم: مسعود آریایی نیا، تهران: نشر سروش، 1382، ص 305.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما