0
ویژه نامه ها

منشاء زیستی تفاوت زن و مرد

در جواب این سئوال که «علت تفاوت زن و مرد چیست؟» پاسخ های گوناگونی را به خود اختصاص داده است. برخی این تفاوت ها را زیستی و برخی حاصل از آموزه ها و تربیت های اجتماعی است. در این نوشتار به بیان منشاء زیستی این تفاوت می پردازیم. با ما همراه باشید.
منشاء زیستی تفاوت زن و مرد

فرایندی که مردان و زنان به وسیله آن این تفاوت ها را پرورش می دهند نقش یابی جنسی نامیده می شود.
 

نقش یابی جنسی

در قسمت قبل دیدیم که مردان و زنان در چند جنبه از توانایی های شناختی و رفتارهای اجتماعی تفاوت دارند. اما منشاء این تفاوت ها چیست؟

فرایندی که مردان و زنان به وسیله آن این تفاوت ها را پرورش می دهند نقش یابی جنسی نامیده می شود. در این بخش، چند دیدگاه نظری را در مورد منابع نقش یابی جنسی بررسی کرده و با دیدگاه زیستی، که اعلام می دارد تفاوت های موجود بین مردان و زنان بخشی از ترتیب طبیعی شرایط است، شروع می کنیم. اما ابتدا اجازه دهید چند اصطلاح را که اغلب با هم اشتباه می شوند روشن کنیم. یکی از این اصطلاحات هویت جنسی است که به درک روان شناختی مرد یا زن بودن فرد اشاره دارد. درک شما از خودتان به عنوان مرد یا زن، هویت جنسی شماست.
 
هویت جنسی همان جهت گیری جنسی نیست. در فصل بعد خواهیم دید که جهت گیری جنسی اصطلاحی درباره جهت کشش جنسی فرد است - یعنی، اینکه آیا فرد مجذوب اعضای هم جنس خود می شود یا مجذوب جنس مخالف یا هر دو جنس. برای مثال، یک مرد هم جنس گرا و یک مرد دگرجنس گرا، هر دو هویت جنسی مردانه دارند (هردو خود را به صورت مرد در نظر می گیرند).

برای اغلب ما، هویت جنسی ما با جنسیت کالبدی یا زیستی ما هماهنگ است. اما افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی، نوعی هویت جنسی دارند که با جنسیت کالبدی ( کروموزومی) آنها مخالف است. بزرگسالان مبتلا به اختلال هویت جنسی گاهی ناراضی های جنسی نامیده می شوند. امکان دارد که آنها تحت عمل جراحی تعیین مجدد جنسی قرار بگیرند تا آنچه را که اشتباه طبیعت تصور می کنند، بی اثر سازند.


تأثیرات زیستی بر نقش یابی جنسی

روان شناسی تکاملی جنبش در حال رشدی در روان شناسی است که سعی دارد نظریه تکامل را برای توجیه کردن رفتار اجتماعی انسان، از جمله رشد رفتار نقش یابی جنسی به کار ببرد. به عقیده روان شناسان تکاملی، تفاوت های جنسی به وسیله فرایند انتخاب طبیعی، در پاسخ به مشکلاتی در سازگاری که احتمالا نیاکان انسان با آنها روبرو بودند، ترتیب داده شدند (باس، ۲۰۰۰).

انسان های نیاکانی که از نوعی صفات جسمانی و رفتاری برخوردار بودند که آنها را قادر می ساختند تا در محیط خشن و بی رحم زنده بمانند، توانستند خصوصیات خود را به فرزندان خویش منتقل کنند، در حالی که دیگران که در این راه موفق نبودند، از بین رفتند. به مرور زمان، این خصوصیات انطباقی که ممکن است برخی تفاوت های مرتبط با جنسیت را در بر داشته باشند، از طریق ژنتیک به ما منتقل شدند. این فرایند تکاملی را می توان از طریق تفاوت های ساختاری بین مردان و زنان به صورتی که در مغز یافت می شوند، و از طریق تفاوت هایی در شیمی بدن، به صورتی که در سیستم درون ریز یافت می شوند، ابراز کرد.

 
سازمان مغز

 روان شناسان تکاملی حدس می زنند که جوامع انسان نیاکانی، در راستای نقش های جنسی روشنی سازمان یافته بودند که به موجب آنها مردان شکارچی و جنگجو و زنان مدل گردآوری گیاهان خوراکی و نگهداری از بچه ها بودند. آنها معتقدند که تفاوت های جسمانی بین مردان و زنان از این تقسیم بندی کار حمایت می کنند. برای مثال، نیروی بیشتر بالاتنه مردان آنها را برای نقش های شکارچی و جنگاوری مناسب تر از زنان می سازد.
پژوهشگران امروزی، در تحقیقات تصویربرداری از مغز، شواهدی به دست آورده اند نشان می دهند مغز مردان و زنان تا اندازه ای به صورت متفاوت سازمان یافته اند (ریپ، ۲۰۰۰، ریتر، ۲۰۰۰). برای مثال، به نظر می رسد که مغز پسرها و مردان برای انواع خاصی از مهارت های دیداری - فضایی، مانند نقشه خوانی بسیار تخصص یافته تر است.


اما چگونه مغز تخصص یافته می شود؟

 می دانیم که هورمون های جنسی، مخصوصا هورمون جنسی مردانه تستوسترون، و مواد شیمیایی دیگر در بدن، بر رشد و تمایز اندام های جنسی در مدت رشد پیش از تولد تأثیر می گذارند. پژوهشگران حدس می زنند که تأثیرات هورمونی مواد شیمیایی بدن در مدت رشد پیش از تولد وظیفه «مردانه کردن» یا «زنانه کردن» مغز در حال رشد را نیز بر عهده دارند که آمادگی های رفتاری را هماهنگ با رفتارهای نقش جنسی ایجاد می کنند ( کولار و هینز، ۱۹۹۵؛کروز، ۱۹۹۴).

هویت جنسی (درک مرد بودن یا زن بودن) ممکن است تحت تأثیر عوامل زیستی نیز قرار داشته باشد که احتمالا تمایز جنسی مغز در طول رشد پیش از تولد را تحت تأثیر هورمون جنسی مردانه تستوسترون شامل می شود. با اینکه تأثیرات پیش از تولد ممکن است بر تمایز جنسی مغز تأثیر بگذارند، اما به نظر نمی رسد که هویت جنسی هنگام تولد توسط طبیعت تعیین شده باشد. برای مثال، ما شواهد پژوهشی در اختیار داریم که بر نمونه ای از کودکان استوار هستند که در نتیجه نقایص مادرزادی، با اندام های تناسلی مبهم به دنیا آمده اند و صرف نظر از الگوی کروموزوم جنسی( Xx در مورد دخترها و XY در مورد پسرها) هویت جنسی هماهنگ با جنسیتی را پرورش دادند که مطابق با آن بزرگ شدند.

زنان از مهارت های کلامی برخوردارند که بهتر از مردان رشد کرده اند و مهربان تر و از لحاظ هیجانی بیانگرتر از مردان هستند - صفاتی که ممکن است مبنای زیستی داشته باشند. شاید طبیعت، زنان را به صفاتی مجهز کرده باشد که برای حساس بودن نسبت به نیازهای اطفال، کودکان و دیگران به آنها نیاز دارند.
در مورد نقش عوامل زیستی در رفتار نقش یابی جنسی، چه نتیجه ای می توانیم بگیریم؟ گرچه نتایج قطعی وجود ندارند، اما این روزها بسیاری از پژوهشگران باور دارند که عوامل زیستی و محیطی برای تعیین کردن رشد رفتارهای خاص جنسیت تعامل می کنند.
 
نویسنده: جفری نوید و اسپنسر راتوس
 
منبع: کتاب «بهداشت روانی»
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما