بازدید : 2580 بار

يکشنبه، 21 فروردين 1390

محسن بی آزار

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد اول)
كلبه‏ام سر بفلك مى‏زند و مى‏نازد كه گل سرسبد موسیقى و ساز اینجاست آن وقتها تهران این چنین بزرگ و گسترده نبود، محدوده‏اى بود در حصارهایى از دیوار گلى معروف به یخچالى با ارتفاعى حدود 10 متر كه از شمال (دروازه شمیران) به جنوب (دروازه حضرت عبدالعظیم) و از مشرق (دروازه دولاب) به سمت مغرب (دروازه‏ى گمرك) شامل مى‏شده، در این محدوده‏ى كوچك، هر كجا صاحبدلى، دلسوخته‏اى، شاعر و عارفى بود از شمال و جنوب و مشرق و مغرب این شهر با درشكه یا پاى پیاده و یا هر وسیله‏ى دیگرى كه در آن زمان در اختیار داشتند خود را به گرد شمع وجود هنرمندان مى‏رساندند و مدتها از فیض دیدار آنها و از مصاحبت ایشان كسب فیض مى‏كردند. یكى از این مجالس بى‏ریا و پر از صفا، منزل مرحوم محمدحسین بى‏آزار بود كه دروازه شمیران قرار داشت، محمدحسین كه خود از شاگردان مرحوم استاد وزیرى بود كه ویولن را نیز به خوبى مى‏نواخت و حداقل هفته‏اى یكبار هنرمندان زبردستى كه ساز را فقط براى اغناء روح و دل خود مى‏نواختند در منزل مرحوم بى‏آزار جمع مى‏شدند و در میان این هنرمندان خوب و بى‏ادعا، شخصى بود به نام رجاء كه سنتور را بسیار خوب و با چیره‏دستى مى‏نواخت ولى متأسفانه از دو چشم نابینا بود و از شاگردان مرحوم سماع حضور پدر مرحوم حبیب سماعى بود، وى وقتى كه در این مجلس سنتور مى‏نواخت صدایى از هیچكس درنمى‏آمد و اگر ساعتها هم نواختن سنتور وى ادامه پیدا مى‏كرد معذالك این سكوت ادامه مى‏یافت و اصولاً خستگى كه در شنونده‏ها ایجاد نمى‏كرد بلكه موجب انبساط خاطر و شور و شعف حاضرین هم مى‏گشت. در چنین منزلى و چنین محفلى بود كه به سال 1309 خداوند فرزندى به محمدحسین بى‏آزار عنایت فرمود كه نامش را محسن نهاد. وى دوران كودكى را به سرعت پشت سر نهاد و بیش از شش سال نداشت كه در یك مجلس دوستانه‏ى پدر كه هنرمندان وقت جمع بودند همین مرحوم رجاء كه ذكرش در بالا رفت شروع مى‏كند به نواختن سنتور، به قدرى نغمات دلپذیر سنتور رجاء در محسن كوچولو اثر گذاشت كه وى از آن به بعد به چیزى جز نواختن و فراگیرى سنتور فكر نمى‏كرد، عاقبت پدرش براى وى سنتورى خرید و از آقاى رجاء خواهش كرد كه وى را با نواختن این ساز آشنا نماید. در این زمان محسن بى‏آزار در كلاس دوم مدرسه‏ى ابتدایى مشغول تحصیل بود كه نزد مرحوم رجاء شروع به فراگیرى سنتور مى‏كند و مدت سه سال به طور سینه به سینه بسیارى از گوشه‏ها و ردیفهاى آوازى ایران را تعلیم مى‏گیرد ولى متأسفانه بعد از این مدت آقاى رجاء دار فانى را وداع مى‏گوید و وى از داشتن استادى كم‏نظیر در آن زمان بى‏نصیب مى‏گردد ولى او دلسرد نشده و مدتها با پشتكار و تمرینهاى مكرر و ممارست فراوان نزد خود كار مى‏كند و ردیفهاى اول موسیقى ایران را تمام مى‏كند. عباسعلى‏خان مافى كمه از شاگردان مرحوم درویش‏خان و دایى محسن بود، یكى از هنرمندان بزرگى بود كه صرف نظر از انتصاب فامیلى با بى‏آزار، در این جمع هنرى نقشى بزرگ داشت، روزى مرحوم صبحى قصه‏گوى رادیو كه با همین مرحوم مافى دوستى دیرینه داشت در منزل پدر محسن نواختن و صداى سنتور وى را مى‏شنود و صبحى از وى مى‏خواهد كه قطعه‏اى در مثنوى «افشارى» بنوازد و محسن این قطعه را مى‏نوازد و به قدرى خوب اجرا مى‏كند كه صبحى از آقاى مافى مى‏خواهد كه وى را به رادیو ببرد و در برنامه‏ى روزهاى جمعه با ایشان شركت نماید. سال 1323 كه محسن بى‏آزار اولین برنامه‏ى رادیویى خود را در برنامه‏ى صبح جمعه صبحى اجرا مى‏كند كه با تشویق و استقبال فراوان مردم روبرو مى‏گردد. این همكارى كم و بیش ادامه مى‏یابد تا این كه از سال 1328 رسماً همكارى وى با رادیو آغاز مى‏شود و در برنامه‏هاى گوناگون و متعددى نظیر شركت در كنسرتهاى به نفع مؤسسات خیریه، برنامه كارگردان و برنامه ارتش و غیره... شركت و ساز سلو مى‏نواخت و رسماً توسط مرحوم استاد روح‏اللَّه خالقى به سمت نوازنده‏ى رسمى رادیو درآمد و هفته‏اى یكبار غیر از برنامه‏هاى متفرقه در رادیو، برنامه سلو اجرا مى‏كرد. محسن بى‏آزار، غیر از سلونوازى كه كار اصلى وى در رادیو بود، با مرحوم قمرالملوك وزیرى، حسین تهرانى، گرگین‏زاده و یحیى نیكنواز همكارى داشت و برنامه‏هایى را با آنها در رادیو اجرا كرد. گفته مى‏شود در سال 1334 بنا به خواست روح‏اللَّه خالقى عضو شوراى عالى موسیقى رادیو گردید و مدت یكسال این سمت را عهده‏دار بود ولى پس از یكسال كه شادروان روح‏اللَّه خالقى كناره‏گیرى كرد، بى‏آزار هم از این سمت كناره كشید ولى همكارى خود را تا سال 1343 ادامه داد و از این تاریخ كلاس موسیقى خود و رادیو را تعطیل كرد. محسن بى‏آزار، زمانى كه در دبیرستان ناصرخسرو تحصیل مى‏كرد با مرحوم داریوش رفیعى آشنا مى‏شود و او را به ابراهیم‏خان منصورى معرفى و ابراهیم منصورى پس از تمجید از صداى رفیعى به بى‏آزار مى‏گوید یك اركستر تشكیل بدهد كه رفیعى در آن از ساعت 4/ 30 الى 4، دو ترانه یا یك ترانه بخواند و بى‏آزار اولین آهنگى كه براى داریوش رفیعى مى‏سازد با شعر معروف رودكى شاعر بلندپایه‏ى ایران «بوى جوى مولیان آید همى» در شهناز و شور مى‏سازد، ترانه‏اى كه بر جان آدمى مى‏نشیند و شورى بپا مى‏كند با صداى خسته و پرطنین داریوش رفیعى با مجید وفادار آغاز مى‏گردد. از خاطرات محسن بى‏آزار این كه مى‏گوید: «كلاس موسیقى داشتم اول دروازه‏ى شمیران كه بعدها آن را به اول لاله‏زار كوچه‏ى مهران نقل مكان دادم، بسیارى از روزهاى هفته، عصرها مرحوم حسین تهرانى، وزیرى‏تبار، رضا محجوبى و غیره.. مى‏آمدند در كلاس صحبت مى‏كردیم از موسیقى و از هر درى سخنى مى‏راندیم، ولى برخورد مرحوم رضا محجوبى طور دیگرى بود، وى هر وقت كه به كلاس مى‏آمد دو ویولن مخصوص تمرین شاگردان بود كه به دیوار كلاس زده مى‏شد یكى ایتالیایى و یكى ایرانى و رضا هر وقت به كلاس مى‏آمد بدون سلام و عیلك مى‏رفت و ویولن ایرانى را برمى‏داشت و خودش آن را كوك مى‏كرد و حدود یك ساعت ویولن مى‏زد كه تمام شاگردان و خود من مجذوب پنجه‏هاى شیرین وى مى‏شدیم و دست از كار خود مى‏كشیدیم ولى هر وقت ما به وى مى‏گفتیم كه براى ما قدرى ساز بزن در یك وضع خاص روحى قرار مى‏گرفت و اجرا نمى‏كرد كه این از اخلاق خاص وى بود و اگر دستگاهى یا كسى به وى مى‏رسید و او را زیر چتر هنرى و حمایت خود قرار مى‏دادند از نوابغ نادر موسیقى ایران مى‏گردید». محسن بى‏آزار، روى ردیفهاى موسیقى ایرانى براى سنتور در دستگاههاى: «شور»، «ماهور»، «نوا» و «همایون» مطالبى نگاشته كه پس از تكمیل آن درصدد چاپ مى‏باشد. محسن بى‏آزار، مردى دوست‏داشتنى، خوش‏اخلاق، خوش برخورد، رفیق دوست و زود رنج و حساس است و آزارش واقعاً به هیچكس نرسیده حتى به یك مورچه، و واقعاً بى‏آزار نامى بامسمى و برازنده وى مى‏باشد. نوازنده. تولد: 1309، تهران. درگذشت: 27 فروردین 1370. محسن بى‏آزار، فرزند محمدحسین، سنتورنواز و آهنگساز رادیو تهران بود. نزد پدر و اساتید موسیقى با سازها آشنا شد. با توصیه‏ى روح‏الله خالقى به رادیو وارد شد. چند سال بعد با قصد تشكیل یك اركستر نخستین آهنگ خود را براى داریوش رفیعى ساخت. وى همچنین عضو شوراى موسیقى رادیو بود. از سالهاى 1340 كم‏كم از رسانه‏ها و مجامع عمومى دورى گرفت و ساز را براى شاگردان خود مى‏نواخت. محسن بى‏آزار سال‏ها در لاله‏زار و برخى مراكز آموزشى تدریس سنتور مى‏كرد.
نظرات کاربران
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.