بازدید : 2130 بار

يکشنبه، 21 فروردين 1390

سورن آراکلیان

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
كم نبودند استادان واقعى و بزرگى در هنر موسیقى پهندشت ایران زمین كه احساس و تفكر و كار و زندگى را براى وطن خود ایران مى‏خواستند و در حال حاضر نیز مى‏خواهند. اینان سالیان دراز، هم و كوشش خود را مصروف بدان داشته بودند تا از تجربیات و مطالعه هنرى‏شان چراغى فراراه پویندگان مشتاقان هنر برافروزند استادانى كه سراسر عمر پربار و جوانى خویش را صرف این مهم كردند و مى‏كنند و با تمام این‏ها، از دیده مردمان بدور مانده‏اند و چهره و نامشان را با چشم و گوش‏ها، انس و الفتى نیست. سورن آراكلیان یكى از چهره‏هاى درخشان و پایه‏گذار هنر و صنعت سازسازى در ایران است كه در یكى از شماره‏هاى مجله موسیقى از وى چنین نقل گردیده: «سورن آراكلیان در سال 1266 هجرى خورشیدى برابر 1887 میلادى در تبریز پا به عرصه وجود نهاد. هوش و قریحه‏اى كه در اوان كودكى از سورن بروز مى‏كرد، به خوبى مى‏توانست نشانه پیشروى و پیروزى‏هاى آینده او باشد. سورن تحصیلات مقدماتى و متوسطه خود را در شهر تفلیس به پایان رسانید. وى نیز شاید چون هزاران نوجوان دیگر كه در آستانه گزینش راهى براى زندگى آینده خود، مردد و دودل مى‏مانند و شاید چون همان‏ها كه عاقبت در این گزینش از توصیه‏هاى پدر و مادر تأثیر مى‏پذیرند و دل به «دور اندیشى و مصلحت‏بینى» آنان مى‏سپارند به هر سببى كه باشد وارد دانشگاه امپراتورى «نواراسیسك»، در «ادسا»گردید و رشته حقوق قضایى را براى خود برگزید... گواهى فعلى آراكلیان خود مؤید نارضایى گذشته او در انتخاب رشته‏اى است كه قبل از همه به اعصابى پولادین و قلبى بى‏احساس نیاز دارد. او در خود حساسیت مواجى را مى‏دید كه مى‏بایست در مسیرى مناسب به راه افتد و ثمر برساند... با همه این راستى‏ها، سورن از دانشكده حقوق دانشگاه امپراتورى در ادسا، به اخذ پایان نامه تحصیلى توفیق یافت... شعله اشتیاقى كه در او در سوز بود، تا بدانجا زبانه كشید كه وى را واله و مشتاق به سوى موسیقى روى آور ساخت. سورن در اوان تحصیل حقوق هرگز نتوانست چشم از موسیقى بپوشد و دوستانش در لحظات فراغت از دانشكده، تنها مى‏توانستند در كنسرواتوار تفلیس سراغى از وى بگیرند. استعداد اولیه سورن در كنسرواتوار تفلیس شگرف و چشم‏گیر بود و از استاد مجرب و كارآزموده‏اش این توصیه را دریافت كه به پراگ برود و استعداد و قریحه شایان خود را در آنجا، صیقل دهد. در پراگ به تكنیك ساز انتخابى خود ویولنسل آشناتر شد و دستى توانا بر آن یافت. اولین ثمره تلاش تحصیلى سورن، در «كوارتت»ى كه با همكارى دوستانش برپا شده بود، بروز كرد، «كوارتت» سورن و دوستان، در كنسرواتوار پراگ تا سه سال فعالیت داشت و برنامه‏هاى مرتب و جالبى به دوستداران عرضه مى‏نمود. در پراگ استعداد سورن به راه دیگرى نیز معطوف شد. «كارل دورژاك» استاد ویولن‏سازى و از نسب آنتوان دورژاك آهنگساز بزرگ- استادى وى را پذیرفت و در اندك زمانى با فنون و رموز ساختن و پرداختن ویولن آشنایش ساخت. سفر برلن سورن را در كار ویولن‏سل مجرب‏تر ساخت. چه كه یك سال تمام در آكادمى برلن و در محضر پروفسور «بك كر» به شاگردى نشست و از تجربه و استادى او،فیضى اندوخت. پس از این سفر یك ساله، سورن دوباره به ادسا بازگشت و به تكمیل معلومات حقوقى خود پرداخت! او هرگز جاى شگفتى نیست، تجربه‏ها بدو آموخته بود كه با همه جنجال‏ها و قال و مقال‏ها كه در دنیا بر سر هنر برپا است هرگز آن را یارایى نیست كه همه مسؤلیت‏ها را تحمل نماید و همه زندگى‏ها را تأمین سازد! و این دنیاى پر اضطراب و دغدغه طبیعتا از یك پزشك و یا مرد حقوقى بیشتر استقبال مى‏كند تا یك هنرمند با همه ارج و منزلش! پس از تكمیل مطالعات حقوقى، گذشته درخشان سورن، موقعیتى بس مهم برایش پیش آورد: سورن آراكلیان به ریاست كنسرواتوار تفلیس برگزیده شد. در این مقام نیز انگیزه تلاش‏هاى فراوان گردید. و به ایران وطنش بازگشت. در آن زمان به تازگى مدرسه موسیقى‏اى به همت كلنل علینقى‏خان وزیرى احداث شده بود. سورن آراكلیان، در سال 1311 هجرى خورشیدى همكارى با مدرسه موسیقى را با 150 ریال حقوق ماهیانه آغاز نمود! از آن سال به بعد با چند وقفه كوتاه، آراكلیان استادى ویولنسل را در مدارس موسیقى بعهده داشته است. دو سال بعد، به‏خاطر تلاش‏هایش حقوقش به 250 ریال رسید و یك سال بعد از آن به 350 ریال و به تناسب سابقه هر سال افزونى یافت و فعالیتش گسترش پیدا نمود. از شهریور 1315 با توجه به تحصیل جداگانه او در زمینه ویولن‏سازى، تعمیر سازهاى زهى مدرسه موسیقى نیز بدو محول شد. در سال 1320 با كمك «نصراله‏خان مین‏باشیان» و «كنت» مشهور تریویى بوجود آورد. با روى كار آمدن مین‏باشیان تصمیم جدیدى به مرحله اجرا درآمد. چه كه وى نقشه‏هاى فراوان و بزرگى براى گسترش فعالیت‏هاى هنرى در ایران در سر داشت، و یكى از آن جمله استخدام استادانى از اروپا بود. آقاى آراكلیان از آنجا كه اطلاعات مفیدى از نحوه كار استادان اروپایى داشت مورد شور قرار گرفت و انجام این مهم از او خواسته شد. آراكلیان به دوستان اروپایى خود در پاریس، برلن و هامبورگ نامه نوشت و همین‏گونه نامه‏اى براى «زلنیكا» رئیس كنسرواتوار پراگ. از آلمان براى هر استاد 1000 تومان و از پراگ 600 تومان تقاضاى حقوق شد و عاقبت 9 تن استاد چك، به پیشنهاد آراكلیان به استخدام مدرسه موسیقى در آمدند. متأسفانه پس از اندك زمانى جنگ بین‏الملل آغاز شد و استادان چك به پراگ بازگشتند و این نقشه سودمند نیز تا حدى بلااثر و منتفى ماند. سال 1322، براى آراكلیان ارتقاء مقامى در برداشت و تدریس دوره عالى هنرستان موسیقى نیز بدو واگذار گردید. در سال 1323، به موجب كدورتى، موقتا از كار بركنار شد و شاید این بركنارى به سود وى نیز بوده است، چه كه بلافاصله به بیروت عزیمت نمود و 5 سال در آكادمى هنرى آن دیار به استادى و تدریس اشتغال داشت. سورن آراكلیان در شهریور 1328 به ایران بازگشت و مجددا به استخدام رسمى وزرات فرهنگ درآمد و راه تدریس گذشته خود را ادامه داد، در همان سال لیسانس وى در رشته حقوق از دانشگاه «نواراسیسك» مورد تأیید و تصدیق شوراى عالى فرهنگ قرار گرفت. در سال 1330 كوارتت جدیدى در هنرستان به همت آراكلیان تأسیس شد و اولین برنامه خود را مشتمل بر كوارتتى از هایدن و یك رشته آهنگ‏هاى محلى در خرداد ماه همان سال اجرا نمود. و نیز از سال 1330، به عضویت هیئت ممتحنه هنرستان عالى موسیقى درآمده و از سال 1334، عضویت شوراى فنى هنرستان را نیز بدست آورده است. در سال 1335، آراكلیان خود مصمم شد به آلمان سفر كند و به دعوت كنگره بین‏المللى فولكلور موسیقى در جلسات آن شركت جوید. در همین سفر، از طرف هنرهاى زیباى كشور، مأموریت یافت كه وسائل ضرورى براى تأسیس یك كارگاه ویولن‏سازى در ایران را تهیه كند و نیز براى استخدام چهار تن استاد اتریشى اقدام نماید. سورن آراكلیان پس از كوشش و جستجوى بسیار چند تن از نوازندگان اتریشى را براى سفر به ایران آماده و موافق ساخت. یكى از این چهار تن «هایموتویبر» رهبر سابق اركستر سمفونیك تهران بود سه تن دیگر نوازندگان سازهاى بادى بودند. در بیست و چهارم مهرماه 1337، آراكلیان هفتاد ساله با بیست و پنج سال خدمات صادقانه بازنشسته گردید. سورن آراكلیان در سال 1331، كتابى به زبان فرانسه در زمینه ساختمان ویولن، در تهران به انتشار گذاشت كه بیش از حد مورد توجه قرار گرفت. با ارسال نسخ كتاب مزبور به بلژیك و فرانسه، نامه‏هاى متعددى از هنرمندان و هنردوستان اروپا به آدرس آراكلیان رسید كه همه مشحون از تقدیر و تحسین بود. پنج سال بعد از انتشار كتاب ویولن، به آلمانى برگردانده شد و در مجله نفیس و زیبایى در آلمان به چاپ رسید. مجله «داس نوریك اینسترومنت» چاپ آلمان (در شماره ژانویه 1957) درباره كتاب راكلیان این‏گونه نوشت: «این كتاب باید در كارگاه هر ویولن‏سازى وجود داشته باشد...» مسیو گونیك رئیس مدرسه دولتى سازسازى سوئیس نیز براى آراكلیان نوشت: «همكار عزیز آقاى سورن آراكلیان، من براى تعلیم از كتاب شما استفاده مى‏كنم، مطالبى را كه در كتاب ویولن مطرح كرده‏اید قابل توجه است...» پس از آن نام آراكلیان در زمره سازندگان ویولن در همه كتاب‏ها و نشریات مربوطه، قرار گرفت. از جمله در یك «فرهنگ بین‏المللى سازسازان» كه در بروكسل چاپ و منتشر شده است در ردیف نام سورن آراكلیان و مختصرى از زندگى هنرى او و نمونه امضایش به چشم مى‏خورد. آراكلیان اعتقاد داشت كه تأسیس یك مدرسه و یا دست كم كلاسى براى تعلیم فن سازسازى براى سرزمین ما بسیار نافع و ضرورى و در عین حال مقرون به صرفه است، زیرا تنها تجربه، توفیق كامل در ساختن سازى را تضمین نمى‏كند، بلكه رعایت قواعد علمى و نسبت‏هاى تثبیت شده باید به صورت پشتوانه تجربایت یك سازنده قرار گیرد. به طور اصولى مى‏توان گفت كه هر سازنده ساز باید قبل از همه موسیقى‏دان باشد و طنین، رنگ و حساسیت ساز را به‏خوبى بشناسد... در حال حاضر ما تنها كارگاهى داریم كه باید در تكمیل آن به‏كوشیم. ماده اولیه براى ساختن ساز در ایران به فراوانى در دسترس است و آن چوب «افرا»ى بسیار مرغوب است. با تلاش بیشتر و با امكانات طبیعى كه داریم حتى خواهیم توانست سازهاى تهیه شده در ایران را به خارج صادر كنیم...» ناگفته نماند كه آراكلیان تاكنون سازهاى مختلفى ساخته است كه تعداد ویولن‏ها بیش از همه است (36 دستگاه)، امروز در دست غالب نوازندگان متبحر ایرانى ویولن دیده مى‏شود كه نتیجه تجربیات و مطالعات مردى است كه هم اكنون با همه كهولت، رنگ تندى در چشمان بى‏فروغش تتق مى‏كشد، رنگى از یك غرور، غرور خدماتى صادقانه به هنر میهنش ایران عزیز...» سورن آراكلیان در سال 1341 چشم از جهان فروبست و بدین ترتیب پرده فرو افتاد و فراز و نشیب یك زندگى فخرآفرین پس از هفتاد و پنج سال از دیده‏ها ناپدید گشت، روانش شاد.
نظرات کاربران
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.

343/7108