بازدید : 1883 بار

يکشنبه، 21 فروردين 1390

محمد رضا ایرانی

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :
محمدرضا ايراني در سال 1333 ، در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در دبستان جهانشاه و بدر و دوره اول دبيرستان را در دبيرستان تربيت و هنرستان هنرهاي زيباي «ميرك» و دبيرستان كوروش تبريز به پايان رساند. در سال 1353 بعد از اتمام تحصيلات متوسطه و موفقيت در كنكور هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ، شروع به تحصيل در اين دانشگاه كرد. او در سال 1359 موفق به اخذ ليسانس از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد. وي پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان برد ، به تدريس طراحي در هنرستان هنرهاي زيباي ميرك تبريز پرداخت. استادايراني طي سال هاي 63 تا 70 با مسافرت به كشورهاي مختلف نظير آلمان ، تركيه ، آذربايجان و شركت در نمايشگاه هاي عمومي و انفرادي ، ضمن نمايش تابلوهاي خود ، بر اندوخته هاي علمي و هنري اش افزود. محمدرضا ايراني سرانجام در سال 1373 بر اثر تصادف ديده از جهان فروبست. گروه : هنر رشته : هنرهاي تجسمي اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : محمدرضا ايراني در يك خانواده متوسط در كوچه سيد زاده تبريز متولد شد. وي تنها فرزند ذكور خانواده بود. پدرش در بازار تبريز به تجارت فرش و نخ اشتغال داشت. تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمدرضا ايراني تحصيلات ابتدايي را در دبستان جهانشاه و بدر و دوره اول دبيرستان را در دبيرستان تربيت و هنرستان هنرهاي زيباي «ميرك» و دبيرستان كوروش تبريز به پايان رساند. در سال 1353 بعد از اتمام تحصيلات متوسطه و موفقيت در كنكور هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ، شروع به تحصيل در اين دانشگاه كرد. او در سال 1359 موفق به اخذ ليسانس از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد. فعاليتهاي ضمن تحصيل : محمدرضا ايراني همزمان با تحصيل در دانشگاه ، در سال 1358 اولين گالري نقاشي خود را داير كرد. زمان و علت فوت : محمدرضا ايراني سرانجام در سال 1373 روزي كه براي خريد وسايل آتليه و كلاس نقاشي جديد خود در تهران به خيابان حافظ رفته بود ، در تصادف با اتومبيل به شدت مجروح شد و پس از سه روز در اثر ضربه مغزي در بيمارستان الوند تهران براي هميشه چشم ازجهان فروبست. فعاليتهاي آموزشي : محمدرضا ايراني پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان برد ، به تدريس طراحي در هنرستان هنرهاي زيباي ميرك تبريز پرداخت. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : محمدرضا ايراني طي سال هاي 63 تا 70 با مسافرت به كشورهاي مختلف نظير آلمان ، تركيه ، آذربايجان و شركت در نمايشگاه هاي عمومي و انفرادي ، ضمن نمايش تابلوهاي خود ، بر اندوخته هاي علمي و هنري اش افزود. اين هنرمند در طول 25 سال زندگي هنري اش ، افزون بر 2500 اثر از خود برجاي گذاشت. آرا و گرايشهاي خاص : دكتر ابوترابي درباره محمدرضا ايراني چنين مي نويسد: « ايراني ، حتي در مواردي كه در شاهراه هنر پا جاي پاي نقاشان بزرگ جهان مي گذارد و با نگاه همه سو نگر ، الهامات و تاثيراتي از مشاهير هنر زمان ها و مكان هاي دور و نزديك مي پذيرد ، باز به ابراز شخصيت هنري خويش و شيوه خاص كار خود به ويژه در آثار پاياني عمر خويش مي انديشد ، در واقع او بهترين راه پيوند ميان گذشته و حال ، سنت نگري و نوگرايي ، هنر غرب و شرق را برگزيده است و اين ويژگي روش ايراني است كه در كارهايش نه سبك نقاشي سنتي را يك سره نفي مي كرد و نه به سبك هاي غربي به عنوان آخرين الگو در قلمرو نقاشي بها داده است ، امتياز نقاشي وي در اين بوده و هست كه او از ميراث هنري گذشته آنچه را ارزشمند و پويايي بخش يافته در تابلوهايش مورداستفاده قرار داده و از هنر امروزي جهاني نيز آنچه كه در راه اعتلاي هنرش مي توانسته نقشي سازنده و موثر داشته باشد ، برگزيده و ارج نهاده است و بدين ترتيب از سبك هاي نقاشي گذشته عناصر زنده ، بالنده و پويا را گرفته و به خدمت اعتلاي هنر نقاشي و نوآفريني گمارده است و در اين راه نه تنها از جذب عناصر پوياي هنر نقاشي غرب لحظه اي غفلت نورزيده بلكه آنچه در رهگذر براي تسريع پيشرفت نقاشي خود ارج دار و سرنوشت ساز يافته ، مورد استفاده قرار داده است ، اين « به گزيني » و تعادل جويي در نقاشي و اهميت تعليم و تعميم آن تا آنجا در كار و انديشه ايراني براي خود ميدان عمل وسيع گشوده و تاثير ژرف و ديرپا نهاده است كه حتي ديدگاه هاي هنري هنرآموزان جواني را كه وي عاشق آموزش نقاشي به آنان بود نيز تحت تاثير قرار داده است.» وي در سال هاي پاياني عمرش ، گرايش بسيار زيادي به نظيره نگاري از آثار نقاشان معاصر «روشنگر» جهان پيدا كرده بود و اين امر بي ارتباط با نظر و تاييد هنرشناسان برجسته كه در آينده نزديك از او به عنوان يك نقاش روشنگر يادمي كردند ، نبود. وي در ماه هاي آخر زندگي چند اثر از نقاشان روشنگر آمريكايي ، آندرو وايت ، فرانك فرزتا و نورمن راكول را براي تمرين خود انتخاب نمود. اومعتقد بود چنين كارهايي به شخم زني زمين هنر نقاشي ايران توسط وي كمك خواهد كرد. ايراني «كمال الملك» را مظهر اصالت در نقاشي رئاليسم ايراني ، «دلاكروا» را سمبل اصالت در نقاشي رمانتيسم ، «رپين» را به عنوان اصيل ترين و برجسته ترين نقاش تصوير ساز ، « مونه » را خالص ترين نقاش امپرسيونيست جهان و «ونگوك» را سمبل شور ديوانه وار نقاشي مي دانست ، چنين ديدگاه هاي آرمان گرايانه اي بي شك پيامدهاي تنش آلودي را در جامعه هنري به دنبال داشت و به همين دليل نقاشي ها و طراحي هاي بي نظير ايراني حساسيت ها و كنجكاوي هايي را در جامعه هنري به دنبال داشت و كمتر كسي توانست در طول بيست سال حيات هنري وي حتي يك بار پشت سه پايه نقاشي اش برود و از رنگ هاي مرموز و خاص آن سردر آورد و به فكر و تكنيك هاي قوي كارش واقف شود. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 بازگشت رمه 2 تابلوي گاوچران -------------------------------------------------------------------------------- منابع : 1همشهري ، 27 آذر 1379
نظرات کاربران
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.