بازدید : 2415 بار

يکشنبه، 21 فروردين 1390

منصور بنی مجیدی

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :
منصور بني مجيدي، شاعر نوپرداز در سال 1334 در روستاي سيبلي آستارا ديده به جهان گشود. وي پس از اتمام دوره سربازي ، بلافاصله پس از اتمام خدمت در آموزش و پرورش مشكين شهر استخدام و به منطقه ي بيله سوار مغان و سپس پارس آباد اعزام گرديد.او از همان ابتدا در مدارس راهنمايي و دبيرستان با همان مدرك ديپلم تدريس مي كرد تا ايتكه يكسال بعد در دانشگاه گيلان قبول شد و مدرك ليسانس ادبيات فارسي را اخذ كرد. در سال 1365 با انتقال به آموزش و پرورش آستارا با همكاري اكبر اكسير شعر را به طور جدي دنبال كرد و يكي از اعضاي ثابت حلقه فرانوشد. وي از شاعران كلاسيك بشمار مي آمد.نامبرده پس از چند دهه فعاليت در عرصه هنر و شعر در 11 تيرماه سال 1387 ، پس از جدال طولاني با بيماري سرطان، چشم از جهان فرو بست. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي گرايش : شعر والدين و انساب : نام پدر : اروج خاطرات کودکي : "دوران كودكي و نوجواني را علي رغم موفقيت در درس و مشق ، با مشقات و دردسرهاي فراوان پشت سر نهاده ام . شايد هم پيشامدهاي ناگوار زمينه ساز مقوله ي شعر و شاعري در من شده است ؛" اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : منصور بني مجيدي، شاعر نوپرداز در سال 1334 در روستاي سيبلي آستارا ديده به جهان گشود.او در يك خانواده ي متوسط و كم سواد پا به عرصه ي وجود نهاده . تحصيلات رسمي و حرفه اي : منصور در خرداد ماه سال 53 با عنوان شاگرد ممتاز ديپلم ادبي گرفت . او در همان سال در رشته فوق ديپلم علوم انساني مركز استان گيلان قبول شد . از آنجائيكه آن زمان هنوز كمك هزينه ي تحصيلي به دانشسراي راهنمايي تربيت معلم نمي دادند از ادامه ي تحصيل باز ماند و به ناچار به خدمت وظيفه اعزام شد و پس از دو سال بلافاصله پس از اتمام خدمت در آموزش و پرورش مشكين شهر استخدام و به منطقه ي بيله سوار مغان و سپس پارس آباد اعزام گرديد. وي از همان ابتدا در مدارس راهنمايي و دبيرستان با همان مدرك ديپلم تدريس مي كرد تا ايتكه يكسال بعد در دانشگاه گيلان قبول شد و مدرك ليسانس ادبيات فارسي را اخذ كرد. خاطرات و وقايع تحصيل : منصور بني مجيدي از نحوه شاعر شدنش چنين مي گويد: "آنچه به يادم مانده است وقتي با بچه هاي يك كلاس ، يك تنه مشاعره مي كردم سالهاي آخر دوره ي ابتدايي بودم اول بعضي شعرها را بخاطر حروف خاص اش عوض مي كردم و اين دگرگوني به شكلي صورت مي گرفت كه كسي از بچه ها متوجه نمي شد بعدها در دبيرستان تنها انشاء نويس كلاس بودم كه از روي كاغذ سپيد انشاء مي خواندم چرا كه هميشه ، بچه ها انشاءهاي مكتوبم را كش مي رفتند و آن زمانها هم جوري بود كه آدم كسي را لو نمي داد يعني اين كارها به دور از جوانمردي بود " فعاليتهاي ضمن تحصيل : منصور بني مجيدي از خاطرات و فعاليت هاي ضمن تحصيل خود چنين مي گويد: "در دوره ي دبيرستان علي الخصوص در سيكل دوم به بعد جزء دانش آموزان اهل قلم شهر ، شناخته شده بودم . انس و الفتم بجاي تفريح و ورزش – اگر كارهاي اجباري و بي گاري مي گذاشت – تنها با كتاب و مطالعه بود . از آنجائيكه راهنماي درست و حسابي نداشتم با هيچ نشريه و مجله اي همكاري نمي كردم . آن زمان تنها كسي در كلاس بودم كه از درس شفاهي « عروض و قافيه » دوره ي دبيرستان سر در مي آوردم . نه معلم درست و حسابي داشتيم و نه كسي اين كتاب را به كلاس مي آورد ... سالها سپري شد .اولين اثرم سال 1356 با نام « بابا انار دارد » در روزنامه ي فروغ آزادي آذربايجان آن زمان در تبريز چاپ شد و اين تلنگري شد براي كارهاي بسيارِ آينده ام ، به جرئت مي توانم بگويم در طول سه دهه در تمام نشريات و مجلات موجود و معتبر ادبي آثارم چه بصورت شعر و چه بصورت مقاله و نقد همه جا چاپ شده است و ديگر اينكه آنچنان گرم شغل مقدس معلمي بودم كه فرصت مجموعه كردن شعرها را در كتاب ها پيدا نمي كردم و شايد هم به موقع به صرافت اين كارها نيفتادم . تا اينكه سال 80 گاهنامه اي به نام « ترلان » در هشتاد و چند صفحه منتشر كردم و بلافاصله اولين كتاب شعرم را – شعرهاي سال 57 الي 80 در 120 صفحه با نام « بهاري از خاكستر پاييز » در سه هزار تيراژ توسط انتشاراتي « فرهنگ دهسرا » ، منتشر كردم كه پس از چند ماه همان سال با همان تيراژ تجديد چاپ شد" همسر و فرزندان : در سال 53 مقدمات ازدواج منصور بني مجيد فراهم شده و در سال 56 عروسي كرد .از ايشان سه فرزند ، دو دختر و يك پسر به يادگار مانده است. زمان و علت فوت : منصور بني مجيدي در 11 تيرماه سال 1387 در ساعت 1:30 نيمه شب پس از جدال طولاني با بيماري سرطان، چشم از جهان فرو بست. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : بعد از پايان تحصيلات در مدارس آستارا به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در شهرهاي پارس‌آباد مغان و تالش به تدريس پرداخت. در سال 1365 با انتقال به آموزش و پرورش آستارا با همكاري اكبر اكسير شعر را به طور جدي دنبال كرد و يكي از اعضاي ثابت حلقه فرانوشد. او در كنار تدريس ادبيات فارسي در دبيرستانهاي آستارا سالها در كانون ادبي شهريار اداره ارشاد اين شهر به آموزش فنون شعر و تشويق شاعران جوان پرداخت. همفکران فرد : استاد منصور بني مجيدي در جواب سوال : از شاعران قديم به كداميك بيش از همه علاقه منديد !؟ چنين جواب مي دهد : " راستش را بخواهيد بنده ي حقير همه چيز را با ادبيات كلاسيك شروع كرده ام و هميشه هم توصيه ام به شا گردان همين مقوله بوده است . چرا كه ريشه و فرهنگ گذشته ي ما باعث استحكام رو بنا و كيفيت كارهاي امروزي ما مي شود بنا براين خود شخصاً آثار شاعران و نويسندگان قديم را هرچند خيلي با دقت هم نباشد خوانده ام ! به مولوي ، حافظ ، سعدي ، سيف فرغاني ، فخرالدين عراقي ، فردوسي ، صائب تبريزي و ... علاقه ي بيشتري دارم و حافظ را معجزه ي شعر ايران مي دانم . ضمن اينكه سيف فرغاني را انقلابي ترين شاعر ... " او همچنين در جواب سوال :از شاعران معاصر و يك قرن اخير به كداميك علاقه منديد ؟ چنين جواب مي دهد : "اگر دقيقاً صد سال اخير را در نظر بگيرم حتماً مي بايست به شاعران عصر مشروطيت توجه اي بيشتر داشته باشم ولي دوست دارم از نيما شروع كنم كه پرچمدار شعر نو بود هم به لحاظ ساختار هم به لحاظ ديدگاه شاعري كه با مطالعه ي كامل ادبيات فرانسه و ... به آگاهي سطح بالايي رسيده بود و ادبيات كلاسيك ما را نيز خوب دروني كرده بود و بدنبال راه چاره مي گشت . خوشبختانه در آن زمان پس از كشمكش هاي فراوان توانست حرف حق خود را به كرسي بنشاند و در اين راه رنج فراوان برد . او تنها كارش كوتاه و بلند كردن مصراعها نبود بلكه توانست فضاي شعري حاكم را كه هزار و چند سال مدام تكرار مي شد تقريباً عوض بكند . هر چند قبل از او چند تن در تبريز از جمله تقي رفعت ، جعفر خامنه اي ، شمس كسمايي و حتا كساني ديگر در اين راه قدم گذاشته بودند ولي هيچكدام قدرت و مقاومت و استحكام او را نداشت . او بقول خود « آب / در خوابگه مورچه گان ريخته بود » و در مرتبه ي دوم به شاملوي عزيز عشق و علاقه فراوان داشتم و بازهم دارم . و شاملو توانست شعر چندين ساله ي ايران را از حالت يك نواختي بدر آورد . او با هوش سرشار اش آموزه هاي زيادي را از نيماي بزرگ آموخته بود ولي خود هم معلم و هم متعلم بود و هرگز از آموختن و بكار بستن آنها دست برنداشت . شعر سپيد محصول سن زده اي نبود كه مور و ملخ هم از آن نصيبي نبرند بلكه اين صخره ي به ظاهر دست نايافتني همه چيزش حساب شده بود . رودي بود بزرگ كه حتي مي شد در كنار و گوشه ي آن قايق راني كرد و هر كس بنا به استعداد و توان ذاتي اش از آن ماهي مي گرفت . شاملو شعر سياسي اجتماعي را قرب و منزلت داد و تا پاي مرگ ، كسي ناله ي ننه من غريب از او نشنيد . آثاراش همه ارزشمند و خود شاهد بزرگي ست براي ادعاهاي بزرگ اش ، مي توان از آثار باقي مانده ي شاملو و نيما چندين رساله براي تدريس در دانشگاههاي معتبر جهان تهيه كرد . ديگراني نيز از جنس خلف اينها بوده اند از جمله : يدالله رويايي ، م آزاد ، نادر نادرپور ، هوشنگ ابتهاج ، منوچهر آتشي ، علي باباچاهي و خيلي كسان ديگر كه از ذكر نامشان فعلاً شرمنده ام . " آرا و گرايشهاي خاص : در شعرهاي منصور بني‌مجيدي توجه به انسان معاصر و دغدغه‌هاي آن موج مي‌زند بني‌مجيدي در غزل تركي حرفي براي گفتن داشت و از استقبال عموم برخوردار بود در شعرهاي فارسي كه اغلب در مطبوعات ادبي به چاپ رسيده شاعري اجتماعي و دردآشنا ديده مي‌شد او از روح لطيفي برخوردار بود و به كمال انسان مي‌انديشيد شعر او، خطابه‌هاي مكرر درد بود بازباني ساده و نگاهي انساني، او به نوعي از قصه ـ شعر رسيده بود كه در عين بلندي گيرا و دلنشين بود. واژگان شعرهايش آميزه‌اي از كلمات عاميانه و گفتاري بود با طنزي نهان و استفاده سرشار از فولكلور و امثال و حكم شعري سرزنده و شاداب اما دردمند و تفكربرانگيز. چگونگي عرضه آثار : آثار بني مجيدي مي‌توان به مجموعه شعرهاي «بهاري از خاكستر پاييز»(گزيده شعرهاي سال‌هاي 56 تا 80)، «بانوي باد شبنامه پخش مي كند»، «ديگر نمي‌توانم شاعر بمانم»، «سهم من، هميشه دلتنگي ست» و «قرائت دوم من، تويي» اشاره كرد. دو كتاب بيژن كلكي با عنوان هاي "ترانه هايي براي الكاپون" و " نيامدي اسم آب يادم رفت " به كوشش بني مجيدي به چاپ رسيده اند. شعر زير با عنوان «افعال غيرمنصرف» از اشعار اوست: اينجا پوسيده باشم پوسيده باشي شايد هم پوسيده باشد اگر به هر سازي تن بدهد! نَه براي قصد قربت / نَه براي رقصيدن تنها دردي هميشگي در كشاله رانم تير مي‌كشد! اين ناتمامي زندگي ... برايم هيچ لذتي ندارد! هر روز مثلِ چاي لب زنده يا فنجان دَمر شده كنار گذاشته مي‌شوم اين بغضِ چندين ساله نه تنها من است كه در تو و ديگران نو به نوبه مي‌تركد! -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 بانوي باد شبنامه پخش مي كند ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي ناشر: فرهنگ ايليا - 1383 2 بر بام خود آشفته مي وزم ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي ناشر: فرهنگ ايليا - 15 اسفند، 1385 3 بهاري از خاكسر پائيز ويژگي اثر : مجموعه شعر،چاپ دوم 4 ترانه هايي براي آلكاپون ويژگي اثر : مرحوم بيژن كلكي و باز به كوشش منصور بني مجيدي 5 ديگر نمي توانم شاعر بمانم ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي ناشر: فرهنگ ايليا - 1383 6 سهم من، هميشه دلتنگي ست ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي ناشر: فرهنگ ايليا - 1383 7 شعر امروز آستارا ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي (شاعر) ناشر: فرهنگ ايليا - 27 اسفند، 1384 8 قرائت دوم من، تويي ويژگي اثر : پديدآورنده: منصور بني مجيدي ناشر: فرهنگ ايليا - 1383 9 نيامدي اسم آب يادم رفت ويژگي اثر : مرحوم بيژن كلكي و باز به كوشش منصور بني مجيدي
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.