حکمت | مرواریدهای خاکی / استاد محرابیان (نسخه اینستاگرام)

حکمت | مرواریدهای خاکی / استاد محرابیان (نسخه اینستاگرام)
وقتی بچه های غواص رو داشتند می‌آوردند
قبل از اینکه اصلا باخبر بشیم
قراره به مازندران وارد بشن این شهدا

دیدم یه پیرزنی اومده میگه: حاج آقا! خبریه؟
گفتم منظورت از خبر چیه مادر؟

قراره شهید بیارن؟
گفتم: نه

گفت آخه چند شبه پسرم [شهید]
میاد تو خواب من
می‌بینم یه سینی پر از میوه دستشه
کنار جاده ایساده

بعد بهش می گم پسرم!
دنبال چی می گردی میوه آوردی؟

گفت مادر! رفیقامونو پیدا کردن دارن میارن
اومدیم پذیرایی کنیم از مهمان‌های شهید

ما حسرت می خوریم
بر این راهی که الان داریم میایم
اما هر چی می‌دوییم
به شما نمی‌رسیم ... -
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.