japanese andromeda	(گ . ش. ) بوته  همیشه  سبز آسیائی.
japanese iris	(گ . ش. ) زنبق ژاپونی.
japanization	ژاپنی شدن .
japanize	بسبک  ژاپنی در آوردن ، بسبک  ژاپونی تزئین  نمودن .
jape	فریب، لطیفه ، گول، شوخی، دست انداختن  شخص، طعنه ، فریب دادن ، لطیفه  زدن ، مسخره  کردن ، گمراه  کردن ، جماع کردن .
japer	فریبکار، لطیفه  گو.
japery	فریبکاری، لطیفه  گوی.
japheth	یافث فرزند نوح پیامبر.
japonica	(گ . ش. ) به  ژاپونی، گلابی ژاپونی، گل چای ژاپونی، کاملیا.
jar	بلونی، کوزه  دهن  گشاد، سبو، خم، شیشه  دهن  گشاد، تکان ، جنبش، لرزه ، ضربت، لرزیدن  صدای ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین  انداختن ، اثر نامطلوب باقی گذاردن ، مرتعش شدن ، خوردن ، تصادف کردن ، ناجور بودن ، مغایر بودن ، نزاع کردن ، تکان  دادن ، لرزاندن .
jardiniere	جعبه  گلدان ، جعبه ای که  گل در آن  سبز کرده  و برای آرایش اطاق می گذارند، گلدان .
jargon	اصطلاح فنی نامانوس.سخن  دست و پا شکسته ، سخن  بی معنی، اصطلاحات مخصوص یک  صنف، لهجه  خاص.
jargonize	بزبان  غیر مصطلح یا آمیخته  در آوردن  یا ترجمه  کردن ، بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در آوردن .
jarl	فرمانروا یا امیر(در ممالک  اسکاندیناوی)، امیر دانمارکی یا نروژی.
jasey	(انگلیس - د. گ . ) کلاه  گیس، کلاه  گیس تهیه  شده  از پشم تابیده .
jasmine	(گ . ش. ) یاسمن ، گل یاس.
jason	(افسانه  یونان ) جیسون .
jasper	(مع. ) یشم، یشب.
jaspery	یشمی.
jassid	(ج. ش. ) زنجیره  کوچک ، آفت گیاهی.
jauk	(اسکاتلند) بیهوده  وقت گذراندن ، ور رفتن .
jaunce	(prance =) خرامیدن .
jaundice	(طب) زردی، یرقان ، دچار یرقان  کردن ، برشک  و حسد در افتادن .
jaunt	گردش، تفریح، مسافرت کوچک ، تفرخ کردن ، سفر کوچک  کردن .
jaunty	خود نما، خود ساز، جلف، مغرور، گستاخ، لاقید، زرنگ .
java	جاوه .
java sparrow	(ج. ش. ) نوعی مرغ جولا که  در جاوه  زیست میکند.
javelin	نیزه  دستی سبک ، زوبین ، پرتاب نیزه .
javelle water	آب ژاول، محلول هیپوکلریت سدیم.
jaw	فک ، آرواره ، گیره ، دم گیره ، وراجی، تنگنا، هرزه  درائی کردن ، پرچانگی کردن .
jawbone	استخوان  آرواره ، استخوان  فک .
jay	(ج. ش. ) زاغ کبود، (مج. ) شخص پر حرف و احمق.
jaybird	(ج. ش. ) زاغ کبود.
jaycee	عضو اطاق بازرگانی جوانان .
jaygee	ناوبان  یکم نیروی دریائی (grade junior lieutenant).
jayhawker	لقب اهالی استان  کانزاس در اتازونی.
jayvee	عضو تازه  کار تیم ورزشی دانشگاه .
jaywalk	با بی توجهی از وسط خیابان  راه  رفتن .
jaywalker	پیاده ایکه  از وسط مناطق ممنوعه  خیابان  عبور میکند.
jazz	موسیقی جاز، سر و صدا، فریب، نشاط، جاز نواختن .
jazzist	(manzzja) جاز زن .
jazzman	(istzzja) جاز زن .
jazzy	جاز مانند.
jealous	حسود، رشک  مند، رشک  ورز، غیور، بارشک ، رشک  بر.
jealousy	رشک ، حسادت.
jean	فاستونی نخی، شلوار فاستونی نخی مخصوص کار.
jeep	جیپ، اتومبیل نیرومند و جنگی آمریکا.
jeer	طعنه ، طنز، مسخره ، ریشخند، استهزائ، طعنه  زدن ، سخن  مسخره  آمیز گفتن ، هو کردن .
jehad	جهاد (jihad).
jehovah	یهو خدای بنی اسرائیل.
jehovah's witnesses	دسته ای از مسیحیان  که  بحکومت خداوند و به  بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند.
jejunal	وابسته  به  روده  تهی.
jejune	بیهوده ، نارس، تهی، خشک ، بی مزه ، بی لطافت.
jejunum	(تش. ) تهی روده ، معائ صائم، ژژونوم.
jell	لرزانک ، منجمد کردن ، دلمه  شدن ، سفت کردن ، بستن ، ماسیدن .
jellify	بشکل لرزانک  در آوردن ، ژله  مانند کردن ، نرم کردن ، شل کردن ، مثل ژله  شدن .
jello	(نام تجارتی) ژله ، لرزانک ، مسقطی.
jelly	دلمه ، لرزانک ، ماده  لزج، جسم ژلاتینی.
jelly bean	نوعی آب نبات پاستیل، آدم حساس و بی اراده  و سست عنصر.
jelly roll	رولت، نان  شیرینی ژله  دار و لوله  کرده .
jellyfish	(ج. ش. ) کاواکان  یا توتیائ البحر اقیانوس که  بیشتر درسواحل نیو انگلند زندگی میکند. ستاره  دریائی.
jelutong	(گ . ش. ) ماده  رزینی درخت شاهدانه  ک ه  بجای صمغ آدامس بکار میرود.
jemadar	(در ارتش هند) ستوان ، افسر.
jemmy	دیلم مخصوص دزدان .
jennet	اسب اسپانیولی کوچک ، خر ماده ، ماچه خر.
jenny	جراثقال لوکوموتیو، جراثقال دوار.
jeopard	(ezjeopardi) بخطر انداختن .بمخاطره  انداختن ، در خطر صدمه  یا مرگ  قرار دادن .
jeopardize	(jeopard) بخطر انداختن .
jeopardous	خطرناک .
jeopardy	مخاطره ، خطر، (م. م. ) مسئله  بغرنج، گرفتاری حقوقی.
jequirity	دانه  گیاه  چشم خروس شیرین  بیان  هندی.
jerboa	(ج. ش. ) موش دو پا، یربوع.
jeremiad	سوگواری، نوحه  سرائی، سوگنامه ، مرثیه .
jeremiah	ارمیای نبی.
jerk	تکان ، تکان  تند، حرکت تند و سریع، کشش، انقباض ماهیچه ، تشنج، تکان  سریع دادن ، زود کشیدن ، آدم احمق و نادان .
jerkin	کت چرمی مردانه  که  به  تن  چسبیده  باشد، نیمتنه  چرمی.
jerky	نامنظم رونده ، تشنجی، متناوب، خشکانده  شده  در آفتاب.
jeroboam	قدح بزرگ ، جام شراب بزرگ .
jerry	اسم خاص مخفف (jerald) (ز. ع. - انگلیس) سرباز آلمانی، آلمانی.
jerry build	بنا سازی کردن ، سرهم بندی کردن ، با مصالح ارزان  ساختمان  کردن .
jerry built	سر هم بندی شده ، ارزان  بنا شده ، با بی دقتی روی هم سوار شده .
jersey	پارچه  کشباف، زیر پیراهن  کشباف.
jersey giant	(ج. ش. ) نژاد ماکیان  خانگی بزرگ .
jerusalem	اورشلیم، بیت المقدس.
jess	پابند قوش، پابند.
jesse	یسی (نام پدر حضرت داود).
jest	لطیفه ، بذله ، شوخی، بذله  گوئی، خوش طبعی، طعنه ، گوشه ، کنایه ، عمل، کردار، طعنه  زدن ، تمسخر کردن ، استهزائ کردن ، ببازی گرفتن ، شوخی کردن ، مزاح گفتن .
jester	دلقک ، شوخ.
jesuit	یسوعیون ، عضو فرقه  مذهبی بنام انجمن  عیسی که  بوسیله  لایولا تاسیس شد.
jesuitic	وابسته  به  یسوعیون .
jesuitry	یسوعیت.
jesus	عیسی.
jesus christ	عیسی مسیح.
jet	جت، کهربای سیاه ، سنگ  موسی، مهر سیاه ، مرمری، فوران ، فواره ، پرش آب، جریان  سریع، دهنه ، مانند فواره  جاری کردن ، بخارج پرتاب کردن ، بیرون  ریختن  (با فشار)، پرتاب، پراندن ، فواره  زدن ، دهانه .
jet airplane	هواپیمای جت.
jet engine	موتور جت، موتور پرتابی.
jet propelled	مجهز به  موتور جت، دارای سرعت سیر هواپیمای جت.
jet propulsion	جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهنده ای در جهت عقب.
jet stream	تند باد.
jete	(در بالت) حرکت سریع پا بطرف خارج.
jetsam	کالائی که  برای سبک  کردن  کشتی بدریا می ریزند، کالای آب آورد.
jettison	بدریا ریزی کالای کشتی، (مج. ) از شر چیزی راحت شدن ، بیرون  افکندن .
jettisonable	دور انداختنی.
jetty	(.adj):سیاه  رنگ ، سیاه ، (vi and .n):بارانداز، اسکله  بندر.
jew	جهود، یهودی، کلیمی.
jew's harp	(مو. ) چنگ  دهن  گیر، سازی که  با دندان  نگاه  میدارند و با انگشت میزنند، زنبورک .
jewel	گوهر، جواهر، سنگ  گرانبها، زیور، با گوهر آراستن ، مرصع کردن .
jeweler	جواهر ساز، جواهر فروش، جواهری، گوهر فروش.
jeweller	جواهر ساز، جواهر فروش.
jewelry	جواهر فروشی.
jewelweed	(گ . ش. ) گل حنا (biflora Impatiens).
jewess	زن  یهودی.
jewish	یهودی.
jewry	یهودیت.
jezebel	سلیطه ، زن  شریر و بدکار، ایزابل.
jhvh	یهوه  خدای قوم یهود.
jib	بادبان  سه  گوش جلو کشتی، لب زیرین ، دهان ، حرف، آرواره ، نوسان  کردن ، واخوردن ، پس زنی، وقفه .
jibboom	(د. ن . ) تیر دگل کشتی.
jibe	(د. ن . ) ناگهان  باین  سو و آن  سو حرکت کردن  (بادبان )، موافقت کردن ، تطبیق کردن .
jiff	(jiffy) یک  آن ، یک  لحظه ، یک  دم.
jiffy	(jiff) یک  آن ، یک  لحظه ، یک  دم.
jig	نوعی رقص تند، آهنگ  رقص تند، جست و خیز سریع، شیرین  کاری، با آهنگ  تند رقص کردن ، جست و خیز کردن ، استهزائ کردن .
jigger	طناب قرقره ، بادبان  کوچک ، یکجور کرجی کوچک ، رقاص، رامشگر، ماشین  نم مالی، جرثقیل آبی، درشکه  یک  اسبه ، گاری تک  اسبه ، خمره  رنگ رزی، غربال، بادبان  کوچک .
jiggle	تکان  آهسته ، جنبش، آهسته  تکان  دادن .
jiggly	لق، جنبنده ، تکان  خورده .
jigsaw	اره  منبت کاری اره  موئی.
jigsaw puzzle	نوعی بازی معمائی که  بازیکنان  باید قطعات متلاشی و مختلف یک  شکل یا نقشه  را با همجفت کرده  و شکل مخصوص با آن  بسازند.
jillion	مقدار زیاد (بیش از میلیون ).
jilt	زنی یا مردی که  معشوق خود را یکباره  رها کند، ناگهان  معشوق را رها کردن ، فریفتن ، بیوفا.
jim crow	سیاه  پوست آمریکائی، مطرب دوره  گرد.
jim dandy	(ز. ع. - آمر. ) آدم خیلی شیک ، چیز خیلی شیک ، چیز عالی.
jimjams	جنون  خمری، هذیان  الکلی.
jimmy	چالاک ، چابک  دست، ماهر، دیلم، با دیلم باز کردن .
jimsonweed	(گ . ش. ) تاتوره  استرامونیه  (stramonium Datura).
jingle	صدای جرنگ  جرنگ ، طنین  زنگ ، جرنگ  جرنگ  کردن ، طنین  زنگ  ایجاد کردن ، جرنگیدن .
jingly	دارای صدای جرنگ  جرنگ .
jingo	کلمه  که  شعبده  بازان  در موقع شعبده بازی بکار میبرند، اجی مجی.
jingoism	وطن  پرستی با تعصب.
jink	طفره ، گریز، شوخی، لطفه ، شوخی، سرحال، بسرعت حرکت کردن ، بسرعت چرخ زدن ، طفره  رفتن .
jinn	(jinni) جن ، جنی.
jinni	(jinn) جن ، جنی.
jinriki	(jinrikisha) درشکه  ژاپنی که  توسط حمال کشیده  میشود، ریکشا.
jinrikisha	(jinriki) درشکه  ژاپنی که  توسط حمال کشیده  میشود، ریکشا.
jinx	آدم بد شانس، آدم که  بدشانسی میاورد، شانس نیاوردن .
jipijapa	(گ . ش. ) درخت کلاه  پاناما، گردوی هندی.
jitney	اتومبیل کرایه ای، ارزان .
jitter	(ز. ع. - آمر. ) عصبانی شدن ، عصبانی بودن ، با عصبانیت رفتار کردن ، با عصبانیت سخن  گفتن .بی ثباتی.
jitterbug	نوعی رقص دو نفره .
jitters	عصبانیت فوقالعاده ، از کوره  در رفته ، وحشت.
jittery	وحشت زده  و عصبی.
jiujutsu	مبارزه  ژاپنی با استفاده  از نیروی حریف برای پیروزی براو، جودو.
jive	رقص سوینگ ، کلمات بیهوده  و احمقانه ، چرند.
jk flip flop	الاکلنگ  (جی کی).
jo	(اسکاتلند) یار، همدم.
job	کار، امر، سمت، شغل، ایوب، مقاطعه  کاری کردن ، دلالی کردن .کار شغل.
job control	کنترل کار.
job control language	زبان  کنترل کار.
job control statement	حکم کنترل کار.
job description	شرح وظایف کاری.
job entry	دخول کار، ادخال کار.
job management	مدیریت کارها.
job oriented	وظیفه  گرا.
job processing	کار پردازی، پردازش کارها.
job queue	صف کارها.
job scheduler	زمان  بند کارها.
job status	وضعیت کارها.
job stream	مسیل کارها.
job's tears	(گ . ش. ) دمع ایوب، شجره  التسبیح.
jobber	کار چاق کن ، سودجو.
jobbery	سودجوئی، سوئ استفاده ، مقاطعه ، کار چاق کنی.
jobholder	کارمند، عضو ثابت موسسه .
jock	ژوک  (مخفف اسم John)، سرباز اسکاتلندی.
jockey	اسب سوار حرفه ای، چابک  سوار، گول زدن ، با حیله  فراهم کردن ، نیرنگ  زدن ، اسب دوانی کردن ، سوارکار اسب دوانی شدن .
jockey club	باشگاه  سوار کاران .
jockstrap	فتق بند، بیضه  بند.
jocose	شوخ، شنگ ، شوخی آمیز، فکاهی، بذله  گوئی.
jocosity	شوخی، خوشحالی.
jocular	شوخ، شوخی آمیز، فکاهی.
jocularity	شوخ، خوش مزگی، طرب.
jocund	خوش، فرحناک ، سر چنگ ، بشاش.
jocundity	شوخ طبعی.
jodhpur	شلوار چسبان  سواری.
joel	(م. ل. ) خداوند، یوئیل پیغمبر بنیاسرائیل.
joepye weed	(گ . ش. ) اذان  الحمار، علف تب بر.
jog	آهسته  دویدن ، جلو آمدگی یا عقب رفتگی، باریکه ، بیقاعدگی، هل دادن ، تنه  زدن  به .
jog trot	یورتمه  کوتاه ، (مج. ) کار یکنواخت و آهسته .
jogger	کسیکه  آهسته  می دود، هل دهنده .
joggle	بند، بریدگی آجر و امثال آن  برای جلوگیری از لغزش، تیزی یا شکاف آجر و چوب و غیره ، بند زدن ، میخ زدن ، بهم جفت کردن  دو چیز، تکان  تکان  خوردن ، متصل کردن .
johannes	یوحنای حواری، یوحنا، جوهانس.
john	یوحنا، یحیی، مستراح.
john barleycorn	مشروب الکلی خانگی.
john bull	لقب ملت انگلیس.
john done	(حق.  انگلیس) اسم فرضی (مثل عمرو و زید).
john hancock	امضائ خود سخص، امضائ اصیل.
john henry	امضائ خود سخص، امضائ اصیل.
johnboat	قایق دراز و باریک .
johnny	انگلیسی، مرد انگلیسی، جوان  ژیگولو و خوشگذران ، پاسبان ، جانور نر، جنس نر.
johnny jump up	(گ . ش. ) گل بنفشه  آمریکائی.
johnny on the sopt	(د. گ . - آمر. ) حاضر و آماده .
johnnycake	(آمر. ) نوعی کیک  یا نان  شیرمال.
join	ملحق کردن ، ملحق شدن .متصل کردن ، پیوستن ، پیوند زدن ، ازدواج کردن ، گراییدن ، متحد کردن ، در مجاورت بودن .
joinder	پیوستگی، الحاق، اتفاق.
joiner	وصال.
