mantelpiece	طاقچه  بالا بخاری، نمای بخاری، گچ بری دور بخاری.
mantenance time	مدت نگهداشت.
mantic	وابسته  به  پیشگوئی، الهامی، فالگیری.
mantilla	یک  جور روسری زنانه .
mantis	(ج. ش. ) آخوندک .
mantissa	(م. م. ) اعشاری، لگاریتم، رقم اعشاری لگاریتم معمولی، افزایش عدد اعشاری.جزئ کسری، مانتیس.
mantle	شنل زنانه ، بالاپوش، ردا، پوشش، کلاه  توری.
mantlerock	سنگ  پوش، مواد رسوبی وسست روی سنگها.
mantling	مصالح، مواد لازم برای پوشش، کف زنی.
mantoux test	(طب) آزمایش درجه  حساسیت شخص نسبت به  میکرب سل.
mantua	نوعی پارچه  ابریشمی، مانتو، شنل، نوعی جامه  یا لباس شب.
manual	دستی، کتاب راهنما.دستی، وابسته  بدست، انجام شده  با دست، کتاب دستی، نظامنامه ، مقررات، کتابراهنما.
manual control	کنترل دستی.
manual input	ورودی دستی.
manual operation	عمل دستی.
manual override	القای دستی.
manual training	دوره  آموزش هنرهای دستی.
manually	بصورت دستی، با دست.
manubrium	دسته  چاقویاکارد، قبضه  تفنگ ، ( ج. ش. - تش) عضو یا قسمت قبضه  مانند، قسمت خنجریجناق، ( گ . ش. ) سلولهای استوانه  ای میان  جدار داخلی.
manufactory	کارخانه ، ساخت، کاردستی، کارگاه .
manufacture	ساختن .ساختن ، جعل کردن ، تولید کردن ، ساخت، مصنوع، تولید.
manufacturer	سازنده .صاحب کارخانه ، تولید کننده ، سازنده .
manufacturing	ساخت.
manufacturing cost	هزینه  ساخت.
manumission	آزاد سازی، آزادی، ( حق. ) آزادی برده .
manumit	بنده  را آزاد کردن ، آزادی بخشیدن .
manure	کود دادن ، کود کشاورزی.
manurial	کود دار، وابسته  بکود.
manus	(ج. ش. ) دست، دست حیوان ، قسمت انتهائی.
manuscript	دستخط، کتاب خطی، نسخه  خطی، نوشته .دست خط، نسخه خطی.
manward	بطرف انسان .
manwise	مردانه ، مردوار.
manx cat	(ج. ش. ) گربه  اهلی موکوتاه  ودم کوتاه .
many	بسیار، زیاد، خیلی، چندین ، بسا، گروه ، بسیاری.
many sided	چند پهلو، مبنی بر چند نظریه ، چند ظرفیتی.
many valued	دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین .بس ارز.
manyfold	چندین  مرتبه ، مکرر.
manzanita	(گ . ش. ) گل صد تومانی، انگور خرس.
maori	قبائل مائوری زلاند جدید.
map	نقشه ، نگاشت، نگاشتن .نقشه ، نقشه  کشیدن ، ترسیم کردن .
maple	(گ . ش. ) افرا، آچ، چوب افرا.
maple sugar	شکری که  از جوشاندن  شیره  افرا می سازند.
maple syrup	شربتی که  از تغلیظ انواع افرا تهیه  میشود، عصاره  یا شیره  افرا.
mapping	نقشه  برداری، نگاشت.
mapping device	دستگاه  نگاشت.
maquette	ماکت، شکل کوچک  چیزی.
maqui	(گ . ش. ) شجرماکی، ارسطوتلیا، حب السکر.
mar	آسیب رساندن ، زیان  رساندن ، معیوب کردن ، ناقص کردن ، بی اندام کردن ، صدمه  زدن ، آسیب.
marabou	(ج. ش. ) لک  لک  آفریقائی، پر لک  لک ، نوعی ابریشم خام، آدم سبزه  یا گندم گون ، روحانی.
marabout	(ج. ش. ) لک  لک  آفریقائی، پر لک  لک ، نوعی ابریشم خام، آدم سبزه  یا گندم گون ، روحانی.
maraca	(ج. ش. ) طوطی برزیلی.
maraschino	عرق آلبالو.
marasmus	(گ . ش. ) قارچ کوچک  سفید هاگ .
maratha	( mahratta) اهل بمبئی.
marathon	مسابقه  دو ماراتون ، مسابقه  دوصحرائی.
maraud	نهب وغارت کردن ، بقصد غارت حمله  کردن ، دله  دزدی یا تلاش کردن ، غارت کردن ، چپاول کردن .
marauder	غارتگر، چپاولگر.
maravedi	سکه  مسی اسپانیائی.
marble	سنگ  مرمر، تیله ، گلوله  شیشه ای، تیله  بازی، مرمری، رنگ  ابری زدن ، مرمرنماکردن .
marble cake	کیک  کره  دار برنگ  روشن .
marbleize	رنگ  مرمری زدن ، رنگ  ابری کردن .
marbling	مرمر کاری.
marbly	مرمر نما، مرمرین .
marc	تفاله  میوه  جات، نوعی عرق.
marcasite	حجرالنور، مرغش، پیریت آهن ، ماکاسیت.
marcel	گیسو را فر زدن ، فر گیسو.
march	راه  پیمائی، قدم رو، قدم برداری، گام نظامی، موسیقی نظامی یا مارش، سیر، روش، پیشروی، ماه  مارس، راه پیمائی کردن ، قدم رو کردن ، نظامی وار راه  رفتن ، پیشروی کردن ، تاختن  بر.
marchen	داستان ، حکایت، قصه .
marcher	رژه  رونده ، راه  پیما.
marchesa	زن  ایتالیائی، مارکیز، زوجه  مارکی.
marchioness	زوجه  مارکی، نوعی گلابی، کلفت.
marchpane	نان  شیرینی بادامی، چیز شیرین  ولذیذ.
mardi gras	سه  روز قبل از چهارشنبه  توبه  کاتولیک  ها که  در استان  لویزیانا کاروان  شادی حرکتمیکند.
mare	مادیان ، بختک ، کابوس، عجوزه ، جادوگر، مالیخولیا، سودا، ( در سطح ماه  )تاریکی، دریا.
mare clausum	دریای بسته .
mare liberum	دریای آزاد.
mare's nest	چیز خوش ظاهر وبد باطن ، چیز قلابی.
mare's tail	(گ . ش. ) هپوریس رسمی.
margarin	مارگارین ، کره  تقلیدی، کره  نباتی.
margarite	مروارید، گل مروارید، میکای مرواریدی.
margay	(ج. ش. ) گربه  پلنگی آمریکای جنوبی.
marge	حاشیه ، کنار، لبه ، حاشیه  دار کردن .
margent	حاشیه ، کناره ، لبه ، حاشیه  کتاب، تفسیر.
margin	حاشیه ، تفاوت.حاشیه ، کنار، لبه ، اندک ، حاشیه  دار کردن ، حد، بودجه  احتیاطی، مابه التفاوت.
marginal	حاشیه ای، مرزی.وابسته  به  حاشیه ، کم، حاشیه ای.
marginal check	مقابله  مرزی، برسی مرزی.
marginal test	آزمون  مرزی.
marginalia	حواشی، یادداشت های حاشیه ، حواشی بر متن  کتاب.
margrave	مرز دار، مرزبان .
margravine	زن  مرزبان .
marguerite	(گ . ش. ) گل داودی، مینای چمنی، گل مینا.
marian	وابسته  به  مریم، مریمی، وابسته  بماری.
marigold	(گ . ش. ) گل همیشه  بهار، گل جعفری.
marihuana	(گ . ش. ) تنباکوی وحشی بیابانی، بته  شاهدانه ، کنف، حشیش، ماری جوانا.
marijuana	(گ . ش. ) تنباکوی وحشی بیابانی، بته  شاهدانه ، کنف، حشیش، ماری جوانا.
marimba	(مو. ) سنتور چوبی آفریقای جنوبی ومرکزی.
marina	تفرجگاه  ساحلی، لنگرگاه  یا حوضچه  مخصوص توقف قایق های تفریحی.
marinade	آب نمک  که  سرکه  وشراب وادویه  بان  زده  وگوشت ماهی را درآن  می خوابانند.
marinate	ترد کردن  گوشت با خیس کردن  آن  در ماست یا آب لیمو وغیره .
marine	دریائی، بحری، وابسته  به  دریانوردی، تفنگدار دریائی.
mariner	ملوان ، دریانورد، کشتیران .
mariolatry	مریم پرستی، پرستش مریم مادر عیسی.
mariology	مبحث زندگی مریم باکره ، شناسائی مریم باکره .
marionette	عروسک  خیمه  شب بازی، نوعی مرغابی.
mariposalily	(گ . ش. ) حشیشه  الجمیل.
marish	مرداب، باتلاق، مردابی، باتلاق وار.
marital	شوهری، زوجی، ازدواجی، نکاحی.
maritime	بحری، دریائی، وابسته  به  بازرگانی دریائی، وابسته  بدریانوردی، استان  بحری یاساحلی.
marjoram	(گ . ش. ) مرزنگوش، مرزنجوش.
mark	نشان .ارزه ، نمره ، نشانه ، نشان ، علامت، داغ، هدف، پایه ، نقطه ، درجه ، مرز، حد، علامت گذاشتن ، توجه  کردن .
mark down	تنزل قیمت، پائین  آوردن  قیمت.
mark sense	نشان  دریاب، نشان  گذار.
mark sense reader	نشان  خوان .
mark sensing	نشان  دریابی، نشان  گذاری.
mark up	نرخ فروش را بالا بردن ، افزایش نرخ اجناس.
markdown	پائین  آوردن  قیمت.
marked	مشخص، علامت دار.نشاندار.
marker	نشان  گذار، علامت، نشانه .نشانگر، نشانه .
market	بازار، محل داد وستد، مرکز تجارت، فروختن ، در بازار داد وستد کردن ، درمعرضفروش قرار دادن .بازار، به  بازار عرضه  کردن .
market research	تحقیقات علمی در بازار وداد وستد کالا.
market value	قیمت مناسب برای خریدار وفروشنده .
marketability	قابلیت عرضه  در بازار.
marketable	قابل فروش، قابل عرضه  در بازار.
marketing	بازار یابی.
marketplace	بازار گاه ، میدان  فروش کالا، بازار.
marking	علامت گذاری، نشان .نشان دار سازی، نشان .
markov chain	زنجیر مارکوف.
marksman	تیرانداز ماهر، نشانه  گیر.
marl	پیچیدن  طناب، دولابستن ، آهک  رس، خاک  آهکدار، خاک  کود، باخاک  آهکدار کود دادن .
marlin	(ج. ش. ) ماهی شکاری بزرگ  ( از جنس makaria)، نیزه  ماهی.
marline	=marlin.
marlinespike	(marlinspike) (د. ن . ) طناب بازکن ، ریسمان  واکن ، طناب گشا، ماهی باله  نرم اعماقدریا، نیزه  ماهی.
marlinspike	(marlinespike) (د. ن . ) طناب بازکن ، ریسمان  واکن ، طناب گشا، ماهی باله  نرم اعماقدریا، نیزه  ماهی.
marlite	خاک  آهکدار.
marmalade	مربای نارنج، مربای به ، لرزانک .
marmoreal	مرمری، مرمرنما، ساخته  شده  از مرمر.
marmorean	مرمری، مرمرنما، ساخته  شده  از مرمر.
marmoset	(ج. ش. ) بوزینه  کوچک  آمریکائی که  دم انبوهی دارد.
marmot	(ج. ش. ) موش خرمای کوهی.
maroon	(گ . ش. ) شاه  بلوط اروپائی، رنگ  خرمائی مایل بقرمز، درجزیره  دورافتاده  یاجاهایمشابهی رها شدن  یا گیر افتادن .
marplot	انگشت به  شیر زن ، آدم فضول، مداخله  کننده ، آدم مناعالخیر.
marque	انتقال، تلافی، مارک ، علامت مخصوص، مدل مخصوص ( اتومبیل وغیره ).
marquee	چادر بزرگ ، خیمه  بزرگ ، سایبان ، آسمانه .
marquess	مقام مارکیز، مرزبان .
marqueterie	تزئین  باچوب وگوش ماهی.
marquetry	تزئین  باچوب وگوش ماهی.
marquis	مقام مارکیز، مرزبان .
marquise	زوجه  مارکیز، (گ . ش. ) نوعی گلابی.
marriage	ازدواج، عروسی، جشن  عروسی، زناشوئی، یگانگی، اتحاد، عقید، ازدواج، پیمان ازدواج.
marriage of convenience	ازدواج مصلحتی.
marriageable	بالغ، درخور عروسی، تنه  شوهر.
married	شوهردار، عروسی کرده ، متاهل، پیوسته ، متحد.
marron	شاه  بلوط اروپائی، رنگ  شاه  بلوطی.
marrow	مغز استخوان ، مخ، مغز، قسمت عمده ، جوهر.
marrow bean	(گ . ش. ) لوبیای تخم درشت باغی.
marrowfat	(گ . ش. ) نخود بزرگ  باغی.
marry	عروسی کردن  ( با )، ازدواج کردن ، شوهر دادن .
mars	(نج. ) ستاره  مریخ، بهرام، خدای جنگ .
marsh	مردآب، سیاه  آب، لجن  زار، باتلاق.
marsh elder	(گ . ش. ) گل بداغ، گل انبه .
marsh gas	(ش. ) گاز متان  که  در معادن  ذغال سنگ  وباتلاقهایافت میشود.
marsh hen	(ج. ش. ) آبچلیک  باتلاقی آمریکا.
marsh marigold	(گ . ش. ) کالتای باتلاقی (palustris caltha).
marshal	مارشال، ارتشبد، کلانتر، سردسته ، به  ترتیب نشان  دادن ، راهنمائی کردن  با(تشریفات)، مرتب کردن .
marshmallow	گل ختمی، نوعی شیرینی خمیر مانند.
marshy	باتلاقی.
marsupial	جانور کیسه  دار.
marsupium	(تش. - ج. ش. - گ . ش. ) کیسه ، جانوار کیسه  دار.
mart	بازار، مرکز بازرگانی، مرکز حراج.
marten	(ج. ش. ) دله ، سمور.
martensite	(مع. ) ماده  فلزی سخت وشکننده .
martial	جنگی، لشکری، جنگجو، نظامی.
martian	مریخی، اهل کره  مریخ.
martin	(ج. ش. ) نوعی پرستو که  لانه  گلی بر دیوار خانه  میسازد، آدم گول خور، ساده  لوح.
martinet	آدم با انضباط وسخت گیر، سخت گیری وانضباط خشک ، منجنیق سنگ  انداز.
martingale	تسمه  زیر گردن  اسب، ( د. ن . ) طناب یا زنجیر زیرین  دگل یا بادبان ، شرط بندی.
martinmas	جشن  مارتین  مقدس در  نوامبر.
martlet	(ج. ش. ) پرستوی معمولی اروپائی، بادقپک .
martyr	شهید، فدائی، شهید راه  خدا کردن .
martyrdom	شهادت.
martyrologist	دانشمند تذکره  شهدا.
martyrology	تذکره  شهدا، تاریخ شهدا، تاریخ شهدای مسیحی.
martyry	شهادت، بشهادت دینی.
marvel	چیز شگفت، شگفتی، تعجب، اعجاز، حیرت زده  شدن ، شگفت داشتن .
marvellous	حیرت آور، عجیب، جالب.
marvelous	حیرت آور، عجیب، جالب.
marxian	وابسته  به  کارل مارکس، پیرو عقیده  کارل مارکس.
marxism	فلسفه  مارکسیست، عقیده  مارکس.
mary	مریم باکره ، اسم خاص مونث.
marzipan	شیرینی ( با خمیر آرد بادام وشکر ).
mascara	ریمل مژه  وابرو.
mascle	پولک  پولادین  زره ، الماسی شکل.
mascot	چیز خوش یمن ، نظر قربانی.
masculine	نرین ، مذکر، نر، نرینه ، مردانه ، گشن .
masculinity	تذکیر، حالت مردی، مردی.
masculinize	مذکر کردن ، شخصیت مردانه  در زنی بوجود آوردن .
mash	خیسانده ئ مالت، خمیر نرم، خوراک  همه  چیز درهم، درهم وبرهمی، نرم کردن ، خردکردن ، خمیر کردن ، شیفتن ، مفتون کردن ، لاس زدن ، دلربائی.
masher	ساطور، آلت قطع کردن  یا خرد کردن ، کوبنده ، گوشت کوب.
mask	نقاب.نقاب، روبند، ماسک ، لفافه ، بهانه ، عیاشی، شادمانی، خوش گذرانی، ماسک  زدن ، پنهان  کردن ، پوشاندن ، پوشانه .
mask register	ثبات نقابی.
masked	ماسک  زده .
masker	ماسک  دار.
masochism	مازوکیسم، لذت بردن  از درد، لذت بردن  از جور وجفای معشوق یا معشوقه .
mason	بنا، بنای سنگ  کار، خانه  ساز، عضو فراموشخانه ، فراماسون ، باسنگ  ساختن ، بناکردن .
mason jar	کوزه  دهن  گشاد.
mason wasp	(ج. ش. ) زنبور غیر اجتماعی لانه  زی.
masonic	وابسته  به  فراماسون .
masonry	بنائی.
masorete	کاتب حاشیه  نویس بر کتب عهد عتیق.
