pastiness	چسبندگی، حالت خمیری.
pastor	پیشوای روحانی، شبان ، چوپان ، شبانی، شعر روستائی.
pastorale	شعرویاموسیقی روستائی، داستان  شبانی.
pastoralism	روش نامه  نویسی اسقفی، چوپانی، سبک  شعر روستائی.
pastorate	مقام شبانی کلیسا، پیشوائی روحانی، روحانیون .
pastorium	( جنوب - آمر. ) مقر شبان  کلیسا.
pastrami	گوشت ادویه  زده  ودودی شده  شانه  گاو.
pastry	کماج وکلوچه  ومانند آنها، شیرینی پزی، شیرینی.
pasturage	(pasture) چراگاه ، مرتع، گیاه  وعلق قصیل، چرانیدن ، چریدن  در، تغذیه  کردن .
pasture	(pasturage) چراگاه ، مرتع، گیاه  وعلق قصیل، چرانیدن ، چریدن  در، تغذیه  کردن .
pasty	چسب مانند، خمیر مانند، کلوچه  قیمه  دار، شیرینی میوه  دار، خمیری.
pat	نوازش، دست زدن  آهسته ، قالب، نوازش کردن ، دست نوازش برسرکسی کشیدن ، آهسته دست زدن  به ، بهنگام، بموقع، بی حرکت، ثابت، بطور مناسب.
patagium	پوسته ، پرده ، شامه ، پرده  پای پرندگان .
patagonia	پاتاگونیا، ناحیه ای درجنوب آرژانتین  وشیلی.
patch	تکه ، وصله ، مشمع روی زخم، قطعه  زمین ، جالیز، مدت، زمان  معین ، وصله  ناجور، وصله  کردن ، وصله  دوزی کردن ، تعمیر کردن ، بهم جور کردن .وصله ، وصله  کردن ، سرهم کردن .
patch cord	سیم سرهم بندی، سیم رابط.
patch panel	تابلوی سرهم بندی.
patchboard	تخته  سرهم بندی، تخته  سیم بندی.
patching	وصله ، سرهم بندی.
patchouli	(patchouly) (گ . ش. ) نعناع هندی، پچولی.
patchouly	(patchouli) (گ . ش. ) نعناع هندی، پچولی.
patchwork	وصله  دوزی، مرصع، چهل تکه ، قلابدوزی، کارسرهم بندی، جسته  گریخته ، آش شله قلمکار.
patchy	تکه  تکه ، وصله  وصله ، جور بجور، وصله  دار.
pate	کله ، سر، سر یا قسمتی از سر انسان ، مغز.
pate de foie gras	خمیر چربی جگر غاز ودنبلان .
patella	( تش. ) استخوان  کشکک ، کاسه  زانو، طشت کوچک .
patellate	(patelliform) مانند کاسه  زانو، بشکل قاب یا دوری یا طشت.
patelliform	(patellate) مانند کاسه  زانو، بشکل قاب یا دوری یا طشت.
paten	دوری، سینی، بشقاب نان  عشای ربانی.
patent	آشکار، دارای حق امتیاز، امتیازی، بوسیله  حق امتیاز محفوظ مانده ، دارای حق انحصاری، گشاده ، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه ، امتیاز یاحق انحصاری بکسی دادن ، اعطا کردن  ( امتیاز ).
patent medicine	داروی اسپسیالیته ، داروی اختصاصی.
patentee	صاحب اختراع ثبت شده ، ذینفع اختراع به  ثبت رسیده .
pater	پدر، پدر روحانی (عنوان  کشیشان  است ).
paterfamilias	بزرگ  خانواده ، پیر قوم.
paternal	پدری، پدرانه ، دارای محبت پدری، از پدر.
paternalism	پدرگرائی، پدر سروری.
paternity	صفات پدری، رفتار پدرانه ، اصلیت، اصل، منشائ.
paternoster	دعای ربانی یا دعائی که  عیسی تعلیم داده .
path	میسر.باریک  راه ، جاده ، راه ، مسیر، طریقت، جاده  مال رو.
pathan	جنگجویان  افغانی، قوم پاتان .
pathetic	دارای احساسات شدید، رقت انگیز، تاثرآور، موثر، احساساتی، حزن  آور، سوزناک .
pathfinder	راه  یاب، بلد راه ، پیشرو، کاشف.
pathless	بی راه ، بدون  جاده ، ناشناخته .
pathogen	(pathogene) ( طب ) بیماریزا.
pathogene	(pathogen)( طب ) بیماریزا.
pathogenesis	( طب ) بیماریزائی، مبحث پیدایش ناخوشی.
pathognomonic	وابسته  بتشخیص ناخوشی، شاخص مرض.
pathologic	وابسته  به  آسیب شناسی.
pathologist	پزشک  ویژه  گیر آسیب شناسی، آسیب شناس.
pathology	( طب ) آسیب شناسی، پاتولوژی.
pathometer	دروغ سنج.
pathos	عامل وموجد ترحم وتاثر، ترحم، گیرندگی.
pathway	معبر، جاده ، گذرگاه ، خط سیر، جاده  پیاده  رو.
patience	بردباری، شکیبائی، شکیب، صبر، طاقت، تاب.
patient	شکیبا، بردبار، صبور، از روی بردباری، پذیرش، بیمار، مریض.
patina	(patine) زنگ  مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب.
patine	(patina) زنگ  مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب.
patio	حیاط، ایوان ، طارمی، پاسیو.
patiot	میهن  پرست، هم میهن ، میهن  دوست، وابسته  به  وطن  پرستی.
patois	لهجه  ولایتی وشهرستانی، لهجه  محلی، لهجه  عوام.
patriarch	پدرشاه ، رئیس خانواده ، ریش سفید قوم، ایلخانی، شیخ، بزرگ  خاندان ، پدرسالار.
patriarchal	وابسته  به  پدر سالاری یا پدرشاهی.
patriarchy	پدرشاهی، پدر سالاری.
patrician	نجیب زاده ، اعیان  زاده ، شریف، اشرافی.
patricidal	وابسته  به  پدر کشی.
patricide	پدرکشی، خائن  به  میهن ، پدرکش.
patrilineal	نسب پدری، وابسته  به  دودمان  پدری.
patrimonial	وابسته  میراث، ارثی.
patrimony	ارث پدری، ثروت موروثی، میراث.
patriotism	میهن  پرستی.
patristic	وابسته  به  اولیائ وبزرگان  مذهب.
patrol	( نظ. ) گشت، گشتی، پاسداری، گشت زدن ، پاسبانی کردن ، پاسداری کردن .
patrol wagon	ماشین  مخصوص حمل زندانیان ، اتومبیل پلیس.
patrolman	پلیس گشتی، گشتی.
patron	حافظ، حامی، نگهدار، پشتیبان ، ولینعمت، مشتری.
patron saint	امام یا شخص مقدس حامی شخص.
patronage	حمایت، پشتیبانی، سرپرستی، قیمومت.
patroness	حامی مونث.
patronize	رئیس وار رفتار کردن ، تشویق کردن ، نگهداری کردن ، مشتری شدن .
patronymic	مشتق از نام پدر، پدری، نام خانوادگی، پدر نامی.
patsy	فریب خورده ، شخص گول خورده ، نازک  نارنجی.
patten	کفش چوبی.
patter	ذکر کردن ، بطور سریع وردخواندن ، تند تند حرف زدن ، لهجه  محلی.
pattern	الگو، نقش.انگاره ، طرح، الگو، صفات وخصوصیات فردی، خصوصیات، بعنوان  نمونه  یا سرمشق بکار رفتن ، نظیربودن ، همتا بودن ، تقلید کردن ، نقشه  یا طرح ساختن ، بعنوان  الگو بکاربردن .
pattern recognition	الگو شناسی.
pattie	(patty) نان  شیرینی میوه  دار یاگوشت دار.
patty	(pattie) نان  شیرینی میوه  دار یاگوشت دار.
patulous	باز، گشاده ، گشوده ، منبسط، پهن .
paucity	عدد کم، معدود، اندک ، قلت، کمی، کمیابی، ندرت.
paul	تعداد کم، اندک ، اسم خاص مذکر.
paul bunyan	آدم غول پیکر، آدم غول آسا.
paulownia	( گ . ش. ) جنسی از درختان  کوچک  چین  از خانواده  گل خوک ، گل کله  بره ، زمرموزه .
paultry	(paltry) آشغال، چیز آشغال و نا چیز، جزئی.
paunch	شکم، محتویات شکم، امعائ، درشکم ریختن .
paunchy	شکمگنده .
pauper	گدا، بی نوا، ( حق. ) معسر یا عاجز از پرداخت.
pauperize	گدا کردن ، فقیر کردن .
pause	مکث، توقف، وقفه ، درنگ ، مکث کردن .
pave	اسفالت کردن ، سنگفرش کردن ، صاف کردن ، فرش کردن .
paved	صاف شده ، سنفرش شده .
pavement	سنگفرش، پیاده  رو، کف خیابان .
pavid	( م. م. ) ترسو، بزدل، ترسناک .
pavilion	غرفه  نمایشگاه ، عمارت کلاه  فرنگی، چادر صحرائی، درکلاه  خیمه  زدن ، درکلاه  فرنگیجا دادن .
paving	سنگفرش، آجر فرش، مصالح سنگفرش.
paw	پنجه ، پا، چنگال، دست، پنجه  زدن .
pawky	محیل، آب زیر کاه ، مکار، چالاک ، زرنگ .
pawl	گیره ، عایق، شیطانک ، باگیره  یا عایق نگاه  داشتن ، میله  گردان  محور چرخ لنگر.
pawn	پیاده  شطرنج، گرو، گروگان ، وثیقه ، رهن  دادن ، گروگذاشتن .
pawnbroker	بنگاه  رهنی، گروگیر، وام ده ، مرتهن .
pawnee	گروگیر، گروستان .
pawner	(pawnor) گروگذار.
pawnor	(pawner) گروگدار.
pawnshop	بنگاه  رهنی، موسسه  رهنی.
pawpaw	( papaw) (گ . ش. ) درخت پاپااو یا درخت نخل آمریکای جنوبی.(=papaw)( د. گ . ) شیطان ، شریر، فاسدالاخلاق.
pax	صلح، بوسه  آشتی، لوحه  تمثال عیسی ومریم.
pay	پرداختن ، دادن ، کار سازی داشتن ، بجاآوردن ، انجام دادن ، تلافی کردن ، پول دادن ، پرداخت، حقوق ماهیانه ، اجرت، وابسته  به  پرداخت.
pay dirt	خاک  زرگری یا خاک  معدن  قابل استفاده ، تحقیقات واکتشافات با ارزش ومفید، منفعت.
pay load	ظرفیت ترابری، اجناس مقرون  بصرفه  برای حمل ونقل.
pay off	پرداخت کردن  ( تمام دیون  )، تادیه  کردن ، تسویه  کردن ، پرداخت، منفعت، جزایکیفر، نتیجه  نهائی.
pay up	تمام وکمال پرداختن ، حساب های معوقه  را تسویه  کردن .
payable	پرداختنی، قابل پرداخت.
payee	گیرنده ، دریافت کننده  وجه .
payer	(payor) پرداخت کننده .
paymaster	مامور پرداخت، سررشته  دار.
payment	پرداخت، وجه .کارسازی، پرداخت، تادیه ، پول، وجه ، قسط.
paynim	کافر، بی دین .
payola	وام غیر مستقیم ومخفی که  برای کارهای تجارتی داده  میشود، رشوه .
payor	(payer) پرداخت کننده .
payroll	سیاهه  پرداخت، لیست حقوق.لیست حقوق، صورت پرداخت.
payroll program	برنامه  پرداخت حقوق.
payroll system	سیستم پرداخت حقوق.
pea	(گ . ش. ) نخودفرنگی (sativum Pisum).
pea green	زرد مایل بسبز، سبز نخودی.
pea jacket	ژاکت ضخیم ملوانان ، کپنگ  (kapang).
peace	صلح وصفا، سلامتی، آشتی، صلح، آرامش.
peace offering	پیشنهاد صلح.
peace officer	امین  صلح، ضابط صلحیه .
peace pipe	(=calumet) پیپ یا چپق صلح ( درمیان  سرخ پوستان  ).
peaceable	آشتی پذیر، صلح دوست، آرام.
peaceful	مسالمت آمیز، آرام، صلح آمیز.
peacemaker	مصلح.
peach	(گ . ش. ) هلو، شفتالو، هرچیز شبیه  هلو، چیز لذیذ، زن  یا دختر زیبا، فاش کردن .
peachy	هلوئی.
peacock	طاووس، مزین  به  پر طاووس، خرامیدن .
peacock blue	رنگ  آبی مایل بسبز، رنگ  آبی طاووسی.
peafowl	( ج. ش. ) قوقاول بزرگ  صحرائی جنوب آسیا.
peahen	( ج. ش. ) طاووس ماده ، طبیب، طب.
peak	قله ، به  قله  رسیدن .نوک ، قله ، راس، کلاه  نوک  تیز، ( مج. ) منتها درجه ، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن ، تیز شدن ، بصورت نوک  تیز درآمدن ، به  نقطه  اوج رسیدن ، نحیف شدن .
peak load	بار قله ای، بحبوحه  مصرف.
peaked	نوک  تیز، قله  دار، رنگ  پریده ، نزار.
peaky	(pecky) سکندری خورنده  ( مثل اسب )، متلاطم، طوفانی.
peal	صدای پیوسته ، صدای مسلسل، غوغا، طنین  متناوب، ناقوس یا زنگ ، صدای ناقوس، غریدن ، ترق وتروق کردن ، هیاهو وغوغا کردن ، صدای گوشخراش دادن .
peanoforte	پیانو، نوعی پیانو، آهنگ  ملایم.
peanut	( گ . ش. ) بادام زمینی، پسته  زمینی، رنگ  کتانی، رنگ  کنف.
peanut butter	خمیر بادام زمینی.
pear	(گ . ش. ) گلابی، امرود.
pear shaped	گلابی شکل.
pearl	مروارید، در، لولو، آب مروارید، مردمک  چشم، صدف، بامروارید آراستن ، صدف وارکردن ، مرواریدی.
pearler	مروارید گیر.
pearlite	( ش. ) آلیاژ آهن  وکربن .
pearlized	صدف نما، مروارید نما.
pearly	مروارید وار، دروار.
peart	(pert) گستاخ، جسور، سالم وبا روح.
peasant	روستائی، دهاتی، دهقانی، کشاورز، رعیت.
peasantry	رعایا، جماعت دهقانان ، بی تربیتی.
peascod	(peasecod) غلاف نخود، جلو نیم تنه  پنبه  دار.
pease	( انگلیس ) نخود، جمع کلمه  pea.
peasecod	(peascod) غلاف نخود، جلو نیم تنه  پنبه  دار.
peat	تورب، ذغال سنگ  نارس، کود گیاهی، معشوقه ، عزیز دردانه ، زن  فاسد.
pebble	ریگ ، سنگریزه ، شیشه  عینک ، نوعی عقیق، باسنگریزه  فرش کردن ، باریگ  حمله  کردن ، ( چرمسازی ) نقش ونگار ریگی دادن  به .
pecan	(گ . ش. ) درخت گردوی آمریکای مرکزی.
peccable	جایزالخطا، دستخوش خطا.
peccadillo	لغزش، اشتباه  کوچک .
peccancy	جایز الخطائی.
peccant	گناهکار، اشتباه  کار، غلط، ناصحیح، خطا، ( طب ) ناخوش، فاسد.
peccary	( ج. ش. ) گراز آمریکائی.
peccavi	اعتراف بگناه ، اقرار بگناه .
peciller	مدادکار.
peck	یک  چهارم بوشل، نوک  زدگی، سوراخ، نوک  زدن ، بانوک  سوراخ کردن ، دندان  زدن .
pecker	نوک  زن ، سوراخ کن ، نوعی کلنگ  ( ج. ش. ) دارکوب، منقار، خورنده ، بینی، دماغ.
pecky	(peaky) سکندری خورنده  ( مثل اسب )، متلاطم، طوفانی.
pectate	( ش. ) نمک  آلی ومعدنی اسید پکتیک .
pectin	(ش. ) دلمه  گیاهی، ژلاتین  گیاهی، پکتین .
pectinate	(pectinated) شانه  ای، شانه  دار، دندانه  دار.
pectinated	(pectinate) شانه  ای، شانه  دار، دندانه  دار.
pectoral	(تش. ) سینه  ای، صدری، درونی، باطنی.
peculate	( حق. ) اختلاس، حیف ومیل، دزدی.
peculator	مختلس، دزد.
peculiar	عجیب وغریب، دارای اخلاق غریب، ویژه .
peculiarity	صفت عجیب وغریب، حالت ویژگی، غرابت.
pecuniary	پولی، نقدی، مالی، جریمه  دار.
ped	سبد، زنبیل، پا.
pedagog	(pedagogue) آموزگار، معلم، آموزگار علم فروش.
pedagogic	وابسته  به  آموزش وپرورش.
pedagogics	=pedagogy.
pedagogue	(pedagog) آموزگار، معلم، آموزگار علم فروش.
pedagogy	فن  آموزش وپرورش کودک ، للگی، تربیت.
pedal	( در دوچرخه  وچرخ خیاطی وغیره  ) رکاب، جاپائی، پدال، پائی، وابسته  به  رکاب، پازدن ، رکاب زدن .
pedal pushers	شلوار کوتاه  زنانه .
pedant	فضل فروش، عالم نما، کرم کتاب.
pedantic	وابسته  به عالم نمائی وفضل فروشی.
pedantry	فضل فروشی.
