prurient	خارش دار، کرمکی، دارای فکر شهوانی، هرزه .
pruriginous	خارش دار.
prurigo	خارش سخت، خنش، مرض خارش پوست.
pruritic	خارشی.
pruritus	خارش (Itching)، حکه .
prussian blue	نیل فرنگی، رنگدانه  آبی رنگ  آهن  دار.
pry	بادقت نگاه  کردن ، کاوش کردن ، فضولانه  نگاه  کردن ، با دیلم یا اهرم بلند کردن ، اهرم، دیلم، کنجکاوی، فضولی، فضول.
pryer	فضول، مداخله  گر.
psalm	مزمور، سرود روحانی، سرود، سرود مذهبی خواندن .
psalmist	مزمور خوان .
psalmody	مزمور خوانی، سرود خوانی.
psalter	کتاب سرود، سرود مذهبی، مزامیر.
psalterium	( ج. ش. ) معده سوم نشخوار کنندگان .
psaltery	(=psaltry) ( مو. ) قانون  یاسنتور انگشتی یامضرابی، سرود.
pseud	( pseudo) پیشوند بمعنی ' کاذب ' و ' ساختگی ' و ' دروغ '.
pseudo	(spurious، sham، pseud) پیشوند بمعنی ' کاذب ' و ' ساختگی ' و ' دروغ '.
pseudo hardware	شبه  سخت افزار.
pseudo operation	شبه  عمل، عملواره .
pseudo random number	عدد شبه  تصادفی.
pseudocarp	میوه  کاذب، میوه  فرعی، شبه  میوه .
pseudoclassic	شبه  کلاسیک ، کلاسیک  کاذب.
pseudocode	شبه  برنامه ، شبه  دستور الملها.
pseudoinstruction	شبه  دستور العمل.
pseudolanguage	شبه  زبان ، زبانواره .
pseudonym	اسم مستعار، تخلص.
pseudonymous	دارای تخلص، وابسته  به  نام مستعار.
pseudopod	( pseudopodium) شبه  پا، پای کاذب، تجسم واضح روح.
pseudopodium	( pseudopod) شبه  پا، پای کاذب، تجسم واضح روح.
pseudopregnancy	آبستنی کاذب، شبه  آبستنی.
pseudosalt	شبه ملح، شبه  نمک .
pseudoscience	مجموعه تئوریها وفرضیه  ها وروشهائی که  بغلط علمی قلمداد میگردند، شبه  علم.
pseudotuberculosis	شبه  سل، سل کاذب.
pshaw	( علامت تعجب ) آه ، واه ، آه  گفتن ، اوه .
psittaceous	( ج. ش. ) وابسته  بخانواده  طوطی، شبیه  طوطی.
psittacine	طوطی وار.
psoriasis	( طب ) دائ الصدف، پسوریازیس.
psychanalyze	روانکاوی کردن ، بوسیله  تجزیه  وتحلیل روانی معالجه  کردن .
psychasthenia	ضعف روحی، خستگی روانی، بی تصیمی.
psychbiology	علم مطالعه  ارتباط میان  روانشناسی وزیست شناسی، زیست شناسی روانی.
psyche	( افسانه  یونان  ) شاهزاده  زیبائی که  ' کوپید' (Cupid) بدام عشقش گرفتارشد، روان ، روح.
psyche knot	آرایش گیسو بصورت گوجه  فرنگی.
psychgenetic	( psychogenic) موجد محرکات ذهنی.
psychiatric	وابسته  به  روانپزشکی.
psychiatrist	روانپزشک .
psychiatry	( طب) معالجه  ناخوشیهای دماغی، پزشکی روانی، طب روحی، روانپزشکی.
psychic	روحی، روانی، ذهنی، واسطه ، پدیده  روحی.
psychoanalysis	تحلیل روانی، روانکاوی.
psychoanalyst	روانکاو.
psychoanalytic	وابسته  به  روانکاوی.
psychodrama	نمایش اخلاقی وانتقادی.
psychodynamic	وابسته  به محرکات وانگیزه  های موثر در فکر.
psychogenesis	پیدایش نیروی درونی، ایجاد در اثر فعل وانفعالات درونی، منشافعالیت ذهنی، روان زایش.
psychogenic	( psychgenetic) موجد محرکات ذهنی.
psychognosis	(=psychognosy) مطالعه  عمیق روانی، تحقیقات روانی، روان  پژوهش.
psychognosy	( =psychognosis) مطالعه  عمیق روانی، تحقیقات روانی، روان  پژوهش.
psychograph	(=profile).
psychokinesis	عملیات جنون  آمیز در اثر اختلالات فکری وروانی.
psychologic	وابسته  به  روانشناسی.
psychologism	روانگرائی، پیروی از اصول روانی.
psychologist	روانشناس.
psychologize	پژوهش روانشناسی کردن ، روانکاوی کردن .
psychology	روان  شناسی، معرفه  النفس، معرفه  الروح.
psychometrics	روان  سنجی، هوش سنجی.
psychometry	روان  سنجی، آزمایش هوش.
psychomotor	ناشی از حرکات عضلانی در اثر عمل فکری.
psychoneurosis	ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی.
psychoneurotic	مریض مبتلا به  ناراحتی عصبی وروانی.
psychopath	بیمار روانی، مبتلا بامراض روانی.
psychopathology	علم آسیب شناسی روانی.
psychopathy	معالجه  روانی، اختلالات فکری وروانی، اختلالات روانی.
psychophysics	علم روابط میان  روان  وتن ، علم روابط میان روان  شناسی وفیزیک ، مبحث روابط روان وماده .
psychosis	بیماری روانی، جنون .
psychosomatics	( طب) علم روان  تنی، روان  تنائی.
psychosurgery	( جراحی ) جراحی مغز جهت درمان  بیماری روانی.
psychotherapeutic	وابسته  بدرمان  روانی.
psychotherapy	درمان  روانی، تداوی روحی.
psychotic	بیمار روانی، دیوانه .
psychrometer	دستگاه  بخار سنج هوا، رطوبت سنج، نم سنج.
psychrophilic	( گ . ش. ) سرما دوست، رشد کننده  در درجه  حرارت کم، سرمازی.
psyho	آدم دیوانه ، بیمار روانی.
psylla	(=psyllidae) ( ج. ش. ) شپشه  های جهنده  گیاهی.
psyllidae	( =psylla) ( ج. ش. ) شپشه  های جهنده  گیاهی.
pt boat	(boat torpedo =motor) ناوچه  اژدر افکن .
pt down	نوشتن ، کنار گذاردن ، خوار وخفیف کردن ، منسوخ کردن ، از بین  بردن ، بزور بچیزیخاتمه  دادن ، متوقف ساختن ، هرز آب ساختن ، منکوب کردن .
ptarmigan	(ج. ش. ) باقرقره .
pteridology	مطالعه  علمی سرخس ها، سرخس شناسی.
pteridophyta	( pteridophyte) ( گ . ش. ) گیاهان  آوندی خانواده  سرخس، نهانزاد آوندی.
pteridophyte	( pteridophyta) ( گ . ش. ) گیاهان  آوندی خانواده  سرخس، نهانزاد آوندی.
pteridosperm	(fern seed) سرخس تخمی.
pterodactyl	( دیرین  شناسی ) راسته ای از سوسماران  بالدار عهد ژوراسیک  سفلی تا عهد مسوزوئیک .
pterodactyloid	( pterodactylous) شبیه  سوسماران  بالدار.
pterodactylous	( pterodactyloid) شبیه  سوسماران  بالدار.
pteropod	(ج. ش. ) نرم تنان شکم پای شناور درسطح دریا، پرپا.
ptisan	ماشعیر، گندم پوست کنده .
ptolemaic	وابسته  به  بطلمیوس جغرافی دان  ومنجم.
ptolemaist	بطلمیوسی.
ptomaine	(ش. ) مواد آلی قلیائی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها بر روی مواد ازتی تشکیلمیگردد.
ptyalin	(ش. ) ماده  تخمیری بزاق.
pub	( انگلیس ) میخانه  آدمی که  از این  میخانه  بان  میخانه  برود، خمار(khammaar).
puberal	(pubertal) وابسته  به  بلوغ.
pubertal	( puberal) وابسته  به  بلوغ.
puberty	بلوغ، رسیدگی، سن  بلوغ.
puberulent	دارای کرک  های ریز، پوشیده  شده  از موهای ریز (مثل پشت زهار درسن  بلوغ )، کرکدار.
pubes	موی زهار، موی شرمگاه ، ناحیه  زهار یا عانه ، شرمگاه ، کرک ، پوشیدگی از کرک .
pubescence	سن  بلوغ، بلوغ، رویش مو در پشت زهار.
pubescent	( pubic) لابلوغی، زهاری، شرمگاهی.
pubic	( pubescent) لابلوغی، زهاری، شرمگاهی.
pubis	( تش ) استخوان  شرمگاه ، عظم عانه .
public	همگان ، عمومی، همگانی، ملی، اجتماعی، عموم، عامه .عمومی، آشکار، مردم.
public address system	دستگاه  بلندگو مخصوص اجتماعات بزرگ .
public defender	( حق. ) وکیل تسخیری.
public domain	خالصه  دولتی، ملک  خالصه .
public house	کاروانسرا، مهمانخانه ، ( انگلیس) میخانه .
public law	حقوق عمومی، حقوق بین  المللی عمومی.
public library	کتابخانه  عمومی.
public relations	روابط عمومی.
public sale	حراج، مزایده .
public school	دبیرستان  شبانه  روزی، مدرسه  عمومی.
public sector	بخش عمومی، بخش دولتی.
public servant	مستخدم دولت، خادم ملت.
public service	خدمت بجامعه ، استخدام دولتی.
public spirited	دارای روحیه  اجتماعی.
public works	تاسیسات عام المنفعه ، امور عام المنفعه .
publican	مامور وصول مالیات، بیگانه ، صاحب میخانه .
publication	نشر، انتشار، طبع ونشر، اشاعه ، نشریه .نشریه ، انتشار.
publication language	زبان  نشری.
publicist	روزنامه  نگار، ناشر، تبلیغات چی.
publicity	تبلیغات.
publicize	تبلیغات کردن ، آگهی کردن ، باطلاع عمومی رساندن .
publish	چاپ کردن ، طبع ونشر کردن ، منتشر کردن .منتشر کردن .
publishable	قابل نشر.
publisher	ناشر.ناشر.
puce	رنگ  آلبالوئی.
puchery	( pucker) چروک ، چین ، جمع شدگی، چروک  شدن ، درهم کشیدن .
puck	جن ، بچه  شیطان ، سیخونک  زدن .
pucka	(pukka) ( درهند) خوب، تمام عیار، محکم، بادوام، ساخته  شده .
pucker	( puchery) چروک ، چین ، جمع شدگی، چروک  شدن ، درهم کشیدن .
puckish	شیطان .
pudding	دسر محتوی آرد برنج وتخم مرغ شبیه  فرنی.
puddle	گودال، چاله  فاضل آب، دست انداز، مخلوط کردن ، گل گرفتن ، گل آلود کردن .
puddling	تبدیل آهن  لخته به  آهن  ساخته  یا فولاد.
pudency	آزرم، شرم، حجب.
pudendum	(تش) فرج، آلت تناسل ( زن  یامرد )، شرمگاه .
pudgy	خپله ، چاق، گوشتالو.
pueblo	دهکده  سرخ پوستان .
puerile	(silly، childish، =juvenile) بچگانه ، کودکانه ، احمقانه .
puerilism	حرکات کودکانه  ( ناشی از اختلال فکری )، کودک  منشی.
puerility	بچگی، نادانی.
puerperium	مرحله  بین  زایمان  واعاده  زهدان  بحال اولیه  خود، دوره  نفاس.
puff	فوت، پف، دود ویا بخار، قسمت پف کرده  جامه  زنانه ، غذای پف دار، مشروب گازدار، پفک ، پک  زدن ، چپق یا سیگار کشیدن ، بلوف زدن ، لاف زدن ، پف کردن ، منفجر کردن ، منفجر شدن ، وزش باد، وزیدن .
puff paste	خمیر پف دار، نان  شیرینی پف کردن ، پفک ، آدم توخالی، آدم پفکی.
puffer	پف کننده ، سیگاری، اهل دود، بیگودی گیسو.
puffery	تبلیغات پر سر وصدا.
puffin	( ج. ش. ) مرغان  دریائی از خانواده  بطریق یا پنگوئن .
puffy	پف کردن ، باد کرده ، باد دار.
pug	ضایعات غله ، کاه ، خاشاک  گندم، تفاله  سیب، آدم محبوب، فاحشه ، کرجی بان ، سگ کوتاه  قامت چینی، بینی کوتاه  وبزرگ  وسرببالا، آدم کوتوله ، طره  گیسو، خاک  رس، از بیخ درآوردن ، کندن ، میناکاری کردن ، سیخونک  زدن .
pug nose	بینی کوتاه  وکلفت سر ببالا.
pug nosed	دارای بینی کوتاه  وسر بالا، پهن  بینی.
pugilism	مشت زنی، بوکس بازی.
pugilist	مشت زن ، ستیزه  گر، ستیزه  جو، دعوائی.
pugnacious	جنگجو، ستیزه  گر.
pugnacity	ستیزه  جوئی.
puisne	(حق. ) بعدا، بعدی، ضعیف، نارسا، مادون .
puissance	(power، strength) توان ، قدرت، نیرو، توانائی.
puissant	توانا، نیرومند.
puke	(.vi and .vt.n): استفراغ کردن ، قی، استفراغ، بالا آوردن ، (.n): رنگ  آبی تیره ، آبی سیر.
pukka	(puka) ( درهند) خوب، تمام عیار، محکم، بادوام، ساخته  شده .
pulchritude	زیبائی، خوش اندامی، قشنگی.
pulchritudinous	زیبا.
pule	(whimper، =whine) ناله  وشکایت کردن ، باصدا حرکت کردن .
puli	(ج. ش. ) سگ  روستائی مجارستانی.
pulicide	کیک  کش.
pull	کشیدن ، بطرف خود کشیدن ، کشش، کشیدن  دندان ، کندن ، پشم کندن  از، چیدن .
pull away	کنار گرفتن ، عقب نشینی کردن .
pull down	خراب کردن ، پائین  آوردن ، تخفیف دادن ، کاستن ، دریافت کردن .
pull in	نقشه  یا عملی را متوقف ساختن ، متوقف شدن ، ( ز. ع. ) توقیف کردن .
pull off	باوجود مشکلات بکارخود ادامه  دادن ، مقاومت کردن ، نیروی کشش برقی.
pull out	ترک  کردن ، عازم شدن ، بیرون  آمدن .
pull over	اتوموبیل را بکنار جاده  راندن ، کنار زدن ، پیراهن  کش ورزش، عرق گیر، ژاکت.
pull round	رفع نقاهت کردن ، بهبودی یافتن .
pull through	در تنگنا کمک  یافتن ، در سختی بکسی کمک  کردن ، در وضع خطرناکی انجام وظیفه  کردن .
pull together	همکاری کردن .
pull up	جلوگیری کردن ، جلو افتادن ، رسیدن .
pullback	پس رفتن ، عقب زدن ، قلاب، فنر.
puller	دستگاه  کشش، کشنده .
pullet	جوجه  مرغ یکساله  و کمتر، مرغ جوان ، مرغ تازه  تخم کرده .
pulley	قرقره ، چرخ چه ، چرخک .قرقره .
pullman	واگن  تخت خواب دار راه  آهن .
pullulation	تکثیر، جوانه  زنی.
pulmonary	ریوی، وابسته  به  ریه .
pulmotor	دستگاه  تنفس مصنوعی، دستگاه  اکسیژن .
pulp	مغز ساقه ، مغز نیشکر، خمیر کاغذ، حالت خمیری، جسم خمیر مانند، بصورت تفاله درآوردن ، گوشتالو شدن .
pulpit	منبر، سکوب خطابه ، بالای منبر رفتن .
pulpwood	خمیر چوب مخصوص کاغذ سازی.
pulpy	گوشتالو، کاغذی.
pulque	عرق صبر زرد مکزیکی.
pulsant	( pulsatile) پرجهند، پر ضربان ، ضربانی، دارای تپش.
pulsate	زدن  ( نبض )، جهند کردن ، تپیدن  ( قلب )، تکان  دادن ، بضربان  افتادن .
pulsatile	( pulsant) پرجهند، پر ضربان ، ضربانی، دارای تپش.
pulsation	جهندش، ضربان ، اهتزاز، تپش، نوسان ، ارتعاشات.
pulsatory	تپشی، ضربانی.
pulse	تپش، ضربان .نبض، جهند زدن ، تپیدن .
pulse amplitude	دامنه  تپش.
pulse duration	مدت تپش.
pulse generator	تپش زا، مولد تپش.
pulse length	درازای تپش.
pulse modulation	تلفیق تپشی.
pulse regeneration	باز زائی تپش.
pulse repetition	تکرار تپش.
pulse shape	ریخت تپش.
pulse train	قطار تپشها، سلسله  تپش ها.
pulse triggering	رها سازی تپش.
