sequential process	فرایند ترتیبی.
sequential processing	پردازش ترتیبی.
sequester	جدائی، تفرقه ، توقیف کردن ، جدا کردن ، مصادره  کردن .
sequestrate	توقیف کردن ، جدا کردن ، تجزیه  کردن ، مصادره .
sequestration	انزوا، مصادره ، توقیف، جدا سازی، تجزیه ، توقیف غیر قانونی.
sequestrum	( طب ) قسمت بافت مرده  ( استخوان  ).
sequin	سکه  زر قدیمی در ایتالیا وعثمانی، پولک .
sequoia	(گ . ش. ) سرخ چوب که  از دختان  خانواده  کاج (pinaceae) میباشد.
seraglio	اندرون ، حرم، حرمسرا، شبستان ، انبار.
seral	مربوط به  تغییر وسیر تکامل یک  منطقه  از لم یزرعی بحالت آبادانی وپر درختی.
seraph	سراف، اسرافیل، ( درجمع ) فرشتگان  سرافین .
seraphic	وابسته  به  فرشتگان  سرافین .
serb	صربستانی، قوم صرب از نژاد اسلاو.
serbia	کشور سابق صربیا که  امروزه  جزئ جمهوری یوگوسلاوی است.
serbian	صرب، صربستانی، زبان  صربستانی.
serbo croatian	صربستانی وکروآتی.
sere	تغییر وسیر تکاملی محیط زیست گیاهان  وجانوران ، خشک ، خشکیده ، پژمرده .
serenade	ساز وآواز شبانه  و عاشقانه  در هوای آزاد و در آستانه  معشوق، قطعه  موسیقی عاشقانه ( خواندن  ).
serenader	سراینده  آواز عاشقانه .
serendipitous	دارای نعمت غیر مترقبه .
serendipity	خوشبختی، تحصیل نعمت غیر مترقبه ، نعمت غیر مترقبه .
serene	آرام، ساکت، باز، روشن ، صاف، بی سر وصدا، متین ، آسمان  صاف، متانت، صافی، صاف کردن .
serenity	آرامش، بی سر وصدائی، صافی، صفا، وقار.
serf	برده ، زارع بی زمین  وفقیر.
serfage	(serfhood، serfdom)بردگی، غالامی، برزگری فلاکت بار.
serfdom	(serfhood، serfage)بردگی، غالامی، برزگری فلاکت بار.
serfhood	(serfdom، serfage)بردگی، غالامی، برزگری فلاکت بار.
serfish	بنده  وار، فلاکت بار.
serfism	بردگی، قره  نوکری.
serge	سرژ، پارچه  صوف پشمی، 'سرجیوس' اسم خاص مذکر، ( در صحافی ) ته  دوزی کردن .
sergeancy	(serjeancy)گروهبانی، وظایف گروهبانی.
sergeant	( sarge) گروهبان .(serjeant)( نظ. ) گروهبان ، مامور اجرا.
sergeant at arms	مامور اجرا، فراش ( انجمن  ها ومجالس ).
sergeant first class	( نظ. ) گروهبان  دوم.
sergeant major	( نظ. ) گروهبان  یکم.
sergeanty	انجام خدمات مختلف در دوره  ملوک  الطوایفی برای تملک  تیول.
serial	مسلسل، ردیفی، نوبتی، رده ای، دوری، ترتیبی، جزئ بجزئ، سریال، نشریه .نوبتی، پیاپی.
serial access	دستیابی پیاپی.
serial adder	افزایشگر نوبتی.
serial computer	کامپیوتر نوبتی.
serial feeding	خورش پیاپی، تغذیه  نوبتی.
serial number	شماره  پیاپی.
serial operation	عمل نوبتی.
serial printer	چاپگر نوبتی.
serial processing	پردازش نوبتی.
serial storage	انباره  نوبتی.
serial subtractor	کاهشگر نوبتی.
serial tranmission	مخابره  نوبتی.
serialist	داستان  نویس سریال.
serialization	تسلسل، ترتیب.
serialize	نوبتی کردن ، پیاپی ساختن .مسلسل کردن ، مرتب کردن ، سریال کردن .
serializer	نوبتی کننده ، پیاپی ساز.
seriate	دارای تسلسل یاشماره  ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن .
seriatim	بطور مسلسل، بطور ردیف، جزئ جزئ، بدفعات.
sericeous	ابریشم نما، ابریشمی، ( گ . ش. ) نرم، مخملی.
sericultural	وابسته  به  پرورش کرم ابریشم.
sericulture	( ج. ش. ) پرورش کرم ابریشم، پرورش نوغان .
sericulturist	پرورش دهنده  کرم ابریشم.
seried	تنگ  هم، بهم چسبیده ، بهم فشرده ، مضرس.
series	سری، رشته ، سلسله ، ردیف، صف، مجموعه ، رده .دنباله ، سری.
series connection	اتصال دنباله ای.
serigraph	استحکام سنج تار ابریشم.
serigraphy	آزمایش استحکام تار ابریشم.
serin	( ج. ش. ) سهره  کوچک  اروپائی شبیه  بلبل زرد.
seriocomic	هم جدی وهم خنده  دار.
serioprallel	دنباله ای و موازی.
serious	جدی، مهم، خطیر، سخت، خطرناک ، وخیم.
serivce station	ایستگاه  بنزین  گیری وتعمیرگاه .
serjeancy	(sergeancy) گروهبانی، وظایف گروهبانی.
serjeant	(=sergeant)گروهبان .
serjeant at law	( law at =sergeant)وکیل درجه  یک  دادگستری.
sermon	موعظه ، وعظ، خطبه ، خطابه ، اندرز، گفتار، وابسته  بموعظه ، موعظه  کردن .
sermonize	وعظ ردن ، موعظه  کردن .
sermonizer	وعظ کننده .
serologic	مربوط به  سرم شناسی.
serologist	سرم شناس، ویژه  گر سرم شناسی.
serology	خونابه  شناسی، سرم شناسی.
seropurulent	مرکب از سرم وچرک ، دارای خونابه  وچرک .
serosa	مشیمه  کاذب، غشائ سروزی.
serotinal	(serotinous) دیر رس، دیر شکوفا.
serotine	دیرشکوفا، بعدی، عقب افتاده ، دیر رس.
serotinous	(serotinal)دیر رس، دیر شکوفا.
serpent	مار، ماربزرگ ، ابلیس، ( نج. ) صورت فلکی حیه .
serpentine	( مع. ) سنگ  مار، شکل مارپیچ، مارمانند.
serrate	دندانه  دندانه ، اره  ای، مضرس، مضرس کردن .
serrated	دندانه  دار.
serration	دندانه ، تضریس.
serrulate	(serrulated)دارای دندانه  های ظریف، مضرس.
serrulated	(serrulate)دارای دندانه  های ظریف، مضرس.
serrulation	تضرس، دندانه  داری.
serum	آب خون ، خونابه ، سرم، آب پنیر.
servant	نوکر، خدمتکار، خادم، پیشخدمت، بنده .
serve	خدمت کردن ، خدمت انجام دادن ، بکار رفتن ، بدرد خوردن ، ( در بازی ) توپ رازدن .
server	خدمتگذار، خدمتکار، کمک  کننده ، نوکر، ( در بازی ) بازیکنی که  توپ را میزند.
service	زاوری، خدمت، استخدام، نوکری، کار، وظیفه ، عبادت، تشریفات، کمک ، بنگاه ، سرویس، یکدست ظروف، اثاثه ، لوازم، نظام وظیفه ، ( گ . ش. ) سنجد، درخت سنجد، وابسته بخدمت، سرویس کردن ، ماشینیراتعمیر وروغن  کاری کردن .خدمت، یاری، بنگاه ، روبراه  ساختن ، تعمیر کردن .
service book	کتب دعا، کتب مذهبی.
service charge	انعام، اضافه  کار، سرویس مهمانخانه  وغیره .
service club	( نظ. ) باشگاه  سربازان .
service program	برنامه  خدماتی.
serviceability	تعمیر پذیری.بکار خوری، بدردخوری، قابلیت استفاده .
serviceable	روبراه  شدنی، تعمیر پذیر.سودمند، بدرد خور، قابل استفاده .
serviceberry	(گ . ش. ) مرزه .
serviceman	عضو ارتش، تعمیر کار.
serviette	دستمال سفره .
servile	پست، دون ، شایسته  نوکران ، چاپلوس.
servility	نوکرمابی.
servitor	خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع.
servitude	بندگی، بردگی، خدمت اجباری، رعیتی.
servo	فرمان  یار.
servomechanizm	مکانیزم فرمان  یار.
servomotor	موتور فرمان  یار.
sesame	( گ . ش. ) کنجد، بوته  کنجد، سمسم.
sesamoid	(گ . ش. ) کنجدی، ( تش. ) غضروف کنجدی.
sesquicentennial	صد وپنجاهمین  سالگرد، جشن  صد وپنجاهمین .
sesquipedalian	دارای یک  وتد ونیم، معتاد به  استعمال لغات دراز.
sessile	(گ . ش. ) چسبیده ، بی ساقه ، بی پایه .
sessility	چسبیدگی، استواری، استقرار.
session	جلسه .جلسه ، نشست، مجلس، دوره  تحصیلی.
sestet	شش بیت آخر سانت یا غزل.
sestina	سبک  شعر بزمی که  شبیه  مسدس میباشد.
set	###############################################################################################################################################################################################################################################################
set back	مانع، شکست، تنزل، معکوس، پس زدن ، عقب کشیدن .
set chisel	( نجاری ) اسکنه  ته  پهن .
set down	یادداشت کردن ، نوشتن ، بزمین  گذاشتن ، پیاده  کردن ، نشاندن .
set in	بسته  شدن  ( شیر وغیره  )، شروع کردن .
set on	تحریک  کردن  به ، پیش رفتن ، حمله  کردن .
set out	عازم شدن ، تنظیم، شروع بکار کردن ، محدود کردن .
set piece	قطعه  ادبی ویا موسیقی منفرد ومشخص.
set theory	نظریه  مجموعه ها.
set to	زد وخورد، نبرد، مشت بازی، درگیری، با اشتیاق شروع کردن .
set up	برپا کردن ، برپائی، مقدمه  چینی.وضع، ترتیب، وضع بدن ، نصب کردن ، واگذاشتن .
set up digram	نمودار برپائی.
set up time	مدت برپائی.
setaceous	خاردار، سیخ دار.
setline	رسن  چند قلابی ماهیگیری.
setover	روی چیزی قرار دادن ، نصب کردن .
setscrew	( مک . ) پیچ سردار، پیچ میزان .
settee	نیمکت.
setter	توله  شکاری وپشمالوی بوئی، آهنگساز، گذارنده .
setting	آهنگ ، مقام، جای نگین ، قرارگاه ، کار گذاری، وضع ظاهر.محیط، زمینه ، نشاندن .
settle	واریز، تسویه ، جا دادن ، ماندن ، مقیم کردن ، ساکن  کردن ، واریز کردن ، تصفیه کردن ، معین  کردن ، ته  نشین  شدن ، تصفیه  حساب کردن ، نشست کردن .
settlement	واریز، تصفیه ، تسویه ، پرداخت، توافق، ته  نشینی، مسکن ، کلنی، زیست گاه .
settler	مهاجر تازه ، مقیم، ماندگار، خوش نشین ، ماندگر.
settlor	مهاجر تازه ، مقیم، ماندگار، خوش نشین ، ماندگر.
setup	برپاکردن ، برپائی، مقدمه چینی.
seven	هفت، هفتم، هفتمین ، یک  هفتم، هفت چیز.
seventeen	هفده ، هفده  چیز.
seventeenth	هفدهمین .
seventh	هفتم، هفتمین ، یک  هفتم.
seventieth	هفتادم، هفتادمین .
seventy	هفتاد، هفتاد ساله ، عدد یا علامت هفتاد.
sever	جدا کردن ، بریدن ، منفصل کردن .
severability	قابلیت جدا شدن ، قابلیت سواشدن ، قابلیت تقسیم.
severable	جدا شدنی، سوا شدنی، تفکیک  پذیر.
several	چند، چندین ، برخی از، جدا، مختلف، متعدد.
severalty	مجزائی، زمین  غیر مشاع.
severance	جدا سازی، تفکیک ، جدائی، مجزائی، تجزیه .
severe	سخت، سخت گیر، طاقت فرسا، شاق، شدید.
severity	سختی، شدت، سخت گیری، دقت، خشونت.
severity code	رمزشدت، رمزسختی.
sevice routine	روال خدماتی.
sew	دوختن ، دوزندگی کردن ، خیاطی کردن .
sew up	درز گرفتن ، دوختن .
sewage	فاضلاب، گنداب، هرز آب، اگو، پس آب.
sewer	گنداب، مجرای فاضل آب، اگو، بخیه  زننده ، ماشین  دوزندگی، گندابراه ، مجرای فاضلاب ساختن .
sewerage	فاضلاب، زهکشی، مجموع مجرای فاضلاب.
sewing	دوزندگی، دوختن  پارچه  لباسی، حاشیه  دوزی.
sex	جنس ( مذکر یا مونث )، تذکیر وتانیث، احساسات جنسی، روابط جنسی، جنسی، سکس، سکسی کردن .
sex appeal	جاذبه  جنسی.
sex linked	واقع در کروموزم جنسی، ارثی، وابسته  به  جنسیت.
sexadecimal	شانزده  شانزدهی.
sexagesimal	شصت تائی، شصت تا، شصتم، دوره  شصت ساله .
sexdecillion	عدد یک  با  صفر.
sexed	وابسته به  تذکیروتانیث، بطور مشخص نر یا ماده ، دارای خاصیت جنسی(اعمازنریاماده ).
sexiness	شهوت انگیزی، جاذبه  جنسی.
sexless	خنثی، عاری از جذبه  یا میل جنسی.
sexology	جنس شناسی، مبحث مطالعات جنسی.
sext	نماز ساعت شش، عبادت ساعت ، ( مو. )یک  ششم، نوعی آلت موسیقی.
sextant	یک  ششم دایره ، زاویه  یا قوس دارای  درجه ، ( نج. ) آلت زاویه  یاب، ذات السدس.
sextet	شش قلو، شش بخشی.(=sextette) ( مو. ) نغمه  شش سازه  یا شش آوازه ، شش بیت آخر غزل، شش گانه .
sextette	( sextet) ( مو. ) نغمه  شش سازه  یا شش آوازه ، شش بیت آخر غزل، شش گانه .
sextillion	( آمر) عدد یک  با  صفر، ( انگلیس ) عدد یک  با  صفر.
sexton	خادم کلیسا، تولی، گورکن .
sextuple	شش برابر، شش چندان ، ( مو. ) دارای شش ضربه ، شش گانه ، شش لا، شش برابر کردن .
sextuplet	شش گانه ، شش قلو.
sextuplicate	شش گانه ، شش برابر کردن ، تبدیل به  شش کردن .
sexual	جنسی، تناسلی، وابسته  به  آلت تناسلی و جماع.
sexual intercourse	مقاربت جنسی، جفت گیری، جماع، آمیزش جنسی.
sexual relations	جماع، مقاربت جنسی، روابط جنسی.
sexuality	جنسیت، تمایلات جنسی.
sexy	(ز. ع. ) دارای تمایلات جنسی، شهوت انگیز، دارای احساسات شهوانی.
sferics	دستگاه  الکترونی کشف طوفان ، هوا شناسی، جو شناسی.
sgraffito	تزئینات هنری روی ظروف سفالین  وغیره .
sh	ساکت، هیس.
shabby	پست، دون ، نخ نما، کهنه ، ژنده .
shack	کلبه ، خانه ، خانه  کوچک  وسردستی ساخته  شده ، کاشانه ، زیستن .
shackle	پابند، دستبند، قید، مانع، پابند زدن .
shacklebone	استخوان  مچ دست، استخوان  قاپ.
shackler	بخو زننده .
shad	( ج. ش. ) شاه  ماهی خوراکی اروپا وشمال آمریکا.
shadberry	(گ . ش. ) میوه  ازگیل.
shadblow	( shadbush ) (گ . ش. ) درخت ازگیل.
shadbush	( shadblow) (گ . ش. ) درخت ازگیل.
shaddock	(گ . ش. ) سداب ها، دارابی.
shade	سایه ، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه  بان ، جای سایه  دار، اختلاف جزئی، سایه رنگ ، سایه  دار کردن ، سایه  افکندن ، تیره  کردن ، کم کردن ، زیر وبم کردن .
shadeless	بدون  سایه .
shader	سایه  رنگ  زن .
shading	سایه  ( در نقشه  کشی )، اختلاف جزئی ( در رنگ  ومعنی وغیره  )، توصیف، اصلاح.
