template matching	تطبیق الگوها.
temple	پرستشگاه ، معبد، ( تش. ) شقیقه ، گیجگاه .
tempo	( مو. ) وقت، زمان ، گام، میزان  سرعت.
temporal	دنیوی، غیر روحانی، جسمانی، زمانی، وابسته بگیجگاه ، شقیقه ای، موقتی، زودگذرفانی.
temporality	دارائی دینوی، درآمد روحانیون ، بیدوامی، زود گذری، جسمانیت، عرفیت.
temporalize	بدفع الوقت گذراندن ، وقت گذراندن ، مطابق مقتضیات وقت عمل کردن ، تسکین  دادن .
temporary	موقت، موقتی.موقتی، آنی، زود گذر، سپنج، سپنجی.
temporary storage	انباره  موقت.
temporization	وقت گذرانی.
temporize	بدفع الوقت گذراندن ، وقت گذراندن .
temporizer	فرصت طلب ومسامحه  کار.
tempt	اغوا کردن ، فریفتن ، دچار وسوسه  کردن .
temptable	قابل اغوا، فریفته  شدنی، وسوسه  پذیر.
temptation	اغوا، وسوسه ، فریب، آزمایش، امتحان .
tempter	وسوسه  گر، فریبنده ، اغوا کننده ، شیطان .
tempting	وسوسه  انگیز، اغوا کننده ، هوس انگیز.
ten	ده ، شماره  ، ( درجمع ) چندین ، خیلی.
ten cent store	فروشگاه  دارای کالاهای ارزان .
ten commandments	ده  فرمان  موسی، احکام عشره .
ten strike	( ز. ع. ) ضربت بازی بولینگ  ده میله ای، امر موفقیت آمیز.
ten's complement	متمم نسبت به  .
tenability	قابلیت تصرف، قابلیت نگهداری، دفاع پذیری.
tenable	نگاه  داشتنی، قابل مدافعه ، قابل تصرف.
tenacious	سرسخت، محکم، چسبنده ، سفت، مستحکم، استوار.
tenacity	سختی، سفتی، چسبندگی، اصرار، سرسختی.
tenaculum	( طب ) شریان  گیر، آلت چسبنده .
tenancy	اجاره  داری، مدت اجاره ، مالکیت موقت.
tenant	کرایه  نشین ، مستاجر، اجاره  دار، اجاره  کردن ، متصرف بودن .
tenantless	بدون  مستاجر، ( در مورد املاک  ) خالی، اشغال نشده .
tenantry	اجاره  نشینی، اجاره  داری، کلیه  مستاجرین  یک  ملک .
tench	( ج. ش. ) ماهی گول آب شیرین  اروپا وآسیا.
tend	نگهداری کردن  از، وجه  کردن ، پرستاری کردن ، مواظب بودن ، متمایل بودن  به ، گرایشداشتن .گرائیدن ، میل کردن .
tendance	توجه ، مراقبت، مواظبت، پرستاری، حضور.
tendency	گرایش، تمایل.گرایش، تمایل، میل، توجه ، استعداد، زمینه ، علاقه  مختصر.
tendentious	(=tendencious) دارای گرایش ویژه  وعمدی، متمایل، متوجه ، رسیدگی کننده .
tender	نازک ، حساس، لطیف، دقیق، ترد ونازک ، باریک ، محبت آمیز، باملاحظه ، حساس بودن ، ترد کردن ، لطیف کردن ، انبار، ارائه  دادن ، تقدیم کردن ، پیشنهاد، پولرایج، مناقصه  ومزایده .مناقصه ، پیشنهاد دادن .
tender minded	دارای فکر حساس، رقیق القلب، مهربان .
tenderfoot	پیش آهنگ  تازه  کار، ( مغرب آمر. ) آدم تازه  وارد، تازه  کار.
tenderhearted	(tenderhefted) دل نازک ، دل رحیم.
tenderhefted	(tenderhearted) دل نازک ، دل رحیم.
tenderization	ترقیق، نازک  سازی.
tenderize	حساس کردن ، ترد کردن ، خواباندن  گوشت (درماست وغیره ) برای ترد ونازک  کردن  آن .
tenderloin	گوشت پشت مازو.
tendinous	بی مانند، وتری، پی دار، گوشت پوره دار.
tendon	(درگوشت) پوره ، (تش) پی، وتر، زردپی، (درجمع) اوتار.
tendresse	دلسوزی، رقت، مهربانی، شفقت، ترد.
tendril	پیچک ، ریشه  پیچک .
tenebrific	(tenebrous=tenebrious) تاریک  وتیره ، تاریکی آور، ظلمانی، تاریک  کننده .
tenebrous	(=tenebrious) تاریک  وتیره ، تاریکیآور، ظلمانی، تاریک  کننده .
tenement	ملک  استیجاری، مستغلات، آپارتمان .
tenementary	شامل ملک  استیجاری، آپارتمانی.
tenet	انگاشته ، انگاره ، عقیده ، اصول، مرام، متعقدات مذهبی، پایه  تفکر.
tenfold	ده  برابر، ده  چندان .
tennis	تنیس.
tennis shoe	(=sneaker) کفش، تنیس، کفش کتانی.
tennysonian	وابسته  به  آلفردتنیسان  شاعر انگلیسی.
tenon	زبانه ، زبانه  دار کردن .
tenor	فحوا، مفاد، نیت، رویه ، تمایل، صدای زیر مردانه .
tenpin	بازی بولینگ  ده  میله ای.
tenruial	وابسته  بتصدی، تصرفی، اجاره ، وابسته بمدت تصرف یا اجاره .
tense	( عصب یا طناب ) کشیده ، عصبی وهیجان  زده ، زمان  فعل، تصریف زمان  فعل، سفت، سخت، ناراحت، وخیم، وخیم شدن ، تشدید یافتن .
tensile	قابل انبساط، کش دار.
tensility	قابلیت کشش، کش داری.
tensimeter	(tensiometer، tensometer) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش وفشارگاز وبخار.
tensiometer	(tensometer، tensimeter) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش وفشارگاز وبخار.
tension	کشش، تنش، کشمکش.کشش، امتداد، تمدد، قوه  انبساط، سفتی، فشار، بحران ، تحت فشار قرار دادن .
tensional	کششی، انبساطی.
tensionless	بیفشار، بی کشش.
tensity	قوه  کشش، سفتی، شدت، وخامت.
tensive	سفت شونده ، سفت کننده ، کشیدنی، کشیده  شدنی، وخیم شونده .
tensometer	(tensiometer، tensimeter) کشش سنج، آلت سنجش نیروی کشش وفشارگاز وبخار.
tensor	( تش. ) عضله ممدده ، تانسو ر.
tensorial	ممدده  (momaddedeh)، کششی.
tent	چادر، خیمه ، خیمه  زدن ، توجه ، توجه  کردن ، آموختن ، نوعی شراب شیرین  اسپانیولی.
tent caterpillar	(ج. ش. ) کرم صد پای پیله  ساز.
tent stitch	کوک  اریب.
tentacle	(ج. ش. ) شاخک  حساس، ریشه  حساس، موی حساس جانور ( مثل موی سبیل گربه  )، بازوچه .
tentacular	بازوچه ای، ( ج. ش. ) دارای شاخک  حساس، شبیه  شاخک  حساس.
tentage	وسائل چادر، چادر، خیمه زنی.
tentative	آزمایشی، تجربی، امتحانی، عمل تجربی.
tenter	( نساجی ) چهارچوب پارچه  خشک  کنی، نگهدار، مستحفظ، خیمه دار، خیمه  دوز.
tenterhook	( نساجی ) گیره  چهارچوب پارچه  خشک  کنی.
tenth	دهم، دهمین ، ده  یک ، عشر، عشریه .
tenth rate	درجه  دهم، از پائین  ترین  جنس، پائین  ترین  درجه .
tentless	بی چادر، ( اسکاتلند ) بی توجه ، بی دقت، لاابالی.
tentmaker	خیمه  دوز، خیام.
tenty	(=tentie) متوجه ، مراقب، مواظب، دقیق، بدقت.
tenuis	علامت مکث و وقفه  در یونانی.
tenuity	نازکی، باریکی، رقت، سادگی، لطافت، قلت.
tenuous	رفیق، نازک ، باریک ، لطیف، دقیق، بدون  نقطه  اتکائ.
tenure	حق تصدی، تصرف، نگهداری، اشغال، اجاره  داری، تصدی.
tepee	(teepee، tipi) خیمه  مخروطی سرخ پوستان .
tepid	نیمگرم، ولرم، سست.
tepidity	نیمگرمی، ملولی، سستی، فقور.
tepoy	(teapoy) ( درهند) میز چای خوری.
terai	کلاه  لبه  پهن  نمدی سفید پوستان  مناطق حاره .
teratology	مبحث شناسائی جنین  ناقصالخلقه .
teratoma	تومور متشکله  از انساج مختلف جنینی.
terbium	( ش. ) تربیوم، عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb.
tercel	(ج. ش. ) قوش نر، قوش چاردانگ .
tercentenary	( tercentennial)( جشن  ) سیصد سالگی، سه  قرن ، سیصد ساله .
tercentennial	(tercentenary)( جشن  ) سیصد سالگی، سه  قرن ، سیصد ساله .
terebinth	(گ . ش. ) درخت بنه .
terebinthine	تربانتین ، سقز، سقزی.
terete	گرد، مدور، حلقوی، استوانه ای شکل در برش عرضی.
tergal	(ج. ش. ) پشتی، ظهری.
tergiversate	مرتد شدن ، از مسلک  خود دست کشیدن .
tergiversation	برگشت، ارتداد، بی ثباتی، تناقض گوئی.
tergiversator	مرتد، طفره  رو.
term	مدت، دوره ، دوره  انتصاب، جمله ، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلی، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن .لفظ، اصطلاح، دوره ، شرط.
term insurance	بیمه  موقت، بیمه  در مورد مخاطره  برای مدت معینی.
term paper	رساله  کوتاه .
termagant	پرجنجال، داد وبیداد کن ، پتیاره ، سلیطه .
termer	( انگلیس - م. م. ) مقیم، دسیسه  کار، زندانی.
terminable	فسخ پذیر، قابل فسخ، پایان  یافتنی، انتهائی.
terminal	نهائی، انتهائی، واقع در نوک ، پایان ، انتها، آخر خط راه  آهن  یا هواپیما، پایانه .پایانه ، پایانی.
terminal symbol	نماد پایانی.
terminal unit	واحد پایانه ، واحد پایانی.
terminate	بپایان  رساندن ، خاتمه  دادن ، منقضی کردن ، فسخ کردن ، محدود کردن ، خاتمه  یافتن .منتهی، محدود.پایان  دادن ، پایان  یافتن .
terminating	پایان  دار، پایان  بخش.
terminating symbol	نماد پایان  بخش.
termination	پایان ، پایان  یابی، پایان  دهی.پایان ، خاتمه ، انتها، فسخ، ختم.
termination date	تاریخ پایان .
terminative	انتهائی، بپایان  رساننده ، قطعی، خاتمه  دهنده ، مختوم کننده .
terminator	بپایان  رساننده ، فسخ کننده .
terminological	وابسته  به  مجموعه  اصطلاحات، وابسته  به  اصطلاحات علمی وفنی.
terminology	اصطلاحات علمی یافنی، کلمات فنی، واژگان .لفظ گذاری، مجموعه  اصطلاحات.
terminus	ایستگاه  نهائی، پایانه .
termite	( ج. ش. ) موریانه .
termless	بی وعده ، بی مدت، بی پایان ، غیر قابل توصیف، بدون  شرط.
termtime	دوره  تصدی، دوره  اجلاسیه  دادگاه ، دوره  تحصیلی.
tern	( ج. ش. ) پرستوک  دریائی، چلچله  دریائی، یک  دسته  سه  تائی.
ternary	سه  مبنائی، در مبنای سه .( ternate) سه  برگچه ای سه گانه ، سه  تائی، سومین ، گروه  سه  تائی.
ternate	( ternary) سه  برگچه ای، سه گانه ، سه  تائی، سومین ، گروه  سه تائی.
terne	(=terneplate) ورق آلیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک  قسمت قلع، تیره  رنگ ، با قلعوسرب پوساندن .
terneplate	(=terne) ورق آلیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک  قسمت قلع، تیره  رنگ ، با قلعوسرب پوساندن .
terpene	( ش. ) هیدروکربن  هائی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C، ترپن .
terpenic	( terpenoid) ترپن  دار، مخلوط باترپن .
terpenoid	( terpenic) ترپن  دار، مخلوط باترپن .
terpsichore	رب النوع رقص وآوازهای دسته  جمعی، ( مج. ) رقاص، رقص.
terpsichorean	وابسته  به  رقص، رقاص.
terra alba	مواد معدنی سفید رنگ .
terra cotta	سفالینه ، گل صورت سازی، قرمز مایل به  قهوه ای.
terra firma	خشکی، خاک ، قطعه  اصلی، خطه  بدون  جزیره .
terra incognita	زمین  کشف نشده ، قطعه  زمین  از گرو در نیامده .
terrace	بهار خواب، تراس، تراس دار کردن ، تختان ، تختان  دار کردن .
terrain	زمینه ، عوارض زمین ، زمین ، ناحیه ، نوع زمین .
terrane	طبقه  سنگی که  روی آن  نوع سنگ  خاصی تشکیل شده  باشد.
terrapin	(ج. ش. ) لاک  پشت خوراکی سواحل فلوریدا.
terraqueous	شامل خشکی ودریا، زمینی ودریائی.
terrarium	گلخانه ، نمایشگاه  جانوران  خشکی.
terrazzo	موزائیک  سیمانی مرمر نما.
terrene	خاکی، زمینی، دنیوی، زمین ، سرزمین .
terrestrial	زمینی، خاکی، این  جهانی، دنیوی.
terret	( territ) حلقه  اتصالی، قلاده گردن  سگ .
terrible	وحشتناک ، وحشت آور، ترسناک ، هولناک ، بسیار بد، سهمناک .
terricolous	( ج. ش. - گ . ش. ) خاکزی، خاکی.
terrier	فهرست ما یملک ، ( ج. ش. ) سگ  بوئی شکاری، سگ  تری یر.
terrific	ترسناک ، هولناک ، مهیب، عظیم، فوق العاده .
terrify	وحشت زده  کردن .
terrigenous	تشکیل شده  بوسیله  عمل سایش رودخانه  وجریان  آب، خاکزاد.
territ	( terret) حلقه  اتصالی، قلاده گردن  سگ .
territorial	زمینی، ارضی، داخلی، محلی، منطقه ای.
territorial waters	آبهای ساحلی.
territorialism	( territoriality) سیستم ارباب ورعیتی، ایجاد حکومت مستقل ناحیه ای، کلیسا سالاری.
territoriality	( territorialism) سیستم ارباب ورعیتی، ایجاد حکومت مستقل ناحیه ای، کلیسا سالاری.
territorialization	ایجاد ناحیه ، محدود کردن  بیک  ناحیه .
territory	سرزمین ، خاک ، خطه ، زمین ، ملک ، کشور، قلمرو.
terror	دهشت، ترس زیاد، وحشت، بلا، بچه  شیطان .
terrorism	ارعابگری، ایجاد ترس و وحشت در مردم.
terrorist	(terroristic) ارعابگر، طرفدار ارعاب وتهدید.
terroristic	(terrorist) ارعابگر، طرفدار ارعاب وتهدید.
terrorization	حکومت باتهدید وارعاب، عمل ترور کردن ، تهدید وارعاب، ارعابگری.
terrorize	ارعابگری کردن ، با تهدید وارعاب کاری انجام دادن ، با تهدید وارعاب حکومت کردن ، ترور کردن .
terrorless	بدون  ترس.
terrtorialize	محدود بیک  ناحیه  کردن ، بصورت خطه  در آوردن ، بنواحی متعدد تقسیم کردن ، بصورتقلمرو در آوردن .
terry	پارچه  حوله ای، ( نظ. ) سرباز مدافع مرزی انگلیس.
terse	موجز، بی شاخ وبرگ ، مختصر ومفید، مختصر.
tertial	( ج. ش. ) مربوط به  سومین  شاهپر بال پرندگان ، سومین  ردیف شاهپر.
tertian	هرسه  روز یکبار، سه  یک .
tertiary	سومین ، ثالث، قسمت سوم، دوران  سوم.
tervalent	(ش. ) سه ظرفیتی.
terzarima	شعر مسمط بقافیه  (bcb، aba).
tessellate	بصورت سنگهای چهارگوش کوچک  درآوردن ، باموزائیک  زینت دادن ، با موزائیک  فرش کردن .
tessellation	مفروش سازی با آجر موزائیک ، موزائیک  کاری.
tessera	کلمه  عبور، اسم شب، قطعات کوچک  مرمر یاشیشه  مخصوص آجر موزائیک .
