timid	ترسو، کمرو، محجوب.
timidity	(timidness) حجب، کمروئی، ترسوئی، بزدلی، جبن .
timidness	(timidity) حجب، کمروئی، ترسوئی، بزدلی، جبن .
timing	تنظیم سرعت چیزی، تنظیم وقت.تنظیم وقت، زمان  گیری.
timing chart	(diagram timing) نمودار تنظیم وقت.
timing diagram	(chart timing) نمودار تنظیم وقت.
timing track	شیار تنظیم وقت.
timocracy	(افلاطون ) شرف سالاری، (ارسطو) مالک  سالاری.
timocratic	وابسته به  شرف سالاری یامالک  سالاری.
timorous	بزدل، ترسو، جبون .
timothy	اسم خاص مذکر، تیموتاوس.
timous	(timeous) (اسکاتلند) بموقع، بجا، بهنگام، زود.
timpani	( مو. ) نقاره ، دهل، کوس.
timpanist	نقاره زن ، طبال.
tin	قلع، حلبی، حلب، قوطی، باقلع یا حلبی پوشاندن ، سفید کردن ، درحلب یاقوطیریختن ، حلب کردن .
tin fish	ماهی کنسرو.
tin hat	کلاه  خود فلزی.
tin pan alley	کوچه  موسیقی دانان  وآهنگ  سازان ، جماعت موسیقی دانان .
tinamou	(ج. ش. ) قرقاول، پرنده  خانواده ئ tinamidae.
tincal	بوره  طبیعی، بوراق خام، تنکار.
tincan	قوطی حلبی.
tinct	رنگی، رنگ  (رقیق) دار، دارای ته رنگ ، رنگ ، اثریارنگ  جزئی.
tinctorial	دارای ته  رنگ ، لونی، وابسته به رنگ  یا رنگرزی.
tincture	تنتور، طعم جزئی، اثر جزئی، رنگ  جزئی، ته  رنگ ، رنگ  زدن ، آلودن .
tinder	(tindery) آتش زنه ، آتش افروز، فتیله  فندک ، گیرانه .
tinderbox	فنک ، قولان ، جای گیرانه .
tindery	(tinder) آتش زنه ، آتش افروز، فتیله  فندک ، گیرانه .
tine	شاخ فرعی، دندانه ، نوک  شاخه  یاسیخ، چنگک  خیش، از دست دادن ، گم کردن ، بافتن .
tinea	(طب) هر نوع مرض قارچی پوست، کچلی.
tinfoil	ورق قلع، ورق حلب، حلبی، ورقه  نازک  قلعی.
ting	صدای زنگ  (دادن )، طنین ، طنین  انداختن .
tinge	رنگ  کم، رنگ  جزئی، سایه  رنگ ، کمی رنگ  زدن .
tingle	صدا (کردن )، طنین  (انداختن )، حس خارش، سوزش کردن ، حس خارش یاسوزش داشتن ، صدا.
tinhorn	بی پول و لات، متظاهربه پولداری.
tininess	ریزی، کوچکی.
tinker	بند زن ، وصال (vassaal)، سرهمبندی، وصله کاری، تعمیرکردن ، بندزدن .
tinker's dam	(damn s'tinker) چیز بیارزش، خرده ریز.
tinker's damn	(dam s'tinker) چیز بیارزش، خرده ریز.
tinkerer	بند زن ، سرهم بند، وصله  زن ، حلبی ساز.
tinkle	جرنگ  جرنگ ، صدای جرنگ ، صدای جرنگ  جرنگ  کردن ، طنین  داشتن ، دارای طنین  کردن .
tinkly	طنین  دار، جرنگ  جرنگی.
tinman	(tinner) حلبیساز.
tinner	(tinman) حلبیساز.
tinnily	قلع وار، نازک ، بطور ظریف.
tinny	قلع دار، قلعی، قلع مانند، حلبی ساز، قلع کار.
tinplate	آهن سفید، با قلع پوشاندن ، حلبی کردن ، ورق حلبی.
tinsel	پولک ، نقده ، زرق وبرق دار، پولک  زدن .
tinsmith	حلبی ساز، آهن  کوب.
tinstone	معدن  قلع، سنگ  قلع.
tint	رنگ ، ته  رنگ ، رنگ  مختصر، سایه ئرنگ ، دارای ته رنگ  یاسایه رنگ  نمودن .
tinter	رنگرز، رنگ  کننده ، رنگ  پس دهنده .
tintinnabulary	شبیه  صدای زنگ ، دارای طنین .
tintinnabulation	جرنگ  جرنگ ، طنین  زنگ ، طنین  ناقوس.
tintless	بی رنگ ، بدون  سایه  رنگ .
tintometer	رنگ  سنج.
tinware	ظروف حلبی، حلبی آلات.
tinwork	قلع کاری، کارخانه  قلع کاری.
tiny	ریز، خرد، کوچولو، بچه  کوچولو، بسیار کوچک .(teeny) ریز، ریزه ، کوچک ، ناچیز.
tip	پول چای، انعام، اطلاعمنحرمانه ، ضربت آهسته ، نوک  گذاشتن ، نوک  دارکردن ، کج کردن ، سرازیر کردن ، یک  ورشدن ، انعام دادن ، محرمانه  رساندن ، نوک ، سرقلم، راس، تیزی نوک  چیزی.
tip off	اخطار، اطلاع نهانی.
tip top	بالاترین  درجه ، اوج، بهترین ، اعلی درجه .
tipcat	بازی الک  دولک ، کلاه  نوک  تیز.
tipper	انعام دهنده ، کج کننده ، واژگون  کننده ، تخلیه کننده .
tippet	خز دور گردن  وسردست، گردن  پوش.
tipple	دائم الخمر بودن ، میگساری کردن ، همیشه  نوشیدن ، مست کردن ، مشروب، نوشابه .
tippler	میگسار، دائم الخمر، نوشابه  فروش.
tipsiness	مستی، لولی، سرخوشی.
tipstaff	عصای سرفلزی، چماق دار، یساول.
tipster	فروشنده  اسرار واطلاعات محرمانه ، خبرچی.
tipstock	قنداق جدا شونده  تفنگ  یا اسلحه .
tipsy	لول، لول شدن ، مست، تلوتلو خور.
tiptoe	بانوک  پا راه رفتن ، نوک  پنجه .
tirade	سخنرانی دراز وشدیداللحن .
tire	خسته  کردن ، خسته ، از پا درآمدن ، فرسودن ، لاستیک  چرخ، لاستیک ، لاستیک  زدن به .
tired	(tiredly) خسته ، سیر، بیزار، خستگی، باخستگی.
tiredly	(tired) خسته ، سیر، بیزار، خستگی، باخستگی.
tireless	بی لاستیک ، خستگی ناپذیر، نافرسودنی.
tiresias	(افسانه ئیونان ) غیب گوی نابینای شهر تبس در یونان .
tiresome	خسته  کننده ، مزاحم، طاقت فرسا.
tirewoman	کلفت، پیشخدمت زن .
tiring house	(room tiring) (درتئاتر) محل تعویض لباس هنرپیشه .
tiring room	(house tiring) (درتئاتر) محل تعویض لباس هنرپیشه .
tirl	کشیدن  نخ، لرزاندن  (بوسیله  کشیدن  نخ)، مرتعش کردن ، لرزش، ارتعاش، صدایارتعاش نخ یاکش.
tiro	(tyro) (م. م. ) نوچه ، نوآموز، تازه  کار، مبتدی، کارآموز.
tisane	داروهای خیسانده ، داروهای جوشانده .
tissue	بافته ، بافت، نسج، رشته ، پارچه ئ بافته .
tissue paper	دستمال کاغذی نازک .
tit	تلافی، ضربه ، یابو، دختریازن ، نوک  پستان ، ممه .
titan	(افسانه  یونان ) تیتان ، غول پیکر، خدای خورشید.
titaness	زن  غول پیکر.
titanic	(باحرف بزرگ ) غول آسا، خیلی کلان ، وابسته  به  عنصر تیتانیوم.
titaniferous	(ش. ) حاوی تیتانیوم، مولد تیتانیوم.
titanism	غول آسائی، عظیم الجثگی، شورش گرائی.
titanium	(ش. ) عنصر فلزی (اختصاری آن  Ti).
titanous	تیتانیوم دار، حاوی تیتانیوم.
titbit	قسمت لذیذغذا، لقمه  خوشمزه ، تکه  لذیذ وباب دندان ، شایعات، اراجیف، خرده  ریز.
tithable	عشر دهنده ، عشر گرفتن ، مشمول عشریه .
tithe	ده  یک ، عشر، عشریه ، ده  یک  گرفتن  از.
tither	عشر دهنده ، عشر گیرنده .
titillate	غلغلک  دادن ، غلغلک  شدن ، ( مج. ) بطور لذت بخشی تحریک  کردن .
titillation	غلغلک ، غلغلک  آوری، لذت، کیف، هیجان .
titillative	غلغلک  آور.
titivate	(tittivate) زیبا کردن ، آراستن ، زیبا شدن .
titivation	آراستگی، پیراستگی.
title	کنیه ، لقب، سمت، عنوان ، اسم، مقام، نام، حق، استحقاق، سند، صفحه  عنوان کتاب، عنوان  نوشتن ، واگذارکردن ، عنوان  دادن  به ، لقب دادن ، نام نهادن .
title page	صفحه  عنوان  کتاب.
titleholder	(=titlist) صاحب سند مالکیت، دارای عنوان ، لقب دار.
titlist	(=titleholder) صاحب سند مالکیت، دارای عنوان ، لقب دار.
titmouse	(ج. ش. ) چرخ ریسک .
titratable	قابل عیارگیری.
titrate	عیارچیزی را معین  کردن ، عیار گرفتن .
titration	تعیین  عیار، عیارگیری.
titrimetric	عیارسنج، عیارسنجی.
titter	خنده  تو دزدیده ، پوزخند زدن ، ترتر خندیدن .
tittivate	(titivate) زیبا کردن ، آراستن ، زیبا شدن .
tittle	ذره ، خرده ، نقطه ، همزه .
tittle tattle	شایعات بی اساس، سخن  چین ، یاوه  گفتن .
tittup	جست وخیز ( از خوشحالی )، جفتک  زدن .
titular	لقبی، ناشی از لقب رسمی، افتخاری، عنوانی، لقب دار، صاحب لقب، متصدی، دارایعنوانی.
tnt	(luene =trinitroto) ( ش. ) مخفف کلمه  تری نیتروتولوئن .
to	بسوی، سوی، بطرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به ، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسی است.
to and fro	پس وپیش، عقب وجلو رفتن .
to be	آینده ، مربوط باینده .
to do	هیاهو، شلوغی، ازدحام.
to wit	یعنی، بعبارت دیگر، فی المثل.
toad	(ج. ش. ) غوک ، وزغ.
toadeater	چاخان ، متملق.
toadfish	( ج. ش. ) ماهی دهان  گشاد دریائی.
toadflax	(گ . ش. ) کتان  وحشی، گل کتانی.
toadstool	(گ . ش. ) قارچ سمی.
toady	چاپلوس، متملق، کاسه  لیس، مداهنه  کردن .
toadyism	چاپلوسی، تملق، مداهنه ، کاسه  لیسی.
toast	نان  برشته ، باده  نوشی بسلامتی کسی، برشته  کردن  (نان  )، بسلامتی کسی نوشیدن ، سرخشدن .
toaster	نوشنده  بسلامتی کسی، نان  برشته  کن ، سرخ کننده ، برشته  کننده .
toastmaster	( در مهمانی ) کسی که  ناطقین  بعد از صرف شام را معرفی میکند.
toastmistress	بانوی معرفی کننده  ناطق سر میز غذا.
tobacco	تنباکو، توتون ، دخانیات.
tobacconist	تنباکو فروش، توتون  فروش، توتونچی.
toboggan	سورتمه  دراز و باریک ، با سورتمه  رفتن .
tobogganer	سورتمه  سوار.
tobogganist	سورتمه  سوار.
toby	کفل، سرین ، لنبر، خیابان ، جاده  اصلی، راه  زنی.
tocher	جهیزیه ، جیهزیه  دادن ، جهاز دادن .
tocology	(=tokology) علم مامائی، مبحث زایمان  ومامائی.
tocsin	زنگ ، آژیر، سوت یا زنگ  خطر.
tod	بوته ، شاخ وبرگ ، واحد قدیمی وزن .
today	امروز.
toddle	تاتی کردن ، تاتی، کودک  تازه  براه  افتاده .
toddler	کودک  تازه  براه  افتاده ، کودک  نو پا.
toddy	شیره  خرما که  در ساختن  عرق خرمابکار میرود، عرق خرما که  باآب گرم مخلوط شود.
toe	پنجه ، انگشت پای مهره  داران ، جای پا، با انگشت پا زدن  یا راه  رفتن .
toe box	چرم لایه  سرپنجه  کفش.
toe crack	شکاف جدار سم اسب.
toe dance	رقص روی نوک  پا، رقاصه  روی نوک  پا.
toehold	( در کوهنوردی ) محل استقرار پنجه  پا، جای پا، نفوذ کم.
toeless	بدون  پنجه .
toenail	ناخن  انگشت پا.
toeplate	نعل پنجه  کفش.
toff	شخص آقا منش وخوش لباس.
toffee	تافی، آب نبات شامل شکر زرد وشیره .
toffy	تافی، آب نبات شامل شکر زرد وشیره .
toft	عرصه  خانه  ومتعلقات آن ، خانه  رعیتی، بلندی، پشته ، تپه  کوچک .
tog	( ز. ع. ) جامه  پوشاندن ، لباس پوشیدن ، جامه .
toga	جبه ، ردا، ردای بی آستین ، لباس رسمی قضات.
together	با، باهم، بایکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه ، باضافه .
toggery	رخت، جامه ، ملبوس، یراق ودهانه  اسب، ( درجمع ) لباس فروشی.
toggle	میخ یا پیچ اتصالی حلقه  زنجیر، میله  عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن  وکنترل آن .ضامن .
toggle flip flop	الا کلنگ  ضامنی.
toggle switch	گزینه  ضامنی.
togs	ملبوس، جامه .
togtherness	اتفاق، باهمی.
toil	رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله ، بحث وجدل، محصول رنج، زحمت کشیدن ، رنج بردن ، تور یاتله ، دام.
toile	کرباس، پارچه  کتان  نازک .
toiler	زحمتکش، رنجبر.
toilet	توالت، آرایش، بزک ، میز آرایش، مستراح.
toiletry	آرایش، بزک ، لوازم آرایش، اسباب توالت.
toilette	توالت، آرایش، بزک ، میز آرایش، مستراح.
toilful	پرزحمت، زحمتکش، ساعی.
tokay	انگور سفید یا ارغوانی بیضی، شراب شیرین  مجارستان .
token	نشانه .نشانه ، نشان ، علامت، نشانی، یادگاری، رمز، معجزه ، علامت رمزی، کلمه  رمزی، علامت مشخصه ، یادگار، یادبود، اجازه  ورود، بلیط ورود.
tokology	(=tocology) علم مامائی، مبحث زایمان  ومامائی.
tolbooth	گیشه  دریافت عوارض راه ، نواقل، زندان ، تالار ( پذیرائی ).
told	( زمان  ماضی واسم مفعول فعل tell )، گفته  شده .
tole	حلبی منقوش وجلادار.
toledo	شهر تولدو، شمشیر آبدار مصنوع تولدو.
tolerability	قابلیت پذیرش.
tolerable	قابل تحمل، نسبتا خوب، میانه ، متوسط، قابل قبول، مدارا پذیر.تحمل پذیر، قابل تحمل.
tolerance	تحمل، تاب.مدارا، سعه  نظر، اغماض، تحمل، بردباری، ( طب ) قدرت تحمل نسبت بدارو یا زهر.
tolerant	بامدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده ، دارای سعه  نظر، شکیبا، اغماض کننده ، بردبار، شخص متحمل.
tolerantly	بامدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده ، دارای سعه  نظر، شکیبا، اغماض کننده ، بردبار، شخص متحمل.
tolerate	تحمل کردن ، تاب آوردن .تحمل کردن ، برخورد هموار کردن ، طاقت داشتن ، مدارا کردن .
toleration	مدارا، بردباری، تحمل، آزادی، آزادگی، آزادمنشی.
toll	باج، باج راه ، راهداری، نواقل، عوارض، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگی، ضایعه ، صدای طنین  زنگ  یاناقوس، طنین  موزون ، باصدای ناقوس یا زنگ  اعلام کردن .باج، هزینه .
toll call	( ز. ع. - آمر. ) مخابره  تلفنی خارج شهری.
tollbooth	گیشه  دریافت عوارض راه ، نواقل، زندان ، تالار ( پذیرائی ).
tollgate	باجداری، محل پرداخت عوارض.
tollhouse	باجداری، محل پرداخت عوارض.
tollman	مامور نواقل، راهدار.
tollway	باجراه .
tom	مخفف اسم توماس، جنس نر، گربه  نر (tomcat).
tom collins	نوعی مشروب الکلی مرکب از جین  وآب وغیره .
tom thumb	شخص کوتوله ، شخص بی اهمیت.
tom tom	طبل سرخ پوستان ، کوس، طبل زدن .
tomahawk	با تبر زین  زدن ، تبرزین .
tomato	(گ . ش. ) گوجه  فرنگی.
tomb	گور، آرامگاه ، قبر، در گرو قرار دادن ، مقبره .
tombac	مسبار، مطلا، فلز زرورق.
tombless	بی آرامگاه ، گورگم.
