tune	میزان  کردن ، وفق دادن ، کوک  کردن .آهنگ ، لحن ، نوا، آهنگ  صدا، آواز، لحن  تلفظ، وفق دادن ، کوک  کردن  یامیزان  کردن آلت موسیقی یارادیو وغیره ، رنگ ، نغمه .
tune up	شروع باواز کردن ، ( مک . ) موتور را تنظیم کردن .
tuneable	(tunably، =tunable) خوش نوا، خوش آهنگ ، کوک ، موزون ، تنظیم پذیر.
tuned	میزان  شده ، وفق یافته ، کوک  شده .
tuneful	خوش آهنگ ، شیرین ، ملیح، خوش الحان ، بانوا.
tunel diode	دیود نقبی، دیود تونلی.
tuneless	ناکوک ، بی آهنگ ، نارسا، ناموزون .
tuner	میزان  کننده ، میزان  کننده  موتور، پیچ میزان  رادیو، وسیله  تنظیم جریان  برق وغیره ، نواگر.
tungsten	( مع. ) تنگستن ، تونگستن ، فلزی از جنس کروم.
tungstic	دارای تنگستن .
tunic	نیام، ( روم قدیم ) پیراهن  بی آستین  یا با آستین  که  مرد وزن  میپوشیده اند، بلوزیا کت کوتاه  کمربند دار، کت کوتاه  سربازان  انگلیس، پوشش.
tunica	غشائ پوششی، نام قبیله ای از سرخ پوستان  آمریکا.
tunicate	(tunicated) نیام دار، پوشش دار، پیراهن  پوش، جانور نیام دار.
tunicated	(tunicate) نیام دار، پوشش دار، پیراهن  پوش، جانور نیام دار.
tunicle	پوشش یاپیراهن  کوتاه  وکوچک ، لباس روئی کشیش در عشائ ربانی، لباس کوتاه .
tuning	میزان  سازی.
tuning fork	( مو. ) دوشاخه ، دیاپازون .
tuning pipe	نای مخصوص کوک  ومیزان  کردن  بعضی آلات موسیقی.
tunnel	تونل، نقب، سوراخ کوه ، نقب زدن ، تونل ساختن ، نقب راه .
tunny	( ج. ش. ) هر نوع ماهی اسقومری اقیانوسی.
tup	شاخ قوچ، سندان ، چکش، شاخ زدن ، جفت گیری کردن .
tuple	چند تائی.
tuppence	دوپنی.
tuque	کلاه  بافته  پشمی زمستانی.
turanian	تورانی، مردمی از نژاد آلتائی اورال.
turban	عمامه ، دستار، کلاه  عمامه  مانند.
turbid	گل آلود، تیره ، کدر، درهم وبرهم، مه  آلود.
turbidimetry	زلال سنجی.
turbidity	تیرگی، گل آلودی، مه  آلودی.
turbinal	(ج. ش. - تش. ) پیچی شکل، فرفره ای.
turbinate	وارونه  مخروط، فرفره ای، مانند مخروط وارونه ، مارپیچ.
turbine	توربین .
turbo	پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته  به  توربین .
turbocar	اتومبیل توربین  دار.
turbocharger	موتور شارژ کننده  توربین .
turbofan	دستگاه تهویه  یا بادبزن  متحرک  بوسیله  توربین .
turbogenerator	دستگاه  مولد برق دارای توربین .
turbojet	هواپیمای جت توربین  دار، جت توربینی.
turbojet engine	موتور هواپیمای دارای توربین  جت.
turboprop	(engine propeller =turbo) هواپیمای دارای موتور توربین  دار.
turboprop jet engine	موتور جت مجهز به  موتور توربین .
turbot	( ج. ش. ) سپر ماهی، ماهی پهن  خوراکی.
turbulator	اسباب مخصوص بهم زدن  مایعات.
turbulence	(turbulency) آشفتگی، اغتشاش، آشوب، گردنکشی، تلاطم.
turbulency	(turbulence) آشفتگی، اغتشاش، آشوب، گردنکشی، تلاطم.
turbulent	سرکش، گردنکش، یاغی، متلاطم، آشفته .
turcoman	(turkoman) ترکمن ، ترکمنی.
turd	سنده ، گه ، پشکل.
tureen	ظرف سوپ خوری، قدح سوپ خوری.
turf	چمن ، کلوخ چمنی، خاک  ریشه  دار، طبقه  فوقانی خاک ، مرغزار، ذغال سنگ  نارس، باچمن  پوشاندن .
turgescence	تورم، برآمدگی، آماس، بادکردگی، تکبر.
turgescent	آماس کننده ، متورم، باد کرده ، پرطمطراق.
turgid	بادکرده ، آماس دار، متورم، متسع، پر طمطراق.
turgidity	ورم، آماس، باد، بادکردگی، تورم، غرور، طمطراق.
turgor	( گ . ش. ) ورم سلولهای زنده  گیاهی، اتساع غشائ پروتوپلاسم گیاهی.
turing machine	ماشین  تورینگ .
turk	ترک ، اهل کشور ترکیه .
turk's capcactus	(shead'turk) (گ . ش. ) کاکتوس هند غربی.
turk'shead	(capcactus s'turk) (گ . ش. ) کاکتوس هند غربی.
turkey	کشور ترکیه ، بوقلمون ، شکست خورده ، واخورده .
turki	(turkic) زبانهای ترکی شامل جغتائی وعثمانی.
turkic	(turki) زبانهای ترکی شامل جغتائی وعثمانی.
turkish	ترکی، ترک .
turkish bath	گرمابه  بخار، حمام ( بنوعی که  در ایران  وترکیه  مرسوم است ).
turkish towel	حوله  مخمل نما.
turkism	آداب وسنن  ترکی، اصطلاحات ترکی.
turkoman	(turcoman) ترکمن ، ترکمنی.
turmeric	(گ . ش. ) زردچوبه .
turmoil	غوغا، ناراحتی، پریشانی، بهم خوردگی، آشفتگی.
turn	نوبت، چرخش، گردش ( بدور محور یامرکزی )، چرخ، گشت ماشین  تراش، پیچ خوردگی، قرقره ، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه  زدن ، برگرداندن ، پیچاندن ، گشتن ، چرخیدن ، گرداندن ، وارونه  کردن ، تبدیل کردن ، تغییر دادن ، دگرگون  ساختن .
turn around time	زمان  برگشت.
turn off	خاموش کردن  یاشدن ، محل چرخش، نقطه  تحول، نقطه  انحراف.
turn on	شیرآب یا سویچ برق را بازکردن ، بجریان  انداختن ، روشن  کردن .
turn out	تولید کردن ، وارونه  کردن ، با کلید خاموش کردن ، اجتماع، ازدحام، تولید، ازکاردرآمدن ، بنتیجه  مطلوبی رسیدن ، ( انگلیس ) اعتصاب، اعتصابگر.
turn over	غلتاندن ، وارونه  کردن ، برگرداندن  ( خاک  )، تعمق کردن ، مرور کردن ، ورق زدن ، برگشتگی، واژگون  شدگی، سرمایه ، عایدی فعالیت، عملکرد، محصول، بازده ، انتقال، برگردان ، تعویض.
turn to	مبارزه ، توجه ، عطف توجه ، مراجعه ، بکار پرداختن .
turn up	رخ دادن ، ظهور، ظاهر شدن .
turner	خراط، تراش کار، چرخ کار، چرخنده ، چرخاننده .
turnery	خراطی، تراش کاری، دکان  خراطی، کارخانه  تراش، ماشین  تراش، اشیائ تراشیدنی، منبت کاری.
turnicidae	(=turni) (ج. ش. ) خانواده  بلدرچین .
turning chisel	اسکنه  ماشین  تراش، قلم ماشین  تراش.
turning point	نقطه  برگشت، مرحله  قاطع، نقطه  تحول.
turnip	(گ . ش. ) شلغم، منداب.
turnix	(=turnicidae) (ج. ش. ) خانواده  بلدرچین .
turnkey	زندانبان ، کلید دار زندان ، دستگاه  انحراف سنج زاویه .
turnover	برگشت، حجم معاملات، تغییر و تبدیل.
turnpike	جاده ، شاهراه ، باج راه .
turnsole	(گ . ش. ) گل آفتاب گردان ، گیاه  تورنسل.
turnspit	اسبابی که  سیخ کباب را روی آتش میچرخاند.
turnstile	تیری که  چهار بازوی گردنده  داردوهرکس میخواهد از آن  بگذرد کوپن  خود را در سوراخآن  انداخته  وآنرا چرخانده  وارد میشود، گردان  در.
turntable	صفحه  گردونه ، سکوب چرخنده ، معلق، پشتک .
turpentine	تربانتین ، سقز، قندرون ، تربانتین  زدن  به .
turpentinic	(turpentinous) سقزدار، دارای تربانتین .
turpentinous	(turpentinic) سقزدار، دارای تربانتین .
turpitude	فساد، پستی، دلواپسی، دنائت ذاتی.
turps	روغن  یا عرق تربانتین .
turquois	(=turquoise) ( مع. ) فیروزه ، سولفات قلیائی آلومینیوم.
turquoise	(=turquois) ( مع. ) فیروزه ، سولفات قلیائی آلومینیوم.
turret	مناره  کوچک ، برج کوچک ، ( نظ. ) برج متحرک ، برج گردان ، جان  پناه .
turtle	هر نوع لاک  پشت آبی، کبوتر قمری، لاک  پشت، لاک  پشت شکار کردن .
turtleback	( ج. ش. ) کاسه  پشت، لاک  پشت، هر چیز برجسته  بیضی شکل، عرشه  منحنی عقب یا جلوکشتی.
turtledove	(ج. ش. ) کبوتر قمری (ringdove)، یار، عزیز، محبت نشان  دادن .
turtlehead	(گ . ش. ) عشبه  خیلون .
turtleneck	یقه  اسکی، یقه  برگردان ، ژاکت یقه  دار.
turves	( صورت جمع کلمه  turf )، مرغزار، چمنها.
tuscan	اهل توسکانی، وابسته  بتوسکانی در ایتالیا.
tusche	جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی.
tusk	دندان  دراز وتیز، دندان  نیش اسب، عاج، دندان  عاج فیل، دندان  گراز حیوانات، ( بادندان  ) سوراخ کردن  یا کندن .
tusk tenon	زبانه  یا گیره ای که  دارای زبانه  های کوچکتری باشد بطوری که  رویهم بشکل پله  یاتضاریس پله ای درآیند.
tusker	( ج. ش. ) فیل عاج دار، گراز، دارای دندان  گراز.
tussah	(tusseh، tussore) (ج. ش. ) کرم ابریشم شرقی.
tusseh	(tussah، tussore) (ج. ش. ) کرم ابریشم شرقی.
tussive	سرفه  آور، وابسته  به  سرفه .
tussle	تقلا، مسابقه  جسمانی، کشمکش، مجادله ، نزاع کردن ، بحث کردن ، تقلا کردن .
tussock	دسته  علف، دسته  مو، دسته  انبوه ، کلاله .
tussock grass	(گ . ش. ) علف چمن  وچراگاه ، چمن  باتلاقی.
tussocky	موئی، پشمالو، پوشیده  از کلاله  مو یا علف.
tussore	(tussah، tusseh) (ج. ش. ) کرم ابریشم شرقی.
tut	اوه ، عجبا.
tutee	کسی که  تحت سرپرستی لله  باشد.
tutelage	للگی، قیمومت، سرپرستی، تعلیم سرخانه .
tutelary	دارای قیم یا سرپرست، دارای محافظ وحامی، وابسته  بقیمومت، وابسته  بسرپرست، قیمومتی.
tutor	(tutorial) آموختار، لله ، معلم سرخانه ، ناظر درس دانشجویان ، درس خصوصی دادن  به .
tutorage	(tutoship) معلمی، آموزانه ، سرپرستی، قیمومت، للگی.
tutoress	معلمه ، قیم زن ، آموزگار زن .
tutorial	(tutor) آموختار، لله ، معلم سرخانه ، ناظر درس دانشجویان ، درس خصوصی دادن  به .
tutoship	(tutorage) معلمی، آموزانه ، سرپرستی، قیمومت، للگی.
tutoyer	دوم شخص مفرد را در مکالمه  بکار بردن ، در محاوره  (تو) استعمال کردن .
tuts	(گ . ش. ) درخت سنای زهری.
tutti	( مو. ) برای تمام صداها وسازها، باهم، مجتمعا.
tux	(=tuxedo) لباس مردانه  مخصوص چای عصر، لباس رسمی.
tuxedo	(=tux) لباس مردانه  مخصوص چای عصر، لباس رسمی.
tuyere	دهانه  لوله ، دهانه  دم آهنگری.
twaddle	چرند گفتن ، سخن  بی معنی.
twaddler	چرند گو، مهمل گو، چرند نویس.
twain	دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو.
twang	صدائی که  هنگام کشیدن  سیم ساز از آن  شنیده  میشود، صدای زه ، صدای تودماغی، صدایدنگ  دنگ  ایجاد کردن .
twangy	دارای صدای دنگ  دنگ ، تودماغی.
twayblade	(گ . ش. ) انواع ثعلب دارای برگ  زوجی، لیستر، جریان .
tweak	نیشگون  گرفتن  وکشیدن ، پیچ دادن ، پیچیدن ، پیچاندن  ( بینی )، نیشگون  تیز.
tweed	پارچه  پشم ونخ راه  راه  مردانه ، نوعی فاستونی.
tweedey	( درمورد پارچه  ) پشم ونخ راه  راه ، فاستونی.
tweedledum and tweedledee	دو فرد یا دو گروه  خیلی مشابه .
tweese	(eztwee) کندن  مو، ( طب ) انبرک .
tweet	صدای جیر جیر، جیر جیر کردن  ( پرندگان  کوچک  ).
tweeter	بلندگوی دارای صدای ناهنجاروگوشخراش.
tweeze	(tweese) کندن  مو، ( طب ) انبرک .
tweezer	موچین ، قیچی، انبرک ، باموچین  کندن .
twelfth	دوازدهم، دوازدهمین ، یکی از دوازده  قسمت.
twelve	دوازده ، دوازده گانه ، یک  دوجین .
twelve punch	سوراخ سطر دوازدهم.
twelvmo	ورق کاغذ دوازده  ورقی، قطع  ورقی.
twentieth	یک  بیستم، بیستمین ، بیستم.
twenty	عدد بیست.
twenty fourmo	قطع کاغذ یاکتاب  ورقی.
twenty one	( بازی ورق ) بیست ویک ، عدد بیست ویک .
twice	دوبار، دوفعه ، دومرتبه ، دوبرابر.
twice born	دوباره  زاد، تجسم ثانوی، تولد تازه  روحانی یافته .
twice laid	ساخته  شده  از انتهای رشته های طناب.
twiddle	بارامی دست زدن ، بازی کردن ، ور رفتن ، باساعت مچی وغیره  بازی کردن ، وررفتن  ( باچیزی )، تکان  دادن .
twig	(.n): شاخه  کوچک ، ترکه ، (.vt): فهمیدن ، دیدن .
twigged	(twiggy) شاخه  دار، ترکه  مانند، لاغر.
twiggy	(twigged) شاخه  دار، ترکه  مانند، لاغر.
twilight	تاریک  روشن ، هوای گرگ  ومیش، شفق.
twilit	تاریک  وروشن ، گرگ  ومیش، نیمه  روشن .
twill	پارچه  جناغی، پارچه  جناغی بافتن .
twin	دوقلو، توام، همزاد.( درجمع ) جوزا، هم شکمان ، زوج، جفت، دوتا، دوقلو، توام کردن ، جفت کردن .
twin check	مقابله  توام، بررسی توام.
twinborn	دوقلو بدنیا آمده .
twine	ریسمان  چند لا، نخ قند، پیچ، بهم بافتن ، دربرگرفتن .
twiner	( ریسمان  ریسی ) چندلا کننده ، چیزی که  می پیچد یا دورمیزند، پیچنده .
twinflower	(گ . ش. )پیچ امین  الدوله  معطر آمریکائی.
twinge	دور زدن ، پیچیدن ، درد کشیدن ، تیر کشیدن ، نیش، سوزش، سرزنش وجدان ، دردشدیدوناگهانی.
twinkle	چشمک  زدن  (بویژه  در مورد ستارگان )، برق زدن  یاتکان  تکان  خوردن ، چشمک ، بارقه ، تلائلو.
twinkler	چشمک  زن ، جرقه  زن .
twirl	چرخش، گردش، چرخیدن .
twirler	پیچ دهنده ، چرخاننده .
twist	پیچ، تاب، نخ یا ریسمان  تابیده ، پیچ خوردگی، پیچیدن ، تابیدن ، پیچ دار کردن .
twist drill	پارچه  راه  راه  مارپیچی.
twister	کسی که  میچرخاند یا می پیچاند، کسی که  اغراق میگوید یا تحریف میکند، گردباد، چرخان .
twistor	حافظه  پیچشی.
twisty	تاب دار، پیچ خورده ، پیچ دار، منحرف، تابیده .
twit	سرزنش کردن ، عیوب یا اشتباهات کسی را یادآور شدن ، سرزنش.
twitch	(grass =twitch) تکان  ناگهانی، ناگهان  کشیدن ، جمع شدن ، بهم کشیدن ، گره  زدن ، فشردن ، پیچاندن ، سرکوفت دادن ، منقبض شدن ، کشش، حرکت یا کشش ناگهانی.
twitch grass	( =twitch) تکان  ناگهانی، ناگهان  کشیدن ، جمع شدن ، بهم کشیدن ، گره  زدن ، فشردن ، پیچاندن ، سرکوفت دادن ، منقبض شدن ، کشش، حرکت یا کشش ناگهانی.
