volatile storage	انباره  فرار.انباره  فرار.
volatilization	عمل تبخیر.
volatilize	تبخیرشدن ، بخارکردن .
volcanic	آتشفشانی، انفجاری، سنگ  های آتشفشانی.
volcanicity	حالت آتش فشانی.
volcanism	شرایط و خصوصیات آتشفشانی، حالت آتشفشانی.
volcanist	کارشناس آتشفشانی.
volcanize	تحت تاثیر حرارتآتشفشانی قرار دادن ، جوش اکسیژن  زدن ، جوش برقی دادن .
volcano	کوه آتشفشان ، آتشفشان .
volcanologic	وابسته  به  آتشفشان  شناسی.
volcanologist	متخصص در علم علل طبیعی آتشفشان .دانشمند آتشفشان  شناس.
volcanology	آتشفشان  شناسی.
vole	(ج. ش. ) موش صحرائی.
volition	خواست، اراده ، از روی قصد و رضا، از روی اراده .
volitive	(د. ) حالت افعال ارادی.
volley	شلیک ، تیرباران ، شلیک  بطور دسته جمعی، شلیک  کردن ، بصورت شلیک  درکردن ، رگبار.
volleyball	بازی والیبال.
volleyer	شلیک  کننده .
volt	(برق) ولت، واحد نیروی محرکه  برقی.
volt ampere	اندازه گیری نیروی برق بر حسب ولتاژ و آمپر.
voltage	نیروی الکتریک  برحسب ولت، ولتاژ.اختلاف سطح، ولتاژ.اختلاف سطح، ولتاژ.
voltage regulator	تنظیم کننده  اختلاف سطح.تنظیم کننده  اختلاف سطح.
voltage stabilizer	تصبیت کننده  اختلاف سطح.تصبیت کننده  اختلاف سطح.
voltaism	ولتاژ الکتریکی، مقدار ولتاژ برق.
voltameter	ولتاژ سنج برقی، وابسته  به  ولتاژ سنج.
voltammeter	ولت متر، ولتاژ سنج، آمپرسنج.
volte face	چرخش بمنظور روبرو شدن  باحریف، چرخش.
voltmeter	ولت سنج، ولت متر.
voluble	پر حرف، روان ، سلیس، چرب و نرم، خوش زبان .
volume	حجم، جلد.حجم، جلد.(رادیو و غیره ) درجه  صدا، جلد، دفتر، حجم، توده ، کتاب، برحجم افزودن ، برزگ  شدن  (حجم )، بصورت مجلد در آوردن .
volumeter	حجمسنج، غلظت سنج.
voluminosity	بزرگی، پرگنجایشی، حجم، جسامت.
voluminous	حجیم، بزرگ ، جسیم، متراکم، انبوه ، مفصل.
voluntarily	از روی اراده ، بطور ارادی.
voluntarism	فلسفه ای که  اراده  را عامل موثر در ایجاد عالم وجود میداند، فرضیه ارادی، اراده  گرائی.
voluntary	ارادی، اختیاری، داوطلبانه ، به خواست.
volunteer	داوطلب، خواستار، داوطلب شدن .
voluptuary	شهوتران ، خوشگذران ، عیاش.
voluptuate	شهوترانی کردن ، شهوت انگیزکردن .
voluptuous	شهوتران ، شهوت پرست، شهوت انگیز، شهوانی.
volute	پیچک ، طومار پیچیده ، طوماری، حلقه .
volvate	(گ . ش. ) دارای کیسه  غشادار و پیازدار ( در پائین  ساقه  بعضیقارچها).
vomer	(تش. ) استخوان  میانی بینی، استخوان  تیغه  بینی.
vomit	قی کردن ، استفراغ کردن ، برگرداندن ، هراشیدن .
vomiturition	قی پیدرپی، اوغ زنی، استفراغ پیاپی.
vomitus	ماده  مستفرغه ، ماده  قیشده .
voodoo	(voudou) جادوگر سیاه  پوست، افسونگر، جادوگری، افسون  کردن .
voodooism	آئین  مذهبی سیاه  پوستان  آفریقائی که  شامل طلسم و جادو میباشد، جادوگری، طلسم.( vodun، vodoun) افسونگری.
voodooist	جادوگر، افسونگر.
voracious	سبع، پرخور، حریص، پرولع، خیلی گرسنه .
voracity	ولع، درندگی، پرخوری و حرص.
vortex	گرداب، حلقه ، پیچ، گردبادی.
vortical	گردابی، حلقوی.
vorticism	مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که  در نقاشی از صنایع جدید نیز استفاده  کرده .
vorticity	حالت گردابی.
vorticose	مربوط به  گردباد و چرخش باد، گردبادی.
vortiginous	گردابی، حلقوی، پیچاپیچ، مارپیچی.
votaress	زنی که  خود را وقف خدمت یاامری کرده  باشد، زن  نذردار.
votary	هوا خواه ، طرفدار، پارسا، عابد، زاهد، شاگرد.
vote	رای، اخذ رای، دعا، رای دادن .
voteless	بدون  رای، بی رای، بدون  رای کافی.
voter	رای دهنده ، کسی که  رای میدهد.
votive	نذری، نذر شده .
vouch	ضمانت کردن ، اطمینان  دادن ، تائید کردن .
vouchee	کسیکه  برای او گواهی و شهادت میدهند.
voucher	سند، مدرک ، دستاویز، ضامن ، گواه ، شاهد، تضمین  کننده ، شهادت دادن .سند، هزینه ، مدرک .سند، هزینه ، مدرک .
vouchsafe	تفویض کردن ، لطفا حاضر شدن ، پذیرفتن ، تسلیم شدن ، عطاکردن ، بخشیدن ، اعطا کردن .
vouchsafement	اعطا، تقویض.
voudou	(voodoo) جادوگر سیاه  پوست، افسونگر، جادوگری، افسون  کردن .
vow	نذر، پیمان ، عهد، قول، شرط، عهد کردن .
vowel	واکه ، صوتی، صدادار، مصوته ، واکه دار کردن .
vowelize	واکه  گذاشتن ، حروف صدادار بکار بردن .
voyage	سفر دریا، سفر، سفر دریا کردن .
voyager	مسافر کشتی یا وسیله  مسافری دیگری.
voyeur	نگاه  کننده ، فضول، اطفا کننده  شهوت بانگاه .
voyeurism	اطفائ شهوت با نگاه .
vulcan	(افسانه  رومی ) رب النوع آتش و فلزکاری.
vulcanicity	حالت آتشفشانی.
vulcanite	لاستیک  سخت و جوش خورده  ولکانیت.
vulcanization	ولکانیدن ، تحت تاثیر حرارت آتشفشانی، حرارت زیاد، جوش اکسیژن  لاستیک  و فلزات، جوش برقی.
vulcanize	لاستیک  را بوسائل شیمیائی جوش دادن  و محکم کردن ، جوش برقی زدن ، جوش دادن .
vulcanizer	جوشکار برقی.
vulcanologist	(volcanologist) دانشمند آتشفشان  شناس.
vulcanology	(volcanology) آتشفشان  شناسی.
vulgar	عوامانه ، عامیانه ، پست، رکیک ، مبتذل.
vulgarian	آدم عوام، آدم عامی و پست.
vulgarism	(vulgarity) اصطلاح عوامانه ، عوامیت، پستی، وحشیگری.
vulgarity	(vulgarism) اصطلاح عوامانه ، عوامیت، پستی، وحشیگری.
vulgarization	عوام پسندسازی، تعمیم چیزی بزبان  ساده .
vulgarize	عوامانه  کردن ، پست کردن ، مبتذل کردن .
vulgarizer	عوام پسند کننده .
vulgate	نسخه  لاتین  قدیمی کتاب مقدس، زبان  عامیانه .
vulgus	مردم طبقه  پائین ، عوام الناسی.
vulnerability	آسیب پذیری.آسیب پذیری.آسیب پذیری.
vulnerable	آسیب پذیر.آسیب پذیر.زخم پذیر، آسیب پذیر، قابل حمله .
vulnerary	شفا دهنده  زخم، بهبود دهنده ، داروی زخم.
vulpine	روباه  صفت، محیل، نیرنگ  باز، حیله گر.
vulture	(ج. ش. ) کرکس، لاشخور صفت، حریص.
vulturine	کرکس وار، لاشخورصفت، طماع.
vulturous	لاشخور مانند، درنده  خوی، کرکسی.
vulva	(تش. ) فرج، مادگی.
vulval	( vulvate، =vulvar) فرج مانند، دارای شکافی شبیه  فرج.
vulvar	(vulval، =vulvate) فرج مانند، دارای شکافی شبیه  فرج.
vulvate	(vulval، =vulvar) فرج مانند، دارای شکافی شبیه  فرج.
vulviform	فرج مانند، دارای شکاف فرج مانند.
vying	(وجه  وصفی معلوم فعل vie)، همچشمی، رقابت کننده .
V	فی - الحرف الثانی والعشرون فی اللغة الإنجلیزیة
Vacancies	المناصب الشاغرة
Vacancy	المنصب الشاغر
Vacant	شاغر
Vacantly	بشکل شاغر
Vacantness	الخلو من الشواغر
Vacate	أخل
Vacated	مخلى
Vacates	یخلی
Vacating	الإخلاء
Vacation	العطلة
Vacationed	قضى اجازة
Vacationer	المصطاف
Vacationers	المصطافون
Vacationing	قضاء العطلة
Vacationist	القاضى للاجازة
Vacationists	القاضون للاجازة
Vacationland	مکان الاجازة
Vacations	العطل
Vaccinate	لقّح
Vaccinated	ملقّح
Vaccinates	یلقّح
Vaccinating	التلقیح
Vaccination	التطعیم
Vaccinations	التطعیمات
Vaccinator	القائم بعملیة التطعیم
Vaccinators	القائمین بعملیة التطعیم
Vaccine	اللقاح
Vaccines	اللقاحات
Vaccinia	مصل التطعیم
Vaccinial	طَعَّمَ لَقَّح
Vacillate	تأرجح
Vacillated	متأرجح
Vacillates	یتأرجح
Vacillating	التذبذب
Vacillatingly	تردد تذبذب
Vacillation	التذبذب
Vacillations	التذبذب
Vacillator	المتذبذب المتردد
Vacillators	المتذبذبین المترددین
Vacua	الفراغات
Vacuity	حالة الفراغ
Vacuo	الفراغ
Vacuolate	یفرغ
Vacuolated	أفرغ
Vacuolation	عملیة التفریغ
Vacuole	فراغ
Vacuoles	فراغات
Vacuolization	ملیء بالفراغ
Vacuous	بلا معنى
Vacuously	بشکل بلا معنى
Vacuousness	فَرَاغ
Vacuum	الفراغ
Vacuumed	فَرَاغ فَضَاء
Vacuuming	کَنْس
Vacuums	الفراغات
Vade	یختفی
Vade-mecum	دلیل الجیب
Vaduz	فینا
Vagabond	المتشرّد
Vagabondage	اِبْنُ السَّبِیل
Vagabonds	الصعالیک
Vagaries	هَوًى
Vagarious	هَوًى
Vagary	هَوًى
Vagina	المهبل
Vaginae	مَهْبِل
Vaginal	مهبلی
Vaginally	بشکل مهبلی
Vaginas	المهابل
Vagrancies	التشرّد
Vagrancy	التشرّد
Vagrant	المتشرّد
Vagrantly	تَشَرُّد
Vagrants	المشردّون
Vague	مبهم
Vaguely	بشکل مبهم
Vagueness	الغموض
Vaguer	أکثر إبهاما
Vaguest	أکثر إبهاما
Vail	طأطأ احتراما أو خضوعا
Vain	بلا قیمة
Vainer	أکثر تکبرأ
Vainest	أکثر تکبرأ
Vainglories	التصلّف
Vainglorious	صلّف
Vaingloriously	بشکل صلّف
Vaingloriousness	الخیلاء أو العظمة
Vainglory	التصلّف
Vainly	عبثا
Vainness	عَبَث فَسَاد
Valance	الستارة
Valanced	قماش یغطی حافة السریر أو الطاولة
Valances	الستائر
Vale	الوادی
Valediction	تَوْدِیع وَدَاع
Valedictions	تَوْدِیع وَدَاع
Valedictorian	الطالب المتفوّق
Valedictorians	الطلبة المتفوّقون
Valedictories	حفلات الوداع
Valedictory	حفلة الوداع
Valence	التکافؤ
Valences	التکافؤ
Valency	التکافؤ
Valent	تَکَافُؤ
Valentine	محبوب یوم الحب
Valentines	الأحبّة
Valerian	حشیشة الهرّ
Valerie	فالیری
Valery	فالیری
Vales	الودیان
Valet	الخادم
Valeted	مخدوم
Valeting	الخدمة
Valets	الخدم
Valetudinarian	معلول
Valhalla	قاعة الولائم
Valiant	جریئ
Valiantly	بشکل جریئ
Valiantness	فالیانتنیس
Valid	سلیم صالِح
Validate	صدّق
Validated	مصدّق
Validates	یصدّق
Validating	التصدیق
Validation	التصدیق
Validations	التصدیق
Validities	الصلاحیات
Validity	الصلاحیة
Validly	بشکل صحیح
Validness	سلیم صالِح
Valine	حمض أمینی أساسی
Valise	الحقیبة
Valises	الحقائب
Valkyrie	الفتاة الإسطوریّة
Valletta	عاصمة مالطا
Valley	الوادی
Valleys	الودیان
Valois	سُلالَةٌ حاکِمَة فرنسیة
Valor	الشجاعة
Valorem	ضریبة معدّلة
Valorization	التسعیر
Valorizations	التسعیر
Valorize	سعّر
Valorized	مسعّر
Valorizes	یسعّر
Valorizing	التسعیر
Valorous	شجاع
Valorously	بشکل شجاع
Valors	الشجاعة
Valour	الشجاعة
Valours	الشجاعة
Valparaiso	أکبر مدینة فی تشیلی
Valse	الفالز
Valses	الفالز
Valuable	الشیء الثمین
Valuableness	نَفَاسَة
Valuables	الأشیاء الثمینة
Valuably	قَیِّم نَفِیس
Valuate	قیّم
Valuated	قیّم
Valuates	یقیّم
Valuating	التقییم
Valuation	التثمین
Valuations	التقدیرات
Valuator	الدلال المثمن
Valuators	الدلالون المثمنون
Value	القیمة
Value-added	ضریبة شراء السلع
Valued	مقیّم
Valueless	عدیم القیمة
Valuelessness	قَیِّم نَفِیس
Valuer	المثمّن
Valuers	المثمنون
Values	القیم
Valuing	التقییم
Valuta	سعر الصّرف
Valve	الصمام
Valved	محکم بصمام
Valves	الصمامات
Valving	احکام بصمام
Valvular	صمامی
Vamoose	إرحل
Vamoosed	راحل
Vamooses	یرحل
Vamoosing	الرحیل
Vamp	الرقعة
Vamped	مرقّع
Vamper	فامبیر
Vamping	الترقیع
Vampire	مصّاص الدماء
Vampires	مصاصو الدماء
Vampirism	تَهْدِیدِیّ
Vamps	الرقعات
Van	فان
Vanadium	الفانادیوم
Vance	مدینة فی کارولینا الجنوبیة
Vancouver	فانکوفر
Vandal	المخرّب
Vandalism	التخریب
Vandalize	خرّب
Vandalized	خرّب
Vandalizes	یخرّب
Vandalizing	التخریب
Vandals	المخربون
Vandenberg	فاندینبیرج
Vanderbilt	فاندربیلت
Vanderburgh	فاندربیرغه
Vanderpoel	فاندربویل
Vane	دوّارة الریح
Vaned	مزود بالریش
Vanes	دوّارات الریح
Vanessa	فینیسا
Vanguard	الطلیعة
Vanguards	الطلائع
Vanilla	الفانیلا
Vanillin	ونیلین
Vanish	إختف
Vanished	مختفى
Vanisher	اِحْتَجَبَ اِخْتَبَأَ
Vanishes	یختفی
Vanishing	الإختفاء
Vanishingly	بزوال
Vanities	حالة ألشعور بالفراغ
Vanity	الزهو
Vanquish	إقهر
Vanquished	مقهور
Vanquisher	قَهَّار
Vanquishers	قَهَّار
Vanquishes	یقهر
Vanquishing	القهر
Vans	الشاحنات
Vantage	الفضل
Vantages	الأفضال
Vanuatu	فانواتو
Vapid	مملّ
Vapidity	التفاهة
Vapidly	بشکل مملّ
Vapidness	سَلِیخ مَسِیخ
Vapor	البخار
Vapored	دُخَّان
Vaporer	ألقائم بعملیة التبخیر
Vaporers	ألقائم بعملیة التبخیر
Vaporing	تبخیر
Vaporingly	بتَبَجُّح
Vaporings	تبخیر
Vaporization	تَبَخُّر تَبْخِیر
Vaporizations	تَبَخُّر تَبْخِیر
Vaporize	بخّر
Vaporized	مبخّر
Vaporizer	المبخر
Vaporizers	المبخر
Vaporizes	یبخّر
Vaporizing	التبخیر
Vaporous	بخاری
Vaporously	بشکل بخاری
Vapors	الأبخرة
Vapour	البخار
Vapours	الأبخرة
Variability	التغیّر
Variable	المتغیّر
Variableness	تَقَلُّب
Variablenesses	ألتقلب
Variables	المتغیّرات
Variably	بشکل متغیّر
Variac	محوّل
Varian	فاریان
Variance	الخلاف
Variances	الخلافات
Variant	المغایر
Variantly	بشکل مختلف
Variants	المغایرات
Variate	نوّع
Variated	منوّع
Variates	ینوّع
Variating	التنویع
Variation	الإختلاف
Variations	الإختلافات
Varicolored	مُتَلَوِّن
Varicose	دوالی
Varicoses	دوالی
Varicosities	انتفاخات
Varicosity	انتفاخ
Varied	مختلف
Variedly	بتفاوت
Variegate	لوّن
