carbonize	ذغال ساختن ، باذغال پوشاندن  یاترکیب کردن .
carboy	قرابه ، تنگ  دهن  گشاد، گپ.
carbuncle	یاقوت آتشی، لعلی که  تراش محدب داشته باشد، ( طب ) کفگیرک ، دمل بزرگ ، رنگ  نارنجیمایل به  قرمز.
carbuncled	(=carbuncular) مزین  به  یاقوت قرمز، مرضع، دمل دار.
carburet	باذغال ترکیب کردن ، باذغال آمیختن .
carburetion	عمل ترکیب باذغال.
carburetor	( =carburettor) کابوراتور.
carburettor	( =carburetor) کابوراتور.
carburization	ترکیب با کربن .
carburize	(=carburet) باکربن  ترکیب کردن .
carcanet	زنجیرطلایاگردن بند ویا طوق طلا.
carcase	لاشه ، جسد.
carcaturist	کاریکاتورنگار.
carcinogen	ماده مولد یا مشدد سرطان ، سرطانزا.
carcinogenesis	تولید سرطان .
carcinogenic	سرطان  زا.
carcinology	سخت پوست شناس، ( طب ) علم سرطان  شناسی، ( ج. ش. ) خرچنگ  شناسی.
card	کارت.برگ ، ورق، ورق بازی، گنجفه ، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک ، کارت عضویت، ورق بازی کردن ، پنبه  زنی، ماشین  پرداخت پارچه .
card aligner	هم تراز کننده  کارت.
card bed	بستر کارتها.
card code	رمز کارت.
card column	ستون  کارت.
card deck	دستینه  کارت.
card face	رویه  کارت.
card feed	خورد کارت.
card field	میدان  کارت.
card file	پرونده  کارتی.
card format	قالب کارت.
card guide	راهنمای کارت.
card hopper	ناودان  کارت.
card image	تصویر کارت.
card jam	گیر کردن  کارت.
card loader	بار کننده  کارت، کارت بارکن .
card punch	کارت منگنه  کن .
card rack	طاقچه  کارت، جای کارت.
card reader	کارت خوان .
card row	سطر کارت.
card stacker	کارت پشته  کن .
card system	سیستم کارتی.
card verifier	بازبین  کارت.
cardamom	هل.
cardboard	مقوا، مقوای نازک .
cardi	(-=cardia -=cardio) کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا > قلب < است.
cardia	(-=cardi -=cardio) کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا > قلب < است.
cardiac	وابسته  بدل، قلبی، فم المعدی.
cardigan	ژاکت کش باف پشمی، پارچه  ژاکت.
cardinal	کاردینال، عدداصلی، اعداد اصلی، اصلی، اساسی، سهره  کاکل قرمز آمریکائی.
cardinal number	عدد اصلی.
cardio	(-=cardia -=cardi) کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا > قلب < است.
cardiograph	قلب نگار، دستگاه  ثبت ضربان  قلب، کاردیوگراف.
cardiography	ثبت حرکات وضربان  قلب، قلب نگاری.
cardiology	دانش قلب شناسی.
cardiorespiratory	وابسته  بریه  وقلب.
cardsharp	(=cardsharper) برگ  زن ، قمار باز متقلب.
cardsharper	(=cardsharp) برگ  زن ، قمارباز متقلب.
care	تیمار، پرستاری، مواظبت، بیم، دلواپسی (م. م. ) غم، پروا داشتن ، غم خوردن ، علاقمند بودن .
careen	کج شدن .
career	دوره  زندگی، دوره ، مسیر، مقام یاشغل، حرفه .
careerism	دنبال کردن  شغل.
carefree	سبکبار، بی خیال.
careful	بادقت، با احتیاط، مواظب، بیمناک .
careless	بی دقت.
caress	نوازش، دلجوئی، دلنوازی کردن ، در آغوش کشیدن .
caret	هشتک ، نشان .
caretaker	سرپرست، مستحفظ، سرایدار.
careworn	غمگین ، مضطرب.
carfare	کرایه  اتوبوس، کرایه  ماشین .
cargo	(cargos cargoes. pl) بارکشتی، محموله  دریائی، بار.
caribbean	وابسته  بدریای کاریب، جزایر واقع دردریای کاریب.
cariboo	(=caribou) (ج. ش. ) گوزن  کانادائی، گوزن  آمریکائی شمالی.
caribou	(=caribou) (caribous caribou. pl) (ج. ش. ) گوزن  کانادائی، گوزن  آمریکائی شمالی.
caricature	کاریکاتور، آدمک ، کاریکاتور ساختن .
caries	کرم خوردگی دندان ، پوسیدگی استخوان .
carillon	زنگهای موسیقی، سنتور زنگی.
carillonneur	نوازنده  سنتور زنگی.
carina	(carinae carinas. pl) زورق، کشتی حمال، ناو.
carinal	مثل زورق، زورقی، شبیه  زورق.
cariole	( =carriole) درشکه  یا کالسکه  سبک  و کوچک  یک  اسبه .
cariologist	ویژه گر قلب.
carious	پوسیده ، کرم خورده .
cariovascular	وابسته  بقلب ورگهای خونی.
cark	تحمیل کردن ، بار کردن ، غمگین  ساختن  یاشدن ، نگران  شدن ، بار مسئولیت، رنج و زحمت.
carl	(=carle) دهاتی، شخص پست، آدم بی تربیت.
carle	(=carl) دهاتی، شخص پست، آدم بی تربیت.
carlin	زن ، زن  مسن ، کامله زن .
carline	زن ، زن  مسن ، کامله زن .
carling	زن ، پیرزن  ( غالبا از روی تحقیر )، عفریته .
carload	یک  بار کامیون ، بقدرظرفیت یک  ماشین .
carmelite	وابسته  به  راهبان  کرملی، راهب یا راهبه  کرملی.
carminative	(طب ) بادشکن ، داروی ضد نفخ.
carnage	لاشه  ها، کشتار، قتل عام، خونریزی، قصابی.
carnal	جسمانی، جسمی، نفسانی، شهوانی.
carnality	شهوت، شهوانیت.
carnation	میخک  صد پر.
carnelian	عقیق جگری، رنگ  عقیق جگری یا سرخ مسی.
carney	ریشخندکردن ، دلنوازی کردن .
carnie	ریشخندکردن ، دلنوازی کردن .
carnival	کارناوال، کاروان  شادی، جشن .
carnivore	گوشتخوار.
carnivorous	حیوان  گوشتخوار.
carny	ریشخندکردن ، دلنوازی کردن .
caroche	نوعی کالسکه  یادرشکه ، درشکه  سواری کردن .
carol	سرود( خواندن  )، نغمه  سرائی ( کردن  )، چهچه ، سرودشب عید میلاد مسیح.
carotid	(تش. ) وابسته  به  شریان ، شاهرگی.
carouse	میگساری، عیاشی.میگساری کردن ، در مشروب افراط کردن .
carousel	چرخ فلک .
carouser	میگسار، عیاش.
carp	عیب جوئی کردن ، از روی خرده  گیری صحبت کردن ، گله  کردن ، (ج. ش. ) ماهی کول، کپور.
carpal	وابسته  به  مچ، مچی.
carpale	(carpalia. pl) استخوان  مچ دست، رسغ دست.
carpel	(گ . ش. ) برچه ، حجره  گرزن .
carpenter	درودگر، نجار، نجاری کردن .
carpentry	درودگری، نجاری.
carpet	فرش، قالی، زیلو.
carpetbag	خورجین ، خورجینی، سیاست بازی ودغلکاری کردن .
carpetbagger	تازه  بدوران  رسیده  وفاسد، مسافر خورجین  دار.
carpeting	فرش، مفروش.
carpology	مبحث میوه  ودانه  شناسی.
carpophagous	میوه  خوار.
carport	گاراژ بدون  سقف.
carrack	کشتی بزرگ  باری وجنگی قدیمی.
carrel	کابین  یا اطاقک  چوبی.
carriage	کالسکه .نورد.
carriage control	کنترل نورد.
carriage return	بازگشت نورد، سر سطر رفتن .
carrier	حامل، موج حامل.برنامه ، حامل میکرب، دستگاه  کاریر، حامل.
carrier pigeon	کبوتر نامه  بر، کبوتر قاصد.
carrier system	سیستم حامل.
carrier wave	موج حامل.
carriole	(=cariole) درشکه  سبک  تک  اسبه ، سورتمه  سبک .
carrion	مردار، لاشه ، گوشت گندیده .
carrot	هویج، زردک ، زردک  مانند، موی قرمز.
carroty	زردک  مانند، مخروط.
carrousel	گردونه ، چرخ فلک .
carry	رقم نقلی.بردن ، بدوش گرفتن ، حمل کردن ، حمل ونقل کردن .
carry all	درشکه  یک  اسبه  وچهارچرخه ، چنته  یا خورجین .
carry lookahead	با پیش بینی رقم نقلی.
carry on	ادامه  دادن .
carry out	انجام دادن .
carry over	(حسابداری ) انتقال به  صفحه  بعد دادن .
carry propagation	پخش رقم نقلی.
carryall	درشکه  یک  اسبه  وچهارچرخه ، چنته  یا خورجین .
carsick	مبتلا به  بهم خوردگی حال در اتومبیل.
carsickness	تهوع در اثر بودن  در اتومبیل.
cart	ارابه ، گاری، دوچرخه ، چرخ، باگاری بردن .
cartage	باربری باگاری، کرایه  گاری، مکاری.
carte blanche	(blanches cartes. pl) کارت سفید، کاغذ سفید، ( مج. ) اختیار تام، اختیار نامحدود.
cartel	اتحادیه  صاحبان  صنایع مشابه ، کارتل.
carter	راننده  گاری.
cartful	آنچه  دریک  گاری جا بگیرد.
carthage	شهر کارتاژ قدیم.
cartilage	نرمه  استخوان ، غضروف، کرجن .
cartilaginous	غضروفی.
cartogram	نقشه  آماری جغرافیائی.
cartographer	نقشه  کش، طراح.
cartographic	وابسته  به  نقشه  کشی.
cartography	نقشه  کشی.
carton	مقوا، جعبه  مقوائی، جاکاغذی، کارتن .
cartoon	کاریکاتور، تصویر مضحک ، داستان  مصور.
cartoonist	نقاش کارتون .
cartouch	گلوله  توپ، فشنگ .
cartouche	گلوله  توپ، فشنگ .
cartridge	کارتریج.فشنگ ، گلوله .
cartulary	(=chartulary) کازیه ، جاکاغذی، کلاسور، آرشیو.
carve	حک  کردن ، تراشیدن ، کنده  کاری کردن ، بریدن .
carvel	کشتی کوچک  سریع السیر، کرجی.نوعی کشتی یا هواپیما.
carven	(=carved) حک  شده .
carving	حکاکی، بریدن .
carving knife	چاقوی حکاکی یا گوشت بری.
casbah	(درآفریقای شمالی ) قلعه  یا دژ، محله  بومیهای شهرهای شمالی آفریقا ( از کلمه  عربیقصبه  ).
cascade	آبشار، آبشاری.آبشیب، آبشار کوچک ، بشکل آبشار ریختن .
cascade  carry	رقم نقلی آبشاری.
cascade  control	کنترل آبشاری.
cascade connection	اتصال آبشاری.
cascara	قایقی که  از پوست درخت درست شده .
cascarilla	(گ . ش. ) قشر عنبر، درخت گنه  گنه  عطری.
case	مورد، غلاف.(.n): سرگذشت، صندوق، جعبه ، جلد، پوسته ، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوی، مرافعه ، قضیه ، (.vt) در صندوق یاجعبه  گذاشتن ، جلدکردن ، پوشاندن .
case history	سوابق، تاریخچه ، سابقه  مرض ودرمان .
case knife	چاقوی جلد دار، چاقوی بزرگ .
case mate	( نظ. ) پناهگاه  توپ، بمب پناه ، جای نصب توپ درناو.
case ment	پنجره  لولادار، روزنه ، پنجره ، پوشش، غلاف.
case shot	چار پاره .
case study	بررسی موردی.
caseate	بصورت پنیری درآوردن ، بستن ، منعقد شدن .
caseation	پنیری شدن .
casein	ماده  پنیری، ماده  پروتئین  شیر، پنیر بی چربی.
caseous	پنیری، پنیردار.
casern	پادگان ، سربازخانه .
caserne	پادگان ، سرباز خانه .
casework	مطالعه  بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده  برای تشخیص مرض ودرمان .
caseworm	(ج. ش. ) نوعی کرم ابریشم.
cash	پول نقد، وصول کردن ، نقدکردن ، دریافت کردن ، صندوق پول، پول خرد.
cash office	دایره  صندوق.
cash register	ماشین  صندوقداری.صندوق پول شمار، ماشین  ثبت خرید وفروش روزانه  مغازه .
cashbook	دفتر نقدی.
cashier	صندوقدار، تحویلدار، بیرون  کردن .
cashier's check	چکی که  بانک  عهده  خود بکشد.
cashmere	شال کشمیری، ترمه .
casing	پوشش، غلاف، روکش، اندود، لوله  جداری، لوله  محافظ.
casino	تفریحگاه  عمومی برای رقص وموزیک ، کازینو.
cask	بشکه ، خمره  چوبی، چلیک .
casket	جعبه  کوچک ، جعبه  جواهر، صندوق یاتابوت.
caspian sea	بحر خزر.
casquet	کلاه  خودسبک  وباز، کاسکت، سرپوش.
cassation	تمیز، رسیدگی، فرجامی.
cassava	منهوت، نشاسته  کاساو، آرد مانیوک .
casserole	نوعی غذای مرکب از گوشت وآرد، ظرف خوراک  پزی سفالی یاشیشه ای.
cassette	کاست.(sagger، =casket) جعبه  کوچک  جای جواهرات، تابوت، کاست.
cassi mere	پارچه  پشمی جناغی مردانه .
cassia	(گ . ش. ) سنا، فلوس، پرک  هندی، درخت فلوس.
cassiterite	(مع. ) سنگ  قلع، معدن  قلع، اکسید قلع طبیعی.
cassock	جبه ، دلق، قبا، خرقه  پوش، کشیش.
cast	درقالب قرار دادن ، بشکل درآوردن ، انداختن ، طرح کردن ، معین  کردن  ( رل بازیگر )، پخش کردن  ( رل میان  بازیگران  )، پراکندن ، ریختن  بطور اسم صدر)، مهره  ریزی، طاساندازی، قالب، طرح، گچ گیری، افکندن .
cast away	رانده ، مردود، کشتی شکسته ، مطرود.
cast iron	چدن ، چدنی، سخت ومحکم.
cast off	دور انداخته .
castanet	(مو. ) قاشقک ، یک  نوع آلت موسیقی.
caste	طبقه ، صنف، قبیله ، طبقات مختلف مردم هند.
castellan	حاکم قصر، دژبان ، افسر فرمانده  قصر.
castellated	قلعه  دار، دژ مانند.
caster	چرخ کوچک ، چرخک ، پرتاب کننده  ( بسایر معانی cast مراجعه  شود ).تنگ  کوچک  ادویه  یا سرکه ، ( درجمع ) چرخ زیر صندلی یامیز، ستاره  اول دو پیکر.
castigate	تنبیه  کردن ، شدیدا~ انتقاد کردن .
casting	چدن  ریزی، ریخته  گری، ( بسایرمعانی cast مراجعه  شود ).
casting out nines	مقابله  نه نهی.
castle	دژ، قلعه ، قصر، ( در شطرنج ) رخ.
castor	کرچک ، (caster، Castor): تنگ  کوچک  ادویه  یا سرکه ، (درجمع) چرخ زیر صندلی یامیز، ستاره  اول دو پیکر.
castor bean	دانه  سمی کرچک  وخود این  گیاه .
castor oil plant	(گ . ش. ) کرچک ، گیاه  کرچک .
castrate	اخته  کردن ، تضعیف کردن .
castration	اخته  کردن ، اختگی.
casual	اتفاقی، غیر مهم، غیر جدی.
casualty	تلفات، تصادفات.
casuist	سفسطه  گر.
casuistic	سفسطه  گرانه .
casuistry	(ies. pl) سوفسطائی، استدلال غلط وغیر منطقی، سفسطه .
casus belli	( لاتین  ) عمل خصمانه  باعث جنگ .
cat	گربه ، شلاق زدن ، قی کردن ، شلاق لنگربرداشتن .
cat o'nine tails	تازیانه   تسمه ای.
cat's eye	باباغوری، (گ . ش. ) عین  الهر، سفیداب.
cat's paw	آلت دست، پنجه  گربه .
catabolic	وابسته  به  فروساخت، وابسته  به کاتابولیسم یادگرگونی بافتها.
catabolism	دگرگونی، نابودکننده ، سوخت موادغذائی دربافت ها، فروساخت.
catabolize	دگرگون  شدن  ( مواد غذائی دربافت ها ).
catachresis	(catachreses. pl) استعمال غلط کلمه .
