yeoman of the guard	گارد سلطنتی محافظ جان  پادشاه  انگلیس.
yeoman's service	خدمت صادقانه  و از روی وفاداری و صمیمیت.
yeomanly	(yeoman) خرده  مالک ، کشاورز، مالک  جزئ.
yeomanry	خرده  مالکین ، سواره  نظام، سرباز داوطلب.
yerk	سیخ زدن ، سک  زدن ، برانگیزاندن ، شلاق زدن  کوبیدن ، قاپیدن  وبردن ، محکم بستن ، فشار دادن ، هل دادن ، شکاف برداشتن ، لگد، مشت، ضربت، حرکت سریع و شدید.
yes	بله ، بلی، آری، بلی گفتن .
yes man	آدم بله  بله  گو، نوکر.
yester	مربوط به  دیروز.
yesterday	دیروز، روز پیش، زمان  گذشته .
yesteryear	سال گذشته ، پارسال.
yestreen	دیروز عصر، دیشب.
yet	هنوز، تا آن  زمان ، تا کنون ، تا آنوقت، تاحال، باز هم، بااینحال، ولی، درعین  حال.
yew	(گ . ش. ) سرخدار.
yiddish	زبان  عبری رایج میان  کلیمیان  روسیه  ولهستان  وآلمان  وغیره (مخلوطیازآلمانیوعبری).
yield	حاصل، محصول دادن ، باور کردن .ثمر دادن ، واگذارکردن ، ارزانی داشتن ، بازده ، محصول، حاصل، تسلیم کردن  یا شدن .
yielder	تسلیم کننده ، بدهکار، پاداش دهنده ، حاصل دهنده .
yip	جیر جیر کردن ، زوزه  کشیدن ، عوعو کردن ، واغ واغ.
yippee	هیپ هیپ هورا.
yodel	صدای آواز مانند دلی دلی که  اهالی سویس و مردم کوهستانی درآواز خود تکرار میکنند.
yodeler	آواز خوان ، دلی دلی گو.
yoga	(yogic) ریاضت، فلسفه  جوکی.
yoghurt	(yogurt) (آمر. ) ماست، یوقورت.
yogi	(yogin) جوکی، مرتاض هندی.
yogic	(yoga) ریاضت، فلسفه  جوکی.
yogin	(yogi) جوکی، مرتاض هندی.
yogurt	(yoghurt) (آمر. ) ماست، یوقورت.
yoicks	فریاد تحریک  و تشویق برای تازی شکاری مخصوص صید روباه ، علامت تعجب در هیجان  و خشم و خوشی و وجد.
yoke	یوغ، میله  عریض، سلطه .یوغ، (مج. ) اسارت، بندگی عبودیت، در زیر یوغ آوردن ، جفت کردن ، (مج. ) وصل کردن .(yolk) زرده  تخم مرغ، (زیست شناسی) محتویات نطفه .
yokefellow	یار، رفیق، هم تراز، شریک ، شریک  زندگی.
yokel	روستائی، برزگر، دهاتی، نادان .
yolk	(yoke) زرده  تخم مرغ، (زیست شناسی) محتویات نطفه .
yolk sac	( جنین  شناسی ) کیسه  زرده  دورتادور جنین .
yon	شخص آن  طرفی، آن  یکی دیگر، آن .
yond	دورتر، عقب تر، آن ، آنها.
yonder	آنجا، آنسو، آنطرف، واقع در آنجا، دور.
yonker	(younker) نجیب زاده  جوان ، جوان  سلحشور، نوجوان .
yoohoo	اهوی، آهای.
yore	در زمانی بسیاردور، در گذشته ، در قدیم.
yorkshire	( ج. ش ) خوک  سفید از نژاد یورکشایر، ایالت یورکشایر درشمال انگلستان .
you	شما، شمارا.
you all	همه  شما.
you'd	had you، would you =.
you'll	shall you، will you =.
you're	(are =you) شما هستید.
you've	(have =you) شما دارید.
young	جوان ، تازه ، نوین ، نوباوه ، نورسته ، برنا.
young turk	افسر جوان  افراطی.
youngest	جوانترین .
youngger	جوانتر، بچه  تر.
youngish	جوان وار، نسبتا جوان .
youngling	جوانه  (درگیاهان )، جوانک ، مبتدی.
youngster	نو باوه ، جوانک ، پسر بچه ، (گ . ش. ) برگچه .
younker	(yonker) نجیب زاده  جوان ، جوان  سلحشور، نوجوان .
your	مال شما، مربوط به  شما، متعلق به شما.
yours	مال شما، مال خود شما(ضمیر ملکی).
yourself	خود شما، شخص شما.
yous truly	ارادتمند شما.
youth	نوباوگان ، جوانی، شباب، شخص جوان ، جوانمرد، جوانان .
youth hostel	شبانه  روزی جوانان ، مهمانسرای جوانان .
youthful	دارای نیروی شباب، جوان ، باطراوت.
yowl	صداهای ناهنجار ایجاد کردن ، ناله  و شیون  کردن ، زوزه  کشیدن ، عوعو کردن ، زوزه .
yoyo	یویو، نوعی اسباب بازی بچگانه .
yucca	(گ . ش. ) درخت یوکای آمریکائی.
yule	جشن  میلاد عیسی مسیح.
yule log	کنده  بزرگی که  شب میلاد بمناسبت آغاز مراسم عید در بخاری منزل گذارند.
yuletide	ایام عید تولد عیسی.
yummy	جالب، زیبا، جالب توجه ، لذیذ، خوشمزه .
yurt	(yurta) خیمه  کروی قرقیزهای ساکن  سیبریه .
yurta	(yurt) خیمه  کروی قرقیزهای ساکن  سیبریه .
Y	وای - الحرف الخامس والعشرون فی اللغة الإنجلیزیة
Y-Axis	المحور الصّادیّ
Y-Factor	معامل ص
Y-Position	موقع ص
Y-Title	عنوان ص
Y-branch	الفرع ص
Y-coordinate	المحور الصّادی
Yacc	یاکّ
Yacht	الیخت
Yachters	أصحاب الیخت
Yachting	الإبحار بالیخت
Yachts	الیخوت
Yachtsman	مالک الیخت
Yachtsmen	ملّاک الیخوت
Yachtswoman	مالکة الیخت
Yah	نعم
Yahoo	متوحّش ذو شکل بشری
Yahoos	متوحّشون ذوی أشکال بشریّة
Yak	الثّور
Yakima	یاکیما
Yakked	ثرثر
Yakking	الثّرثرة
Yaks	الثّیران
Yale	ییل
Yalta	یالتا
Yam	النّبات المتسلّق
Yamaha	یاماها
Yammer	ثرثر
Yammered	ثرثر
Yammering	الثّرثرة
Yammers	یثرثر
Yams	النّباتات المتسلّقة
Yang	الفحولة
Yank	الأمریکیّ
Yanked	انتزع
Yankee	الأمریکیّ
Yankees	أمریکیون
Yanking	الانتزاع
Yanks	الأمریکیّون
Yankton	یانکتون
Yaounde	یاوندی
Yap	النّباح
Yapped	نبح
Yapping	النّبح
Yaps	النّباح
Yaqui	یاکی
Yard	السّاحة
Yardage	الحجم
Yarded	بالسّاحة
Yarding	بالسّاحة
Yardman	البحّار
Yardmaster	النّاظر
Yardmasters	النّظّار
Yardmen	البحّارة
Yards	السّاحات
Yardstick	المعیار
Yardsticks	المعاییر
Yarmouth	یارماوْث
Yarmulke	القبّعة
Yarn	الخیط
Yarned	مجدّل
Yarning	تجدیل
Yarns	الحکایات
Yarrow	الیارو
Yarrows	الیارو
Yates	ییتس
Yaw	الانحراف
Yawed	انحرف
Yawing	الانحراف
Yawl	القارب
Yawls	القوارب
Yawn	التّثاؤب
Yawned	تثاءب
Yawner	یونر
Yawning	التّثاؤب
Yawningly	بتثاؤب
Yawns	التّثاؤب
Yaws	المرض الجلدیّ
Yclept	أسمى
Ye	أنت
Yea	الموافقة
Yeager	ییغر
Yeah	نعم
Year	السّنة
Yearbook	الکتاب السّنویّ
Yearbooks	الکتب السّنویّة
Yearling	الحیوان الصّغیر
Yearlings	الحیوانات الصّغیرة
Yearlong	سنة
Yearly	سنویًّا
Yearn	اشتق
Yearned	اشتاق
Yearner	المشتاق
Yearning	الشّوق
Yearningly	متمنّیًا
Yearnings	الأشواق
Yearns	یشتاق
Years	السّنوات
Yeas	الموافقة
Yeast	الخمیرة
Yeastier	أکثر اختمارًا
Yeastiest	الأکثر اختمارًا
Yeastiness	الاختمار
Yeasts	الخمائر
Yeasty	مخمّر
Yeats	یاتس
Yecch	یکه
Yegg	لصّ
Yeggs	لصوص
Yell	یصیح
Yelled	صاح
Yeller	صائح
Yellers	صائحون
Yelling	الصّیاح
Yellow	أصفر
Yellowed	اصفرّ
Yellower	أکثر اصفرارًا
Yellowest	الأکثر اصفرارًا
Yellowing	الاصفرار
Yellowish	مصفرّ
Yellowknife	یلو نایف
Yellowness	البریق
Yellows	یصفرّ
Yellowstone	یلو ستون
Yells	الهتافات
Yelp	الصّرخة
Yelped	صاح
Yelper	الکلب النّابح
Yelping	الصّیاح
Yelps	الصّرخات
Yemen	الیمن
Yen	الین
Yens	الینات
Yentl	لطیف
Yeoman	الفلّاح
Yeomanly	على طریقة الیومن
Yeomanry	ملّاک الأرض
Yeomen	الفلّاحون
Yep	صحیح
Yerkes	یرکس
Yes	نعم
Yeses	النّعم
Yeshiva	الیشیفا
Yesterday	أمس
Yesterdays	الأمس
Yesteryear	الماضی
Yesteryears	الماضی
Yet	حتّى الآن
Yew	الیو
Yews	الیو
Yiddish	لغة یهود أوروبّا
Yield	المحصول
Yielded	استسلم
Yielder	المستسلم
Yielding	الاستسلام
Yieldingly	بإستسلام
Yieldingness	التّسلیم
Yields	المحاصیل
Yin	الأنوثة
Yip	انبح
Yipped	نبح
Yipping	النّبح
Yips	ینبح
YMCA	جمعیة الشبان المسیحیین
Yodel	الأغنیة البکائیة
Yodeled	تغنّى ببکاء
Yodeler	المغنی البکائی
Yodelers	المغنّون البکائیّون
Yodeling	التّغنّی بکائیّاً
Yodels	الأغانی البکائیّة
Yoder	یودر
Yoga	الیوجا
Yoghurt	الزّبادیّ
Yoghurts	الزّبادیّ
Yogi	المدرّب
Yogurt	الزّبادیّ
Yogurts	الزّبادیّ
Yoke	القضیب الخشبیّ
Yoked	ربط
Yokel	الفلّاح
Yokels	الفلّاحون
Yokes	القضبان الخشبیّة
Yoking	الرّبط
Yoknapatawpha	یوکناباتوفا
Yokohama	یوکوهاما
Yokuts	یوکتْس
Yolk	المحّ
Yolks	الأمحاح
Yon	أبعد
Yond	هناک
Yonder	هناک
Yonkers	یونکرْس
Yore	الماضی
Yorick	یوریک
York	یورک
Yorker	یورکر
Yorks	یورکس
Yorktown	یورکتاون
Yosemite	یوسامتی
Yost	یوست
You	أنت
Young	صغیر
Younger	أصغر
Youngest	الأصغر
Youngish	صغیر
Youngling	الصّغیر
Younglings	الصّغار
Youngly	بصِغَرْ
Youngness	الصّغر
Youngster	الصّغیر
Youngsters	الصّغار
Youngstown	یانجز تاون
Your	ملکک
Yours	ملکک
Yourself	نفسک
Yourselves	أنفسکما
Youth	الشّباب
Youthful	قویّ
Youthfully	بحیویّة
Youthfulness	النّضارة
Youths	الشّباب
Yow	یووْ
Yowl	العواء
Yowled	عوى
Yowling	العواء
Yowls	العواء
Ypsilanti	إبسیﻻنتی
Yr	سنة
Yrs	سنوات
Ytterbium	الإیتربیوم
Yttrium	الإیتریوم
Yuba	یوبا
Yucatan	یوکاتان
Yucca	الیوکا
Yuck	یک - للتعبیر عن الإشمئزاز
Yugoslav	الیوغسلافیّ
Yugoslavia	یوغسلافیا
Yugoslavian	یوغسلافیّ
Yuki	یوکی
Yukon	یوکون
Yule	عید میلاد المسیح
Yummier	ألذّ
Yummiest	الألذّ
Yummy	لذیذ
Yup	نعم
Yuppie	المترف
Yuppies	المترفون
Yuri	یوری
Yves	إیفز
Yvette	یفات
YWCA	جمعیة الفتیات المسیحیات
z	بیست و ششمین  و آخرین  حرف الفبای انگلیسی.
zachariah	(echariahz) زکریا، یهود در قرن   قبل از میلاد مسیح.
zalo	زالو ادم زالوصفت.
zamia	(گ . ش. ) زامیه .
zamindar	(emindarz) (فارسی رایج درهند) مالکین  زمین ، زمین  دار.
zany	لوده ، مسخره ، آدمابله ، مقلد، میمون  صفت، آدمانگل.
zeal	جانفشانی، شوق، ذوق، حرارت، غیرت، حمیت، گرمی، تعصب، خیر خواهی، غیور، متعصب.
zealot	غیور، آدممتعصب یاهواخواه ، مجاهد، جانفشان .
zealotry	تعصب، هوا خواهی، غیرت، شوق واشتیاق.
zealous	فدائی، مجاهد، غیور، با غیرت، هوا خواه .
zebra	(ج. ش. ) گورخر، گوراسب، مخطط یا راه  راه .
zebu	(ج. ش. ) گاو کوهان  دار.
zechariah	(achariahz) زکریا، یهود در قرن   قبل از میلاد مسیح.
zed	تلفظ انگلیسی حرف Z.
zee	حرف Z، تلفظ آمریکائی حرف Z.
zeitgeist	رزحیه  یا طرزفکر یک  عصر یا دوره ، زمان ، روال.
zemindar	(amindarz) (فارسی رایخ درهند) مالکین  زمین ، زمین  دار.
zen	فرقه  بودائیان  طرفدار تفکر و عبادت وریاضت.
zen buddhism	فلسفه  یا مذهب ذن  بودائیسم.
zenith	(هن. ) سمتالراس، بالاترین  نقطه آسمان ، قله ، اوج.
zeolite	(مع. ) زئولیت، هر نوع سیلیکات آبدار.
zephyr	باختر باد، بادصبا، باد مغرب، نسیم باد مغرب.
zephyrus	دار گونه  باد صبا، باد صبا.
zeppelin	زپلین ، کشتی هوائی آ لمانی، بالون .
zero	صفر، هیچ، مبدائ، محل شروع، پائین  ترین  نقطه ، نقطه گذاری کردن ، روی صفرمیزان  کردن .صفر.
zero address	بدون  نشانه .
zero fill	(erofillz) پر کردن  با صفر.
zero hour	(نظ. ) هنگام حمله  یا حرکت تعیین  شده  قبلی، (مج. ) لحظه  شروع آزمایشات سخت، لحظه  بحرانی.
zero level address	نشانی بلافصل.
zero state	حالت صفر.
zero suppression	موقوف کردن  صفرها.
zest	مزه ، رغبت، میل، خوشمزه  کردن .
zestful	(estfulz) خوشمزه ، با مزه ، بارغبت.
zesty	(estyz) خوشمزه ، با مزه ، بارغبت.
zeugma	(بدیع)اسعتمال صفت یا قید یا فعلی برای دو یا چندکلمه بطوری که  شامل همه  یایکی شود.
zeus	(افسانه  یونان ) زاوش رئیس خدایان  یونانی.
zibelline	(ج. ش. ) سمور، خز، خز سیاه ، مربوط به  سمور.
zig	یکی ازخطوط زوایا یا دوره های کج ومعوج گلدوزی (در مقابل agz)، یکی از دو خط کج.
ziggurat	(ikkuratz، ikyratz)(درمعماری بابلیهای قدیم) برجبلندوطبقه ئهرمیشکل پلکان دار، زیگورات.
zigzag	جناغی، منشاری، شکسته ، کج و معوج، دارای پیچ و خم کردن ، منکسر کردن .
zikkurat	(igguratz، ikyratz) (درمعماری بابلیهای قدیم) برجبلندوطبقه ئهرمیشکل پلکان دار، زیگورات.
zikyrat	(igguratz، ikkuratz) (درمعماری بابلیهای قدیم) برجبلندوطبقه ئهرمیشکل پلکان دار، زیگورات.
zillion	عدد بیانتها و معتنی به .
zinc	روی، فلز روی، روح، قطب پیل ولتا.
zinc oxid	اکسید روی بفرمول ZnO، اکسید دو زنگ .
zincky	(incyz، inkyz) بشکل روی، دارای ظاهری شبیه  فلز روی.
zincography	گراور سازی روی فلز روی، قلمزنی روی.
zincoid	شبیه  فلز روی، روئی، روئین ، (مج. ) قطب مثبت.
zincy	(inkyz، inckyz) بشکل روی، دارای ظاهری شبیه  فلز روی.
zing	صدائی شبیه  جیغ، جیغ شدید و تند، زور، قدرت، انرژی، روح، گرمی، جیغ کشیدن .
zinjanthropus	(دیرین  شناسی) شبه انسان  دارای ابروی کوتاه  و دندان  آسیاب بزرگ  دوره  پلیستوسن  سفلی.
zinky	(inckyz، incyz) بشکل روی، دارای ظاهری شبیه  فلز روی.
zinnia	(گ . ش. ) خانواده  گل آهاری.
zion	صهیون ، کوه  مقدساورشلیم، قوم اسرائیل، بهشت.
zionism	نهضت تمرکز بنی اسرائیل درفلسطین ، صهیون  گرائی، نهضت صهیونیسم.
zionist	صهیون  گرا، طرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطین ، صهیونیست.
zip	فشار، انرژی، زیپ، زیپ لباس را کشیدن ، زیپ دار کردن ، با سرعت وانرژی حرکت کردن ، زور، نیرو.
zip code	رمز منطقه  پستی.
zipgun	طپانچه  دست ساخته .
zipper	زیب لباس(که بجای دکمه  بکار میرود)، زیب دار.
zippy	پر از وزوز، طر سروصدا، پر نیرو.
zither	(مو. ) نوعی سنتور یا قانون .
zodiac	(نج. ) زودیاک ، منطقه البروج، دایره البروج.
