zodiacal	(نج. ) زودیاک ، منطقه البروج، دایره البروج.
zodiacal light	شفق بین  الطلوعین ، روشنائی صبح کاذب، حمره  مغربیه .
zoisite	سنگ  معدن ، دارای بلورهای هرمی شکل مرکباز سلیکات قلیائی وآ لومینیومی.
zombi	(ombiez) مارخدا، خدائی بشکل مار(در میان  سرخ پوستان )، روحی که  بعقیده سیاه پوستان ببدن  مرده  حلول کرده  و آنراجان  تازه  بخشد، انسان  زنده  شد، آدماحمق.
zombie	(ombiz) مارخدا، خدائی بشکل مار(در میان  سرخ پوستان )، روحی که  بعقیده سیاه پوستان ببدن  مرده  حلول کرده  و آنراجان  تازه  بخشد، انسان  زنده  شد، آدماحمق.
zombiism	مارخداگرائی، اعتقاد به  حلول و تجدید حیات جسمانی مرده .
zonal	(onaryz) منطقه ای، مداری، ناحیه ای، غشائی، جداری.
zonary	(onalz) منطقه ای، مداری، ناحیه ای، غشائی، جداری.
zonate	دارای مدار، غشادار، لایه  دار، (گ . ش. ) واقع بروی یک  خط مانند بعضیازهاگهای چندتائی.
zonation	ساختمان  غشائی، طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق جغرافیائی.
zone	منطقه ، ناحیه  دسته بندی.بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، منطقه ، ناحیه ، حوزه ، محات کردن ، جزو حوزه ای به  حساب آوردن ، ناحیه ای شدن .
zone bit	ذره  دسته بندی.
zone punch	سوراخ دسته بندی.
zonular	وابسته  به  حلقه  یا کمربند کوچک ، منطقه ای، ناحیه ای.
zonule	حلقه  یا کمربند کوچک ، منطقه  یا ناحیه  کوچک ، پیوند.
zoo	(.n): باغ وحش. (-Zoo): پیشوند بمعنی حیوان  - جانور و متحرک .
zoo ecology	قسمتی از علم جانور شناسی که  در باره  روابط جانور با محیط خود بحث میکند، بومشناسی حیوانی.
zooflagellate	( زیست شناسی ) آغازیان  شبه  گیاه  فاقد خاصیت جذب نور.
zoogamete	(زیست شناسی) سلول، جنس متحرک ( مخصوصا در مورد جلبکها).
zoogenic	(oogenousz) ( ج. ش. ) بچه  زا، بچه  گذار، زاینده ، زایا.
zoogenous	(oogenicz) ( ج. ش. ) بچه  زا، بچه  گذار، زاینده ، زایا.
zoogeographer	کارشناس جغرافیای حیوانی.
zoogeographic	(oogeoraphicalz) وابسته  به  جغرافیای حیوانی.
zoogeographical	(oogeoraphicz) وابسته  به  جغرافیای حیوانی.
zoogeography	جغرافیای حیوانی.
zoographic	وابسته  به  جانور شناسی تطبیقی و توصیفی.
zoographical	وابسته  به  جانور شناسی تطبیقی و توصیفی.
zoography	جانور شناسی تطبیقی، علم توصیف جانوران  وخوی آنان .
zooid	( زیست شناسی) جانورسان ، شبیه  جانوران ، شبه  جانور، شبه  حیوان ، زیوه .
zooks	علامت تعجب، عجبا، زکیسه .
zoolatry	پرستش حیوانات، حیوان  پرستی.
zoological	وابسته  به  جانور شناسی، حیوان (به  شوخی).
zoological garden	باغ وحش.
zoologist	جانور شناس، ویژه گر جانورشناسی.
zoology	جانور شناسی، حیوان  شناسی.
zoom	هواپیما را با سرعت وبازاویه  تند ببالا راندن ، زوم، با صدای وزوز حرکت کردن ، وزوز، بسرعت ترقی کردن  یا بالا رفتن ، (در فیلمبرداری) فاصله  عدسی را کم و زیاد کردن .
zoom lens	عدسی دوربین  عکاسی دارای کانون  متغیر.
zoometry	اندازه گیری اندامهای جانوران .
zoomorphic	دارای خدایان  مجسم بشکل جانور، شبیه  جانور، جانورسان .
zoomorphism	تجسم خدا یا خدایان  بشکل حیوانات پست، استعمال اشکال حیوانات در هنر بعنوان  علائم مخصوص.
zoon	(ج. ش) تنها محصول یک  نطفه  واحد(در مقابل Zooid)، هر یک  از حیوانات منفرد متعلق به  حیوان  مرکب.
zooparasite	انگل حیوانی، حیوان  انگل.
zoophagous	جانور خوار، گوشتخوار.
zoophilic	(oophilousz) علاقمند به  جانور، حیوان  دوست.
zoophilous	(oophilicz) علاقمند به  جانور، حیوان  دوست.
zoophyte	جانور گیاه سان ، (ج. ش. ) انواع جانوران  مهره داری که  رشد آنها شبیه  گیاه  میباشد.
zooplankton	(ج. ش. ) جانور ریز شناور بر سطح دریا.
zoospore	(گ . ش. ) هاگ  تاژکدار غیر جنسی جلبک .
zootechnical	وابسته  به  فن  تربیت حیوانات.
zootechnician	کارشناس تربیت حیوانات، ویژه گر اهلی کردن  جانوران .
zootechnics	(ootechnyz) روش تربیت و رام کردن  جانوران ، فن  اهلیکردن  جانوران  و حیوانات وحشی.
zootechny	(ootechnicsz) روش تربیت و رام کردن  جانوران ، فن  اهلیکردن  جانوران  و حیوانات وحشی.
zootomy	تشریح حیوانات، جانور شکافی.
zoroaster	زردشت، زرتشت.
zoroastrian	زردشتی، زرتشتی، پیرو زردشت.
zouave	یکی از افراد پیاده  نظام فرانسوی در الجزایر.
zounds	عجبا، مخفف wounds s'God فحش ملایمی است.
zoysia	(گ . ش. ) چمن  خزنده  پایای نواحی گرمسیر.
zucchetto	شبکلاه  یا عرقچین  سفیدرنگ  کشیش کاتولیک .
zucchini	(گ . ش. ) کدوی تابستانی، کدو سبز.
zulu	اهل ناتال در جنوب آفریقا، ناتالی(Natal).
zwieback	نان  سوخاری نان  خشک  تخم مرغدار.
zygoma	(ygomaticz) (ج. ش. ) استخوان  قوس وجنه ، استخوان  گونه .
zygomatic	(ygomaz) (ج. ش. ) استخوان  قوس وجنه ، استخوان  گونه .
zygomorphic	(تش. ) دارای تقارن ، متقارن  الطرفین (در مورد اعضای بدن ).
zygose	آمیخته ، وابسته  به  لقاح، وابسته  به  گشنیدگی.
zygosis	آمیختگی جنسی، ترکیب، پیوستگی، لقاح.
zygosity	گشنیدن ، کیفیت تخم لقاح شده ، پیوند جنسی.
zygote	(ygoticz) (ج. ش) تخم گشنیده  شده ، سلول گشنیده  شده  یا لقاح شده ، یاخته ای که  از ترکیب دو سلول جنسی (Gamete) بوجود آید، تخم بارور، تخم.
zygotic	(ygotez) (ج. ش) تخم گشنیده  شده ، سلول گشنیده  شده  یا لقاح شده ، یاخته ای که  از ترکیب دو سلول جنسی (Gamete) بوجود آید، تخم بارور، تخم.
zymogenic	مخمر، تخمیر کننده .
zymology	مبحث تخمیر و شناسائی مخمرها، مخمرشناسی.
zymoplastic	آنزیمسازی، آنزیمساز، مولد دیاستاز.
zymoscope	تخمیر سنج، دستگاه  اندازه گیری قدرت تخمیر.
zymosis	تخمیر.
zymosthenic	تقویت کننده  قدرت آنزیم یا دیاستاز.
zymotic	تخمیری، عفونی، واگیردار، مسری.
zymurgy	مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی، تخمیرشناسی.
Z	زی - الحرف السادس والعشرون فی اللغة الإنجلیزیة
Zachary	زاکاری
Zag	شکل متعرّج
Zagging	تعریج
Zagreb	زغرب
Zags	أشکال متعرّجة
Zaire	زائیر
Zambia	زامبیا
Zan	زان
Zanier	أکثر إضحاکًا
Zanies	المهرّجون
Zaniest	الأکثر إضحاکًا
Zanily	بشکل مضحک
Zaniness	الإضحاک
Zany	المهرّج
Zanzibar	زنزبار
Zap	انطلق
Zapped	انطلق
Zapping	الانطلاق
Zaps	ینطلق
Zazen	زازن (التأمل البوذی)
Zeal	الحماسة
Zealand	زیلاند
Zealot	المتحمّس
Zealotry	الحماسة
Zealots	المتحمّسون
Zealous	متحمّس
Zealously	بحماسة
Zealousness	الحماسة
Zebra	الحمار الوحشیّ
Zebras	الحُمُر الوحشیّة
Zebu	الزوبو
Zebus	الزوبو
Zed	الزد
Zee	زی - الحرف السادس والعشرون فی اللغة الإنجلیزیة
Zeffirelli	زیفیریلی
Zeiss	زییس
Zeitgeist	روح العصر
Zellerbach	زیلیرباتش
Zen	أحد المذاهب البوذیّة
Zenith	الأوج
Zeniths	الأوج
Zephyr	الرّیح الغربیّة
Zero	الصّفر
Zeroed	صفّر
Zeroes	الأصفار
Zerofill	ملء بالأصفار
Zerohour	ساعة الصّفر
Zeroing	التّصفیر
Zeroize	ملء بالأصفار
Zeros	الأصفار
Zeroth	الصفر
Zest	الحماس
Zestful	مرح
Zestfully	بمرح
Zestfulness	الإمتاع
Zestfulnesses	ممتع
Zestier	حرّیف
Zests	متع
Zesty	حرّیف
Zeta	الزٍیتا
Zetas	زیتا
Zeus	زوس
Ziegfeld	زیجفیلد
Ziegler	زیجلر
Zig	منعرج
Zigged	متعرّج
Zigging	تعریج
Zigzag	متعرّج
Zigzagged	تعرّج
Zigzagging	التّعرّج
Zigzags	التّعرّجات
Zilch	اللّاشیء
Zimbabwe	زیمبابوی
Zimmerman	زیمیرمان
Zinc	الزّنک
Zinced	زنکیّ
Zincing	الطﻻء بالزّنک
Zincs	الزّنک
Zing	الحیویّة
Zinged	أزّ
Zinger	القفشة
Zinging	الأزّ
Zings	الحیویّ
Zion	صهیون
Zionism	الصّهیونیّة
Zionist	الصّهیونیّ
Zionists	الصّهاینة
Zions	ألصهیونیون
Zip	الکود البریدیّ
Zipcode	الرّمز البریدیّ
Zipped	فتح سوستة
Zipper	السّوستة
Zippered	انغلق
Zippers	السّوستة
Zippier	أنشط
Zippiest	الأنشط
Zipping	فتح سوستة
Zippy	نشیط
Zips	الکود البریدیّة
Zircon	الزرکون
Zirconium	الزرکونیوم
Zithers	القوانین
Zloty	الزلوتی
Zlotys	الزلوتی
Zoa	الحیوانات
Zodiac	منطقة البروج
Zodiacal	فلکیّ
Zodiacs	مناطق البروج
Zoe	زوی
Zomba	زومبا
Zombie	الکسول
Zombies	الکسالى
Zonal	إقلیمیّ
Zonally	فی حدود منطقة
Zone	المنطقة
Zoned	مشوّش
Zoner	یحیط بمنطقة
Zones	المناطق
Zoning	التّقسیم
Zonular	منطقة
Zoo	حدیقة الحیوان
Zook	زوک
Zooks	قسم کاذب
Zool	علم الحیوان
Zoolatry	عبادة الحیوان
Zoological	حیوانیّ
Zoologically	طبقًا لعلم الحیوان
Zoologist	العالم الحیوانیّ
Zoologists	العلماء الحیوانیّون
Zoology	علم الحیوان
Zoom	الأزیز
Zoomed	أسرع
Zooming	الإسراع
Zooms	الأزیز
Zoophyte	الزوفیت
Zoophytes	الزوفیت
Zoos	حدائق الحیوان
Zorn	غضب مفرط
Zoroaster	زرادشت
Zoroastrian	زرادشتی
Zoroastrians	زرادشتی
Zounds	الغضب
Zucchini	القرع
Zucchinis	القرع
Zulu	زولو
Zulus	زولو
Zurich	زیوریخ
Zwieback	الخبز
Zygo	زوج
Zygomatic	وجنی
Zygosis	الاقتران
Zygote	الخلیّة الملقّحة
Zymogenic	مخمّر
Zymurgy	کیمیاء التخمّر
