chart	نمودار.نقشه ، نمودار، جدول ( اطلاعات )، گرافیگ ، ترسیم آماری، بر روی نقشه  نشان  دادن ، کشیدن ، طرح کردن ، نگاره .
chartaceous	شبیه  کاغذ، کاغذی.
charter	فرمان ، امتیاز، منشور، اجازه نامه ، دربست کرایه  دادن ، پروانه  دادن ، امتیازنامه صادر کردن .
chartulary	دفتر ثبت اجاره  نامه  وامتیازنامه  وفرامین ، بایگان ، متصدی بایگانی.
charwoman	مستخدمه ، کلفت، زغال فروش.
chary	عزیز، محبوب، با احتیاط ودقیق، محتاط، کمرو.
chase	تعقیب کردن ، دنبال کردن ، شکار کردن ، واداربه  فرار کردن ، راندن  واخراج کردن (باaway و out و off)، تعقیب، مسابقه ، شکار.
chaser	دنبال کننده ، ( آمر. ) مشروبی که  بدرقه  نوشابه  ای باشد، تعاقب کننده .
chasm	شکاف، وقفه ، ( مج. ) فرق بسیار، پرتگاه  عظیم.
chassepot	نوعی تفنگ  که  فشنگ  آتش زا دارد.
chassis	شاسی اتومیل، اسکلت، کالبد.شاسی.
chaste	عفیف، پاکدامن ، خالص ومهذب.
chasten	تصفیه  وتزکیه  کردن .
chastiesement	تنبیه ، توبیخ، سرزنش.
chastise	تنبیه  کردن ، توبیخ وملامت کردن .
chastity	عفت وعصمت، پاکدامنی، نجابت.
chasuble	لباده  باشلق دار بلند.
chat	گپ زدن ، دوستانه  حرف زدن ، سخن  دوستانه ، درددل، گپ.
chateau	(chateaux، chateaus. pl) کاخ دوره  ملوک  الطوایفی، دژ، قلعه ، قصر ییلاقی.
chatelain	(=castellan) بانوی حاکم قلعه ، کمربند زنجیری زنانه .
chatoyance	درخشندگی متغیر، تلالو متغیر، سوسو زنی.
chatoyancy	درخشندگی متغیر، تلالو متغیر، سو سوزنی.
chatoyant	دارای رنگ  ودرخشندگی متغیر ( مثل چشمگربه  درتاریکی )، سنگ  براق وصیقلی وموجدار.
chattels	اموال، عقار، احشام، خدمه  وغلامان .
chatter	تندتند حرف زدن ، تند وناشمرده  سخن گفتن ، پچ پچ کردن ، چهچه  زدن  ( مثل بلبل ).
chatterbox	آدم پرحرف و یاوه  گو، آدم روده  دراز.
chattily	باخوش صحبتی، باپرحرفی، باوراجی.
chattiness	خوش صحبتی، وراجی، پرحرفی، بلبل زبانی.
chatty	خوش صحبت، وراج، پرحرف.
chauffeur	راننده  ماشین ، شوفر، رانندگی کردن .
chauvinism	تعصب در وطن  پرستی، میهن  پرستی از روی تعصب.
chauvinist	میهن  پرست متعصب.
chaw	جویدن ، بادندان  خرد وپاره  کردن ، ( درجمع ) آرواره ، فک ، لقمه  جویده .
chckloft	اطاق زیر شیروانی.
cheap	ارزان ، جنس پست، کم ارزش، پست.
cheapen	ازقیمت کاستن ، ارزان  شدن ، تحقیر کردن ، ناچیز شمردن .
cheapjack	کاسب دوره  گرد.
cheapness	ارزانی.
cheapskate	آدم ارزان  خر.
cheat	آدم متقلب وفریبنده ، فریب، گول، فریب دادن ، خدعه  کردن ، گول زدن ، جر زدن .
check	مقابله ، مقابله  کردن ، بررسی، بررسی کردن .جلوگیری کردن  از، ممانعت کردن ، سرزنش کردن ، رسیدگی کردن ، مقابله  کردن ، تطبیقکردن ، نشان  گذاردن ، چک  بانک .
check bit	ذره  مقابله ای.
check character	دخشه  مقابله ای.
check digit	رقم مقابله ای.
check field	میدان  مقابله ای.
check list	سیاهه  مقابله .
check problem	مسئله  مقابله ای.
check sum	مجموع مقابله ای.
checkbook	دفترچه  چک  ( بانک  ).
checker	شطرنجی، بشکل شطرنجی ساختن  یاعلامت گذاردن ، شطرنجی کردن ، نوعی بازی شبیه  جنگ نادر، چکرز.
checkers	بازی چکرز، جنگ  نادر.
checking	مقابله ، بررسی.
checking account	حساب جاری بانکی.
checking program	برنامه  مقابله  کننده .
checklist	سیاهه  مقابله .
checkmate	شهمات کردن ، مات کردن ، ( مج. ) شکست دادن .
checkout	وارسی، به  امانت گرفتن .
checkout point	نقطه  وارسی.
checkout run	رانش وارسی.
checkout test	آزمون  وارسی.
checkpoint	نقطه  مقابله .محل بازرسی وسائط نقلیه .
checkroom	اطاق تفتیش اثاث وبار مسافرین ، اطاق امانت گذاری بار وچمدان  وپالتو.
checkup	بازرسی کلی، معاینه  عمومی.
cheddar	نوعی پنیر.
cheek	گونه ، لب.
cheekbone	استخوان  گونه .
cheekily	باپرروئی، باگستاخی، بطورجسارت آمیز.
cheekiness	گستاخی.
cheeky	دارای گونه  های برآمده ، گستاخ، پررو.
cheep	جیرجیر، اشاره  مختصر، جیر جیر کردن ، اشاره مختصر کردن  به .
cheer	خوشی، فریادوهلهله  آفرین ، هورا، دلخوشی دادن ، تشویق کردن ، هلهله  کردن .
cheerful	بشاش، خوش روی.
cheerio	خدا حافظ.
cheerless	غمگین ، افسرده ، ناشاد.
cheery	سرحال، بابشاشت، شاد، دلگشا.
cheese	پنیر.
cheesemonger	پنیر فروش.
cheesy	پنیری، قشنگ .
cheetah	یوزپلنگ  وحشی.
chef	سرآشپز.
chef d'oeuvre	(oeuvre'd chefs. pl) شاهکار ادبی یا هنری.
chemic	دارو فروش، شیمیائی.
chemical	شیمیائی، کیمیائی.
chemical engineering	مهندسی شیمی.
chemical warfare	جنگ  بوسیله  گازهای شیمیائی.
chemically	بطورشیمیائی.
chemise	لباس خواب یا زیر پیراهن  زنانه .
chemist	شیمی دان ، داروساز.
chemistry	علم شیمی.
chemotherapy	(طب ) درمان  بواسطه  مواد شیمیائی، درمان  داروئی.
chemotropism	گرایش شیمیائی.
cheque	(=check) حواله ، برات، چک .
cheque book	دفترچه  چک .
chequered	شطرنجی، پیچازی، ( مج. ) دارای تحولات.
cherish	گرامی داشتن ، تسلی دادن .
cheroot	نوعی سیگار برگ .
cherry	گیلاس.
cherub	کروب ( کروبیان  )، فرشتگان  آسمانی بصورت بچه  بالدار، ( مج. ) بچه  قشنگ .
chervil	جعفری فرنگی.
chess	شطرنج.
chessboard	تخته  شطرنج.
chest	صندوق، یخدان ، جعبه ، تابوت، خزانه  داری، قفسه  سینه .
chested	صندوق یا سینه  دار.
chestnut	شاه  بلوط، بلوط، رنگ  شاه  بلوطی.
chevalier	سوار دلاور، نجیب زاده .
chevron	دستکش، درجه  نظامی روی بازو.
chew	جویدن ، خاییدن ، تفکر کردن .
chewable	جویدنی.
chewing gum	آدامس، سقز.
chewy	جویدنی.
chianti	نوعی شراب قرمز.
chiaroscurist	هنرمندی که  سیاه  قلم کار میکند، سیاه  قلمکار.
chiaroscuro	نقاشی سیاه  قلم، نوعی نقاشی که  فقط با سیاه  روشن  وبدون  رنگ آمیزی انجام میشود.
chiasma	(chiasmas chiasmata. pl) (تش. ) تقاطع، ضربدر بصری، ( بافت شناسی ) آمیزش از میان یا از پهنا ( مثلا در کروموسوم ها ).
chic	شیک ، مد، باب روز، زیبا.
chicane	مغلطه  کردن ، سفسطه  کردن ، مغلطه .
chicanery	حیله  بازی، ضد ونقیض گوئی، مغالطه .
chichi	باارزش، ظریف، باهنرمندی.
chick	جوجه ، بچه ، نوزاد.
chicken	جوجه  مرغ، پرنده  کوچک ، بچه ، مردجوان ، ناآزموده ، (ز. ع. ) ترسو، کمرو.
chicken feed	(ز. ع. ) مبلغ ناچیز، غذای جوجه .
chicken livered	کمرو، ترسو، بزدل.
chicken pox	(طب ) آبله  مرغان .
chickenhearted	ترسو، بزدل، کمرو.
chickpea	نخود، خلر.
chickweed	حشیشه  القزاز وعلف های هرز دیگر.
chicory	کاسنی دشتی، کاسنی تلخ.
chide	سرزنش کردن ، گله  کردن  از، غرغرکردن .
chief	رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده ، عمده ، مهم.
chief justice	(ز. ع. ) رئیس دادگاه ، قاضی اعظم، قاضی القضات.
chief of staff	رئیس ستاد.
chief of state	رئیس دولت.
chief petty officer	(ن . د. ) ناوبان  دوم.
chief warrant officer	(نظ. ) استوار یکم.
chiefly	مخصوصا، بطور عمده .
chieftain	سالار، سردسته ، رئیس قبیله .
chiel	(=chield) (اسکاتلند ) یارو.
chield	(=chiel) (اسکاتلند ) یارو.
chiffon	تورنازک ، نوعی پارچه  ابریشمی، نوعی کیک .
chiffonier	قفسه  کوچک  کشودار، اشکاف کوچک .
chigger	نوعی حشره  شبیه  کنه .
chignon	گیس ( جمع شده  ) پشت سر، گیسو.
chigoe	(ج. ش. ) کک ، کیک .
chilblain	(طب ) سرمازدگی.
child	بچه ، کودک ، طفل، فرزند.
childbearing	بچه  آوری، بچه  زائی.
childbed	بستر زایمان .
childbirth	وضع حمل، زایمان .
childhood	بچگی، طفولیت، کودکی، خردی.
childlike	بچگانه ، ساده  وبی آلایش، کودک  مانند.
childly	بچگانه ، مثل بچه .
chile	(chilli and =chili) دارفلفل، برباس، گردفلفل، خوراک  لوبیای پر ادویه .
chili	(chilli and =chile) دارفلفل، برباس، گردفلفل، خوراک  لوبیای پر ادویه .
chiliad	هزارتائی، هزار عدد، یک  هزار سال، هزار ساله .
chiliasm	اعتقاد به  ظهور مجدد هزار ساله  مسیح.
chilisauce	نوعی رب گوجه  فرنگی فلفل دار.
chilish	بچگانه ، ناپسند، لوس.
chill	سردکردن ، خنک  شدن ، سرما، خنکی، چایمان ، مایه  دلسردی، ناامید، مایوس.
chilled	(=chilly) سرد، خنک .
chilli	(chile and =chili) دارفلفل، برباس، گردفلفل، خوراک  لوبیای پر ادویه .
chilly	(=chilled) سرد، خنک .
chimaera	(=chimera)(افسانه ) جانوری که  سرشیر وبدن  ببر ودم مار داشته  است، ( مج. ) خیال واهی.
chime	(مو. ) سنج، ترتیب زنگهای موسیقی، سازیاموسیقی زنگی، صدای سنج ایجادکردن ، ناقوس رابصدا درآوردن .
chime in	بادیگران  هم آهنگ  شدن .
chimera	(=chimaera)(افسانه ) جانوری که  سرشیر وبدن  ببر ودم مار داشته  است، ( مج. ) خیال واهی.
chimere	خرقه  بدون  آستین  ویا با آستین  گشاد وبزرگ .
chimerical	واهی، خیالی، ذوقی، هوس باز، هوس آمیز، دمدمی.
chimney	دودکش، بخاری، کوره ، نک .
chimney pot	سردودکش، کلاهک  دودکش.
chimney sweeper	کسی که  دوده  لوله  بخاری را پاک  میکند.
chimneypiece	نمای بخاری، گچ بری بخاری.
chimp	( eezchimpan =).
chimpanzee	(=chimp) (ج. ش. ) میمون  آدم وار، شمپانزه .
chin	چانه ، زنخدان ، زیرچانه  نگهداشتن ( ویولون  ).
china	کشورچین ، چینی، ظروف چینی.
chinaware	(=china) ظروف چینی.
chine	مهره  استخوان  پشت جانوران ، گوشت مازه ، ( ز. ع. - انگلیس ) دره  تنگ  وباریک ، شکاف، درز، شیارآبی که  دراثرحرکت کشتی ایجاد میشود، پشت کسی را شکستن ، دندانه  دار کردن .
chine chilla	(ج. ش. ) نوعی جانور جونده کوچک  شبیه  سنجاب.
chinese	چینی، چینی ها ( درجمع ومفرد )، زبان  چینی.
chinioserie	(درمعماری ) سبک  معماری ویا هنر چینی.
chink	شکاف، رخنه ، شکافتن ، درزپیدا کردن ، درز گرفتن ، صدای بهم خوردن  فلز، جرنگ  جرنگ .
chino	لیموشیرین ، پرتقال شیرین .
chintz	چیت گلدار.
chintzy	چیتی.
chip	لپ پریده  کردن  یا شدن ، ژتن ، ریزه ، تراشه ، مهره ای که  دربازی نشان  برد وباختاست، ژتون ، ورقه  شدن ، رنده  کردن ، ( بصورت جمع ) سیب زمینی سرخ کرده .تراشه .
chip in	=contribute.
chipmunk	موش خرمای زمینی، سنجاب راه  راه .
chipper	رنده  نجاری، تیشه  نجاری، خراط، جیک  جیک  کردن .
chirk	شادکردن  یاشدن ، شاد.
chirographer	خطاط، خط نویس، کف بین .
chirography	خط نویسی، محرری، طالع بین .
chiromancer	کف بین .
chiromancy	پیش گوئی وغیب گوئی با دیدن  خطوط کف دست.
chiropodist	متخصص درمان  وحفاظت پاها، پزشک  پا.
chiropody	(=podiatry) فن  معالجه  ودرمان  امراض پا.
chiropractic	فن  ماساژ وجابجا کردن  ستون  فقرات.
chirp	جیک  جیک ، جیرجیر، زق زق کردن ، جیرجیر کردن .
chirr	صدای زنجره ، جیرجیر، صدای ملخ کردن .
chirrup	جیک  جیک  پی درپی، چهچه ، جیک  جیک  کردن .
chisel	اسکنه ، قلم درز، بااسکنه  تراشیدن .
chiseled	(=chiselled) چوب اسکنه  خورده ، اسکنه  مانند.
chiselled	(=chiseled) چوب اسکنه  خورده ، اسکنه  مانند.
chit	بچه ، کودک ، دخترک ، توله  حیوانات (مثل خرس )، یادداشت.
chit chat	گفتگو، صحبت کوتاه ، گپ.
chitlings	(chitlins and =chitterlings) روده کوچک  خوک ، ( کالباس سازی وغیره )، چین ، حاشیه  چین  دار.
chitlins	(chitterligns and =chitlings) روده کوچک  خوک ، ( کالباس سازی وغیره )، چین ، حاشیه  چین دار.
chiton	قبای کوتاه .
chitter	چهچه  زدن ، آواز خواندن ، از سرما لرزیدن .
chitterlings	(chitlins and =chitlings) روده  کوچک  خوک ، ( کالباس سازی وغیره )، چین ، حاشیه  چین  دار.
chivalric	(=chivalrous) دلیرانه ، جوانمرد، بلند همت.
chivalrous	(=chivalric) دلیرانه ، جوانمرد، بلند همت.
chivalry	سلحشوری، دلیری، جوانمردی، فتوت، تعارف.
chive	(.n and .vi and .vt): (=chivvy) تعقیب کردن ، اذیت کردن . (.n): پیازچه ، پیاز کوهی، موسیر اسپانیا.
chivvy	(=chive) تعقیب کردن ، اذیت کردن .
chloe	دخترک  چوپان ، چوپان  زن .
chloramine	(ش. ) هرنوع ترکیبی که  دارای ازت و کلر باشد.
chlorate	(ش. ) کلرات، نمک  اسید کلریک .
chloric acid	(ش. ) اسیداکسیدکننده  بی ثباتی بفرمول 3 HCLO.
chloride of lime	(powder =bleaching) گرد سفید کنی، گردمخصوص سفید کردن  پارچه .
chlorinate	آغشته  کردن  باکلر، با کلر ترکیب شدن .
chlorine	(ش. ) کلرین .
chloroform	کلروفورم.
chlorophyl	(=chlorophyll) ماده  سبز گیاهی، سبزینه ، کلروفیل.
chlorophyll	(=chlorophyl) ماده  سبز گیاهی، سبزینه ، کلروفیل.
choach box	جای کالسکه  ران .
chochleate	شبیه  صدف، پیچ وخم دار، پیچاپیچ، مارپیچی.
chock	گوه (goveh)، تکه  چوبی که  چرخ یا چلیکی را ازغلتیدن  بازمیدارد، از حرکت بازداشتن ، (باچوب ) محکم کردن ، محکم، سفت، کیپ.
