grayish	متمایل به  خاکستری.
grayling	(ج. ش. ) ماهیان  وابسته  به  ماهی قزل آلا.
graze	چراندن ، تغذیه  کردن  از، چریدن ، خراش، خراشیدن ، گله  چراندن .
grazier	گاو چران ، گله  چران .
grease	گریس، روغن اتومبیل، روغن ، چربی، مداهنه ، چاپلوسی، روغن  زدن ، چرب کردن ، رشوه  دادن .
greasepaint	گریمور تاتر، صورت گر تماشاخانه .
greasewood	(گ . ش. ) نوعی بوته  کوتاه از تیره  قازایاغی.
greasy	روغنی، چرب، روغن  دار، (مج. ) چاپلوسانه .
great	بزرگ ، عظیم، کبیر، مهم، هنگفت، زیاد، تومند، متعدد، ماهر، بصیر، آبستن ، طولانی.
great ape	(ج. ش. ) میمون  آدم وار.
great aunt	=grandaunt.
great bear	(نج. ) دب اکبر.
great circle	بزرگترین  دایره  محیط یک  کره .
great dane	(ج. ش. ) نوعی سگ  بزرگ  و قوی که  دارای پوست نرمی است.
great divide	دو راهی مرگ  و زندگی، مرگ .
great hearted	(magnanimous، courageous) قویدل، با جرات.
great nephew	=grandnephew.
great niece	=grandniece.
great power	(کشور دارای ) قدرت بزرگ  جهانی، کشور با قدرت.
great seal	مهر سلطنتی.
greatcoat	پالتو.
greaten	بزرگ  شدن ، درشت نشان  دادن ، اهمیت دادن .
greatuncle	(year great، granduncle) زمانی برابر  سال.
greave	ساق پوش، زره  ساق، ساق بند.
grebe	(ج. ش. ) اسفرود بی دم، مرغابی شابه  بسر، رنگ  سربی.
grecian	(greek) یونانی.
grecism	اصطلاح یونانی، طرز یونانی، فرهنگ  یونانی.
greco	( graeco) پیشوند بمعنی یونان  و یونانی.
greece	کشور یونان .
greed	آز، حرص، طمع، حریص بودن ، طمع ورزیدن .
greed orthodox	( orthodox eastern) کلیسای ارتدکس یونانی.
greedy	آزمند، حریص، طماع، دندان  گرد، پر خور.
greek	یونانی.
greek catholic	عضو کلیسای شرقی، عضو کلیسای کاتولیک  رومی.
greek cross	صلیب یا چلیپای یونانی بدین شکل +.
green	سبز، خرم، تازه ، ترو تازه ، نارس، بی تجربه ، رنگ  سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن ، سبز کردن ، سبزه ، چمن ، معتدل.
green alga	(گ . ش. ) جلبک  سبز.
green bean	(گ . ش. ) لوبیای سبز.
green corn	(گ . ش. ) ذرت هندی که  نارس بکار طبخ میاید.
green dragon	(گ . ش. ) آرن ، فیل گوش، لوف کبیر، درافیون .
green eyed	(jealous) حسود.
green manure	(گ . ش. ) گیاهانی نظیر شبدر که  جهت تقویت زمین  کشت میشوند.
green mold	(گ . ش. ) کفک  سبز.
green mountain boy	مرد بومی یا ساکن  ورمونت (vermont).
green onion	(گ . ش. ) پیازچه .
green soap	صابون  ملایمی که  از روغنهای گیاهی تهیه  میشود.
green thumb	استعداد و قدرت فوق العاده  در پروراندن  گیاهان .
green thumbed	کسیکه  در پرورش گیاهان شانس و استعداد خوبی دارد.
green turtle	لاک  پشت دریائی که  تخمها و گوشت آن خوراکی است.
green vegetable	سبزی خوراکی.
greenback	پشت سبز، اسکناس، قورباغه .
greenbelt	کمربندی از کشتزارها و یا خیابانهای مشجر که  یک  جامعه  راازجامعه  دیگری جدا میسازد.
greenbrier	(گ . ش. ) گیاهی از خانوداده  smilax شبیه  عشبه  یا صبرینه  طبی.
greenery	سبزی، سبزه ، گیاهان  سبز، گلخانه .
greenfinch	(ج. ش. ) سبزه  قبا، سهره  اروپائی، گنجشک  تکزاسی.
greenfly	aphid =.
greengage	(گ . ش. ) گوجه .
greengrocer	سبزی فروش، میوه  فروش.
greengrocery	سبزی فروشی.
greenhorn	نوچه ، آدم تازه  کار، مبتدی، آدم خامیا ناشی.
greenhouse	گرمخانه ، گلخانه .
greening	سیب سبز.
greenish	متمایل به  سبز.
greenlight	اجازه  حرکت و اقدام، ( در رانندگی چراغ سبز ).
greenling	(ج. ش. ) نوعی ماهی خوراکی و گوشتخوار.
greenockite	(مع. ) سولفید کادمیوم طبیعی.
greenroom	(در تماشاخانه  ) اطاق انتظار یا خلوتگاه بازیگران ، شایعات رایج بین  هنرپیشگان .
greensick	(طب. ) مبتلا به  بیماری کمخونی زنان  جوان ، مبتلا به  یرقان  سفید، مبتلا به  یرقان ابیض.
greensnake	(ج. ش. ) مار سبز بی آزار.
greensward	چمن .
greenwich time	ساعت یا زمان  گرینویچ.
greenwood	جنگل، درخت راج کوهستانی.
greet	(.vi and .vt، n): سلام، درود، برخورد، تلافی، درود گفتن ، تبریک  گفتن ، (.vi and .vt): (lament، weep) گریه ، داد، فریاد، تاسف، تاثر.
greeting	احترام، درود، سلام، سلام کننده ، احترام کننده ، تبریک ، (در جمع) تبریکات، درود، تهنیت.
gregarious	گروده  دوست، جمعیت دوست، گروه  جو، گروهی، اجتماعی دسته  ای، گله ای، (گ . ش. ) خوشه  خوشه .
gregorian	وابسته  به  گریگوری (gregory)، وابسته  به  کلیسای گریگوریان  ارمنستان .
gregorian calendar	تقویم یا گاهنامه  گریگوری، تقویم مسیحی.
gregorian chant	سرود مذهبی ساده  کلیسای کاتولیک  رومی.
gremlin	موجود وهمی ( مثل جن و پری ).
grenade	نارنجک .
grenadine	(گ . ش. ) گل میخک ، میخک  صد پر، مرغ دلمه  کرده ، شربت انار.
gressorial	(ج. ش) مناسب برای راه  رفتن ، وابسته  به  حشرات دونده ، راه  رونده .
grew	زمان  ماضی فعل grow.
grey	(gray) خاکستری.
grey friar	عضو جمعیت راهبان  یا درویشان  فرقه  فرانسیس مقدس.
grey hound	تازی، سگ  بازی.
greylag	(ج. ش. ) غاز وحشی اروپائی (anser anser).
gribble	(ج. ش. ) موریانه  دریائی، (گ . ش. ) درخت آلوچه  جنگلی (blackthorn ).
grid	توری.سیخ، سیخ شبکه ای، رشته  های درهم و برهم راه  آهن  و مانند آن ، دریچه  سوراخ سوراخ، سیخ دار کردن ، با رشته ها و میله های درهم و بر هم مجهز کردن ، کباب کردن .
griddle	فر کلوچه  پزی، کلوچه  پز، ماهی تابه ، غربال سیمی کارگران .
griddle cake	نوعی نان  شیرینی پهن  و نازک  که  دو طرفش را روی آهن  کلوچه  پزی سرخ میکنند.
gridiron	آهن  مشبکی که روی آن  گوشت کباب میکنند، خطوط یا میله  های فلزی مشبک ، زمین  فوتبال.
grief	غم، اندوه ، غصه ، حزن ، رنجش.
griesen	(مع. ) نوعی سنگ  گرافیتی که کوارتز و میکا دارد.
grievance	شکایت.
grieve	غمگین  کردن ، غصه  دار کردن ، محزون  کردن ، اذیت کردن ، اندوهگین  کردن .
grievous	شدید، دردناک ، تالم آور، اندوه  آورد.
griffin	( griffon) (افسانه ) شیر دال، جانوری که  نیم بدنش شیر و نیم بدنش دال بوده .
griffon	(griffin) یکجور لاشخور، عنقا، اشتر، گاو.
grift	گوش بری کردن .
grifter	فروشنده ای که  بهمراه  سیرک  میرود، دزد، جیب بر.
grig	(ج. ش. ) مارماهی کوچک ، زنجره ، ملخ، مخلوق کوچک ، مرغ پا کوتاه ، شخص مسرور و بانشاط، آزار رساندن ، نا امید کردن .
grill	سیخ شبکه  ای، گوشت کباب کن ، روی سیخ یا انبر کباب کردن ، بریان  کردن ، عذاب دادن ، پختن ، بریان  شدن .
grillage	شبکه  ای از تیرهای سنگین  که  در جاهای سست بجای پی ساختمان  قرار میدهند، (در تورسازی) زمینه  و طرح مشبک  توری و غیره .
grille	( grill) پنجره  مشبک ، شبکه ، پنجره  کوچک  بلیط فروشها ( در سینما و غیره ).
grillwork	شبکه  سازی، پنجره  مشبک  سازی، سبد سازی.
grim	ترسناک ، شوم، عبوس، سخت، ظالم.
grimace	ادا و اصول، شکلک ، دهن کجی، نگاه  ریائی، تظاهر.
grimalkin	گربه ، گربه  ماده ، پیر زن .
grime	دوده ، چرک  سیاه  کردن ، چرک  کردن .
grimy	کثیف، سیاه .
grin	نیش وا کردن ، پوزخند زدن ، دام، تله ، دام افکنی، خنده  نیشی، پوزخند، دندان  نمائی.
grind	کوبیدن ، عمل خرد کردن  یا آسیاب کردن ، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن ، خردکردن ، تیز کردن ، سائیدن ، اذیت کردن ، آسیاب شدن ، سخت کارکردن .
grinder	دندان  آسیاب، سنگ  روئی آسیاب، تیز کن ، لله .
grindstone	سنگ آسیاب، سنگ  سمباده ، سنگ  چاقو تیز کنی.
gringo	( میان  آمریکائیهای اسپانیولی ) خارجی، بیگانه ، خصوصا انگلیسی یا آمریکائی.
grip	( grippe) ( طب ) نزله  وبائی نای، زکام همه جاگیر، گریپ، آنفلوانزا.چنگ  زنی، چنگ ، نیروی گرفتن ، ادراک  و دریافت، آنفلوانزا، گریپ، نهر کوچک ، نهر کندن ، محکم گرفتن ، چسبیدن  به .
gripe	شکایت، شکوه  کردن ، نق نق زدن ، گله  کردن ، گله ، محکم گرفتن ، با مشت گرفتن ، آزردن ، فهمیدن ، گیر، گرفتن ، چنگ ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعی، قولنج.
griper	نق نقی، کسیکه  مرتب شکایت میکند.
grippe	( grip) (طب) نزله  وبائی نای، زکام همه  جا گیر، گریپ، آنفلوانزا.
gripsack	(bag traveling) خورجین .
gris	ترس، خوف، وحشت، وحشی.
gris gris	طلسم یا افسونی که  اکثرا توسط سیاهان  آفریقا استعمال میشده  است.
griseous	(گ . ش.  ج. ش. ) خاکستری مایل به  آبی، فلفل نمکی.
grisette	دختر کارگر فرانسوی (که بیشتر جامه خاکستری میپوشد).
grisly	مهیب، وحشتناک .
grist	عمل آسیاب کردن ، گندمآسیابی، جو آسیابی، آرد کردن  جو خیسانده ، سود، قسمت.
gristle	(cartilage) غضروف، نرمه استخوان .
gristliness	شباهت به  نرمه  استخوان ، حالت غضروفی.
gristmill	آسیاب غلات.
grit	سنگریزه ، شن ، ریگ ، خاک ، ماسه  سنگ ، ثبات، استحکام، نخاله ، سائیدن ، آسیاب کردن ، آزردن .
grith	آسایش، امان ، پناه ، ترحم، شفقت، تحصن ، بست.
grittiness	ریگ  دار، شن  داری، حالت شنی، جرات، ثبات قدم.
gritty	ریگ  دار، شن  دار، ریگ  مانند، با جرات.
grivet	(ج. ش. ) نوعی میمون  خاکستری مایل به  آبی آفریقای جنوبی.
grizzle	خاکستری، قزل، سرخ تیره ، موی سفید، خرس خاکستری آمریکا، نیشخند زدن ، نالیدن ، خاکستری کردن .
grizzly bear	(ج. ش. ) خرس خاکستری.
groan	ناله ، فریاد، گله ، شکایت، ناله  کردن ، نالیدن .
groat	سکه  نقره  چهار پنسی، ذره ، خرده ، بلغور جو یا گندم یا جو پوست کنده .
grocer	عطار، بقال، خواربار فروش.
grocery	بقالی، عطاری خواربار فروشی، خواربار.
grog	عرق آبدار (مخلوط با آب )، دسته  ای از مردم که برای خوردن  عرق گرد هم نشینند، عرق خوردن .
groggy	مست، تلو تلو خورنده ، سست.
grogram	صوف ابریشمی، نوعی پارچه  زمخت.
groin	کشاله  ران ، بیخ ران ، (درمعماری) محل تلاقی دو طاق، دوطاقه  کردن ، مثل خوک  فریادکردن ، غرولند کردن .
groom	مرد، مهتر، داماد، تیمار کردن ، آراستن ، زیبا کردن ، داماد شدن .
groomsman	ساقدوش داماد، ساقدوش، مهتر.
groove	شیار، خیاره ، خط، گودی، جدول، کانال، (نظ. )خان  تفنگ ، (مج. ) کارجاری ویکنواخت، عادت زندگی، خط انداختن ، شیار دار کردن .
grope	کورمالی، دست مالی، کورمالی کردن ، در تاریکی پی چیزی گشتن ، آزمودن .
gros sularite	(مع. ) نوعل لعل.
grosbeak	(ج. ش. ) سهره  و سینه  سرخ و مانند آنها.
grosgrain	پارچه  ابریشمی خیلی محکم و کلفت.
gross	###############################################################################################################################################################################################################################################################
grot	(grotto) غار.
grotesque	غریب و عجیب، بی تناسب، مضحک ، تناقض دار.
grotesquerie	چیز عجیب و غریب، چیز بی تناسب، غریبی.
grotto	(grot) غار.
grouch	بد خلقی، لجاجت، لج، آدم ناراحت.
grouchy	بد خلق.
ground	زمین ، عنوان .(.vi and .vt and .n): زمین ، خاک ، میدان ، زمینه ، کف دریا، اساس، پایه ، بنا کردن ، برپا کردن ، بگل نشاندن ، اصول نخستین  را یاد دادن (به )، فرودآمدن ، بزمین  نشستن ، اساسی، زمان  ماضی فعل grind.
ground bass	(در موسیقی)آهنگ  بم مختصری که  میان آهنگ  ملودی و هارمونی تکرار شود.
ground crew	کارکنان  هواپیما، متخصصین  فنی ومکانیک  های هواپیما.
ground fir	(گ . ش. ) پنجه  گرگ  سلاژین  (selago lycopodium).
ground floor	طبقه همکف ساختمان .
ground glass	نوعی شیشه نورافشان  که  دارای سطحی تراشیده  است.
ground ivy	(گ . ش. ) پاپیتال خاکی.
ground plan	نقشه ای که همتراز زمین باشد، طرح عمومی، شالوده ، طرح اساسی.
ground rent	حقالارض، اجاره  عرصه .
ground rule	دستورالعمل، وظیفه اساسی، قاعده  و طرز عمل.
ground state	کمترین  نیرو، نیروی اساسی، حالت اساسی.
ground swell	طغیان  شدید و وسیع آب اقیانوس، امواج.
grounder	کار گذار، پایه گذار، موسس، ضربتی که  کسی یا چیزی را بزمین  میاندازد.
groundhog	woodchuck =.
groundhog day	روز دوم فوریه  که بعقیده  عواماگرآفتابی باشد نشانه آنستکه اززمستان شش هفته  مانده استو اگر ابری باشد نشانه  اوائل بهار است.
groundless	بی اساس.
groundling	گیاه  زمینی، ماهی ته  دریا، خواننده  یاتماشاچی بی ذوق، عامی، شخص فرومایه  و پست.
groundmass	نوعی سنگ  سماک  دانه دار.
groundnut	(گ . ش. ) بادام زمینی.
groundpine	(گ . ش. ) صنوبر الارض، صنوبر زمینی(chamaepitys ajuga).
groundsel	اساس، پایه ، (گ . ش. ) شیخالربیع، تیر پایه .
