groundsheet	فرش مشمع، فرش رطوبت ناپذیر.
groundwater	آبهای زیر زمینی.
groundwave	موجهای رادیوئی زمینی.
groundwork	(basis، foundation) زمینه ، اساس، پایه .
group	گروه ، گروه  بندی کردن .دسته ، گروه ، انجمن ، جمعیت، گروه بندی کردن ، دسته  دسته  کردن ، جمع شدن .
group dynamics	مطالعه  عوامل و نیروهای موثر در یک  گروه بشری.
group mark	نشان  گروه .
group separator	جداساز گروه .
group theory	نظریه  گروهها.
grouped	گروه  بندی شده .
grouper	(ج. ش. ) نوعی ماهی دریاهای گرمسیر.
grouping	گروه  بندی.دسته  بند، دسته ، گروه سازی.
grouse	(.n): (ج. ش. ) با قرقره ، نوعی رنگ  قهوه ای، (.vt and .n): (rumble، complain =).
grout	آرد خشن ، ملاط رقیق، دوغاب، تفاله ، (درجمع ) بلغور، قطعات کوچک  و نامنظمسنگ ، دوغاب (بین آجرها ) ریختن .
grove	درختستان ، بیشه .
grovel	دمر خوابیدن ، سینه  مال رفتن ، پست شدن ، پست بودن ، خزیدن .
groveler	(groveller) خزنده ، پست.
groveller	(groveler) خزنده ، پست.
grow	رستن ، روئیدن ، رشد کردن ، سبز شدن ، بزرگ  شدن ، زیاد شدن ، ترقی کردن ، شدن ، گشتن ، رویانیدن ، کاشتن .
growing pains	آلام رشدی، مشکلات، فشار.
growing point	(گ . ش. ) نقطه  رویش ( در جوانه ).
growl	غرغر کردن ، خرناس کشیدن ، صدائی که از نای سگ  خشمگین  بر میاید.
growler	غرغر کننده .
grown	روئیده ، رشد کرده ، رسیده ، جوانه  زده ، سبز شده .
grown up	(adult) بالغ و رشید.
growth	رشد، نمود، روش، افزایش، ترقی، پیشرفت، گوشت زیادی، تومور، چیز زائد، نتیجه ، اثر، حاصل.
growth factor	عامل رشد (مانند ویتامین ).
grss language	زبان  جی پی اس اس.
grub	کرم حشره ، نوزاد، بچه  مگس، زحمتکش، (ز. ع)خوراک ، خواربار، کوتوله ، مزدور، نویسنده  مزدور، زمین کندن ، جستجو کردن ، جان کندن ، ازریشه  کندن یا درآوردن ، قلع کردن ، (مج. )از کتاب استخراج کردن ، خوردن ، غذا دادن .
grubby	کرم خورده ، کرمو، کثیف، شلخته .
grudge	بی میلی، اکراه ، بیزاری، لج، کینه ، غرض، غبطه ، بخل ورزیدن ، لجاجت کردن ، غبطه  خوردن  بر، رشک  ورزیدن  به ، غرغر کردن .
gruel	اماج، فرنی، حریره ، تنبیه ، فرسوده  کردن ، عاجز کردن ، ناتوان  کردن .
grueling	(gruelling) خسته  کننده ، فرساینده ، تنبیه  کننده .
gruelling	(grueling) خسته کننده ، فرساینده ، تنبیه کننده .
gruesome	مخوف، مهیب، وحشت آور، نفرت انگیز.
gruff	خشن ، دارای ساختمان  خشن  و زمخت، درشت، ناهنجار، بدخلق، ترشرو، گرفته .
grum	(glum، morose)غمگین ، اخمو.
grumble	ژکیدن ، لندلند، غرغر کردن ، گله  کردن ، ناله ، گله .
grummet	شاگرد خانه ، نوکر، حلقه .
grump	قهر، رنجیدگی، ترشروئی کردن .
grumpy	بد خلق، ترشرو.
grunt	صدای خرخر خوک ، خرخر کردن ، نالیدن .
gruyere cheese	پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی.
gryphon	( griffin = ).
gt	جوانان .
guaiacum	(گ . ش. ) جوایاک ، عودالانبیائ، درخت مقدس، خشبالانبیائ.
guan	(ج. ش. ) جنسی از پرندگان  بزرگ  از راسته ماکیان (gallinae).
guanaco	(ج. ش. ) شتر بی کوهان آمریکای جنوبی.
guano	چلغوز، کود چلغوزی.
guarantee	ضمانت، تعهد، ضامن ، وثیقه ، سپرده ، ضمانت کردن ، تعهد کردن ، عهده  دار شدن .
guarantor	ضامن ، ضمانت کننده ، کفیل، متعهد.
guaranty	ضمانت، تضمین ، وثیقه .
guard	نگهبان ، پاسدار، پاسداری کردن .نگهبان ، پاسدار، پاسبان ، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روی عرشه کشتی، نرده  حفاظتی، پناه ، حائل، حالتآماده  باش در شمشیر بازی ومشت زنی وامثال آن ، نگاه داشتن ، محافظت کردن ، نگهبانی کردن ، پاییدن .
guard band	باند نگهبان .
guard cell	(گ . ش. ) یکی از دو سلول لوبیائی شکلی که منافذ (تنفسی) گیاهی را تشکیل میدهند.
guard signal	علامت نگهبان .
guardant	( guardian = ).
guardhouse	پاسدارخانه .
guardian	نگهبان ، ولی(اولیائ)، (حق. )قیم.
guardianship	نگهداری، قیمومیت.
guardroom	اطاق کشیک .
guardsman	پاسدار، نگهبان ، سرباز هنگ  نگهبان .
guava	(گ . ش. ) گیاهان  و بته های جنس psidium.
gubernatorial	مربوط به حکمران ، وابسته به فرماندار.
guck	کثافت، چرک .
guded missile	موشک  هدایت شوند.
gudgeon	(ک . ) سرمحور، قطب، آسه ، میله اهرمی، (ج. ش. ) ماهی ریز قنات، (مج. ) آدم زودباور، وسیله  تطمیع، اغوا.
guelder rose	(گ . ش. ) بداغ.
guenon	(ج. ش. ) میمون  دمدراز آفریقائی.
guerdon	(recompense، reward) جایزه ، پاداش.
guerilla	(guerrilla) پارتیزان ، جنگجوی غیر نظامی.
guernsey	لباس بافته  پشمی، بلوز پشمی کشباف.
guerrilla	(guerilla) پارتیزان ، جنگجوی غیر نظامی.
guess	حدس، گمان ، ظن ، تخمین ، فرض، حدس زدن ، تخمین  زدن .
guesstimate	حدس زدن ، (بدون  داشتن  اطلاعات کافی) تخمین  زدن .
guesswork	کار حدسی.
guest	مهمان ، (ج. ش. ) انگل، خارجی، مهمان  کردن ، مسکن  گزیدن .
guff	وزش، نسیم، حرف مفت، چیز قلابی.
guffaw	قاه  قاه ، قاه  قاه  خندیدن .
gugu	(ز. ع. ) فیلیپینی.
guidable	قابل راهنمائی، مستعد.
guidance	راهنمائی، هدایت، راهنما، رهبری، رهنمود.
guide	راهنما، هادی، راهنمائی کردن .راهنما، رهبر، هادی، کتاب راهنما، راهنمائیکردن ، تعلیم دادن .
guide edge	لبه  راهنما.
guidebook	کتاب راهنمای مسافران ، کتاب راهنما.
guideline	راهبرد، راهنما، رهنمون ، شاقول.
guideling	رهنمود.
guidon	پرچم کوچک ، پرچمدار.
guidwille	(cheering، cordial) پر سرور و نشاط، نشاطانگیز.
guild	رسته ، صنف، انجمن ، اتحادیه ، محل اجتماع اصناف.
guild socialism	اعتقاد به  انحصار صنایع از طرف دولت.
guildhall	عمارت شهرداری، محل اجتماعاصناف.
guile	حیله ، مکر، دستان  و تزویر، تلبیس، روباه صفتی، خیانت، دوروئی.
guileful	حیله گر، مزور.
guileless	بی تزویر.
guillemot	نشان  نقل قول باین  شکل ' '، گیومه .
guillotine	گیوتین ، ماشین  گردن  زنی، کاغذ بر، با گیوتین  اعدام کردن .
guilt	تقصیر، بزه ، گناه ، جرم.
guiltless	بی گناه .
guilty	گناهکار، مقصر، بزهکار، مجرم، محکوم.
guinea	کشور گینه در آفریقا، (انگلیس ) شیلینگ .
guinea fowl	(ج. ش. ) مرغ شاخدار (meleagris numida).
guinea hen	بوقلمون ماده ، مرغ شاخدار (نر. ).
guinea pepper	(گ . ش. ) فلفل قرمز هندی، فلفل فرهنگی.
guinea pig	(ج. ش. ) خوکچه  هندی، انسان یا حیوانی که روی آن  آزمایش بعمل میاید، آلت دست.
guinea worm	(ج. ش. ) پیوک ، کرم رشته (medinensis dracunculus).
guinevere	(در افسانه آرتور) زن آرتور پادشاه و بانوی لنسلت(lancelot).
guipure	گیپور، تور گیپوری، پارچه  توری گلدار.
guise	ظاهر، ماسک ، تغییر قیافه ، لباس مبدل.
guitar	(مو. ) عود شش سیمه ، گیتار، گیتار زدن .
guitarfish	(ج. ش. ) ماهی گیتار، نوعی ماهی پهن .
gujarati	زبان  گجراتی، گجراتی.
gular	گلوئی، وابسته به  مری، نائی.
gulch	دره  گود و باریک ، آبگذر.
gulden	سکه  طلا ( در آلمان  و هلند ).
gules	قرمز، سرخ، خطوط موازی عمودی.
gulf	خلیج، گرداب، هر چیز بلعنده  و فرو برنده ، جدائی، فاصله  ز دوری، مفارقت.
gulfweed	(گ . ش. ) نوعی جلبک  یا علف دریائی.
gull	( ج. ش. ) یاعو، مرغ نوروزی، نوعی رنگ  خاکستری کمرنگ ، (سابقا) حریصانه  خوردن ، بلعیدن ، حفر کردن ، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن ، مغبون  کردن ، گود کردن .
gullable	(gullible) گول خور.
gullet	نای، گلو، مری، آبگذر، مجرا، کانال.
gullibility	ساده  لوحی، گول خوری، فریب خوری، زود باوری.
gullible	(gullable) گول خور.
gully	آبکند، آبگذر، کاریز، مجرا، راه  آب، زهکش، دره کوچک ، کارد، کندن ، درست کردن .
gulosity	(greediness) آز، حرص.
gulp	قورت، جرعه ، لقمه بزرگ ، بلع، قورت دادن ، فرو بردن ، صدای حاصله از عملبلع.
gum	لثه  دندان ، انگم، صمغ، چسب، قی چشم، درخت صمغ، وسیع کردن ، با لثه  جویدن ، چسب زدن ، چسباندن ، گول زدن ، صمغی شدن .
gum ammoniac	ammoniac =.
gum arabic	سمغ غربی.
gum resin	صمغ و رزینی که  در نتیجه تیغ زدن  بگیاه  از آن  خارج و سفت میشود، صمغ رزینی.
gumbo	آبگوشت بامیه ، (گ . ش. ) بامیه ، نوعی خاک  گلی.
gumboil	پیله  دندان .
gumdrop	آب نبات.
gumma	(طب ) ضایعات دوره سوم سفلیس، گوم.
gummiferous	(gummous) صمغ دار، صمغ مانند.
gummite	(مع. ) ئیدراتاورانیم برنگ  زرد مایل بقرمز.
gummous	(gummiferous) صمغ دار، صمغ مانند.
gummy	چسبنده ، صمغی.
gumption	ابتکار، عقل سلیم.
gumshoe	(detective =) کارآگاه .
gun	تفنگ ، توپ، (ز. ع- آمر. ) ششلول، تلمبه  دستی، سرنگ  آمپول زنی و امثال آن ، تیر اندازی کردن .تفنگ ، توپ.
gun moll	معشوقه  دزد مسلح.
gunboat	ناو کوچک  توپدار.
guncotton	باروت پنبه .
gundog	سگ  شکاری، سگی که  به  شکارچیان  کمک  میکند.
gunfight	جنگ  با تفنگ  یا تپانچه .
gunfighter	کسیکه با اسلحه گرممیجنگد.
gunfire	تیر اندازی.
gunflint	سنگ  چخماق تفنگ .
gunk	ماده  کثیف و چسبناک ، ماده چرب.
gunlock	وسیله  آتش رسانی، ( در تفنگ ) چخماق.
gunman	تفنگدار، توپچی، تفنگساز، دزد مسلح.
gunmetal	مفرغ، فلز مرکب از مس و قلغ و روی.
gunnel	(ج. ش. ) مارماهی ریز.(gunwale) لبه  بالائی دیوار کشتی.
gunner	توپچی، شکارچی، تفنگساز.
gunnery	توپخانه ، تیراندازی، علم توپخانه .
gunnery sergeant	گروهبان  دو ( در نیروی دریائی).
gunny	(فارسی است) گونی، کیسه  گونی.
gunnysack	کیسه گونی.
gunpowder	باروت.
gunroom	مخزن  مهمات کشتی، سفره خانه افسران  کشتی.
gunrunner	قاچاقچی اسلحه  و مهمات.
gunshot	تیر اندازی، گلوله ، تیر، زخم گلوله ، تیر رس.
gunshy	ترسنده  از صدای تفنگ ، ترسو، بی تجربه .
gunslinger	gunman =.
gunwale	(gunnel) لبه  بالائی دیوار کشتی.
guppy	(ج. ش. ) ماهی گول بچه زا، ماهی آبنوس.
gurge	eddy، surge =.
gurgle	غرغره ، شرشر، غرغره  کردن ، جوشیدن ، شرشر کردن .
gurkha	سرباز اهل نپال (nepal).
gurnard	(ج. ش. ) نوعی ماهی دارای باله هایخاردار.
gurry	(ک . - م. م. ) اسهال، دژ یا قلعه  کوچک .
guru	(هندی ) معلم، معلممذهبی.
gush	ریزش، جریان ، فوران ، جوش، تراوش، روان شدن ، جاری شدن ، فواره  زدن .
gushy	احساساتی.
gusset	مرغک ، خشتک ، بغل دم، پشت بند، عقربک .
gust	تند باد، باد ناگهانی، انفجار، فوت، خوشی، تفریح، تمایل، مزمزه ، چشیدن .
gustable	چشیدنی.
gustation	چشیدن .
gustative	چششی، خوشمزه ، ذائقه ای.
gustatorial	چششی، خوشمزه ، ذائقه ای.
gustatory	چششی، خوشمزه ، ذائقه ای.
gusto	ذوق، درک ، احساس، مزه ، طعم، لذت.
gusty	پر باد، توفانی.
gut	روده ، زه ، تنگه ، شکم، شکنبه ، (در جمع ) دل و روده ، احشائ، پر خوری، شکمگندگی، طاقت، جرات، بنیه ، نیرو، روده در آوردن  از، غارت کردن ، حریصانه خوردن .
gutta	چکه ، قطره ، (معماری ) تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمانهای قدیم.
gutta percha	هیدرو کربن  صمغ گیاهی درختان مختلف، کائوچو.
guttate	(گ . ش. -ج. ش. ) خالدار، خال خال.
gutter	آب رو، فاضل آب، جوی، شیار دارکردن ، آب رودار کردن ، قطره  قطره  شدن .
guttersnipe	(ج. ش. ) نوک  دراز یا پاشله  معمولی، بچه  ولگرد، بچه کوچه .
guttle	حریصانه  چیزی خوردن ، با حرص و ولع خوردن .
guttural	گلوئی، ناشی از گلو، حرف گلوئی.
gutturalize	ادای اصوات بصورت گلوئی.
gutty	( در بازی گلف ) توپ کائوچوئی، نقطه  دار، قطره  قطره ، شکمو.
guy	شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه  داشتن ، با تمثال نمایش دادن ، استهزائ کردن ، جیم شدن .
guy fawkes day	( در انگلیس ) روز  نوامبر.
guzzle	بلعیدن ، حریصانه  خوردن ، سرکشیدن .
gym	gymnasium =.
gymkhana	(در هندوستان )ورزشگاه ، باشگاه  ورزشی.
gymnasium	ورزشگاه ، زورخانه ، دبیرستان .
gymnast	معلم زورخانه ، قهرمان  ژیمناستیک ، ورزشکار.
gymnastic	ژیمناستیک .
gymnosophist	فیلسوف برهنه  ( در هند ).
gymnosperm	(گ . ش. ) گیاه  بازدانه .
gymnospore	(گ . ش. ) هاگ  برهنه ، اسپر لخت.
gynandromorph	(ج. ش. ) جانور نر و ماده ، هم نر و همماده .
gynandrous	(گ . ش. ) مزدوج، نر و ماده ، دو جنسی.
gynecocracy	حکومت زنان ، حکومت نسوان .
gynecocrat	حاکم زن .
gynecologist	متخصص علم ناخوشی های زنانه ، متخصص بیماریهای زنان .
gynecology	دانش امراض زنانه .
gynoecium	مجموعه  آلت مادگی گل، مجموعه  مادگی.
gynophore	(گ . ش. ) ساقه تمدان ، ماده  بر، برچه  بر.
gyp	حیله  باز، متقلب، گول زدن .
gypseous	گچی، گچ دار.
gypsiferous	گچ مانند.
gypsophila	(گ . ش. ) رقیقه .
gypsum	سنگ  گچ.
gypsy	کولی، شبیه  کولی.
gypsy moth	(ج. ش. ) کرمابریشم ناجور (dispar porthetria).
