نودمین	ninetieth
نودمین درجه یامرتبه	ninetieth
نودنفر	ninety
نور	light , glory
نورافتاب	sunshine
نورافشاندن	shine
نورافشانی	refulgence
نورافکن	spotlight , searchlight
نورافکن دریایی	pharos
نورافکن مخصوص ماهیگیری	jacklight
نورافکندن	beam , irradiate
نورافکنی	projection
نورانی	luminous
نورانی شدن (انبیای واولیای)	halo
نورانی کردن	transfigure
نورچشمک زن	starlight
نورخاست	photosynthesis
نورد	roller , roll
نوردادن	gleam
نوردماشین تحریروغیره	platen
نورستاره	starlight
نورسته	scion , young
نورسنج	photometer
نورشمع	glim
نورضعیف	gleam
نورضعیف (مج.)	starlight
نورکاذب	jacko'lantern
نورکم	glimmer
نورگذران	transparent
نورمشعل	torchlight
نورمهتاب	moonlight
نوزاد	chick , newborn , grub , bambino , baby , babe
نوزادانی که جانوری دریک وهله میزاید	litter
نوزادزودرس	slink
نوزادگاه	nursery
نوزاده بره	yeanling
نوزایش	renascence , regeneration
نوزده تایی	nineteen
نوزدهمین	nineteenth
نوزدهمین حرف الفبای انگ لیسی	s
نوزدهمین مرتبه	nineteen
نوسازی	renovation , rehabilitation , reconstruction
نوسازی کردن	reconstruct
نوسان	swing , sway , undulation , lurch , pendulum , vibration
نوسان دار	swinger
نوسان داشتن	undulate
نوسان کردن	jib , oscillate , waver , rock , vibrate , vacillate
نوسانی	pendulous
نوش	nectar , hobnob , pledge
نوشابه	tipple , beverage , liquor , drink , refreshment
نوشابه ای مرکب ازچندنوشابه دیگر	cocktail
نوشابه دراوردن تخلف کردن از	broach
نوشانیدن	drink , drench , dram
نوشتاری	written
نوشتجات	literature , work
نوشتن	character , write , pen , pen , inscribe
نوشتن اولین حروف نام ونام خانوادگی	initial
نوشتن باحروف بزرگ	capitalization
نوشتن دردور	circumscribe
نوشتنی	writable
نوشته	scrip , paperwork , manuscript , inscription , deposition , epigraph , record , opus , writ
نوشته ,شعرکه تقلیدازسبک دیگری باشد	parody
نوشته خطی	inscription
نوشته رمزی	cryptograph
نوشته روی سکه ومدال	legend
نوشته روی سنگ قبر	epitaph , hicjacet
نوشته شده	graphic
نوشته شهوت انگیز	pornography
نوشته یافهرست طولانی	scroll
نوشدارو	panacea
نوشنده بسلامتی کسی	toaster
نوشیدن	imbibe , bib
نوشیدنی	potable
نوشین	sweet
نوظهور	mewfangled
نوظهوری	novelty
نوع	type , sort , suit , stamp , speckle , species , quality , breed , brand , issue , ilk , variety , manner , persuasion , class , order , navigate , nature , kind , kidney , genus , gender
نوع انسان	mankind
نوع بشر	humanity
نوع پرست	humanitarian
نوع پرستی	benevolence , philanthropy
نوع خون	type
نوع خون رامعلوم کردن	type
نوع دوستی	humanism
نوع دیگر	otherguess , other
نوع زمین	terrain
نوع معرف ونماینده یک جنس	genotype
نوعی	generic
نوعی اب نبات	taffy
نوعی اب نبات پاستیل	jellybean
نوعی ابجو	stout
نوعی ابجوانگلیسی	halfandhalf
نوعی ابجوقوی	pharaoh
نوعی ابروسیا (گ.ش.)	ragweed
نوعی ابگوشت	chowder
نوعی اتش بازی	jackinthebox
نوعی اتشبازی چرخنده	girandole
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد	asteroid
نوعی اردک دریایی	loggerhead
نوعی اسباب بازی بچگانه	yoyo
نوعی افت پنبه (گ.ش.)	loggerhead
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی	ozone
نوعی الت شکنجه مرکب ازچندسیخ کردن	rack
نوعی الت موسیقی بادی	saxophone
نوعی الت موسیقی شبیه نای (مو.)	ocarina
نوعی انحراف جنسی (زاردادن)	sadism
نوعی اورانیت (مع.)	pitchblende
نوعی بازی	charade
نوعی بازی باگوی وحلقه	croquet
نوعی بازی تنیس باتوپ پردار	badminton
نوعی بازی شبیه جنگ نادر	checker
نوعی بازی قدیمی	raffle
نوعی بازی معمایی	jigsawpuzzle
نوعی بازی ورق	whist , slapjack
نوعی باقرقره بزرگ	blackgrouse
نوعی بزکه ازجهاتی شبیه بزکوهی است	goatantelope
نوعی بیسکویت	rusk
نوعی پارچه ابریشمی	doily , chiffon
نوعی پارچه پشمی وضخیم وخشن	duffle
نوعی پارچه پنبه ای نامرغوب	dungaree
نوعی پارچه پنبه ای یاکتانی	gingham
نوعی پارچه زمخت	grogram
نوعی پارچه کتانی ظریف	cambric
نوعی پروتلین ساده	albumin
نوعی پنگوین یابطریق (ج.ش.)	macaroni
نوعی تاجریزی	bittersweet
نوعی تار	banjo
نوعی جوالدوز	bodkin
نوعی جونده نقب زن امریکایی	gopher
نوعی چاشنی غذاوسالاد	mayonnaise
نوعی حشره شبیه کنه	chigger
نوعی درخت خلنگ یاخاربن	broach , brier
نوعی درخت فلفل جزایرپلینزی	kava
نوعی درشکه	calash
نوعی درشکه سبک یک اسبه	buggy
نوعی ذغال سنگ (مع.)	lignite
نوعی رقص تند	jig
نوعی رقص دونفره	jitterbug
نوعی رقص دونفری (ثتیللن)	cotillion
نوعی رقص واهنگ ان	swing
نوعی رنگ خاکستری کمرنگ	gull
نوعی رنگ زرد	chamois
نوعی رنگ قهوه ای	grouse
نوعی روسری مشبک توری	caul
نوعی روسری یاباشلق	calash
نوعی سگ بزرگ	bulldog
نوعی سگ شکاری	poniter
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد	bloodhound
نوعی سمنه	gardenheiliotrope
نوعی سنتوریاقانون (مو.)	zither
نوعی سنگ چخماق یااتش فشانی سیاه	basalt
نوعی سورتمه کوچک	bobsled
نوعی سیب تلخ	bittersweet
نوعی سیگاربرگ	cheroot
نوعی شته یاکرم	canker
نوعی شراب شیرین اسپانیولی	tent
نوعی شراب قرمز	claret
نوعی شلواروجوراب سرهم وچسبان	pantaloon
نوعی شمشیرپهن	bill
نوعی شیپور (ثرنعتت)	cornet
نوعی شیرینی	paste
نوعی شیرینی خمیرمانند	marshmallow
نوعی شیرینی کوچک	buttercup
نوعی شیرینی که گرم باکره میخورند	muffin
نوعی صدف	barnacle
نوعی طپانچه	colt
نوعی عقیق	pebble
نوعی غذاکه باگوشت گاووسبزتهیه شود	goulash
نوعی غذای مرکب ازگوشت وارد	casserole
نوعی فاستونی	tweed
نوعی قطب نماکه شمال حقیقی رامنماید	gyrocompass
نوعی قمار	crap
نوعی قهوه که بابخاراماده میشود	espresso
نوعی کالباس	baloney
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی	blazer
نوعی کتری فلزی	billy
نوعی کرجی	cutter
نوعی کرجی پارویی یابادبانی	gig
نوعی کرم روده	hookworm
نوعی کشتی دودگلی سبک وسریع السیر	brig
نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه	bonnet
نوعی کیک	chiffon
نوعی کیک کوچک	cupcake
نوعی کیک یانان شیرمال (امر.)	johnnycake
نوعی گازبی اثر	xenon
نوعی گل زبان درقفا	loco
نوعی گوساله گوشت ازنژادانگلیسی	hereford
نوعی لولایامفصل	garnet
نوعی مارافسانه ای	cockatrice
نوعی ماربنام لاتینعجاهاجاN	asp
نوعی مارزهردار	copperhead
نوعی مارماهی کوچک	sandpiper
نوعی ماهی	cod
نوعی ماهی پهن بزرگ (ج.ش.)	halibut
نوعی ماهی خارداردریایی	bass
نوعی ماهی زیستگردرسطح اب	skipjack
نوعی ماهی که ارواره مانندمنقاردارد	gar
نوعی مرغ جولاکه درجاوه زیست میکند	javasparrow
نوعی مرغابی	marionette
نوعی معما	charade
نوعی موزکوچک	ladyfinger
نوعی میوه ازخانواده نارنج	bergamot
نوعی میوه شبیه انبه یاگلابی بزرگ	avocado
نوعی نان شیرینی بشکل قلب	sweetheart
نوعی نان شیرینی تردزنجبیل دار	gingersnap
نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد	girgerbread
نوعی یل یانیم تنه	doublet
نوک	top , tip , jag , summit , point , peak , vertex , horn , head , ascendant , apex , bill , barb , ridge , end
نوک برامده هرچیزی	nose
نوک بنوک	endwise , endways
نوک بنوک هم زدن (چون کبوتران)	bill
نوک پستان	tit , teat , nipple , dug , pap , breast
نوک پنجه	tiptoe
نوک پیکان	arrowhead
نوک تپه	knoll
نوک تیز	taper , pungent , picked , acute , rack
نوک تیزشدن	spire
نوک تیزکردن	sharpen
نوک دار	cuspidate , headed , picked , sharp
نوک دارکردن	tip
نوک دراز (ج.ش.)	snipe
نوک درازیاپاشله معمولی	guttersnipe
نوک درخت	treetop
نوک زبانی صحبت کردن	lisp
نوک زدگی	peck
نوک زدن	peck
نوک زدن به	pick
نوک شاخه یاسیخ	tine
نوک غده	nipple
نوک فتیله	snuff
نوک کسی راچیدن (دارای بینی)سربالا	snub
نوک گذاشتن	tip
نوک نیزه	pike , spearhead
نوکاری کردن	recondition
نوکدار	pointy
نوکدارکردن	point
نوکر	yesman , server , servant , henchman , help , handyman , lackey , valet , menial , manservant , man
نوکردن	renovate , renew
نوکرمابانه	menial
نوکرمابی	servility
نوکری	service
نوکری کردن	lackey
نوکریاوابسته چاپلوس	minion
نوکیسه	upstart
نومیدکردن	dishearten
نومیدکننده	unpromising
نومیدی	despair
نومیدی شکست	letdown
نونماکردن	revamp
نونه	schema
نوواژه	neologism
نوه	grandson , granddaughter , grandchild
نوه برادریاخواهر (که دخترباشد)	grandniece
نوه برادریاخواهر (که پسرباشد)	grandnephew
نوید	promise
نویسندگی برای کسب معیشت	hackwork
نویسندگی کردن	author
نویسندگی وهنرپیشگی سودطلبانه	hackwork
نویسنده	scrivener , craftsman , composer , writer , author
نویسنده اشعاراپرا	librettist
نویسنده بد	scribbler
نویسنده قلع کردن	grub
نویسنده مزدور	hack , devil
نویسنده ی رساله ی دفاعی	apologist
نویسنده ی شرح حال خود	autobiographer
نویسنده ی معتبر	authority
نویسنده یابازیگرنمایش های تراژدی	tragedian
نویسنده یادبودیالوحه	memorialist
نویسه	grapheme
نویسه گردانی کردن	transliterate
نوین	modern , new , young
نوینسده نمایش های خنده دار	comedian
نه	soso , none , nay
نه این ونه ان	nor , neither
نه تا	nine
نه تایی	nine
نه تنها	but
نه چیز	nine
نه خوب ونه بد	soso
نه خیر	not , nix
نه عدد	nine
نه نفر	nine
نه نه جا	grandma
نهاد	character , institution , inclination , quality
نهادن	set , invest
نهادی	natural , characteristic , inborn
نهادین	characteristic
نهارخوری	teashop
نهال	plant , slip , scion , sapling
نهال زدن	plant
نهال موزوغیره	ratoon
نهان	stealth , secret , ulterior , covert , recondite
نهان بین	clairvoyant
نهان داشتن	disguise
نهان کردن	conceal
نهانکاری	secrecy
نهانگاه	hideaway , background , cache
نهانی	surreptitious , suberranean , secret , occult , underhand , undercover , potential , last
نهایت	extremity , outrance
نهایی	terminal , ultimatum , ultimate , conclusive
نهب وغارت کردن	maraud
نهر	slough , stream , dike , creek , kil
نهراب	ditch
نهرسرپوشیده	culvert
نهرکندن	rib , grip
نهرکوچک	streamlet , grip , gill , rivulet
نهرکوچک (سیکع) (د.گ.-انگلیس)	sike
نهری که درتابستان خشک شود	sike
نهش	position
نهشته	hypothesis
نهشتی	hypothetical
نهضت	crusade , cause , movement
نهضت تمرکزبنی اسراییل درفلسطین	zionism
نهضت صهیونیسم	zionism
نهفتن	hide , conceal , closet
نهمین	ninth
نهمین حرف الفبای انگلیسی	i
نهمین ماه تقویم مسیحی	september
نهمین مرتبه	ninth
نهنج	receptacle
نهنگ	alligator , whale
نهنگ صیدکردن	whale
نهی	prohibition , prohibit , interdict , injunction
نهی اخلاقی	scruple
نهی کردن	interdict , proscribe
نهیب زدن به	browbeat , intimidate
نی	straw , sprit , junk , tube , cane
نی (مو.)	pipe
نی (گ.ش.)	reed
نی بوریا (گ.ش.)	rush
نی زدن	pipe
نی زنی	pipe
نی شنی	reed
نی نی کوچولو	crybaby
نی هندی	bamboo
نیا	progenitor , sire , stock , author
نیا (جمع نیاکان)	ancestor
نیابت کردن	deputize
نیابتی	vicarious
نیاز	need , necessity , want , requirement
نیازداشتن	require , need
نیازشدید	urgency
نیازمند	destitute , needy , needful
نیازمندبودن	need
نیازمندبودن به	want
نیازمندکردن	waste
نیازمندی	dependency , requirement , need , necessity
نیاکان گرایی	atavism
نیام	scabbard , tunic , legume , pod , vagina
نیام (سهعاته)	sheathe
نیام (سهعاتهع)	sheath
نیایش	benediction , adoration , veneration , praise , invocation
نیایش کردن	praise
نیایی	ancestral
نیت	tenor , purpose , sentiment , will , resolution , effect , animus , idea , intent
نیترات پتاسیم	saltpeter
نیتروژن	nitrogen
نیرنک	ruse
نیرنگ	trap , trickery , trick , artifice , art , deception , craft , witchcraft
نیرنگ امیز	tricky
نیرنگ باز	tricky , trickster
نیرنگ درسخن	quibble
نیرنگ زدن	jockey
نیرو	force , force , gut , energy , vis , vim , vigor , might , power , pep , leverage , breath , brawn , blood , strength , thrust , zip , tuck , tuck
نیروبخش	tonic
نیروبخش روانی	analeptic
نیروبخشی	refreshment
نیروبخشیدن	nerve
نیروبخشیدن به	power
نیروبرد	mechanics
نیرودادن	enliven , invigorate , pep
نیرودادن به	emphasize
نیروگاه	powerhouse
نیرومند	strong , stout , prolific , rugged , frank , nervy , hale , vigorous , valiant , mighty , main , potent
نیرومندکردن	power , gird , strengthen
