نیرومندودرشت هیکل	husky
نیرومندی	virility , vigor , potency , intensity
نیرووجان به	juiceup
نیروهای ارتشی	battalion
نیروی اجتماعی	posse
نیروی اراده	willpower
نیروی الکتریک برحسب ولت	voltage
نیروی اهن ربایی زمین	geomagnetism
نیروی بکاررفته (درماشین)	intake
نیروی پرتاب	thrust
نیروی تازه	recuperation
نیروی تازه دادن	revive
نیروی تازه دادن به	reinvigorate , refresh , rally
نیروی تازه گرفتن	recruit
نیروی تازه یافتن	recuperate
نیروی تخریبی مهیب	juggernaut
نیروی جاذبه زمین	geomagnetism
نیروی جذب شده	intake
نیروی جنبش	impetus
نیروی چیزی راگرفتن	exhaust
نیروی حرکت انی	momentum
نیروی حیاتی	stamina , lifeblood , vivacity
نیروی خارج ازدسترس	unavailableenergy
نیروی خودراازدست داده	spent , effete
نیروی دریایی	armada , navy
نیروی ذخیره ونهانی	trump
نیروی شهربانی	constabulary
نیروی عاطفی (ر.ش.)	cathexis
نیروی عاطل وباطل	unavailableenergy
نیروی عضلانی	muscle , brawn
نیروی عظیم منهدم کننده	juggernaut
نیروی کشش برقی	pulloff
نیروی کهربایی	electricity
نیروی گردنده قسمتی ازدستگاه ماشین	torque
نیروی گرفتن	grip
نیروی گشتاوری	torque
نیروی مجدددادن	refect
نیروی محرکه	propulsion , propellant , locomotive
نیروی مردانه	manpower
نیروی مصرف شده	input
نیروی نظامی (بومی)	militia
نیز	too , also , again , both , likewise
نیزه	dart , gig , gaff , gad , harpoon , lance , shaft , spear
نیزه ای	spear
نیزه بازی سواره	joust
نیزه دار	spear
نیزه دسته چوبی	pike
نیزه دستی سبک	javelin
نیزه زدن	lance , pike
نیزه ماهی	gar
نیزه ماهی گیری	gig
نیستی	nothing , naught
نیش	sting , tooth , tang , twinge , bite , prick , nip
نیش افتاب	peep
نیش زدن	sting , bite
نیش زدن (باخار)	urticate
نیش کلام	quibble
نیش مار	snakebite
نیش واکردن	grin
نیشتر	harpoon , probe
نیشترزدن	lance
نیشخند	sneer
نیشخندزدن	snicker
نیشدار	poignant , sarcastic , punctual
نیشدار (حرف)	snide
نیشدار (مج.)	caustic
نیشکر	cane
نیشگون	pinch
نیشگون تیز	tweak
نیشگون گرفتن	pinch
نیشگون گرفتن وکشیدن	tweak
نیک	good
نیک خواهی	benevolence
نیک نژاد	highborn
نیکدار	protector
نیکداشت کردن	protect
نیکزاده	wellborn
نیکل	nickel
نیکو	good
نیکوترین	best
نیکوتین	nicotine
نیکوکار	samaritan , upright , beneficent , benefactor , righteous
نیکوکاری	charity , beneficence
نیکی	beneficence
نیل	indigo
نیل (بجاه ومقام بخصوص سلطنت)	accession
نیل پرطاوس	indigo
نیل گیاه	pastel
نیلی	indigo , blue
نیم	half
نیم اشکوب	mezzanine
نیم باز	ajar
نیم بند	soft
نیم پایانی	semifinal
نیم پخته	rare , halfbaked , sodden
نیم پخته کردن (غذا)	underdo
نیم پرده	valance
نیم پزکردن	coddle , underdo
نیم پوتین	bootee
نیم تاج	diadem
نیم تنه زنانه	corsage
نیم جوش کردن	simmer
نیم دایره تشکیل دادن	semicircle
نیم ذرع	scantling
نیم روز	meridian , south
نیم سده	semicentennial
نیم سده ای	semicentennial
نیم سوزکردن	parch
نیم کره	hemisphere
نیم گرم	tepid , lukewarm
نیم گوی	hemisphere
نیم هفتگی	semiweekly
نیمتنه	coat , jacket
نیمتنه چرمی	jerkin
نیمدایره	semicircle
نیمرخ	profile , silhouette , sideview
نیمرخ هرچیزی برنگ سیاه یابرنگ یکدست	silhouette
نیمروز	noontime , noontide , noon , midday
نیمساز	bisector
نیمسازکردن	bisect
نیمسال	term , semester
نیمسوز	brand
نیمسوزشدن	char
نیمسوزکردن	char
نیمکت	squab , sofa , settee , seat , bench , couch
نیمکت (درکلیسا)	pew
نیمکت راحتی (امر.)	davenport
نیمکت زیرالواراماده برای اره کشی	sawhorse
نیمکت گذاشتن (در)	bench
نیمکت مبلی نرم وفنری	sofa
نیمه	mid
نیمه اگاه	subconscious , semiconscious
نیمه بیهوش	semiconscious
نیمه پختن	parboil
نیمه تمام	inchoate
نیمه خدا	demigod
نیمه خصوصی	semiprivate
نیمه خودکار	semiautomatic
نیمه راه	midway , halfway
نیمه رسمی	semiofficial
نیمه سال	midyear
نیمه شب	midnight
نیمه شفاف	semitransparent
نیمه مشترک	halvers
نیمه نهایی (درجدول مسابقات حذفی)	semifinal
نیمه هشیار	subconscious
نیمه هوشیار	semiconscious
نیمه یاچوب	bat
نیمی	half
و (حرف ربط)	and
وا	voice
وابافتن	unweave , unknit
وابافته شدن	unknit
وابستگی	kindred , relationship , coherency , dependence , contiguity , pertinence , interdependence , affinity
وابستگی (رعلاتینال)	relation
وابستگی عمده	mainstay
وابسته	subordinate , dependent , correlate , germane , relevant , relative , attendant , attache , akin , affiliate , adjective
وابسته باسمان	skiey
وابسته بان	therof
وابسته بانسان	human
وابسته بتحولات عظیم	cataclysmic
وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف	polytechnical , polytechnic
وابسته بتشخیص ناخوشی	pathognomonic
وابسته بتقلیدکورکورانه	slavish
وابسته بتوده مردم	popular
وابسته بجامعه	social
وابسته بجانوران همه چیزخور	omnivorous
وابسته بجلو	frontal
وابسته بحرکت	kinetic
وابسته بحروف چاپی	letterpress
وابسته بحس بویایی	olfactory
وابسته بحکومت یکه تازی	totalitarian
وابسته بخاصیت حرف هجادار	quantitative
وابسته بخورشید	solar
وابسته بدادگاه	judicial (ary)
وابسته بدامپزشکی	veterinary
وابسته بدرجه حرارت هسته اتمی	thermonuclear
وابسته بدرجه دوم هم چندی	quadratic
وابسته بدریانوردی	maritime
وابسته بدریای کاریب	caribbean
وابسته بدریای مدیترانه	mediterranean
وابسته بدست	manual
وابسته بدسته سرودخوانان	choral
وابسته بدل	cardiac
وابسته بدلایل نظری	visionary
وابسته بدنیا	secular
وابسته بدوران بشراولیه	primer
وابسته بدوران رشدتخم یانطفه	gestation
وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا	reindeer
وابسته بدوربین نجومی	telescopic
وابسته بدوره پیش کودکستان	preschool
وابسته بدهانه حنجره	glottal
وابسته براست روده (تش.)	rectal
وابسته برقص مرگ	macabre
وابسته بروم شرقی	byzantine
وابسته بزبان کوچک	uvular
وابسته بزمان گذشته	past
وابسته بزندگی	vital
وابسته بزیرسطح (ندعرسیدع=)	undersurface
وابسته بسرعت صوت	sonic
وابسته بسکه	specie
وابسته بشخص دنیوی وغیرروحانی	laic
وابسته بشرح زندگی	biographic , biographical
وابسته بشهرنشینی	urbanist (ic)
وابسته بضرب المثل	proberbial
وابسته بطرزتفکر	reflective
وابسته بطرزتفکرشخص	subjective
وابسته بطول جغرافیایی	longitudinal
وابسته بعضلات گردن	scalene
وابسته بعلم	scientific
وابسته بعلم اخلاق	moral
وابسته بعلم بدیع یامعانی بیان	rhetoric
وابسته بعلوم الهی	theological
وابسته بغده درقی	thyroid
وابسته بفرقه پیوریتان ها	puritanical
وابسته بفرمانروای ظالم	tyrannical
وابسته بفعل ماضی	preterit
وابسته بقدیم	antiquarian
وابسته بقطب شمال	arctic
وابسته بقلب ورگهای خونی	cariovascular
وابسته بکارگر	proletarian
وابسته بکالج ها	intercollegiate
وابسته بکوه الپ	alpine
وابسته بگیتی	cosmic
وابسته بماه	lunar
وابسته بمعبد	templar
وابسته بموعظه	sermon
وابسته بنژاداسلاو	slavic
وابسته بنقشه برداری یامکان نگاری	topographic
وابسته بنورستاره	starlight
وابسته بوجه شرطی	subjunctive
وابسته بوجه وصفی	participial
وابسته بودن	depend , pertain , belong
وابسته بودن (مج.)	hinge
وابسته بودن به	regard
وابسته بوریدوداجی	jugular
وابسته به اب	aquatic
وابسته به اجسام ساکن	static
وابسته به ادارات داخلی	interdepartmental
وابسته به ادبیات	literary
وابسته به ادبیات باستانی	classical
وابسته به ادم 08ساله	octogenarian
وابسته به ادمکشی	homicidal
وابسته به ارمان گرایی	idealistic
وابسته به اسب	horse
وابسته به استادی	professorial
وابسته به استخوان بندی	skeletal
وابسته به استخوان لگن خاصره	iliac
وابسته به استخوانپزشکی	orthopedic
وابسته به استنتاج	inferential
وابسته به اسم	onomastic
وابسته به اسمان نگاری	uranographic (al)
وابسته به اسمانشناسی	uranological
وابسته به اسیب شناسی	pathologic
وابسته به اقامت	residential
وابسته به الت تناسلی وجماع	sexual
وابسته به التزام	probationary
وابسته به المان	germanic
وابسته به امارگیری نفوس	demographic
وابسته به اموزش وپرورش	pedagogic
وابسته به اندونزی	indonesian
وابسته به اوازدسته جمعی	choral
وابسته به اولیای وبزرگان مذهب	patristic
وابسته به ایتالیایی های قدیم	italic
وابسته به ایران	iranian
وابسته به اینه طبی یاسپکولوم	specular
وابسته به ایین دخول	initiatory
وابسته به بازرگانی دریایی	maritime
وابسته به باغبانی وگل کاری	horticultural
وابسته به باکتری	bacterial
وابسته به بخش شمالی ایالت	upstate
وابسته به بخشنامه پاپ	encyclical
وابسته به بدبینی	pessimistic
وابسته به برنگری	supervisory
وابسته به بشردوستی	humanitarian , humnanist
وابسته به بعدازتولد	postnatal
وابسته به بنا	structural
وابسته به بی مفصلان	inarticulate
وابسته به بیماری فلج کودکان	poliomyelitic
وابسته به بینایی	optic
وابسته به بینی	nasal
وابسته به پاپ	apostolic
وابسته به پاک دینان	puritanical
وابسته به پایتخت یاشهرعمده	metropolitan
وابسته به پرداخت	pay
وابسته به پروگرام	programmatic
وابسته به پستخانه	postal
وابسته به پیاده روی	pedestrian
وابسته به پیدایش یااصل هرچیز	genetic
وابسته به پیری	senile
وابسته به پیش پزشکی	premedical
وابسته به پیشانی	frontal
وابسته به تحرک	locomotive
وابسته به تحصیلات فوق لیسانس	postgraduate
وابسته به تروا	troy
وابسته به تشخیص ناخوشی	diagnostic
وابسته به تصورات وپندارها	imaginable
وابسته به تعهدیاقول	promissory
وابسته به تغییرودگرگونی	variation
وابسته به تک یاخته اغازی	protozoan
وابسته به تماشاخانه	theatrical
وابسته به تیره	generic
وابسته به تیره پشت (سپیناللی)	spinal
وابسته به تیفویید	typhoid
وابسته به جادوگری	sorcerous
وابسته به جامعه شناسی	sociological
وابسته به جان گرایی یاهمزادگرایی	animistic
وابسته به جانورتک سلولی	amoebic
وابسته به جانورشناسی	zoological
وابسته به جزاوکیفر	penal
وابسته به جزیره	insular
وابسته به جشن وعشرت	convivial
وابسته به جغرافیای حیوانی	zoogeographic (cal)
وابسته به جفت	placenta
وابسته به جفت گیری	copulative
وابسته به جفت گیری جانوران ازیک جنس	incestuous
وابسته به جنس خنثی	neuter
وابسته به چوب بری	xylotomic
وابسته به حاشیه	marginal
وابسته به حافظه	memorial
وابسته به حداکثر	maximal
وابسته به حروف بی صدا	consonantal
وابسته به حلقه یاکمربندکوچک	zonular
وابسته به حواس یااحساسات	sensuous
وابسته به خدایان دروغی وبت ها	idol
وابسته به خرابکاری	subversion
وابسته به خودکشی	suicide
وابسته به دان کیشوت	quixotic
وابسته به درمان شناسی	therapeutic
وابسته به دریانوردی	marine
وابسته به دفع شهوت یک زن بازن دیگر	lesbian
وابسته به دم	caudate
وابسته به دندانسازی	dental
وابسته به دودمان پدری	patrilineal
وابسته به دوره کاراموزی یاازمایشی	probationary
وابسته به دید	visual
وابسته به دیدچشم	ocular
وابسته به دیوانه هایادیوانه خانه	bedlam
وابسته به راه اهن	railway
وابسته به راهروی درخواب	somnambulist
وابسته به رزم ارایی	strategic
وابسته به رزم شیوه	tactic
وابسته به رژیم غذایی	dietetic
وابسته به رسانه یابرندگر	vehicular
وابسته به رسوب یاباقیمانده	residual
وابسته به رفتاروسلوک	behavioral
وابسته به رکاب	pedal
وابسته به روابطبین المللی	international
وابسته به روان زخم	traumatic
وابسته به روانپزشکی	psychiatric
وابسته به روانشناسی	psychologic
وابسته به روانکاوی	psychoanalytic
وابسته به روحانیون	clerical
وابسته به روده تهی	jejunal
وابسته به ریاضیات	mathematical
وابسته به ریه	pulmonary
وابسته به زایمان	maternity
وابسته به زبان شناسی	linguistic
وابسته به زبان گالیک اسکاتلند	scottishgaelic
وابسته به زمین شناسی	geological
وابسته به زمین لرزه	seismic
وابسته به زناشویی	connubial
وابسته به زندان	prison
وابسته به زهرخنده	sardonic
وابسته به زیبایی	aesthetic
وابسته به ساختمان	structural
وابسته به سحروجادو	magical
وابسته به سخنرانی	oratorical
وابسته به سر	cephalic
وابسته به سفال سازی	ceramic
وابسته به سکه شناسی	numismatic
وابسته به سلول عصب (ینتعرنعرن)	interneural
وابسته به سیاره	planetary
وابسته به شبکه	network
وابسته به شبه جزیره	peninsular
وابسته به شقیقه یاگونه (ج.ش.)	malar
وابسته به شماره	digital
وابسته به شنوایی	acoustic
