دارای حکومت مطلقه ودیکتاتوری	totalitarian
دارای خاصیت اسید	acid
دارای خاصیت جذب	absorbent
دارای خاصیت درمانی	curative
دارای خاصیت قلیایی	alkaline
دارای خالهای جرب مانند	scabby
دارای خدایان مجسم بشکل جانور	zoomorphic
دارای خصوصیات جنس نروماده	bisexual
دارای خصوصیات نجابت	wellborn
دارای خطوطبرجسته کردن	thread
دارای خلق گرفته (باتهع)اسمان	blue
دارای خوی انسانی	human
دارای دانه های ریز	granular
دارای دره تنگ کردن	ravine
دارای دندان کردن	tooth
دارای دندان مضرس	toothy
دارای دندانه های غیرمنظم	scraggy
دارای دواکسید (ش.)	dioxide
دارای دوام شش ماهه	semiannual
دارای دوچشم	binocular
دارای دوچیز	twofold
دارای دودندانه یابرامدگی	biserrate
دارای دوزن یادوشوهر	bigamous
دارای دوشکل	bimorphemic
دارای دوظرفیت	divan
دارای دوقسمت	bipartite
دارای دوکانون	bifocal
دارای دوکپه	bivalve
دارای دوگوش	binaural
دارای دومجلس مقننه (مجلس شوراوسنا)	bicameral
دارای دومعنی	equivocal
دارای دوموتور	bimotored
دارای دیواره یاحایل کردن	curb
دارای ذرات ریزکردن	granulate
دارای ذوق ادبی	bluestocking
دارای ذوق هنری	virtuoso
دارای ربطزمانی	chronological
دارای رجحان	preferable
دارای رجولیت	virile
دارای رفتارمردانه	mannish
دارای رنگ پریده ومرده	cadaverous
دارای رنگ ثابت	colorfast
دارای رنگ خاکستری	ashen
دارای رنگ غیرواضح	blotch
دارای رنگهای گوناگون	varied
دارای روح پلید	fanatic
دارای روح شیطانی کردن	bedevil
دارای روحیه خراب واشفته	fey
دارای زانوی کج	knockkneed
دارای زبانه کردن	tongue
دارای زرق وبرق زیاد	garish
دارای زندگی تجملی	luxurious
دارای زندگی مستقل	autonomous
دارای زنگ کردن	bell
دارای ساختمان خشن وزمخت	gruff
دارای ساختمان غیرمشخص	amorphous
دارای سبک یارفتاربخصوص	mannered
دارای سررشته	competent
دارای سرعت سیرهواپیمای جت	jetpropelled
دارای سرکردن	head
دارای سرورونشاط	vivacious
دارای سطح ناهموار	ripple
دارای سعه نظر	tolerant , liberal
دارای سعه نظر (مج.)	highbrow
دارای سلیقه پست	lowbrow
دارای سنگرموقتی زیرزمینی کردن	retrench
دارای سوظن	umbrageous
دارای سه زاویه	triangular
دارای شامه تیز	nosey , nosy
دارای شخصیت حقوقی	corporate
دارای شخصیت حقوقی کردن	incorporate
دارای شخصیت غیرسیاسی	apolitical
دارای شخصیت کردن	personify , personalize
دارای شش وزن	hexameter
دارای شکل استوانه	cylindrical
دارای شکل انسان	anthropomorphic
دارای شکل جسمانی	incarnate
دارای شکلی که مقاومت هواراکم کند	streamline
دارای شکم برامده	big
دارای شکم بزرگ ودهانه کوچک	urceolate
دارای شمع یاحایل	buttress
دارای شوروشعف	rapturous
دارای شیارکم عمق	scrobiculate
دارای شیارهای موجی	sinuous
دارای صدای بلند	loudmouthed
دارای صدای تق تق	rattletrap
دارای صدای تیک تیک	ticker
دارای صدای جرنگ جرنگ	jingly
دارای صدای چلب چلوب	splash
دارای صدای چلپ چلوپ	splashy
دارای صدای خش خش	rustler
دارای صدای شبیه جغدیاموش	squeaky
دارای صدای فش فش	squib
دارای صدای گرفته وخشن	throaty
دارای صدای گوشخراش	screaky
دارای صدای مزاحم	strident
دارای صدف یک پارچه	univalve
دارای صفات اصلی ونژادی	racy
دارای صلاحیت قانونی	able
دارای صنایع بزرگ	industrial
دارای ضعف قوه بای	impotent
دارای طراوت جوانی شدن	blossom
دارای طعم اصلی	racy
دارای طنین کردن	tinkle
دارای ظاهرخوب کردن	varnish
دارای ظاهرزیباوفریبنده	specious
دارای ظاهری شبیه فلزروی	zincky
دارای عدم اتکای بنفس	diffident
دارای عدم تقارلن	unsymmetrical
دارای عدم رسمیت	unofficial
دارای عدم هم اهنگی وتوازن	atonal
دارای عصای سلطنتی	sceptered
دارای عقل سلیم	sane
دارای عقل معاش	canny
دارای عقیده درست	orthodox
دارای عقیده ناصحیح یاغیرمعمول	unorthodox
دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه خود	bisexual
دارای عنوان	titleholder
دارای عنوانی	titular
دارای عوارض پست وبلند	undulant
دارای عهیارقانونی	sterling
دارای غشای پرده (ج.ش.)	membranaceous
دارای فعالیت بیش ازاندازه (طب)	hyperactive
دارای فکر	formal
دارای فکربدوپست	lowminded
دارای فکرحساس	tenderminded
دارای فکرشهوانی	prurient
دارای فهرست کردن (.وی&.وت)	index
دارای قابلیت تخریب چوب	xylotomous
دارای قدرت رویش دریک جهت	unipotent
دارای قدرت عالیه	sovereign
دارای قدرت مطلقه	independent
دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن	scepter
دارای قدرت وزور	cogent
دارای قطب مغناطیسی یاالکتریکی	polar
دارای قوه ابتکار	ingenious
دارای قوه ارتجاعی	rebound
دارای قوه قضاوت سلیم	judicious
دارای قوه ی تطابق	adaptive
دارای قیافه تحقیرامیز	snooty
دارای قیافه جامدوبیروح	solidlooking
دارای کسروزن	underweight
دارای کفش کردن	shoe
دارای کک مک کردن	freckle
دارای کمبود	deficient
دارای کنش کاوکردن	rabbet
دارای گرایش ویژه وعمدی	tendentious
دارای گل اذین چتری فرعی	umbellulate
دارای گلوی بزرگ	throaty
دارای گونه های برامده	cheeky
دارای گیس مصنوعی کردن	wig
دارای لبه تیزکردن (.وی&.وت&.ن)	edge
دارای لبه ضخیم	blunt
دارای لنگراویزان	aweigh
دارای لیت ولعل زیاد	iffy
دارای ماده	corporeal
دارای ماده تخمیری	yeasty
دارای مجوزقانونی دانستن	sanction
دارای محبت پدری	paternal
دارای مدار	zonate
دارای مذهب وعقایدی مخالف عقایدعموم	heterodox
دارای مزه بد	snappish
دارای مزه تند	tangy
دارای مزیت	preponderant
دارای مسافت مساوی	equidistant
دارای مسیرمستقیم	rectilinear
دارای مصونیت قانونی وپارلمانی	immune
دارای مقام بلندتری بودن از	outclass
دارای ملودی	melodious
دارای منقارکج (شبیه عقاب)	aquiline
دارای موهای شبیه پشم	ulotrichous
دارای موی بلند	hippie
دارای موی سرخ	redhead
دارای موی مشکی یاخرمایی	brunette
دارای میان نویسی	interlinear
دارای میخ مخصوص	roughshod
دارای ناتوانی جنسی	undersexed
دارای نام مستعار	anonymous
دارای نبوغ فکری	mastermind
دارای نخل	palmy
دارای نژادمخلوط	creole
دارای نشاسته	starchy
دارای نظم وترتیب	ordered
دارای نعل پاشنه دار	roughshod
دارای نفوذکامل درسرتاسرجهان	immanent
دارای نفوذنجومی (نج.)	predominate
دارای نگاه زنانه	wifely
دارای نوک	billed
دارای نیتروژن باظرفیت بالا	nitric
دارای نیروی شباب	youthful
دارای نیروی مردی	virile
دارای وجه تشابه	analogical
دارای وریدهای برمده	venous
دارای وفور	superabundant
دارای هجاهای شمرده	syllabic
دارای هستی	extant
دارای هشت هجا	octosyllabic
دارای هوش ابتکاری	ingenious
دارای یک برگ (گ.ش.)	unifoliate
دارای یک پایه (مثل دوربین عکاسی)	unipod
دارای یک جهت (نیدیرعثتین)	unidirectional
دارای یک جهت (نیدیرعثتینال)	unidirection
دارای یک سیم یانخ	unifilar
دارای یک ظرفیت	univalent
دارای یک مجلس مقننه	unicameral
دارای یک محور	uniaxial
دارای یک همسر	monogamous
دارایی	thing , purse , property , asset , possession , fortune , wealth , estate
دارایی غیرمنقول	realty
دارایی مشترک زن وشوهر	jointure
دارایی منقولی که بارث رسیده باشد	heirloom
داربست	scaffold , trellis , stud
داربست بستن	trellis
دارچین (گ.ش)	cinnamon
دارزن	hangman
دارفلفل	childlike
دارکوب (ج.ش.)	woodpecker
دارگونه بادصبا	zephyrus
دارندگی	ownership
دارنده	holder , have , owner
دارو	cure , drug , remedy , medicine , medication
داروخانه	policlinic , pharmacy , drugstore
داروخانه عمومی	dispensary
داروخوراندن	drug
دارودادن	dope
داروساز	apothecary , pharmacist , chemist
داروسازی	pharmacy
داروشناس	pharmacist
داروشناسی	pharmacology
داروغه	sheriff
داروفروش	apothecary , pharmacist
داروگر	druggist , pharmacist , apothecary
دارونامه	pharmacopoeia
داروندار	all
داروی ازاله مو	depilatory
داروی استفراغ اور	emetic
داروی اسهال	kaolin
داروی بدون نسخه وغیرمجاز	underthecounter
داروی بنداورخون	styptic
داروی بی هوشی	anesthetic
داروی بیش ازحدلزوم	overdose
داروی بیهوشی	anaesthesia
داروی پاک کننده	detergent
داروی پیش گیر (طب)	restrictive
داروی تسکین دهنده	tranquilizer
داروی تسکین دهنده (مج.)	salve
داروی حشره کش	insecticide
داروی خواب اور	soporific
داروی سمی	toxin
داروی ضدانعقادخون	anticoagulant
داروی ضدعفونی	disinfectant
داروی ضدعفونی قرمزرنگ	mercurochrome
داروی قابض	astringent
داروی مخدر	dope
داروی مسکن	sedative
داروی مسهل	jalap
داروی مقوی غرایزجنسی	aphrodisiac
داروی ویژه یااختصاصی	specialty
دارویازهرابکی	potion
دارویی	medicinal , medic
دارویی کردن	medicate
دارویی که علاج هردردباشد	nostrum
داس	sickle , scythe
داستان	narrative , fiction , fable , marchen , tale , story
داستان اخلاقی	parable
داستان افسانه امیز	yarn
داستان خیالی نوشتن	romanticize
داستان سرا	storyteller
داستان سرایی کردن	narrate
داستان شبانی	pastorale
داستان عاشقانه	romance
داستان فرعی	underplot , episode
داستان گفتن	story
داستان مصور	cartoon
داستان منظوم	lay
داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل	tract
داستانسرایی	narrative
داستانی	storied
داستانی راتعریف کردن	narrate
داسقاله	pruninghook
داشبورد (اتومبیل)	dashboard
داشتن	bear , relieve , own
داشتن خصوصیات نروماده	bisexuality
داشتن دوقطب	bipolarity
داشتن یک همسر	monogamy
داعی	motive
داغ	sultry , stigma , stain , therm , brand , hot , mark
داغ اهن	brandiron
داغ زدن	cauterize , brand
داغ کردن	singe , brand , cauterize
داغ کردن پژمرده کردن یاشدن	sear
داغ کردن یاشدن	hot
داغ ننگ	stigma
داغ ننگ زدن بر	stigmatize
داغ ودرفش	brand
داغان کردن	shatter
داغدار	scathing
داغدیده کردن	bereave
داغی	stew
دافع	eductor , repulsive , repellent , loathsome
دافع اب	waterproof
دافع حشرات	exterminator
دافع کرم حشره	larva
دال بر	symbolic
دالان	corridor , porch , hall
دالان سرپوشیده	vestibule
دام	trap , toil , snare , noose , net , grin , decoy , ambush , quicksand , pitfall
دام (مج.)	hook
دام افکنی	grin
دام بلا	ravel , rattrap
دام دار (جنوب امر.)	rancher
دام گستر	seiner
دام گستردن	angle
دام یاتور	trawl
داماد	groom , birdegroom
دامادشدن	groom
دامپزشک	veterinarian , vet
دامداری کردن	ranch
دامگاه	stockyard , menagerie
دامن اویخته وشل لباس یاهرچیزویخته	slack
دامن پیراهن	shirttail
دامن تنگ	hobbleskirt
دامن دارکردن	skirt
دامن دوختن	skirt
دامن زدن	provoke
دامن لباس	lap , skirt
دامن مردانه	kilt
دامنه	skirt , amplitude , amplitude , hillside , foot
دامنه کوه	hillside , skirt
دامی	bestial
دان	grain
دانا	savant , sage , sagacious , spry , astute , wise
دانایی	knowledge , wisdom , sagacity
دانست	knew
دانستن	learn , have , ascribe , aim , adjudge , account , con , cognize , wit , know
دانسته	studied
دانسته ها	data
دانش	science , scholarship , letter , knowledge , witting , wisdom
دانش امراض زنانه	gynecology
دانش اموختن	educate
دانش اموخته	alumnus , postgraduate
دانش اموز	student , pupil , grader
دانش بی پایان	ominscience
دانش پژوه	scholar
دانش جنگ	encyclopedia
دانش دگرگونی صدادرزبان	phonology
دانش زمین شناسی	geology
دانش سطحی	smattering , superficiality
دانش قلب شناسی	cardiology
دانش نام	onomastics
دانش نویسه	treatise
دانش ومعرفت	kith
دانشبهری	associate
دانشجو	student , collegian
دانشجوی دانشکده افسری	cadet
دانشجوی دوره لیسانس	undergraduate
دانشجوی سال اول نیروی دریایی	plebeian , plebe
دانشجوی سال دوم (امر.)	sophomore
دانشجوی سال دوم نیروی دریایی	midshipman , middy
دانشجوی سال سوم دانشکده یادبیرستان	junior
دانشجوی طب	medico
دانشجوی عالی دانشگاه یادبیرستان	upperclassman
دانشسرا	trainingcollege
دانشکده ای	collegiate
دانشکده صنعتی	polytechnical , polytechnic
دانشکده مقدماتی تادوساله	juniorcollege
دانشگاه	college , academy , university
دانشگاهی	varsity , collegiate
دانشمند	pundit , scientist , savant , erudite , oracle
دانشمندانه	erudite
دانشمندتشفشان شناس	vulcanologist
دانشنامه	diploma
دانشور	scholar , master
دانشوری	erudition
دانشیاب	bachelor
دانگ	toom , tone
دانگ صدا	pitch
دانگی	dutch
دانمارکی	danish , dane
دانه	semen , seed , birdseed , bean , bait , pill , rash , kernel , granule , grain
دانه (امر.)ذرت	corn
دانه تسبیح	bead
دانه تگرگ	hailstone
دانه دانه	granular
دانه دانه کردن	corn , granulate
دانه ریز	granule
