م من نشين ، تمام زندگاني ام 

 

شنيده ام كه مي رسي، نشسته ام به راه تو 

سلام بر نگاه تو، بلند آسماني ام 

 
 


پروين اعتصامي گلزار زندگي 




 
دل را ز بيخودى سر از خود رميدن است

جان را هواى از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست كه سر داده‏ام فغان

بانگ جرس ز شوق به منزل رسيدن است

دستم نمى‏رسد كه دل از سينه بر كنم

بارى علاج شوق، گريبان دريدن است

شامم سيه‏تر است ز گيسوى سركشت

خورشيد من برآى كه وقت دميدن است

سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى

مرغ نگه در آرزوى پر كشيدن است

بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو

هر گل در اين چمن كه سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمى‏كنم

تقدير قصه دل من ناشنيدن است

آن را كه لب به جام هوس گشت آشنا

روزى «امين» سزا لب حسرت گزيدن است‏


 


آية الله سيدعلى خامنه اى گلهاي عاشق 


شب رفت اي صبح زخمي ، کز راه ياري بيايد 
ياران به خون چهره شستند ، تا تک سواري بيايد 

گلها به گلشن شکفتند ، از يار گفتند و گفتند 
گل از گلم مي شکوفد گر غمگساري بيايد 

در هم نگر نور و ظلمت ، همراز ، درد و صبوري 
با سوختن ، ساختنها ، تا شب شکاري بيايد 

در انتظار سحاب است اين خاک ، اين خاک تشنه 
تا در شب نا اميدي ، اميدواري بيايد 

اي دل هواي خزانيت ، دارد سر برگ ريزان 
کن صبر تا زين صبوري ، رنگين بهاري بيايد 

بنگر طلوع عدالت ، تابنده از مشرق عشق 
پندار را پرده برگير ، تا پرده برداري بيايد 

ديدم سحرگه به خوابش بر مرکبي سيمگونه 
خواهم به بيداريش تا ، جان را قراري بيايد 

آنگه که بشکوفد آن گل ، بر شاخسار عدالت 
از طرف هر لاله زاري ، بانگ هزاري بيايد 

هر سرو کز پاخيزد ، چون قامت سرفرازش 
خون دل باغباني ست ، کز نش خاري بيايد 

اي باد خيره ، دمي شرم ، خون مي کند باغبان دل 
تا فصل سبز بهاري ، با برگ و باري بيايد 

ره را حديثي ست پر شور ، از مقصد ما مپرسيد 
اين موج ساحل ندارد ، تا برکناري بيايد 

درياي عشق است گلگون ، گسترده تا بي نهايت 
موجش همه بي قراري ، تا پاي داري بيايد 

اي مهربان داور من ، گشتند مردان ميهن 
آميزه اشک و آهن ، تا تکسوراي بيايد 

در پرده رازي نهاني ، نقش است بر لوح محفوظ 
نتوانمش کرد تحرير ، تا زرنگاري بيايد . 
 



سپيده کاشاني گوش كن 


گوش کن! مي شنوي همهمه دريا را؟ 
تپش واهمه خيز نفس صحرا را؟ 

نور، بي حوصله در پنجره مي آشوبد 
باز کن پنجره بسته گلدان ها را 

واژه ها در شعف شعر شدن مي رقصند 
ديدي آنک به افق چرخش مولانا را 

شيهه اسب کسي در نفس طوفان است 
گوش کن! مي شنوي همهمه ي دريا را؟ 

سبزپوش است سواري، گل و قرآن در دست 
آب مي پاشد، يک مرقد ناپيدا را 
 



قنبرعلي تابش گوشي به راه كعبه 


در خوابهاي بيسروسامانمان بمان 
اي آخرين ستارهي اندوه ِ آسمان 

در کنج خلوت شب تشويش رخنه کن 
با ما سرود ِ«ميرسم از راه»را بخوان 

تصوير تو بزرگترين باور من است 
مردي هميشه داشته لبخند بر لبان 

مردي شبيه قصهي خرما و نان عزيز 
مردي شبيه قصهي باباي مهربان 

مردي شبيه تشنگي و بغض کودکان 
مردي شبيه قصهي سرخ ستارگان 

مردي شبيه ماه ، مردي بريده دست 
مردي شبيه مردترين مرد داستان ... 

تصوير تو بزرگتر از باور من است 
اي آشناي گمشدهي ناشناسمان 

تا کي تمام هفته همين شعر باشد و 
آواز دلشکستهي اميد ، بعد از آن 

جمعه به جمعه قصه به تکرار ميرسد 
آواز دلشکستهي ما ، اشک جمکران 

هفته به هفته خستهتر از قبل مي شويم 
قطره به قطره اشک پس از آن پيات روان 

آيينهها پر از غم و ترديد ماندهاند 
اشعار تلخ حسرت و ياس است بر زبان 

در راه مانده ايم و کسي نيست در افق 
تنها حضور توست اميد مسافران 

چشمي به راه آمدنت دوختيم و باز 
گوشي به راه کعبه ... 
بر نغمهي اذان ... 
 



هاني رضوي برنامه انس و یاری امام زمان(عج)


 وظایف دوران غیبت را به چند دسته می‌توان تقسیم كرد: 
1- آنچه در روایات این باب، با لفظ امر وارد گردیده به عنوان تكلیف شمرده شده است. مانند: 
- «اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج»[1].«برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید». 
- «فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً»[2]. «هر صبح و شام چشم انتظار فرج باشید». 
«فلیعمل كلّ امرءٍ منكم بما یقرب به من محبّتنا»[3].«هر یك از شما باید به آنچه كه او را به مقام محبّت ما نزدیك می‌كند، عمل نماید». 
2- آنچه در باب صفات شیعیان و منتظران، مورد تأكید اهل بیت-علیه‌السّلام- قرار گرفته است. مانند: 
- «طوبی للصّابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین فی محبّته»[4]. «خوشا به حال شكیبایان در غیبت او،‌ خوشا به حال دوستداران او». 
- «المنتظرین لظهوره... الدعاه الی دین‌الله سرّاً و جهراً»[5]. «منتظران ظهور امام زمان-علیه‌السّلام- در پنهان و آشكار، مردم را به دین خدا دعوت می‌كنند». 
3- آنچه به طور منطقی با بررسی ابعاد غیبت و انتظار و ظهور،‌ به دست می‌آید. مانند: 
- دفاع از آرمان‌های امام زمان در دوران غیبت. 
- دشمن‌شناسی و مراقبت بر تحریف نشدن معنا و مسیر انتظار توسط دشمن. 
- آماده سازی زمینه‌ ظهور. 
- تطبیق دادن خود و جامعه بر معیارهای ارائه شده نسبت به دوران پس از ظهور. 
4- آنچه در تأسی به بزرگان و عالمان دینی در حدّ وظیفه باید مورد پیروی قرار گیرد. مانند:‌ 
- مواظبت بر اذكار و زیارت‌هایی خاصّ. 
- مداومت بر انجام اعمال مستحبّی در جهت ایجاد قرب معنوی به امام زمان-علیه‌السّلام. 
در پایان این مقال، ذكر هشتاد مورد راكه در كتاب شریف «مكیال المكارم» تألیف مرحوم حاج میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی، با استفاده از احادیث گوناگون به عنوان وظایف مردم در دوران غیبت امام زمان-علیه‌السّلام- گردآوری شده است، ثمربخش و تذكرآفرین یافتیم. امید آنكه خداوند در ادای تكلیف نسبت به ساحت مقدّس آن حضرت همه ما را یاری فرماید. 
1- شناخت امام زمان-علیه‌السّلام- 
2- رعایت ادب نسبت به ذكر نام‌های شریف آن حضرت. 
3- محبّت خاصّ نسبت به آن حضرت. 
4- محبوب ساختن آن عزیز، در نزد مردم. 
5- انتظار فرج و ظهور آن بزرگوار. 
6- اظهار شوق برای دیدار آن حضرت. 
7- ذكر فضایل و مناقب او در بین مردم. 
8- اندوه در فراق آن بزرگوار. 
9- حضور در محافل ذكر فضایل آن بزرگوار. 
10- برپایی مجالسی به نام صاحب‌الزمان-علیه‌السّلام- 
11و 12- سرودن شعر و قرائت آن در فضایل مولا. 
13- برخاستن در هنگام ذكر اسم شریف و القاب آن بزرگوار. 
15،14و 16- گریستن، گریاندن و خود را به گریه‌ وادار كردن در فراق آن امام همام. 
17- درخواست معرفت و شناخت نسبت به آن حضرت، از خدای عزوجل. 
18- مداومت بر این دعا: 
«اللهم عرّفنی نفسك فانّك ان لم تعرّفنی نفسك لم أعرف نبیّك،‌ اللهم عرّفنی رسولك، فانّك ان لم تعرّفنی رسولك لم أعرف حجّتك، اللهم عرّفنی حجّتك فانّك ان لم تعرّفنی حجّتك ضللتُ عن دینی»[6]. 
«بار خدایا تو مرا به خود شناسا كن كه اگر خودت را به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت،‌ با خدایا تو رسولت را به من بشناسان كه اگر رسول خود را به من نشناسانی حجّتت را نخواهم شناخت، پروردگارا حجّت خودت را به من بشناسان كه اگر حجّت خود را به من نشناسانی از دین خود گمر