اه، دردمندان را درمان و در یك كلام، خاك نشینان عالم را تاك نشین خواهد كرد. 
قهر او نیز جلوه‌ی محبت او است، چه این كه قهر او بر جماعتی اندك و ناچیز از معاندان و نژاد پرستانی خواهد بود كه علی‌رغم رشد فكری انسان‌ها در آن عصر، و هدایت‌ها و معجزات آن حضرت و نزول مسیح ـ علیه السّلام ـ از آسمان و اقتدایش به وی، باز هم به او كفر می‌ورزند و حكومت عدلش را گردن نمی‌گذارند و در زمین فساد می‌كنند، كسانی مانند صهیونیست‌ها كه دشمن انسانیّت‌اند و جز زبان زور، هیچ زبانی نمی‌فهمند، و این، یعنی خارها را از سر راه انسان و انسانیت برداشتن و مهر در چهره‌ی قهر. 
آری، چه سخت است مولای مهربانی را كه رحمت واسع حق است و در دلش، عشق به انسان‌ها موج می‌زند، به چنین اتهام‌هایی خواندن و «میرِ مِهر» را، «میرِ قهر» نشان دادن! 
در اینجا، مروری داریم به گوشه‌هایی از جلوه‌های مهر و محبت امام رحمت آخرین ذخیره‌ الهی، حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ : 
1ـ نامیدن (حضرت برخی از دوستدان خود را به اسم یاد می‌كرد) 
نام هر كس، عاطفی‌ترین، شخصی‌ترین و مورد علاقه‌ترین نشانه‌ی هر كس است. آن گاه كه نام ما را می‌خوانند، چه بسیار مایه‌ی شادمانی و سرور ما می‌گردد. هر چه، خواننده‌ی ما، محبوب‌تر و زیباتر، شنیدن صدای دل‌ربای او و شنیدن اسم و نام خود از زبان او دل پذیرتر و سرور انگیز‌تر. به راستی چه ابتهاجی دارد آن كه نام خود را از زبان خدای عالم می‌شنود: سلامٌ علی ابراهیم، سلامٌ علی نوح، سلامٌ علی آل یاسین، .... 
مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ همه‌ی مردم و به ویژه شیعیان خود را نیك می‌شناسد و با نام تك تك آنان آشناست.[8] نامه‌ی اعمال ما، هر هفته، به خدمت حضرتش عرضه می‌شود. او، هرگز، یاد ما را از خاطر نمی‌برد (ولا ناسین لذكركم). چه شعف انگیز است كه در سرزمینی غریب، یكه و تنها آن جا كه راه را گم كرده‌ای، ناگهان، كسی با زبان آشنا، تو را بخواند و با مهربانی، تو را در آغوش نگاه‌اش بنشاند. 
ـ روزی آیت الله العظمی بهاءالدینی به من گفت: «امسال، در مكه‌ی معظمه در مجلسی كه آقا امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تشریف داشتند، اسم افرادی برده شد كه مورد عنایت آقا بودند، از جمله‌ی آنان حاج آقا فخر[9] بود.» 
خودم را به حاج آقا فخر رساندم و از ایشان پرسیدم: «چه كرده‌ای كه مورد عنایت حضرت واقع شده‌ای؟»، گریه كرد و پرسید: «آقای بهاء الدینی نگفت چه گونه خبر به ایشان رسیده است؟» گفتم: «نه» حاج آقا فخر گفت: «من، كاری نداشته‌ام، جز این كه مادر من، علویه است و افلیج و زمین‌گیر شده است. تمام خدمات او را خود بر عهده گرفته‌ام، حتی حمام و شستشوی او را. من گمان می‌كنم، خدمت به مادر، مرا مورد عنایت حضرت قرار داده است.»[10] 
ـ للأخ السدید و الولیّ الرشید الشیخ المفید أبی عبدالله محمد بن محمد بن النعمان، أدام الله إعزازه.[11] 
2ـ سلام (تحیّت و سلام امام بر دوستداران خود) 
سلام، تحیت و بركت و رحمت و سلامتی است؛ نشانه‌ی محبت و صفا، اخلاص و یك رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر كس، مُهر تأییدی است بر كارنامه‌ی او. 
«سلامٌ علی ابراهیم». در روایت است، آن گاه كه فرشتگان الهی، نزد ابراهیم آمدند و بشارت تولد فرزند برای او آوردند و بر او سلام كردند، لذّتی كه ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از سلام این فرشتگان برد، با تمام دنیا، برابری نداشت. به راستی چه لذتی دارد سلام مولا![12] 
«سلام علیك أیّها الولی المخلص لنا فی الدین، المخصوص فینا بالیقین» 
«سلام علیك أیّها الناصر للحق، الداعی الی كلمه الصدق»[13] 
ـ چون ثلث از راه را تقریباً (برگشتم) سیّد جلیلی را دیدم كه از طرف بغداد رو به من می‌آید. چون نزدیك شد، سلام كرد...[14] 
3ـ معانقه و در آغوش گرفتن 
ـ چون نزدیك شد، سلام كرد و دست‌های خود را گشود برای مصافحه و معانقه و فرمود: «اهلاً و سهلاً!» و مرا در بغل گرفت و معانقه كردیم و هر دو هم را بوسیدیم.[15] 
ـ چرا این طور نباشد و حال آن كه حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ مرا شبی در مسجد كوفه به سینه‌ی خود چسبانیده است.[16] 
ـ در این موقع وارد مسجد سهله شدیم، در مسجد كسی نبود. ولی پدرم در وسط مسجد ایستاد كه نماز استغاثه بخواند. شخص از طرف مقام حجت ـ علیه السّلام ـ نزد او آمد. پدرم به او سلام كرد و با او مصافحه نمود. پدرم به من گفت: این كیست؟ گفتم: ‌آیا حضرت حجت ـ علیه السّلام ـ است؟ فرمود: پس كیست؟!.[17] 
4ـ نظارت (آگاهی از احوالات جامعه‌ی شیعه) 
«فإنّا نحیط علماً بأنبائكم ولا یعزب عنّا شیء من أخباركم» 
ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی‌ماند. 
«إنا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»؛ 
ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، كوتاهی و اهمال نكرده‌ایم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها، بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌كن می‌كردند. 
«صاحب هذا الأمر یتردد بینهم و یمشی فی أسواقهم و یطأ فرشهم...»؛ 
صاحب این امر، در میان آنان، راه می‌رود و در بازارهایشان رفت و آمد می‌كند، روی فرش‌هایشان گام بر می‌دارد... 
5ـ شریك غم و شادی 
در این مورد، طوایفی از روایات ووجود دارد كه صاحب مكیال المكارم آنها را متذكّر شده است.[18] جدای از آنها از دیگر ائمه ـ علیهم السّلام ـ نیز در این مورد، روایات فراوانی به ما رسیده است: 
امام امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: 
«إنا لنفرح لفرحكم و نحزنُ لِحُزنكم...»؛ 
«ما، در شادمانی شما، شاد، و برای اندوه شما، اندوهگین می‌شویم...»[19] 
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: 
«والله! لأنا ارحم بكم منكم بأنفسكم...؛» 
«به خدا سوگند! كه من، نسبت به شما، از خود شما، مهربان‌تر و رحیم‌ترم.»[20] 
امام رضا ـ علیه السّلام ـ نیز می‌فرماید: 
«ما من احد من شیعتنا ولا یغتّم إلاّ اغتممنا لغمّه ولا یفرح إلاّ فرحنا لفرحه...»؛ 
«هیچ یك از شیعیان ما، غم زده نمی‌شود، مگر این كه ما نیز در غم آنان، غمگین، و از شادی آنان، شادمانیم. و هیچ یك از آنان، در مشرق و مغرب زمین، از نظر ما، دور نیستند و هر یك از شیعیان ما كه بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهده‌ی ما است...». 
6ـ دعا برای دوستداران خود 
امام ـ علیه السّلام ـ همواره، بر دوستدران خود دعا می‌كند. صاحب مكیال المكارم در اثبات این مدعا، چنین می‌گوید: 
چون مقتضای شكرِ احسان، همین است. و دلیل بر آن، فرمایش مولی صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ در دعایی است كه در مُهج الدعوات می‌باشد: 
«و كسانی كه برای یاری دین تو، از من پیروی می‌كنند، نیرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان....»[21] 
بدون شك، دعا كردن برای آن حضرت و برای تعجیل فرج آن جناب، تبعیت و نصرت او است؛ چون یكی از اقسام نصرت 