چه را نمى دانید به ما باز گردانید، بر ما است كه حقیقت را بیان كنیم ... به راست و چپ منحرف نشوید و محبّت و دوستى خود را نسبت به ما با اطاعت از دستورهاى ما، كه همان شریعت محمّدى است، ثابت عملى سازید. 
از این حدیث به خوبى استفاده مى شود كه ادعاى محبت كافى نیست و محبّ حقیقى كسى است كه به دستورهاى محبوب خود عمل مى كند. 
امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: 
مذاهب شما را دور نكند; به خدا سوگند، شیعیان ما كسانى هستند كه خدا را اطاعت مى كنند.[2] 
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: 
شیعیان ما اهل ورع و كوشش، اهل وفا و امانت دارى، اهل زهد و عبادت و اصحاب پنجاه و یك ركعت در شبانه روزند; شب ها بیدارند و روزها روزه دارند; زكات اموال خود را مى پردازند; حجّ خانه ى خدا را به جا مى آورند و از هر كار حرامى اجتناب مى كنند.[3] 
هم چنین امام صادق(علیه السلام) در جایى دیگر مى فرماید: 
كسى كه به زبان بگوید شیعه ام، ولى در عمل و آثار با ما مخالفت كند، از شیعیان ما نیست. شیعیان ما كسانى هستند كه با زبان و قلب با ما موافق اند و آثار ما را متابعت و به اعمال ما عمل مى كنند.[4]


-----------------------
[1]. الغیبه، طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص179، ح9 . 
[2]. كافى، ج2، ص73، ح1 ; وسائل الشیعه، ج15، ص233، ح20360 . 
[3]. بحار الأنوار، ج65، ص167، ح23 ; وسائل الشیعه، ج4، ص57، ح4498 . 
[4]. بحار الأنوار، ج65، ص164، ح13 ; وسائل الشیعه، ج15، ص247، ح20409 . 
عاقبت به خیرى


 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ، وَمِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى، وَمِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَمُرْدِیاتِ الْفِتَنِ)[1] 
از نابینایى پس از بینایى، و از گمراهى پس از هدایت، و از رفتار هلاكت بار و فتنه هاى نابود كننده، به خدا پناه مى برم. 

شرح 

این عبارت، بخشى از توقیعى است كه امام زمان(علیه السلام) به نایب نخست و دوم خود، عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد فرستاده است. حضرت(علیه السلام) بعد از سفارش به امورى در امر غیبت و تثبیت قلوب شیعیان در این امر مهم، از چند چیز به خدا پناه مى برد كه هر كدام از آن ها براى ما درسى عظیم است: 
1. حضرت(علیه السلام) از ضلالت بعد از هدایت به خدا پناه مى برد; زیرا اگر كسى هدایت شود و حقّ و حقیقت را درك كند، ولى پس از مدّتى دست از آن بردارد، حجّت بر او تمام شده و قطعاً، خسارتى جبران ناپذیر را متحمل مى شود. چنین كسى سعادت پایدار را پس از شناخت و معرفت، ترك كرده و عذاب جاوید را بر جان خود خریده است. 
2. هم چنین، حضرت از اعمال سیئه اى كه انسان را به هلاكت و نیستى مى رساند، به خدا پناه مى برد; زیرا انسان همیشه در خطر از دست دادن ایمان خویش است. هوا و هوس ها و وسوسه هاى شیطان، انسان را تا دَم مرگ رها نمى كنند. از این بخش، اهمّیت و دشوارى ایمان را مى توان فهمید. 
3. آن حضرت، به خداوند متعال، از فتنه هاى خطرناك و مهلك كه انسان را از اوج عزّت به ذلّت مى كشانند، به خداوند پناه مى برد. طبق نصّ صریح قرآن، انسان در معرض امتحان هاى دایمى است. خداوند متعال مى فرماید: 
(أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لایُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...)[2]; آیا مردم چنین پنداشتند كه به صِرف این كه گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهایشان كنند و بر این ادعا هیچ امتحانشان نكنند؟ ما امّت هایى را پیش از اینان امتحان نمودیم. 
این امتحان ها گوناگون اند و شدّت و ضعف دارند. گاهى مربوط به بدن و مال و گاهى مربوط به دین است و ... در همه ى این ابتلائات، چه كوچك و چه بزرگ، باید به خدا توكّل كرد و با سرافرازى بیرون آمدن را از او خواست.



[1]. كمال الدین، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110 ; بحارالأنوار، ج53، ص190و191، ح19 . 
[2]. سوره ى عنكبوت، آیه ى 2و3 . 
نهى از تشكیك 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(لا عُذْرَ لاََحَد مِنْ مَوالینا فی التَّشْكیكِ فیما یُؤَدّیهِ عَنّا ثِقاتُنا)[1] 

در تشكیك نسبت به روایاتى كه موثّقان از ما براى شما نقل مى كنند، احدى از شیعیان ما عذرى ندارند. 

شرح 

این عبارت قسمتى از توقیعى است كه از سوى حضرت به «قاسم بن علا» درباره ى «احمد بن هلال عبرتایى» و دورى از او صادر شده است. 
فقهاى عظام، در كتاب هاى استدلالى اصول، براى حجّیّت خبر ثقه، به این روایت تمسك كرده اند; زیرا در واقع، حضرت در این روایت، به متابعت و قبول روایات كسانى امر كرده است كه مورد وثوق اند و سنّت اهل بیت(علیهم السلام) را نقل مى كنند. 
مفاد حدیث، آن است كه، كسى حقّ ندارد در روایاتى كه اصحاب مورد وثوق از اهل بیت(علیهم السلام) نقل كرده اند، تشكیك كند و به آن ها ترتیب اثر ندهد، مگر در صورتى كه علم به خطاى آن داشته، یا مفاد خبر، مخالف با كتاب و یا سنّت قطعى یا عقل سلیم باشد; زیرا این ثقات از اصحاب اند كه واسطه ى نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام) هستند و تشكیك در روایات آنان سبب مى شود كه چیزى از معارف اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما نرسد. 
شایان ذكر است كه وثاقت درجاتى دارد كه بعضى از مراتب آن، ملازم با عدالت، بلكه فوق عدالت است. تعبیرى كه امام حسین(علیه السلام) براى حضرت مسلم بن عقیل در نامه ى خود به اهل كوفه بیان داشته اند، مرتبه ى فوق عدالت را مى رساند; آن سخن چنین است: 
من، به سوى شما، برادر و پسر عمو و مورد وثوق از خاندانم، مسلم بن عقیل را مى فرستم.[2]


[1]. رجال كشّى، ج2، ص816 ; بحار الأنوار، ج50، ص318و319، ح15 ; وسائل الشیعه، ج1، ص38، ح61 . 
[2]. الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص39 ; إعلام الورى، ج1، ص436 ; بحارالأنوار، ج44، ص334 . 
توحید و نفى غلو

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذی خَلَقَ الاَْجْسامَ وَقَسَّمَ الاَْرْزاقَ، لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالٌّ فی جِسْم، لَیْسَ كَمِثْلِهِ شیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ، وَأَمَّا الاَْئِمَّهُ(علیهم السلام) فَإِنَّهُمْ یَسْأَلوُنَ اللّهَ تَعالى فَیَخْلُقُ، وَیَسْأَلوُنَهُ فَیَرْزِقُ، إِیجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَإِعْظاماً لِحَقِّهِمْ)[1] 

تنها خداوند متعال است كه اجسام را خلق و روزى ها را تقسیم كرده است; زیرا او جسم یا حلول كننده در جسم نیست. چیزى همانند او نیست. او شنوا و داناست; امّا ائمّه(علیهم السلام) چیزى را از خدا مى خواهند و خدا نیز براى آنان خلق مى كند. از خدا مى خواهند، خدا هم روزى مى دهد. خدا چنین مى كند، چون بر خود حتم كرده كه خواسته ى آنان را اجابت و منزلت و شأن آن ها را عظیم گرداند. 

شرح 

شیخ طوسى(رحمه الله) دركتاب الغیبه نقل مى كند،جماعتى از شیعیان، در مقام اهل بیت(علیهم السلام) اختلاف كردند.عدّه اى قائل بودند كه خداوند ـ عزّوجل ـ قدرت خلق و رزق را به امامان معصوم واگذار كرده است.در مقابل، عدّه اى براین عقیده بودند كه این امر،محال است وبر خداوند متعال جایز نیست كه امر خل