ق و رزق رابه ائمه واگذار كند;زیرا، تنها خداوند متعال قادر برخلق اجسام است. 
شیعیان، در این امر، به نزاع شدید برخاستند. شخصى كه در آن مجلس حاضر بود، گفت: «چرا نزد ابى جعفر محمّد بن عثمان عمرى (سفیر دوم حضرت) نمى روید و در این باره از او سؤال نمى كنید تا حقّ بر شما روشن گردد؟ او تنها راه و واسطه به سوى حضرت صاحب الأمر(علیه السلام)است.» شیعیان، بر این امر راضى شدند و نامه نوشتند و در آن، مسئله ى مورد نزاع را پرسیدند. حضرت در جواب نامه مرقوم فرمودند: 
خالق نباید جسم، و رازق نباید روزى خورنده باشد; در نتیجه، ما چون جسم داریم و روزى مى خوریم، نه خالق هستیم و نه رازق; ولى خداوند، حق ما را بزرگ قرار داده و درخواست ما را اجابت مى كند; لذا دعایى كه مى كنیم، برآورده مى شود، نه این كه ما، خود، جداى از خواست الهى، توان این را داشته باشیم.


[1]. الغیبه، طوسى، ص 294، ح248; احتجاج، ج2، ص285; بحارالأنوار، ج 25، ص 329، ح4. 
حسن عاقبت

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(وَالْعاقِبَهُ بِجَمیلِ صُنْعِ اللّهِ سُبْحانَهُ تَكُونُ حَمیدَهً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِیَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ)[1] 

با ساخت نیكوى خداوند، فرجام كار، مادامى كه شیعیان از گناهان دورى گزینند، پسندیده و نیكو خواهد بود. 

شرح 

این حدیث، بخشى از نامه اى است كه امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله)مرقوم داشته اند. حضرت(علیه السلام) به نكته اى مهم اشاره كرده اند كه اگر شیعیان ما، عاقبت به خیرى را مى خواهند، سببش لطف و توجّه خاصّ خداوند است; پس باید از گناهانى كه خداوند متعال از آن ها منع كرده است، اجتناب كنند; زیرا هر عملى، اثر مخصوص خود را دارد و نَفْس ما، مطابق كارها، سخنان و حتّى افكارى كه داریم، ساخته مى شود. آن كس كه از انجام دادن گناه باكى ندارد ـ حال آن گناه كم باشد یا زیاد، كوچك باشد یا بزرگ ـ بداند كه حقیقت خود را تیره و تار كرده، شایستگى ورود به جایگاه نور و پاكى را ندارد. یك گناه، آتشى است كه در خرمنى مى افتد. انسان سال ها تلاش مى كند و ثواب ها براى خویش فراهم مى آورد، ولى با یك گناه، حاصل عمرى را به هدر مى دهد; از این رو، حضرت، در این حدیث، خطر گناه را گوشزد كرده است.


[1]. احتجاج، ج2، ص325 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 . 
هدف بعثت 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً، وَلا أَهْمَلَهُمْ سُدىً، بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ، وَجَعَلَ لَهُمْ أَسْماعاً وَأَبْصاراً وَقُلُوباً وَأَلْباباً، ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمْ النَّبِیّینَ(علیهم السلام) مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَیَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ، وَیُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهَلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَدینِهِمْ، وَأَنْزَلَ عَلَیْهِمْ كِتاباً...)[1] 

به راستى، خداى متعال مردم را بیهوده نیافرید، و بیكاره رها نساخت; بلكه آنان را به قدرت خود آفرید و به آنان گوش و دیده و دل و عقل داد; سپس پیامبران(علیهم السلام)را به سوى آنان بشارت دهنده و بیم دهنده فرستاد تا مردم را به اطاعت خدا امر كنند و از معصیت او باز دارند و آن چه را از امر خالق و دین خود جاهل اند، بدانها بیاموزند، و براى آنان كتابى نازل كرد... . 

شرح 


این مطالب بخشى از جوابى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب نامه ى احمد بن اسحاق مرقوم داشتند. 
احمد بن اسحاق مى گوید: 
بعضى از شیعیان نزد من آمده، خبر از ادّعاى جعفر بن على دادند. او در نامه اى خود را امامِ بعد از امام حسن عسكرى(علیه السلام)معرّفى و مردم را به سوى خود دعوت مى كند. وى ادّعا مى كند كه تمام علوم، از جمله علم حلال و حرام، نزد اوست. 
احمد ابن اسحاق این مطالب را در نامه اى مى نویسد و براى حضرت مى فرستد. حضرت(علیه السلام) در جواب، مطالبى را تذكّر دادند كه از آن جمله اشاره به هدف دار بودن خلقت انسان و بعثت انبیاست، تا مردم بدانند، كه هر كس حقّ ادعاى امامت و رهبرى خلق براى رساندن آن ها به اهدافشان را ندارد; هم چنین مردم به این نكته پى ببرند كه همواره در معرض امتحان الهى اند و از همه ى گفتار و كردار و پندارشان بازخواست مى شوند. این گونه نیست كه انسان به حال خود رها شده باشد تا مانند حیوانات دیگر زندگى كند و بعد از مدّتى خود را نابود شده بپندارد، بلكه براى انسان ها ابزار فهم (گوش، چشم، دل و عقل) قرار داده است، تا با مدد و یارى انبیا، حقایق عالم را درك كنند و بفهمند كه چگونه باید زندگى كنند و در این دنیا، براى رسیدن به سعادت، چه راهى را باید بپیمایند. 
منظور حضرت در این قسمت از نامه این است كه انسان به تنهایى نمى تواند راه خویش را بشناسد، لذا خداوند، انبیایى را فرستاد تا دست آدمیان را بگیرند و آنان را به سعادت ابدى برسانند و از شقاوت جاوید برهانند. خداوند متعال نیز در قرآن كریم به این هدف اشاره كرده است: 
(هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُْمِّیّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَكّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَهَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلال مُبین)[2]; اوست خدایى كه میان عرب امّى ـ كه خواندن و نوشتن هم نمى دانستند ـ پیامبرى بزرگوار از خودشان برانگیخت، تا بر آنان آیات وحى خدا را تلاوت كند و آن ها را ـ از لوث جهل و اخلاق زشت ـ پاك سازد و به آنان كتاب آسمانى و حكمت الهى بیاموزد، كه پیش از این همه در گرداب جهالت و گمراهى بودند. 
اوضاع امروز جهان این نكته را به خوبى آشكار كرده است. چه افراد مظلومى كه به بهانه هاى واهى، خونشان ریخته مى شود و چه اموالى كه به هوسى غارت مى گردد و ... !


[1]. الغیبه، طوسى، ص288، ح246; احتجاج، ج2، ص280; بحارالأنوار، ج53، ص194، ح21. 
[2]. سوره ى جمعه، آیه ى 2 . 
لازمه محبت اهلبیت(ع)

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَیَتَجَنَّبُ ما یُدْنیهِ مِنْ كَراهَتِنا وَسَخَطِنا)[1] 

پس هر یك از شما باید كارى كند كه وى را به محبت و دوستى ما نزدیك سازد، و از آن چه خوشایند ما نیست و باعث كراهت و خشم ماست دورى گزیند. 

شرح 

این عبارت بخشى از نامه اى است كه امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله)فرستاده است. حضرت بعد از تأیید ایشان و ذكر سفارش ها و دستورهاى گوناگون به شیعیان، مى فرماید: 
هر فرد از شیعیان باید كارى را انجام دهد كه به محبت ما اهل بیت نزدیك شود، و از كارهایى كه موجب كراهت و ناخرسندى ما مى شود، اجتناب و دورى كند. 
روشن است محبّت و كراهت اهل بیت(علیهم السلام) جنبه ى فردى و شخصى ندارد، بلكه به ملاك خدایى است; زیرا هر گاه اهل بیت(علیهم السلام) مشاهده كنند كه شیعیان و منتسبان به آنان، كارهایى را انجام مى دهند كه مورد رضایت الهى است، و نیز از كارهایى كه مورد سخط و غضب خداون