 از من نیست، و راهِ او راه فرزند نوح است. 

شرح 

این عبارت، بخشى از جواب هاى امام زمان(علیه السلام) به پرسش هاى اسحاق ابن یعقوب است. از جمله ى آن سؤال ها، سؤال از حكم كسانى است كه از اهل بیت و نسل پیامبرند و از فرزندان عموى آن حضرت شمرده مى شوند، ولى منكر امام زمان اند. او مى پرسد: «آیا با وجود این كه منكران حضرت، از ذرارى پیامبرند، گمراه اند یا نه؟» حضرت(علیه السلام)در جواب این سؤال به نكته اى اشاره مى كند و مى فرماید: 
میان خدا و هیچ كس، قرابت و خویشاوندى وجود ندارد كه به جهت آن درباره اش ملاحظه ى خاصى صورت گیرد; لذا اگر فردى نافرمانى خدا را كند ـ هر كس كه باشد ـ سرنوشتش دوزخ است. 
یكى از موارد نافرمانى خدا، انكار امامت امام زمان یا انكار وجود اوست. آن كه این نظر را داشته باشد، راهى را كه مى پیماید، راه فرزند نوح است. او به هر جا پناه برد، نجات نیابد; همان گونه كه كوه بلند، فرزند حضرت نوح را نجات نداد. 
این حدیث را روایتى كه شیعه و سنّى در كتب روایى خود آورده اند، تأیید مى كند; و آن این كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: 
مَثل اهل بیت من، مَثل كشتى نوح است، هر كس سوار بر آن شود، نجات مى یابد و كسى كه از آن تخلّف كند، غرق مى شود.[2]


[1]. كمال الدین، ص484، ح3 ; الغیبه، طوسى، ص290، ح247 ; احتجاج، ج2، ص283 ; كشف الغمه، ج3، ص339 ; إعلام الورى، ج2، ص270 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1113 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح10 . 
[2]. بصائر الدرجات، ص317، ح4 ; مستدرك حاكم، ج3، ص151 . 
نهى از تكلّف و به زحمت انداختن


 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(لا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ كُفیتُمْ)[1] 

خود را براى دانستن آن چه از شما نخواسته اند به مشقت نیندازید. 

شرح 

این عبارت از جمله مطالبى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى اسحاق بن یعقوب تذكّر داده اند. 
از این حدیث شریف چند نكته استفاده مى شود كه به برخى از آن ها اشاره مى كنیم: 
1. همه ى افراد، از نظر عقلى و توان درك و فهم، یك سان نیستند. برخى، مطالب فلسفى و عقلى و استدلالى را به راحتى درك مى كنند و برخى چنین نیستند; بنابراین، هر كس باید اندازه ى فهم خود را بداند و بیش از آن، خود را به زحمت نیندازد; زیرا، به طور نمونه، كسى كه توان فهم مطالب عرفانى را ندارد، اگر وارد این مباحث شود، یقیناً، با مشكل روبه رو خواهد شد و چه بسا به گمراهى افتد. 
2. شارع مقدّس اسلام، برخى مطالب را نخواسته آشكار كند. حضرت در این روایت مى فرماید: 
به همان اندازه كه براى شما روشن شده است، قناعت كنید و خود را براى فهمیدن آن چه از شما مخفى شده است، به زحمت نیندازید. 
مثلاً برخى به دنبال این اند كه بدانند حضرت، الآن، در كجا زندگى مى كنند و ...; علم این مطالب بر ما پوشیده است. آن چه براى ما روشن است، این است كه حضرت، زنده است. وظیفه ى ما، آماده كردن اوضاع براى ظهور ایشان است. ما نباید خود را براى اطلاع از نحوه ى زندگى حضرت و ... به زحمت بیندازیم; زیرا، این امور، نفعى براى ما ندارد; لذا علمش نیز در اختیار ما نیست. 
3. هم چنین، به طور مثال، اگر كسى لباسش پاك بوده باشد و شك كند كه نجس شده است یا نه، باید حكم را بر پاكى لباس بگذارد; ولى بعضى به این مقدار اكتفا نمى كنند و خودشان را به زحمت مى اندازند و براى یافتن نجاست احتمالى، همه ى لباس را نگاه مى كنند تا علم حاصل كنند! از ما چنین علمى را نخواسته اند.


[1]. كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; احتجاج، ج2، ص284 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 . 
فلسفه امامت و صفات امام 


قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 


(أَحْیى بِهِمْ دینَهُ، وَأَتَمَّ بِهِمْ نُورَهُ، وَجَعَلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ إِخْوانِهِمْ وَبَنی عَمِّهِمْ وَالاَْدْنَیْنَ فَالاَْدْنَیْنَ مِنْ ذَوی أَرْحامِهِمْ فُرْقاناً بَیِّناً یُعْرَفُ بِهِ الْحُجَّهُ مِنَ الْمَحْجُوجِ، وَالاِْمامُ مِنَ الْمَأْمُومِ، بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ، وَبَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُیُوبِ، وَطَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَنَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ، وَجَعَلَهُمْ خُزّانَ عِلْمِهِ، وَمُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ، وَمَوْضِعَ سِرِّهِ، وَأَیَّدَهُمْ بِالدَّلائِلِ، وَلَوْلا ذلِكَ لَكانَ النّاسُ عَلى سَواء، وَلاَِدَّعى أَمْرَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كُلُّ أَحَد، وَلَما عُرِفَ الْحَقُّ مِنَ الْباطِلِ، وَلا الْعالِمُ مِنَ الْجاهِلِ)[1] 

اوصیا كسانى هستند كه خداوند متعال، دینش را با آنان زنده مى كند، و نورش را با آنان كاملاً مى گسترد و سیطره مى دهد. خداوند میان آنان و برادران و عموزادگان و دیگر خویشاوندانشان تفاوت آشكارى گذاشته است كه به سبب آن، حجّت از غیر حجّت، و امام از مأموم، شناخته مى شود. آن تفاوت آشكار این است كه آنان را از گناهان محفوظ و مصون داشته، از عیوب مبرّا كرده، از پلیدى پاك گردانیده، از اشتباه منزهشان داشته، آنان را خزانه داران علم و حكمت و پرده داران سرّ خود قرار داده و آنان را با دلیل ها تأیید كرده است. اگر این گونه نبود، همه ى مردم با هم یكسان بودند و هر كس مى توانست ادعاى امامت كند كه در این حال، حقّ از باطل و عالم از جاهل، تشخیص داده نمى شد. 

شرح 

این كلمات، از جمله مطالبى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب نامه ى احمد بن اسحاق مرقوم داشته است. آن حضرت(علیه السلام) بعد از اشاره به نكاتى چند، به حقیقت و شأن و مقام امامت و امام پرداخته و خصوصیاتى را براى امام بیان فرموده است، تا سبب تمایز امام حق از مدعى دروغین امامت باشد: 
1. امام كسى است كه به سبب او دین خدا زنده خواهد ماند; زیرا او است كه در هنگام اختلافات و وقوع فتنه ها و شبهه ها، حقّ را از باطل تشخیص مى دهد و مردم را به دین واقعى هدایت مى كند. 
2. نور خدا كه با رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شروع شد، با امام تمام و كامل مى شود. 
3. خداوند متعال، در ذریه ى پیامبر، براى تمیز امام از بقیه ى افراد، اوصافى اختصاصى براى امام قرار داده است، تا مردم، در امر امامت، دچار شبهه نشوند، خصوصاً هنگامى كه بعضى از ذریه ى پیامبر، ادعاى دروغین امامت مى كنند. برخى از این ویژگى ها، عصمت از گناهان، دورى از عیوب، طهارت از پلیدى، نزاهت و پرهیز از اشتباه و ... است. اگر این ویژگى ها نبود، هر كس مى توانست ادعاى امامت كند و بدین سان، حق و باطل جدا شدنى نبودند و در نتیجه، دین الهى بر جهانیان حاكم نمى شد.


[1]. الغیبه، طوسى، ص288، ح246; احتجاج، ج2، ص280; بحارالأنوار، ج53، ص194و195، ح21. 
امام زمان(علیه السلام)، امان اهل زمین

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(إِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ)[1] 

همانا، من، امان و مایه ایمنى براى اهل زمینم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند. 

شرح 

این كلام، قسمتى از جواب هایى است كه امام زمان(علیه السلام)، در پاسخ به نامه ى اس