ضرت(علیه السلام) با بیان این كه سجده، دعا و تسبیح است، مى فهماند كه خود سجده هم یك نوع تسبیح و دعاست و همان گونه كه ذكرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده كردن هم كارى مستحب است; زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل براى خداوند متعال است، و شكّى نیست كه این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اكمل است.


[1]. احتجاج، ج2، ص308 ; بحارالأنوار، ج53، ص161، ح3 ; و وسائل الشیعه، ج6، ص490، ح8514 . 
[2]. سوره ى ابراهیم، آیه ى7 . 
علّت تأخیر در ظهور امام(علیه السلام) 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَهُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَكْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ)[1] 

اگر شیعیان ما ـ كه خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى كه بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مى گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما; علّت مخفى شدن ما از آنان چیزى نیست جز آن چه از كردار آنان به ما مى رسد و ما توقع انجام این كارها را از آنان نداریم. 

شرح 


این جملات، قسمتى از نامه اى است كه از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله)فرستاده شده است. حضرت(علیه السلام)در این نامه، بعد از سفارش هاى لازم به شیخ مفید(رحمه الله)ودستورهایى به شیعیان، به امر مهمّى كه سبب غیبت ایشان شده است، اشاره مى كنند. حضرت، نبود صفا و یك دلى در بین شیعیان را سبب غیبت خود مى شمرند. 
تاریخ نشان داده است كه تا مردم نخواهند و تلاش نكنند، حق بر جاى خویش قرار نمى گیرد و حكومت به دست اهلش نمى رسد. تجربه ى حضرت على و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، دلیل بسیار آشكارى بر این مطلب است. اگر مردم بر خلافت حضرت على(علیه السلام)پافشارى مى كردند، الآن، تاریخ مسیر دیگرى را مى پیمود، ولى دنیاخواهى و ترس و ... مردم آن زمان سبب شد از آن زمان تا آینده اى كه معلوم نیست چه هنگام به پایان مى رسد، جهانیان و خصوصاً شیعیان، جز ظلم و آزار چیزى نبینند. متأسفانه كوتاهى ما، بلكه عملكرد بدمان سبب شده است كه آن محرومیت تا كنون ادامه یابد. 
طبق این حدیث، وظیفه ى ما براى تسریع و تعجیل در ظهور حضرت، این است كه آن حضرت را بر خویش و خویشان مقدم داریم و با اجراى دستورهاى اسلامى و گسترش و ترویج عملى اسلام، آن امام(علیه السلام) را به جهانیان بشناسانیم و دل ها را به سوى آن حضرت معطوف كنیم، تا به خواست خداوند، هرچه زودتر، زمینه ى پذیرش مردمى و جهانى آن امام(علیه السلام) فراهم شود. 
از این حدیث شریف نكاتى استفاده مى شود: 
1. خداوند متعال از شیعیان عهد و پیمان گرفته كه از امامان پیروى كنند و این پیروى سبب تشرّف به لقاى امام زمان خواهد بود. 
2. اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آن ها از امامشان شده است; و لذا اعمال شایسته مى تواند در تسریع ارتباط با امام زمان(علیه السلام) مؤثر باشد.


[1]. احتجاج، ج2، ص315 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 . 
استغفار در حق یكدیگر 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض لَهَلَكَ مَنْ عَلَیْها)[1] 

اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یكدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاك مى گشتند. 


شرح 


امام زمان(علیه السلام) در حدیثى طولانى خطاب به فرزند مهزیار، شیعیان را به استغفار و دعا در حقّ یكدیگر ترغیب مى كند; زیرا از آثار و بركات آن رفع عذاب از روى زمین و اهل آن است. 
از آیات قرآن استفاده مى شود كه دو چیز عامل ایمنى زمین از عذاب الهى در این دنیاست: 
1. وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم): خداوند متعال مى فرماید: 
(ما كانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ)[2]; تا تو در میان مردم هستى، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد كرد. 
2. استغفار: خداوند متعال مى فرماید: 
(ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)[3]; خداوند آنان را در حالى كه استغفار مى كنند، هرگز عذاب نخواهد كرد. 
از این حدیث دو نكته استفاده مى شود: 
1. گناه باعث هلاكت و عذاب مردم در همین دنیا مى شود. 
2. استغفار سبب مغفرت است، خصوصاً اگر در حقّ همدیگر استغفار كنند.


[1]. دلائل الامامه، ص297 . 
[2]. سوره ى انفال، آیه ى 33 . 
[3]. همان . 
آغاز 


مي بارد از دستش اعجاز، مردي که بالانشين است 
تا عاشقي را بفهميد، هان! فرصت آخرين است! 

سحري بکن با عصايت، تا نيل چشمم بخشکد 
چشمان من رود رود است، دستان من گندمين است 

ماييم و گاهي تغزّل، در کوچه باغ مزامير 
شعري بخوان از زبورت؛ تصنيفِ گل، دلنشين است! 

ارزانيت باد قلبم، ارزانيت باد شعرم؛ 
اين است دار و ندارم؛ دار و ندارم همين است! 

مي رويد امواج دريا در پهنه داغ و آتش 
آن روز آغاز عشق است، آغاز سبز زمين است. 
 



صالح محمدي امين استغفار، سبب غفران

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(إِذا اسْتَغْفَرْتَ اللّهَ فَاللّهُ یَغْفِرُ لَكَ)[1] 

اگر از خداوند، طلب مغفرت كنى، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید. 


شرح 


مرحوم كلینى(رحمه الله) این حدیث شریف را در ضمن حدیثى از امام زمان(علیه السلام) نقل كرده است. حاصل حدیث آن است كه شخصى به نام یمانى به سامرا وارد مى شود. از طرف امام زمان(علیه السلام)كیسه اى كه در آن دو دینار و دو لباس بود، به دست او مى رسد. او به سبب كمى هدایا آن ها را رد مى كند; ولى بعد از مدّتى از این عمل خود پشیمان مى گردد و نامه اى مى نویسد و پوزش مى خواهد و در دل خود، ضمن توبه، نیت مى كند كه اگر دوباره این هدیه براى او فرستاده شود، آن را بپذیرد. بعد از مدّتى، هدیه به دست او مى رسد، و در توقیعى، حضرت(علیه السلام) به یمانى اشاره كرده، مى فرماید: 
تو، با ردّ هدیه ى ما، اشتباه كردى و اگر طلب مغفرت از خداوند كنى، خداوند تو را خواهد بخشید. 
از این توقیع شریف دو نكته استفاده مى شود: 
1. امام زمان(علیه السلام) عالم به سرّ و خفیّات است و از اعمال و حتّى نیّات ما آگاه است; لذا در روایتى، امام صادق(علیه السلام)، در ذیل آیه ى شریفِ: (قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)[2]. مى فرماید: 
«مراد از مؤمنین امامان اند»[3]. 
2. طلب مغفرت از خداوند عزّوجلّ، سبب غفران گناهان است. با در نظر گرفتن این كه طلب، امرى قلبى است و احتیاج به لفظ ندارد، از حدیث شریف چنین استفاده مى شود كه مجرّد طلب مغفرت (پشیمانى و عزم بر عدم بازگشت به گناه) در تحقّق مغفرت الهى و قبولى توبه كافى است. البتّه توبه ى كامل شرایطى دارد، كه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، در حدیثى، 