به آن اشاره كرده است[4].



[1]. كافى، ج1، ص521، ح13 ; كمال الدین، ج2، ص490، ح13 ; ارشاد، ج2، ص361 ; إعلام الورى، ج2، ص264 ; كشف الغمه، ج3، ص251 ; بحارالأنوار، ج51، ص329، ح52 و مدینه العاجز، ج8، ص85 . 
[2]. سوره ى توبه، آیه ى 105; بگو عمل كنید! پس به زودى، خداوند و رسولش و مؤمنان، عمل شما را مى بینند. 
[3]. تفسیر برهان، ج2، ص838، ح2 . 
[4]. ر.ك: نهج البلاغه، حكمت417 ; بحارالأنوار، ج6، ص36 ـ 37، ح59 . 
حرمت اموال مردم 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(فَلا یَحِلُّ لاَِحِد أَنْ یَتَصَرَّفَ مِنْ مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ)[1] 

براى هیچ كس جایز نیست كه بدون اذن صاحب مال، در مالش تصرّف كند. 

شرح 

این كلام، بخشى از جوابى است كه حضرت(علیه السلام) در پاسخ مسائل اسدى، مرقوم داشته اند. 
حضرت به مطلبى اشاره مى كنند كه در آیه ى شریفه ى (لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَكُونَ تِجارَهً عَنْ تَراض مِنْكُمْ)[2]به آن اشاره شده است. خداوند در این آیه فرموده است: 

اموال خود را بین خود به باطل نخورید، بلكه تصرّف شما به واسطه ى تجارتى باشد كه با رضایت شما، در میانتان متداول است. 
مال مسلمان نیز همانند آبرو و جانش باید محفوظ باشد، و دیگران نباید چشم سوئى به آن داشته باشند. مالك مال دیگران شدن، اگر بدون اسباب شرعى وعرفى (از قبیل تجارتِ با رضایت، بخشش، ارث، اجاره و یا سایر اسباب شرعى كه در فقه اسلامى به آن ها اشاره شده است) باشد، نتیجه اى جز هرج و مرج در پى ندارد. در این آیه و نیز حدیث شریف، این گونه دستور داده شده كه تصرّف در مال دیگران باید با رضایت یا اذن یا اجازه ى صاحب مال باشد و كسى حق ندارد با زور، مال دیگرى را از دستش بیرون آورد و خود را صاحب آن بداند.


[1]. كمال الدین، ص521، ح49 ; احتجاج، ج2، ص299 ; بحارالأنوار، ج53، ص183، ح11 ; وسائل الشیعه، ج9، ص540و541، ح12670 . 
[2]. سوره ى نساء، آیه ى 29 . 
برآوردن حاجات مردم

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(مَنْ كانَ فی حاجَهِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ فی حاجَتِهِ)[1] 

هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نیز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود. 


شرح 


این حدیث را شیخ صدوق(رحمه الله) از پدرش، از سعد بن عبدالله، از ابى القاسم بن ابى حلیس (حابس)، از امام زمان(علیه السلام) نقل مى كند. حضرت در پیامى به حلیسى به خلوص او، و به صورت كلّى، به این نكته ى اخلاقى اشاره مى فرماید كه: هر كس درصدد برآوردن حاجت خداوند باشد، خداوند نیز دنبال كننده ى حاجات او خواهد بوده و خواسته هایش را برآورده خواهد ساخت. 
هر چند مراد از حاجت خداوند در بخشى دیگر از این روایت، زیارت امام حسین(علیه السلام) با نیت خالص، مشخص شده است; ولى حضرت، یك اصل كلّى را بیان كرده و زیارت امام حسین(علیه السلام)را مصداقى از آن قرار داده اند; یعنى اگر انسان كارى را انجام دهد كه اجرایش مطلوب و خواسته ى خداوند باشد، و از این رو بتوان آن را «حاجت و خواسته ى خداوند» خواند، مى تواند خداوند نیز كارهاى او را اصلاح مى كند. 
شایسته ى یادآورى است كه خداوند، محتاج به هیچ كس نیست، بلكه این مردم اند كه سرتاپا محتاج به قاضى الحاجات اند. خداوند متعال مى فرماید: 
(یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ)[2]; اى مردم! شما محتاجان به سوى خداوندید و خداوند، همان غنّى ستایش شده است. 
تعبیر حاجت خداوند در این حدیث به این جهت است كه حاجت خداوند در حاجت خلق است; و به تعبیر دیگر، كسى كه حاجات مردم را برآورد، گویا حاجت خداوند را برآورده است. 
احتمال دیگر در مورد این حدیث این است كه مقصود از «حاجت خدا»، دستورهاى خداوند، اعمّ از اوامر و نواهى باشد كه خواست خداوند است، و اگر كسى در برابر آن مطیع باشد، خداوند نیز حاجت او را بر مى آورد.

 
[1]. كمال الدین، ج2، ص493، ح18 ; الخرائج و الجرائح، ج1، ص443، ح24 ; بحارالأنوار، ج51، ص331، ح56 . 
[2]. سوره ى فاطر، آیه ى 15 . 
زكات، پاك كننده نفس

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(أمّا أَمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إِلاّ لِتَطَهَّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ وَمَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ، فَما آتانی اللّهُ خَیْرٌ مِمّا آتاكُمْ)[1] 

امّا اموال شما، پس آن ها را نمى پذیریم، مگر به خاطر این كه پاك شوید. پس هر كه مى خواهد، بپردازد، و هر كه نمى خواهد، نپردازد. آن چه خدا به ما عطا كرده، از آن چه به شما عطا نموده بهتر است. 

شرح 

این عبارت، بخشى از مطالبى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى اسحاق بن یعقوب، در توقیع مبارك خود مرقوم فرموده اند. اسحاق بن یعقوب مى گوید: سؤال هایى را گرد آوردم و به سفیر دوم حضرت، محمد بن عثمان عمرى، عرضه كردم و از او خواستم كه آن ها را خدمت آن حضرت برساند و پاسخشان را نیز درخواست كند. حضرت(علیه السلام) در توقیعى، به خط مبارك خود، بعد از تذكّر امورى، چنین فرمودند: 
امّا اموالتان، پس هرگز، ما آن ها را قبول نمى كنیم، مگر براى آن كه پاك شوید; حال، هر كه مى خواهد مالش را بفرستد و هر كه نمى خواهد، نفرستد. آن چه خدا به ما عطا كرده، از آن چه به شما عطا شده، بهتر است. 
حضرت(علیه السلام) در این كلام مبارك، به این نكته اشاره مى كند كه ثمره ى پرداخت حقوق مالى واجب، به خود انسان برمى گردد و امام(علیه السلام) این اموال را مى گیرد تا نفسِ پرداخت كنندگان پاك شود، نه این كه امام به آن ها محتاج باشد. قرآن كریم نیز در آیه ى زكات به این نكته اشاره كرده است: 
(خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ)[2]; از اموال آنان، صدقه (زكات) اخذ كن تا آنان را پاك گردانى و تزكیه كنى; و بر آنان درود بفرست و دعا كن، كه دعاى تو مایه ى آرامش آنان خواهد بود.


[1]. كمال الدین، ج2، ص484، ح4 ; الغیبه، طوسى، ص290، ح247 ; احتجاج، ج2، ص283 ; إعلام الورى، ج2، ص271 ; كشف الغمه، ج3، ص339 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1114 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح10 . 
[2]. سوره ى توبه، آیه ى 103 . 
نماز اول وقت 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَداهَ إِلى أَنْ تَنْقَضیِ الْنُجُومْ)[1] 

ملعون و نفرین شده است كسى كه نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد، تا موقعى كه ستارگان ناپدید شوند.». 

شرح 

این حدیث قسمتى از توقیعى است كه در جواب سؤال محمّد بن یعقوب از ناحیه ى مقدسه رسیده است. امام زمان(علیه السلام)در این توقیع تأكید فراوانى بر نماز اوّل وقت كرده و كسانى را كه تا روشن شدن هوا و ناپدید شدن ستاره ها نماز صبح را به تأخیر مى اندازند، نفرین شده دانسته است. 
از این حدیث و احادیث دیگر استفاده مى شود كه نماز سه وقت دارد: 
1. وقت فضیلت: كه همان اول وقت نماز است و از آن در روایات به «رضوان اللّه» تعبیر شده و بهترین وقت براى نما