آله وسلم)براى اهل بیت(علیهم السلام)تفسیر كرده اند; نیز شامل علومى است از وقایع گذشته درباره ى انبیا و امّت هاى پیشین، و حوادثى كه براى آنان اتّفاق افتاده و خبر از شروع امور و عوالم است. 
مراد از «غابر»، علومى است كه به امور آینده تعلّق مى گیرد; زیرا، غابر به معناى «باقى» است. مراد از غابر خبرهاى حتمى است كه مربوط به آینده ى جهان است. و بدین سبب امام آن را به «موقوف» تفسیر كرده اند كه علومى كه تعلق به آینده ى جهان دارد، مختصّ به اهل بیت(علیهم السلام)است. موقوف، یعنى «مخصوص». 
مراد از علم حادث، علمى است، كه به تجدد احوال موجودات، تجدّد پیدا مى كند، ویا تفصیل مجملات است ... مراد از «قذف در قلوب»،الهام الهى بدون واسطه ى ملك است. 
مراد از «نقر در اسماع» الهام الهى است به واسطه ى ملك. 
دلیل افضلیّت نوع سوم این است كه الهام ـ با واسطه یا بدون واسطه ـ به اهل بیت(علیهم السلام)اختصاص دارد. 
از آن جا كه ادعاى الهام الهى، ممكن است انسان را به توهّم نبوّت بیندازد، حضرت در پایان به این نكته اشاره دارد كه پس از پیامبر ما، پیامبرى نخواهد آمد.


[1]. دلائل الإمامه، ص524، ح495 ; مدینه المعاجز، ج8، ص105، ح2720 . مرآة العقول، ج3، ص136و137
فلسفه امامت

 قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(أَوَ ما رَأَیْتُمْ كَیْفَ جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ مَعاقِلَ تَأْوُونَ إِلَیْها، وَأَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ(علیه السلام))[1] 

آیا ندیدید كه چگونه خداوند براى شما، ملجأهایى قرار داد كه به آنان پناه برید، و عَلَم هایى قرار داد تا با آنان هدایت شوید، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا كنون. 

شرح 

این عبارت، قسمتى از توقیعى است كه از ناحیه ى حضرت، به خاطر اختلاف میان ابن أبى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان صادر شده است. ابن ابى غانم معتقد بود كه براى امام حسن عسكرى(علیه السلام) جانشینى نیست و امامت به ایشان ختم شده است. گروهى از شیعیان، به حضرت مهدى(علیه السلام)نامه مى نویسند و داستان را باز مى گویند. از ناحیه ى حضرت نامه اى صادر مى شود كه حدیث فوق بخشى از آن است. 
امام زمان(علیه السلام) بعد از سفارش هاى زیاد در دورى از تردید و شك در امر امامت و وصایت و جانشینى، مى فرمایند: مسئله ى وصایت، در طول تاریخ بشریت، ثابت است و تا انسان وجود دارد، زمین، خالى از حجّت نیست. حضرت مى فرماید: 
تاریخ را بنگرید! آیا زمانى را خالى از حجّت دیده اید كه اینك اختلاف كرده اید؟ 
حضرت، در این قسمت از حدیث، براى امامت، دو فایده برشمرده است: یكى، ملجأ و پناه مردم در گرفتارى ها، و دیگرى هدایت كردن مردم به دین الهى; زیرا امام معصوم(علیه السلام) نه تنها هدایتگر مردم به شریعت و دین الهى است، بلكه در مسائل مادّى و دنیوى نیز حلاّل مشكلات مختلف آنان خواهد بود.


[1]. الغیبه، شیخ طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص278 ; بحارالأنوار، ج53، ص179، ح9 . 
مشیّت خداوند و خواست اهل بیت(علیهم السلام) 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(قُلُوبُنا أَوْعِیَهٌ لِمَشِیَّهِ اللّهِ، فَإِذا شاءَ شِئْنا، وَاللّهُ یَقُولُ: وَما تَشاؤُونَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ[1]) [2] 

دل هاى ما ظروفى براى خواست خداوند است. اگر خدا چیزى را اراده كند و بخواهد، ما نیز اراده كرده، خواهیم خواست. خداوند متعال مى فرماید: و شما نمى خواهید مگر این كه خداوند بخواهد. 

شرح 

امام زمان(علیه السلام) در این كلام، در ردّ مقصِّره[3] و مفوّضه[4]، خطاب به كامل بن ابراهیم مى فرماید: 
آنان دروغ مى گویند، بلكه قلوب ما ظرف هایى است از براى خواست خداوند. هر چه او بخواهد، ما مى خواهیم، و در مقابل خواست خداوند، از خود اراده و خواست مستقلى نداریم. 
در حدیثى از امام كاظم(علیه السلام) آمده است: 
همانا خداوند قلوب امامان را در مسیر اراده ى خود قرار داده است; پس هر گاه خداوند متعال چیزى را بخواهد، آنان آن چیز را مى خواهند; و این سخن خداوند متعال است كه مى فرماید: و شما نمى خواهید مگر این كه خداوند بخواهد.[5] 
از این كلامِ امام زمان(علیه السلام) نكاتى استفاده مى شود كه به چند مورد از آن ها اشاره مى كنیم: 
1. قلب ها ظروف واردات خواسته هاى الهى یا شیطانى است. 
2. امامان معصوم اند; زیرا اراده ى اهل بیت(علیهم السلام)، همان اراده ى الهى است، كسى كه چنین باشد، از مقام عصمت برخوردار است. 
3. اراده ى اهل بیت(علیهم السلام) بر اراده ى خداوند پیشى نمى گیرد و نیز از آن تأخیر نمى افتد. ما نیز باید نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) چنین باشیم. 
4. بدون تعلّق اراده ى خداوند به چیزى، اهل بیت(علیهم السلام)اراده ى آن چیز را ندارند.


[1]. سوره ى تكویر، آیه ى 29 . 
[2]. الغیبه طوسى، ص247، ح216 ; الهدایه الكبرى، ص359 ; كشف الغمه، ج3، ص303 ; الخرائج و الجرائح، ج1، ص459 ; دلائل الامامه، ص506 ; بحارالأنوار، ج25، ص337، ح16. 
[3]. «مقصّره» كسانى هستند كه براى اهل بیت، از ولایت خدا، چیزى را قائل نیستند. 
[4]. «مفوّضه» گروهى از مسلمانان اند كه معتقدند، خداوند، بعد از خلقت عالم، اراده ى خود را به امامان واگذار كرده و آنان، به هر نحو كه بخواهند، در این عالم تصرّف مى كنند. 
[5]. تفسیر على بن ابراهیم، ج2، ص409 ; بصائر الدرجات، ص537، ح47 ; بحارالأنوار، ج5، ص114، ح44 . 
جمعه 


چرا باز هم غم ؟ 
چرا باز هم دلشوره هاي دمادم؟ 
پسينگاه جمعه : 
همان لحظه هاي هبوط ! 
همان وقت ميلاد آدم ! 
اسفند 79 
----------------- 
خدا آدم را پس از پسينگاه جمعه خلق کرد و هم به روز جمعه وي را از بهشت بيرون کرد . 
ترجمه تاريخ طبري ج 1 ص 34 و 69 


قيصر امين پور وجود همیشگى امام 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(أَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّه إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً)[1] 

زمین، هیچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود; چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان. 

شرح 

این كلام، قسمتى از توقیعى است كه امام زمان(علیه السلام) به عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد مرقوم داشته اند. حضرت(علیه السلام)بعد از سفارش هاى زیاد، به مطلبى اشاره مى كند و مى فرماید: باید همیشه، در روى زمین، حجّت الهى باشد، ونمى توان حتّى لحظه اى را تصوّر كرد كه امام معصوم نباشد. 
احتیاج انسان و دیگر موجودات به امام، ادامه ى احتیاج آنان به پیامبر است. نیاز به فرد معصوم ـ چه پیامبر و چه امام ـ را از دیدگاه هاى مختلفى مى توان بررسى كرد. یكى از این وجوه، نیاز به قانون الهى و تفسیر آن از سوى معصوم است. در كتاب هاى كلام، با دلیل هاى عقلى ثابت شده است كه بشر براى اصلاح زندگى دنیوى خود و رسیدن به سعادت ابدى و اخروى، نیازمند پیامبر است. نیاز بشر به دین و تفسیر صحیح از آن، ابدى است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)دین اسلام را به عنوان آخرین دین الهى، آورد و همه ى احكام و مسائل آن را بازگو كرد. پس از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)به همان دلیل هاى عقلى، باید كسانى مانند پیامبر در علم و عصمت و ... وجود داشته باشند. 