ندازه ى قابلیّت آنان است. انسان هر اندازه موانع را از خود دور كند و قلب خود را بیش تر بگشاید، از وجود و آثار و بركات بیش ترى بهره مى گیرد. 
9. همان گونه كه ابرها خورشید را نابود نمى كنند، و تنها مانع رؤیت اویند، غیبت امام زمان(علیه السلام) نیز فقط مانع رؤیت اوست.


[1]. كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; الغیبه، شیخ طوسى، ص292، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمه، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 و بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 . 
دفع بلا از شیعه 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(أَنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، وَبی یَدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَشیعَتی)[1] 

من، خاتم اوصیایم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى كند. 

شرح 

این حدیث شریف را شیخ صدوق و شیخ طوسى(رحمهما الله) از ابونصر خادم نقل كرده اند. ابونصر مى گوید: 
بعد از آن كه به خدمت آن حضرت رسیدم، فرمود: «آیا مرا مى شناسى؟» عرض كردم: «بلى.» فرمود: «من كیستم؟» عرض كردم: «تو آقاى من و فرزند آقاى منى.» حضرت فرمود: «من از تو این سؤال را نپرسیدم!» عرض كردم: «خدا مرا فداى تو گرداند! حال خود را، براى من شرح كن.» حضرت فرمود: «من، خاتم اوصیا هستم. خداوند، به سبب من، بلا را از اهل و شیعیانم دفع مى كند. 
در این قسمت از حدیث، حضرت(علیه السلام) به دو نكته اشاره كرده اند: 
1. آن حضرت خاتم اوصیاست و وصایت و امامت، به وجود ایشان ختم شده است. ممكن است منظور از وصایت در این جا، وصایتى باشد كه از فرزند حضرت آدم(علیه السلام)، هابیل یا شیث شروع و به امام زمان(علیه السلام)ختم شده است و نیز ممكن است مراد از «خاتمیت در وصایت» در قبال وصایتى باشد كه از على ابن ابى طالب(علیه السلام) شروع شده است. در هر صورت، پس از ایشان، هیچ امامى نخواهد بود و هركس ادعاى امامت كند، باطل، و مدعى آن دروغ گو است. 
2. شیعیان حضرت، در طول تاریخ، گرفتار انواع بلاها و مصایب خواهند شد. امام زمان(علیه السلام) در این حدیث شریف مى فرماید: 
تنها به سبب من است كه خداوند اهل بیت و شیعیانم را از گرفتارى و بلاها نجات خواهد داد. 
این كلام دو احتمال دارد: 
الف) مراد حضرت، عصر غیبت باشد; در این صورت، منظور این است كه شیعیان، در دوران غیبت، تنها با توسّل به حضرت مى توانند گرفتارى ها را از خود دفع كنند. 
حضرت(علیه السلام) در توقیع خود به شیخ مفید(رحمه الله) فرمود: 
ما در سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند.[2] 
ب) مراد حضرت، عصر ظهور باشد; در این صورت، مقصود این است كه خداوند متعال با ظهور حضرت و غلبه اش بر تمام ظالمان، بلاها و مصایب را از اهل و شیعیانش دور مى كند. 
جمع بین این دو احتمال نیز ممكن است; به این معنا كه حضرت(علیه السلام)هم در غیبت و هم هنگام ظهور خویش گرفتارى را از شیعیان دور مى سازد.


[1]. كمال الدین، ج2، ص441، ح12 ; الغیبه، طوسى، ص246، ح215 ; بحارالأنوار، ج52، ص30، ح25 . 
[2]. احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الجرائح، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7 . 
حكم وقف 

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 

(وَأَمّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ أَمْرِ الْوَقْفِ عَلى ناحِیَتِنا وَما یَجْعَلُ لَنا ثُمَّ یَحْتاجُ إِلَیْهِ صاحِبُهُ، فَكُلُّ ما لَمْ یُسَلَّمْ فَصاحِبُهُ فیهِ بِالْخِیارِ، وَكُلُّ ما سُلِّمَ فَلا خِیارَ فیهِ لِصاحِبِهِ، إِحْتاجَ إِلَیْهِ صاحِبُهُ أَوْ لَمْ یَحْتَجْ)[1] 
از ما درباره ى این كه فردى چیزى را براى ما وقف كرده، ولى خودش به آن محتاج شده است، پرسیده اى. حكم چنین فردى، این است كه در آن چه براى ما وقف كرده، ولى تسلیم ما نكرده، مختار است و مى تواند وقف را به هم بزند; ولى آن چه را، به خاطر تسلیم، وقفش مسلّم شده است، دیگر نمى تواند برگرداند، خواه به آن احتیاج داشته یا نداشته باشد. 

شرح 

این عبارت، قسمتى از توقیعى است كه امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى ابوالحسین محمّد بن جعفر اسدى مرقوم داشته اند. 
حكم وقف با معاملات دیگر تفاوت دارد. اگر كسى چیزى را بفروشد و پولش را از مشترى بگیرد، ولى پشیمان شود و از معامله صرف نظر كند، مى تواند پول را پس دهد و معامله را به هم بزند; امّا وقف این گونه نیست. وقتى چیزى وقف شد، اگر واقف، آن را به موقوف علیه (كسانى كه آن چیز براى آنان وقف شده) تسلیم نكرده باشد، مى تواند وقف را بر هم بزند و به دارایى هاى خودش بازگرداند; ولى اگر مال موقوف را در اختیار موقوف علیه قرار داد، آن وقف حتمیّت پیدا مى كند و واقف نمى تواند به هیچ عنوان آن را به اموال خود بازگرداند. 
در این حكم، فرق نمى كند كه موقوف علیه چه كسى باشد، امام معصوم باشد یا فرد عادى; نیز تفاوتى ندارد كه مال موقوف چه مقدار باشد، كم یا زیاد.


[1]. كمال الدین، ج2، ص520، ح49 ; بحارالأنوار، ج53، ص182، ح11 . 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:300.txt">توضيح مختصري درباه توقيع</a><a class="text" href="w:text:301.txt">توضيح تفصيلي درباره توقيعات</a><a class="text" href="w:text:302.txt">توقيعات قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:303.txt">توقيعات قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:304.txt">توقيعات قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:305.txt">توقيعات قسمت چهارم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4.txt">آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)  قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:5.txt">آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)  قسمت دوم</a></body></html>در انتظار سبز تو 


دير است تا که عشق تو از سر به در کنيم 
در انتظار سبز تو ، جان را سپر کنيم 

آواز صد پرنده ميان سکوت ماست 
برگرد تا زديده ، گل شوق پر کنيم 

گفتي صداي پاي دلم را شنيده اي 
بنشين کز اين سرود ، نوايي دگر کنيم 

بنشين در ارتقاع شب اي آفتاب من 
کز ماجراي تلخ جدايي حذر کنيم 

در باغهاي آينه ها فصل رنگه است 
ما آينه براي تو ، بيرنگ تر کنيم 

بالي نمانده تا که زويرانه هاي باد 
در بازومان شاخه ي ديگر سفر کنيم 

-بشنو صداي چهچه ي ديده ي مرا 
کز قصه هاي سينه تو را با خبر کنيم 

روزي که دير نيست ، چو موجي دونده باش 
کز ساحلي به ساحل ديگر گذر کنيم 

بازآ- قدم به مزرعه ي شام من بگذار 
کز شبنم لطيف سحر چهره تر کنيم 

-بادامني پر از گل شب بو بيا- که ما 
از پاکي سپيده ترا بارور کنيم



سپيده کاشاني توقيعات امام زمان (علیه السلام) 

توقيع در لغت يعنى: نشان گذاشتن، امضاء کردن نامه، نوشتن عبارتى در ذيل نامه وکتاب. (1) 
واصطلاحاً به دستورها ونامه هاى خلفا وپادشاهان گفته مى شود. 
درکتب علماى شيعه به نامه ها وفرمان هيى که در زمان غيبت از طرف امام غيب، به شيعيان رسيده توقيعات مى گويند. 
درکتاب کمال الدين صدوق وغيبت شيخ طوسى واحتجاج طبرسى و بحارالانوار مجلسى، حدود هشتاد توقيع از ناحيه مقدسه نقل شده است که محتواى آن ها، برخى خطاب به سفرا ونواب خاصى است وبرخى خطاب به علما وفقهاست، بعضى در پاسخ 