ه سؤالات است وبرخى در تکذيب ولعن کسانى است که به دروغ ادعاى نيابت از طرف آن حضرت را داشتند. (2) 
درباره توقيعات، اولين سؤالى که معمولا مطرح است، ين است که يا آن ها به خط مبارک خود حضرت بوده يا آن که به املا ى حضرت وخط ديگرى است بعضى ها معتقدند که کاتب آن توقيعات خود حضرت بوده است وحتى خط مبارکش ميان خواص اصحاب وعلماى وقت معروف بوده وآن را به خوبى مى شناختند . مثلا محمد بن عثمان عمرى مى گويد: از ناحيه مقدسه توقيعى صادر شدکه خطش را خوب مى شناختم. (3) 
ويا شيخ صدوق مى گفت: توقيعى که به خط امام زمان براى پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است. (4) 
لکن در مقابل قرينى است که توقيعات به خط خود امام نبوده است مثلا: ابونصر هبة الله رويت کرده که توقيعات صاحب الامر به همان خطى که در زمان امام حسن عسکرى (ع) صادر مى شد، به وسيله عثمان بن سعيد ومحمد بن عثمان براى شيعيان صادر مى گشت. (5) 
مى توان چنين گفت که توقيعات در عين صحت صدور ومتن، به خط امام نبوده است، بلکه امام حسن عسکرى (ع) کاتب مخصوصى داشته که تا زمان عثمان بن سعيد ومحمد بن عثمان زنده ومتصدى نوشتن توقيعات بوده است . (6) 
به هر حالا ممکن است برخى توقيعات با خط مبارک خود امام صادر شده باشد وبرخى ديگر با املاى امام وکتابت ديگرى صادر شده باشد وين هيچ خللى از ين که توقيعات از طرف حضرت بقية الله مي باشد، وارد نمي سازد. (7) 
از معروف ترين توقيعات حضرت را مي توان: توقيع براى شيخ مفيد وتوقيع براى على بن محمد سَمرى نام برد که در آن، حضرت، آغازغيبت کبرى را اعلام مي کند. 
نگاهى گذرا به مجموع توقيعاتى که از طرف امام زمان (ع) براى شيعيان آمده، مي رساند که امام غيب چون پيشواى حاضر، کمال مراقبت و دلسوزى را نسبت به شيعيان و دوستان خود دارد وبه هديت راه جويان وتربيت نفوس و معرفى نواب اربعه و افشاگرى مدعيان کاذب نيابت، علماً و عملا قيام مي فرميد، به طورى که درماندگان وگرفتارانى که صميمانه از او يارى طلبيده اند، گشيش کار و حل مشکل خود را ديده اند و دانش طلبانى که در معضلات علمي و دينى درمانده اند، از اشراقات والهامات حضرتش روشن وهديت شده اند . 
همه ين فيوضات را به صورت پاسخ پرسش ها در توقيعات صادره از ناحيه مقدسه مي بينيم. علاوه بر ين ها، نهان بينى ورازگويى و اخبار از غيب، در بسيارى از توقيعات وجود دارد که نه تنها موجب اطمينان خاطر بيشتر براى مردم آن زمان، بلکه براى خواننده امروز هم مي شود و مي فهمد که چگونه امام با دانشى که از گنجينه علم الهى بارور شده است، بر ضمير اشراف دارد و قصد و نيت اشخاص را مي داند واز پسر يا دختر بودن مولود وروز مرگ افراد با خبر است وپشاپيش آن را اعلام مي فرميد، واز حلال يا حرام بودن مالى که به حضورش تقديم شده خبر مي دهد وحرام آن را رد مي کند واگر تقديم کننده نام خود را بر خلاف بنويسد از دانش امام پنهان نمي ماند وحقيقت به او يادآورى مي شود .اين ها همه، اندکى از تجليات مقام وليت است که از ينه توقيعات نميان شده است. 

توقيع ابتديي
توقيع ابتديى يعنى بدون ين که از حضرت سؤالى بکنند ونامه اى خدمت حضرت بفرستند، حضرت خودش مبادرت به ارسال آن توقيع نميد. مانند توقيعى که از ناحيه امام زمان (ع) خطاب به محمد بن جعفر اسدى توسط محمد بن عثمان عمرى صادر شد ودر آن، حضرت کسانى که اموال امام زمان (ع) را براى خود حلال دانسته وبه ناحق آن را مي خورند، ملعون مي شمارد. (8) 

حميرى قمى
شيخ ابوجعفر محمدبن عبداله بن جعفر بن الحسين بن جامع بن مالک حميرى قمى متوفاى بعد از 298 ق از محدثان گران قدر و دانشوران نامدار شيعه در اويل غيبت صغرى بوده است. پدرش از اصحاب بزرگوار امام حسن عسکرى (ع) و از مؤلفان و محدثان مورد وثوق به شمار آمده و از آثار ارزشمند او، جمح آورى و تدوين توقيعات بوده است. همچنين احمد، جعفر و حسين- برادران ديگر شيخ ابوجعفر حميرى، از محدثان برومند و نامدار شيعه بوده اند و با حضرت بقية الله (ع) مکاتبه داشته اند. 
نسبت حميرى از آن جهت است که ين خاندان از نسل قبيلة "حمير" از قبيل بزرگ يمن بوده اند و. عنوان قمى، به اعتبار اقامت در شهر مقدس قم مى باشد. 
شيخ ابوجعفر حميرى، از اساتيد شيخ کلينى متوفى 329 هـ ق به شمار آمده است. همچنين على بن حاتم قزوينى کتاب هيش را از وى رويت نموده، و نيز شيخ صدوق متوفى 381هـ ق به واسطه احمد بن هارون فامى و جعفر بن الحسين از او رويت کرده است. 
جعفر بن محمد بن قولويه متوفى369هـ ق هم از حميرى حديث گرفته است. حميرى آثار ارزشمندى داشته، از جمله: کتاب الحقوق، کتاب الاوائل، کتاب السماءِ، کتاب الارض، الغيبة والحيرة، کتاب المساحة والبلدا ن، قرب الاسناد، کتاب ابليس و جنوده، وکتاب الاحتجاج نيز در ابواب مختلف شريعت، مسائلى از حضرت ولى عصر(ع) پرسيده است. 
سه توقيع از سوى آن حضرت در پاسخ به سؤالات او صادرگرديده است؟ در يکى از ين توقيعات پس از جواب سؤالات، امام زمان (ع)، زيارت ياسين را مرقوم داشته اند و شيعيان را به آن افتخار بخشيده اند . (9) 

پاورقي
1. فرهنگ معين ج 51 ص1169 
2. سيمي آفتاب ص 242 
3. بحارالانوار، ج 51، ص 349. 
4. انوار نعمانيه ج 3 ص 24 
5. بحارالانوارج 51ص 346 
6. گستر جهان ابراهيم امينى، ص 134. 
7. سيماى آفتاب، حبيب الله طاهرى ص 245. 
8. کمال الدين، ج 2، ص 522 بحارالانوار، ج 53 ص 83 1. 
9. رجال نجاشى ص 52 1 الذريعه، ج 4 ص401 تنقيح المقال ج 3 ص 139 
توقيعات امام زمان(ع)

توقيع به معنى امضا كردن نامه و فرمان، و نشان كردن برنامه و منشور مى‏باشد، و نيز پاسخهايى است كه بزرگان و دولتمردان، زير سؤالها و درخواستهاى كتبى كه از ايشان مى‏شود نويسند (لغتنامه دهخدا) . توقيع نويسى از ديرباز بين حكام و فرمانروايان رواج داشته، و موارد بسيار زيادى از توقيعات آنها در متون تاريخى و غيره به چشم مى‏خورد. كتاب توقيعات كسرى نمونه‏اى از اين آثار است، و نيز در صبح الاعشى (10/292 به بعد) و تمامى دو مجلد يازده و دوازده و قسمتى از جلد سيزده را با ذكر توقيعات بسيار، با موضوعات مختلف پرداخته است، همچنين در العقد الفريد (2/226 به بعد) طى چند فصل توقيعات مختلفى آمده است. در كتب روائى، فقهى و تاريخى شيعه قسمتى از مكتوبات ائمه اطهار (ع) به عنوان «توقيعات» آمده عمده آنها ـ از لحاظ كميت و كيفيت ـ توقيعاتى است كه از سوى امام زمان حضرت حجة بن الحسن ـ ارواحنا فداه ـ صادر گرديده است، و توقيعات صادره از ائمه ديگر بسيار كمتر بوده، و از بعضى از ايشان ـ در حد اطلاع ما ـ هيچ توقيعى به دست نيامده است. براى نمونه به اين موارد اشاره مى‏كنيم: چند توقيع كوتاه از حضرت اميرالمؤمنين على (ع) توقيعى از حضرت موسى بن جعفر (ع) (كشف الغمه، 3/33) توقيعاتى از امام رضا (ع) (اصول كافى، 1/107) ؛ عيون الاخبار الرضا، 2/86) و چندين توقيع از هر يك از ائمه: حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى (ع) (بحار الانوار، 2/181، 50/103، 280 ـ 302) . اكنون به طور اجمال، بخشهايى از ويژگى‏ها و مزاياى توقيعات مقدسه حضرت مهدى (عج) را بيان مى‏كنيم و به بررسى عموم