 امر کن که يک دل ديگر بياورم
مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
ديگر نشد عبارت بهتر بياورم
کی می‌شود صبح ، ناشتای چشم‌هایمان را به نگاه تو بگشاییم؟ کی می‌شود شام ، تصویر تو را به قاب خوابهایمان ببریم؟ کی می‌شود شب و روزمان، در فضای ظهور تو بگذرد؟ يا ابا صالح من ... 
.... 
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم 
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم 
.... 
اما هنوز این مرد تنهای پرشکیب ، با کولبار شوق خود راه می‌سپارد ، تا از دل این تیرگی ، نوری برآرد ... و همچنان در هر کناری ، شمعی می‌گذارد ، چرا كه اعجاز انسان را ، هنوز امید دارد ... 
از عشق تو گفتيم و نمك‌گير شديم 
تا ساحل چشمان تو تكثير شديم 
گفتند غروب جمعه خواهي آمد 
آنقدر نيامدي كه ما پير شديم 
.......... 
روزي ز سفر ، ستاره برمي‌گردد 
عشق من و تو ودوباره برمي‌گردد 
ترديد مكن ، مطمئنم فردا شب 
آن دلبر ماهپاره بر مي‌گردد 
.......... 
در راه عزيزي است كه با آمدنش 
هر قطب‌نما ، قبله‌نما خواهد شد 
.......... 
باز هم آدينه‌اي آمد ولي مهدي كجاست؟ 
يك نفر مي‌گفت مهدي جمعه‌ها در كربلاست 
.......... 
خوابيم و حقيقت به خدا نيست به جز اين 
ما غايب و او منتظر آمدن ماست
جمعه ها آمدند و رفتند ولي نيامدي 
اين جمعه هم گذشت دلغمين ولي نيامدي 
اي آخرين تکسوار از دامان فاطمه 
جمعه ها همه ندبه خوان سرآمد، نيامدي 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از توست 
عاشقم بر همه عالم که عالم عاشق توست 
گشته ام اسيرولايت که جهان تحت ولاي توست 
بنوشانم از جام ولايت که عيسي جرعه نوش ولاي توست 


 پیامک مهدوی : 
1- دلم ز هجر تو ویرانه شد، از پرده بتاب چو مه ببخش به ویرانه اعتبار بیا امیدان2- سکینه و وقارش به خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها، عصمت و حیاتش به فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، فصاحت و بلاغتش به علی مرتضی علیه‌السّلام، حلم و بردباریش به حسن مجتبی علیه‌السّلام، شجاعت و قوت قلبش به سیدالشهداء علیه‌السّلام، رفته؛ میلاد عقیله بنی‌هاشم بر شما مبارک.3- تقدیم به آن‌که دارمش دوست، تقدیم به آن‌که قلبم از اوست اگر مهتاب از تن برکند پوست جدا هرگز نگردد یادم از اوست!4- بکن ای مهربان که برگردی دعای این همه چشم انتظار کافی است.5- یا اباصالح! روسیاهم که مرا عاشق تو می‌خوانند غربتت بس که مرا لایق تو می‌دانند.6- در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آ ای کوکب هدایت7- کی می‌شود ز ندبه‌های جمعه پیدایت کنم گوشه‌ای تنها نشینم تا تماشایت کنم می‌نویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم.8- مهدیا! جمعه‌ها فراقت چه دلگیر شده و چه سخت است بر کسی که هر روزش جمعه است.9- بی‌تو این‌جا همه در حبس ابد تبعیدند سال‌ها هجری و شمسی، همه بی‌خورشیدند، سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است، فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجیدند. (اللهم عجل لولیک الفرج)10- بهار یعنی زنده‌شدن! امید که به دعای آقا همه وجودتان بهاری شود. بهارتان بی‌خزان!11- مهدیا! دلم هوای تو کرده هوای آمدنت صدای پای تو آید صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه دل ما قدم به خانه ما نه صفای آمدنت. 
ای غایب از نظر هاکی می‌شود بیایی ما را ز غم رها کن بر درد ما دوایی من در خیال خالت در حسرت نگاهم ، ترسم که طی شود عمر ما ای نازنین نیایی، خود باعث حجابم، بس که دلت شکستم، ما شرمنده‌ی تو هستیم، تو غایت وفای 
بوی عطر یار دارد جمعه ها 
وعده دیدار دارد جمعه ها 
جمعه ها دل یاد دلبر می کند 
نغمه یا ابن الحسن سر می کند 

غروب پنجشنبه بي قرارم / شبيه جمعه ها چشم انتظارم 
فقط يك جمعه مي آئي ولي من / تمام جمعه ها را دوست دارم ... 


با گناهاني كه از خود ساختيم 
ما ظهورت را عقب انداختيم ... 

ویرانه نه آن است كه جمشید بنا كرد 

ویرانه نه آن است كه فرهاد فرو ریخت 

ویرانه دل ماست كه هر جمعه به شوقت 

صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ریخت 
شاید آن روز که " سهراب" نوشت : 
تا شقایق هست زندگی باید کرد ... 
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. 
باید اینطور نوشت : 
هر گلی هست ... 
چه شقا یق چه گل پیچک و یاس 
تا نیاید آقا 
زندگی دشوار است. 
در راه عزيزي است كه با آمدنش
هر قطب ‌نما ، قبله‌ نما خواهد شد... 


باز هم آدينه‌اي آمد ولي مهدي كجاست؟ 
يك نفر مي‌گفت مهدي جمعه‌ها در كربلاست 

به انتظار و اميدي نشسته ام که بيائي ، بيائي و گره از کار بسته ام بگشائي 
دلم گرفته ازين جمعه هاي خلوت و غمگين ، دلم گرفته ازين لحظه هاي تلخ جدائي 
غبار آمدنت را نديد قطره ی اشکي ، اشاره اي به ظهورت نکرد دست دعائي 

يابن الحسن : 
يا بفرما به سرايم يا بفرما که سر آيم 
همه معبود تو باشي چه بياسم چه بيايي 


منتظران را به لب آمد نفس 
اي شه خوبان تو به فرياد رس 
اللهم عجل لوليک الفرج 


همه جا بروم به بهانه تو 
که مگر برسم در خانه تو 
همه جا دنبال تو ميگردم 
که تو يي درمان همه دردم 
يا ابا صالح مددي مولا 
يا ابا صالح مددي مولا 

عصر يك جمعه دلگير، 
دلم گفت: بگويم، بنويسم 
كه چرا عشق به انسان نرسيدست، 
چرا آب به انسان نرسيدست، 
و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست 
بگو حافظ دل‌خسته ز شيراز بيايد، 
بنويسد كه هنوزم كه هنوز است، 
چرا يوسف گم‌گشته به كنعان نرسيدست و 
چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست 

عصر اين جمعه دلگير، 
وجود تو كنار دل هر بي‌دل آشفته شود حس 
كجايي گل نرگس؟ 

كاش بودي تا دلم تنها نبود 
تا اسير غصه فردا نبود 
كاش بودي تا فقط باور كني 
بي تو هرگز زندگي زيبا نبود 



ما معتقديم عشق سر خواهد زد 
بر پشت ستم كسي تبر خواهد زد 


سوگند به هر چهارده آيه نور 
سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور 
آخر، شب سرد ما سحر مي‌گردد 
مهدي به ميان شيعه بر مي‌گردد 



براي آمدنت انتظار كافي نيست 
دعا و اشك و دل بي‌قرار كافي نيست 
خودت دعا بكن اي نازنين كه بر گردي 
دعاي اين همه شب‌زنده‌دار كافي نيست 

سؤالي ساده دارم از حضورت 
من آيا زنده‌ام وقت ظهورت؟ 
اگر تو آمدي، من رفته بودم 
اسير سال و ماه و هفته بودم 
دعايم كن دوباره جان بگيرم 
بيايم در حضور تو بميرم 

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت 
عمر بي‌حاصل ما اين همه افسانه نداشت 

من به چشم شيعيانم، جلوه الله و نورم 
من ميان دوستان‌ام، گرچه پندارند دورم 
ملك هستي، بحر مواجي بود از شوق و شورم 
دوستان، آماده، نزديك است ايام ظهورم 

قطعه گمشده‌اي از پر پرواز كم است 
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است 
اين همه آب كه جاري است نه اقيانوس است 
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است

کی می‌شود صبح ، ناشتای چشم‌هایمان را به نگاه تو بگشاییم؟ کی می‌شود شام ، تصویر تو را به قاب خوابهایمان ببریم؟ کی می‌شود شب و روزمان، در فضای ظهور تو بگذرد؟ يا ابا صالح من ... 

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم 
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم 

اما هنوز این مرد تنهای پرشکیب ، با کولبار شوق خود راه می‌سپارد ، تا از دل این تیرگی ، نوری برآرد ... و همچنان در هر کناری ، شمعی می‌گذارد ، چرا كه اعجاز انسان را ، هنوز امید دارد ...

از عشق 