یم اگر لحضه آمدنت را بدانیم...



* ...یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد 

* گفته بودم گربیایی مقدمت را گل فشانم
گل چی قابل مهربانم چشمهایم فرش راهت 

* چه انتظارعجیبی! توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم چه کوششی چه وفایی؟
فقط نشسته وگفتیم خداکند که بیایی. 

* جزاو به هیچ واقعه ای دل نبسته ایم
موعود جمعه *جمعه موعود می رسد.... 

* ما منتظریم از سفر برگردی
یک روز شبیه رهگذر برگردی
ما منتظر توایم آقا نکند
یه جمعه غروب بی خبر برگردی
وقتش نرسیده است ای مرد ظهور
با سیصدوسینزده نفر برگردی؟ 

* این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید به گمانم که بنا نیست یارش باشیم 

* روزي در برگه تقويم خواهند نگاشت
تعطيل رسمي - روز ظهور حضرت ولي‌عصر«ع» 

* از عشق تو گفتيم و نمك گير شديم
تا ساحل چشمان تو تكثير شديم
گفتند غروب جمعه خواهي آمد
آنقدر نيامدي كه ما پير شديم 

* آقا جان: با اين دل شكسته ما را صبور كن
يا لااقل به خاطر زينب ظهور كن 

* اي كاش ظرفيتي داشتم تا بتوانم او را بفهمم و از غفلت نجات يابم. آقا جان ادركني! 

* جان ما شيفتگان وصل شما مي طلبد
اين نه از بخت خود از لطف خدا مي طلبد 

* اگر حجاب ظهورت وجود پست من است
دعا بكن كه بميرم چرا نمي آيي؟ 

* به چه مشعول كنم ديده دل را كه مدام
دل تو را مي طلبد، ديده تو را مي جويد 

* بيائيد با چشم هايي كه مي خواهد فردا مهدي موعود (عج) را ببيند گناه نكنيم. 

* تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو
ببين باقي است روي لحظه هايم جاي پاي تو
تو را با تمام انتظارم جستجو كردم
كدامين جاده امشب مي گذارد سر به پاي تو 

* اي منتظر غمگين مباش قدري تحمل بايدت
پيش تر گردي به پا شد در افق گويي سواري مي رسد 

* روزهاي بي كسيمان كي به اتمام مي رسد؟
خورشيد بي تو بودنمان كي غروب مي كند
ما در انتظار فرج پير گشته ايم
چند سال در انتظار فرج راه مانده است
چشمان بي فروغ ما از خدا آرزو مي كند
دلهاي پر اميد ما تو را از خدا طلب مي كند 

* هنوزم انتظارو انتظار است
هنوزم دل به ســیــنـــه بی قرار است
هنوزم خواب میبینم به شبها
همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که جمعه آید روزی ...
و این پایان خوب انتظار است 

* این جمعه هم گذشت...
یك روز جمعه
كسی آرام می آید
نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر از معنا
دلش از جنس باران است
كسی فانوس بر دستش
مثال نور می آید
امید قلب ما روزی مثال نور می آید
اللهم عجل لولیك الفرج 

* آرزو هایم زیر انبوهی از خاكستر
هنوز نفس می كشد
هنوز شعله ورند
نسیم مهربانی تو كدام جمعه می وزد 

* در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار 

* گلها همه با اذن تو برخواسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم در همه حال در هر بهار،
بی شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند ... 

* چشم هایم دیگر از آن من نیستند...
هیچ نمی خواهند... جز تو!
هیچ نمی بینند... جز تو!
پس بیا ای گل نرگس! 

* اگر آن سبز قامت رو نماید
در باغ خدا را می گشاید
تنم را فرش کردم تا بتازد
دلم را نذر کردم تا بیاید 

* آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
مارا از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق می روی
از کوچه های خسته ما هم عبور کن 

* بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند 

* گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم
منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم
ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم
تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم 

* زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.. 

* یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست... 

* هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم هرکجا پایت گذاری خاک نرم آن زمینم 

* شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد 

* در کودکی خوانده بودیم ” آن مرد درباران آمد”؛ غافل ازاینکه تاآن مردنیاید، باران نمی بارد 

* اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه 

* آقا جان ! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند ، حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد … الهم عجل فرجه 

* عـاشــق روح جـان فـدای تـو ایـم
رحـمتی کـن کـه در هـوای تـو ایـم
تـو بـه رخــسـار، آفـتـابـی و مـاه
مــا همـه ذره در هــوای تـو ایـم 

* بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد 

* سوسوی ستارگان آسمان در التهاب انتظار فرج توست
پس بیا و آسمان و زمین را گلستان کن که این خانه ، خانه توست 

* شـایـد آن روز که " ســهـراب" نوشـت :
تـا شقـایق هست زنـدگـی بایـد کــرد ...
خـبـری از دل پـر درد گــل یـاس نـداشــت.
بایـد اینـطـور نـوشــت :
هر گلـی هسـت ...
چــه شـقــا یــق چــه گــل پـیـچــک و یــاس
تــا نیــایــد آقــا
زنـدگـی دشـــوار اســـت. 

* نشسته ام سـر راهـت بیا بیا گــل نـرگـس
در آرزوی نـگـاهــت بیا بیا گــل نـرگــس
که تـا مــگـر نـگــرم روی دلــربـای تــو را
همـاره چشـم به راهـم بیا بیا گــل نـرگـس 


* ای آخرین پیغام سبز!
نگاه کن که چگونه دیوارهای ظلم بدون محابا بالا می روند
و این ستمدیدگانند که محتاج دستان تو میباشند
تا که از این حصار نجات یابند .
پس بشتاب ای روح آفرینش ... 

* دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست...
به گمانم که کسی می آید!
شاید تو باشی،
ای موعود! 

* ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق، گویا سواری می‌رسد 

* دست هایم... به امید نوازش پلک هایت با من همراهند...!
و پاهایم... نمی دانم مرا به کجا می برند...
شب هنگام در جستجوی تو،
دلم را میان ظلمت و سیاهی غیبت می کشانند...!
بند بند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی
کاش بیایی ... کاش بیایی ...
ای بهترین بهانه
یا مهدی 

* بالای تخته یوسف کنعان نوشته اند 
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود. 

* فقط دليل جدايي ز تو گناه من است
ثمر از اين همه غفلت دل سياه من است 
هميشه ذكر تو را من به روي لب دارم 
كه نام تو گل زهرا دليل راه من است
ببين كه روز سپيدم ز هجر تو شام
است 
بيا و نور فكن كه چهره تو ماه من است
جدايي از تو بلايي عظيم و جانكاه است
گواه قلب حزين سردي نگاه من است
بگو به آن دو ملك در سياهي قبرم
كه اين غلام قديمي بارگاه من
است. 

* ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد/
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد/
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر/
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد/ 
************************ 
روز ظهور تو چه سرافکنده می شوند 
آنها که از دعای فرج 