د.[1] 
مطلب دیگر این كه امام رضا ـ علیه السلام ـ می فرماید: قائم شما وقتی ظهور كند چند نشانه دارد: با آن كه بسیار عمر كرده است اما گویی چهل سال یا كمتر دارد, دیگر این كه با گذشت روزها و شب ها پیر نمی شود تا آن كه أجلش فرا رسد.[2] 
نشانه های ظهور 
نشانه های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ را كه در كتاب های حدیثی نقل شده است را می توانیم به سه نوع تقسیم كنیم: 
نخست: نشانه های عمومی كه از انحرافات كشورهای اسلامی و غیر آن بر می خیزد و جوامع بشری را آلوده می كند این نشانه ها ممكن است ده ها سال پیش از ظهور پدید بیابد. مانند رواج ربا خواری و فساد و فحشا. 
دوم: نشانه هایی كه سالیان اندكی پیش از ظهور وجود می یابند و از جمله پیشگویی هایی از حوادث آینده به شمار می آیند مانند خروج سفیانی, قاتل سید حسنی و ... 
سوم: نشانه هایی كه در همان سال ظهور یا یك سال پیش از آن تحقق می یابند. این نوع علائم بر دو قسمند: 
الف) نشانه های غیر حتمی یعنی آن هایی كه وقوعشان حتمی نیست مانند جنگ جهانی سوم, بارش باران فراوان. 
ب) نشانه های حتمی كه بی شك تحقق می یابند و آن ها پنج تا هستند كه برخی چند روز پیش از ظهور موجود می شوند بعضی چند ماه پس از ظهور و برخی در آغاز قیام حضرت مهدی به وقوع می پیوندند.[3] 
حضرت صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: نوای آسمانی از نشانه های حتمی است, سفیانی حتمی است فرو برده شدن آب در بیدا حتمی است (خروج) یمانی قطعی است. كشته شدن نفس زكیه نیز قطعی است.[4] 
یاران 
هر چند هر كسی كه شایستگی یاری كردن حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ را داشته باشد به نحو عموم از یاوران او به شمار می 
آید اما آن حضرت سیصد و سیزده نفر یار خاص دارد كه به فرموده حضرت علی و امام صادق ـ علیه السلام ـ آنان از پرچمداران آن حضرت به شمار می آیند.[5] 
آن گاه كه ظهور كند 
پس از خروج آن حضرت خداوند گروهی را كه در چالاكی بسان ابرنده گرد هم می آورد و دل های آنان را نسبت به یكدیگر پیوند می دهد. آنان كسانی اند كه از هیچ كس نمی ترسند هرگز فرار نخواند كرد. 
علاوه بر این فرشتگان خدای سبحان نیز به یاری حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ می آیند, حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ‌نیز از آسمان فرود می آید و پست سر امام زمان ـ علیه السلام ـ نماز می خواند. اسلام در سراسر جهان را فرا می گیرد و عدالت در تمام گیتی برقرار می شود و تمام مردم در زیر پرچم حكومت جهانی اسلامی زندگی می كنند. 
از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل است: اگر از دنیا بیشتر از یك روز باقی نماند خداوند مردی از فرزندان مرا مبعوث می كند كه نام او نام من و خلق او خلق من است. خدای بزرگ دین را توسط او بر می گرداند, و پیروزی هایی نصیب او می كند در آن روز غیر از افرادی كه می گویند: «لا اله الا الله» بر روی زمین باقی نمی ماند. 
آری! در آن روز امنیت فراگیر است به گونه ای كه گوسفند و گرگ, گاو و شیر, و انسان و مار با هم زندگی می كنند و مزاحم یكدیگر نمی شوند. و نیز از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل است: خدای توانا در زمان دولت مهدی ـ علیه السلام ـ به قدری خیر و بركت به اهل زمین می دهد كه مردم آرزو می كنند ای كاش مردگانشان زنده شوند.[6] 
رجعت 
هنگام ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پیامبر اكرم و امامان معصوم و گروهی از مردمان نیكوكار و برخی بدكاران و كافران كه مرده اند به دنیا بر می گردند تا نیكوكاران دولت كریمه اهل بیت ـ علیه السلام ـ را ببینند و به پاداش برخی كارهای شایسته ایشان برسند و بدكاران و كافران نیز سزای بدكاری هایشان را بكشند گفتنی است موضوع رجعت یكی از اعتقادات اختصاصی و افتخار آمیز شیعی است كه همگی آن را قبول دارند چنان كه علمای بزرگی مانند: شیخ مفید, ابن بابویه, سید مرتضی, سید بن طاووس, علامه مجلسی و ... فرموده اند: رجعت آل محمد و شیعیان ایشان (و نیز برخی كافران) بین مذهب اجماعی است و مخالف ندارد.[7] 

---------------
[1]. شیخ طوسی, الغیبه, ص 262, كافی, ج1, ص 368. 
[2]. كمال الدین, ج2م ص 652. 
[3]. امام مهدی از ولادت تا ظهور, سید محمد كاظم قزوینی, ترجمه, دكتر حسین فریدون, ص 41 به بعد. 
[4]. نعمانی, الغیبه, ص 252 و 257. 
[5]. امام مهدی ـ علیه السلام ـ از ولادت تا ظهور , ص 506 ـ 507. 
[6]. عقد الدور, به نقل از نجفی محمد جواد, مصلح جهان, ص 122 ـ 134. 
[7]. همان, ص 206 ـ 307 و السید محمد كاظم القزوینی , الامام المهدی ـ علیه السلام ـ من المهد الی الظهور, ص 643 به بعد. خدارحم مرادي- مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
غزل غربت 


کشيده جذبه چشمانت ، مرا به خلوت بيداران 
نثار مقدم سبزت باد ، شکوفه هاي گل باران 

خوشم به جرعه اي از آن مي ، که در کلام تو مي جوشد 
کم از کرامت دريا نيست ، نم پياله هشياران 

چه روزهاي غريبي را ، در انتظار تو سر کرديم 
طنين غربت ما را داشت ، صداي طبل عزاداران 

درون سينه يارانت ، زلال عاطفه مي جوشد 
و در ادامه يک بيعت ، فتاده دست علمداران 

به يمن نام بلند تو ، در اين سپيده نوراني 
قلم به دست شقايقهاست ، علم به دوش سپيداران 
 



عليرضا قزوه غنچه نرگس 


در ضيافت تولدت 
خاک در شکوه جنبشي دگر 
رخت زرد خويش را دريد 
و تکان تازه اي به خويش داد 
هم بدين سبب به رود زد 
تا غبار تاخت ستمگران دهر را 
در گذر آب شستشو دهد 
انتظار سهم ماست 
اعتراض نيز 
ما ظهور تو را به انتظار 
با طلوع هر سپيده آه مي کشيم 
اي دليل جنبش زمين قسم به فجر 
تا تولد بهار عدل در جهان 
ظالمان دهر را به دار مي کشيم 
گوش را به نبض تند خاک مي دهيم 
گام عادلي بزرگ را 
منتظر , شماره مي کند 
در بهار اعتراف سبز باغ را شنيده ام که مي شکفت 
اذن رويش بهار را تو داده اي 

باور گلي به ذهن ساقه هاي سبز 
ليک خود چو غنچه اي صبور 
بسته مانده اي 
رسم غنچه نيست بسته ماندن 
غنچه هاي نرگس اين زمان 
به ناز باز مي شوند 
ما ظهور عطر را از غنچه تا به گل شدن 
انتظار مي کشيم 
خاک تشنه است و ما از اين کوير 
خندقي به سمت جويبار مي کشيم 


يک چيز ميان ماست 
پشت آن چيز که تا خداست 
با فرشته ها به گفتگو نشسته اي 



آفتاب 
از جبين پاک تو طلوع مي کند 
در قضاي پاک چشم روشنت 
محو مي شود غروب مي کند 
ايستاده اي بلند 
روشنان ماهتاب را نظاره مي کني 
با تو آسمان تولدي دوباره يافت 
پيشواي کاروان عشق ! 
کاروان حماسه مي سرايد : 
انتظار سهم ماست 
اعتراض نيز 
منجيا , يقين تو نيز منتظر 
چشم بر اشاره خدا نشسته اي ! 

 



سلمان هراتي فتوا 


صبح ديدار تو زد شعله و افروخت مرا 
شب هجران تو در آتش غم سوخت مرا 

ريخت خاکستر من عشق به درياچه باد 
موج موجش غم و سرگشتگي آموخت مرا 

به من آموخت که خاموش بسوزم چون شمع 
داد فتوا و لب شکوه فرو دوخت مرا 

دلم احرام طواف سر کويش مي بست 
زد شرر جلوه او بر دل و افروخت مرا 

کس نپرسيد زحال دل ديوانه ما 
گشت ويرانکده ، آتشکده و سوخت مرا 
 



سپيده کاشاني فراق 


از فراقت به جواني همگي پير شديم 
بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم 

بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست 
عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم 

تا که وصفي ز کمان و خم ابرو