گفتم : اى دختر رسول اللّه ! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى ، با اين كه فضّه پيش خدمت شما است ؟!
حضرت در جواب اظهار داشت : پدرم رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله فرمود: كارهاى منزل يك روز بر عهده من و يك روز بر عهده فضّه باشد؛ و امروز نوبت من است .
گفتم : اجازه فرمائيد كه من كمك نمايم ، يا آسياب را بچرخانم ، يا اين كه حسين عليه السلام را آرام كنم و دلداريش دهم ؟
حضرت فرمود: من نسبت به فرزندم ، حسين آشناتر هستم ؛ پس تو دستاس را بچرخان تا آرد تهيّه گردد.
بنابراين من مشغول چرخانيدن دستاس شدم و چون مقدارى از جوها را آرد كردم ، صداى اذان را بگوشم رسيد؛ پس براى اقامه نماز به مسجد رفتم و نماز جماعت را به امامت حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله بجاآوردم .
و بعد از نماز، جريان حضرت فاطمه سلام اللّه عليها را براى اميرالمؤ منين ، علىّ عليه السلام تعريف كردم .
امام علىّ عليه السلام گريان شد و از مسجد بيرون رفت و پس از گذشت لحظاتى در حالى كه تبسّم مى نمود، به مسجد بازگشت .
حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله جريان را از علىّ عليه السلام جويا شد؟
و او اظهار داشت : چون بر فاطمه وارد شدم ، وى را ديدم بر قفا خوابيده و حسين نيز روى سينه اش در خواب بود و سنگ آسياب بدون آن كه در دست كسى باشد، مى چرخيد!!
حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله فرمود: خداوند ملائكه اى را آفريده است تا در خدمت محمّد و اهل بيت او عليهم السلام باشند.(24)
همچنين أ نَس بن مالك به نقل از بلال حبشى اذان گوى رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله حكايت كند:
روزى عبورم بر خانه حضرت زهراء سلام اللّه عليها افتاد، ديدم كه آن مخدّره مشغول دستاس و چرخانيدن سنگ آسياب براى تهيّه آرد مى باشد، در حالى كه حسين عليه السلام در كنارش گريان بود.
عرض كردم : اى فاطمه ! كدام برايت بهتر است : يا من دستاس را به چرخانم يا حسين را نگهدارى نمايم تا آرام و ساكت شود.
حضرت زهراء سلام اللّه عليها فرمود: اى بلال ! من بهتر مى توانم فرزندم را آرام كنم ؛ پس من دستاس را گرفتم و مقدار آردى كه حضرت مى خواست ، برايش تهيّه نمودم .
سپس حضور مبارك رسول اللّه صلّلى اللّه عليه و آله رسيدم ، حضرت فرمود: چرا امروز اذان نگفتى ؟
عرض كردم : يا رسول اللّه ! به منزل فاطمه سلام اللّه عليها عبور كردم ، او را ديدم كه مشغول تهيّه آرد مى باشد، من او را كمك كردم .
حضرت رسول فرمود: چون براى فاطمه دلسوزى كردى و او را ترحّم و كمك نمودى ، از خداوند مى خواهم كه تو را كمك نمايد.(25)شب بود و بقیع و، مرتضی تنها بود
بگداخته چون شمع، ز سر تا پا بود

می‏سوخت و قطره‏ی قطره آبش می‏کرد
آن آتش غم که قاتل زهرا بود!

حسین یاری (یاری) قدر تو چو تربت تو، پنهان مانده‏ست
از دیده‏ی شب، سپیده پنهان مانده‏ست

دانی که جدا از تو دل ما چونست؟!
مانند تنی که دور از جان مانده‏ست!

محمد علی مجاهدی (پروانه) می‏زد به رخم ولی، ولی را می کشت
آن مظهر ذات ازلی را، می‏کشت

می‏دید که جان او به جانم بسته ست
با کشتن من، خصم علی را می‏کشت!

محمد علی مجاهدی (پروانه) آن شب که ابوتراب با قلب حزین
بسپرد تن ام ابیها به زمین

دانی که چرا خاک ز دستش افشاند؟
یعنی که: تمام هستیم بود همین!

حسین یاری (یاری) می‏زد چو بلا صلا، بلی می‏گفتم
اندوه نبی را به ولی می‏گفتم

در لحظه‏ی برخاستن از بستر درد
تابم که نبود، یا علی می‏گفتم!

محمد علی مجاهدی (پروانه) آن شب که درون قبر با ناله و آه
بگشود کفن، دست خدا از رخ ماه

چون شمع، کنار بستر پروانه
می‏سوخت و بر فاطمه می‏کرد نگاه!

حسین یاری (یاری) درد تو، ز دست در و دیوار نبود!
از میخ در و، صدمه مسمار نبود!

درد تو در این بود که: در قحطی مهر
جز سایه، ترا همقدم و یار نبود!

محمدعلی مجاهدی (پروانه) تالارهای گفتگوی برسا شما را به شرکت در انجمنهای مختلف دعوت مینماید:
علوم انسانی, علوم پایه, قرآن, ولایت, انقلاب اسلامی, خانواده, رایانه, موسیقی, کرسیهای آزاد اندیشی سیاست, وبلاگ و وبلاگنویسی, پزشکی و بهداشت, فن آوری و اطلاعات, سینما و رسانه
طنز و سرگرمی و.....
شما میتوانید با عضویت در برسا ازامکانات تبلیغاتی مناسب و با صرفه و تبادل اطلاعات مفید و سازنده درجعبه ی پیام بهره ی لازم را ببرید.
هدف ما جلب تخصص و تجربه سازنده ی شما ست.
بی صبرانه منتظریم....
http://www.barsa.co

.....
به نام او 
اللهم صل علي محمد و آل محمد
كتاب حاضر در تالار هاي گفتگوي برسا با همكاري تالار هاي معارف،ادبيات،گرافيك و تلفن همراه ساخته شده است.
كتاب داراي دو كتاب چهل داستان و چهل حديث از حضرت زهرا نوشته عبدالله صالحي و كتاب ياس كبود نوشته محمد علي مجاهدي (برگزیده‏ی مراثی حضرت زهرا) مي باشد.
(براي ساخت كتاب از سايت راسخون استفاده شده است.)
قيمت كتاب حاضر صلواتي بر محمد و آل محمد مي باشد.
انشالله كه ظهور حضرتش را نزديكتر كند و از اين انقلاب تا ظهور حضرتش محافظت نمايد.
اميد است اين كم در پيشگاه خداوند مورد قبول واقع شود.
يا اميرالمونين علي عليه السلامروزى امام حسن مجتبى عليه السلام وارد اتاق مادرش ، حضرت زهراء عليها السلام گرديد، ديد كه مادرش در حال ركوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من با ذكر نامشان دعا مى كند.
گوش كرد، كه ديد مادرش فقط براى ديگران دعا مى نمايد و براى خويش ، هيچ دعائى نمى فرمايد، جلو آمد و اظهار داشت : اى مادر! چرا مقدارى هم براى خودت دعا نمى كنى همان طورى كه براى ديگران دعا مى نمائى ؟
حضرت زهراء سلام اللّه عليها پاسخ داد: اى فرزندم ! اوّل ما بايد به فكر نجات همسايه باشيم و سپس براى خودتلاش و دعا كنيم .(26)
و در حديثى وارد شده است كه : دعاى مؤ من در حقّ ديگران مستجاب مى شود و موقعى كه انسان در حقّ ديگران و براى ديگران دعا كند، ملائكه الهى براى او دعا خواهند كرد، كه حتما، دعاى آن ها مستجاب خواهد شد.مرحوم سيّد بن طاووس در كتاب فلاح السّائل آورده است :
روزى حضرت صدّيقه كبرى ، فاطمه زهراء سلام اللّه عليها به محضر مبارك پدر بزرگوار خود، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه عليه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت : اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و يا زنانى كه نماز را سبك مى شمارند، چيست ؟
پيامبر خدا صلوات اللّه عليه فرمود: دخترم ، فاطمه جان ! هركس نماز را سبك شمارد و به شرائط و دستورات آن بى اعتنائى نمايد، خداوند او را به پانزده نوع عقاب ، مجازات مى گرداند:
شش نوع آن در دنيا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن ، سه نوع در قبر و سه نوع ديگر در قيامت آن هنگامى كه از قبر بر انگيخته شود خواهد بود.
امّا آن شش نوع عقابى كه در دنيا خواهد ديد:
1 برداشتن بركت و توفيق از عمرش ، كه نتواند از آن بهره كافى و سودمندى برگيرد.
2 برداشتن بركت از درآمدهايش .
3 پاك شدن سيماى نيكوكاران از چهره اش .
4 سرگردان و دلسرد شدن در كارها و عباداتش .
5 دعاها و خواسته هايش مستجاب نخواهد شد.
6 آن كه در دعاى مؤ منين سهيم نخواهد بود و دعاى خير ايشان شاملش نمى شود.
و امّا آن عقاب هائى را كه هنگام مرگ خواهد دي