<a class="folder" href="w:html:123.xml"> 9. شايعه(24)</a><a class="folder" href="w:html:129.xml"> 10. تاكتيك ماساژ پيام(25)</a><a class="text" href="w:text:142.txt">شيوه‏ها و اقدامات جنگ نرم در ايران‏</a><a class="text" href="w:text:143.txt">sample</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:114.txt">سانسور</a><a class="text" href="w:text:115.txt">سانسور برون قانونى‏</a></body></html>سانسور عبارت است از حذف عمدى موادى از جريان عبور آگاهى‏ها، به منظور شكل دادن عقايد و اعمال ديگران، اين حذف عمدى مى‏تواند به دو شكل صورت پذيرد. سانسور در ساده‏ ترين معنى‏ اش، كنترل پيام‏هاى كثيرالانتشار تو سط اولياى امور به جهت بازداشت موادى است كه از نظر آنان نامطلوب است. مثلاً مى‏تواند شامل حذف واژه‏ها، عبارات يا جملاتى خاص، توسط سانسورگر باشد.
 اما سانسور در شكل گسترده‏ترش، مى‏تواند در برگيرنده هر نوع تلاشى جهت تضعيف يا جلوگيرى از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخى از اولياى امور باشد. بدين ترتيب ممكن است دولتى جلوى انتشار اطلاعات يا اخبارى را كه مى‏تواند بازتابى مخالف يا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد، را بگيرد و حتى ممكن است اولياى امور اقدامى تنبيهى نيز بر عليه خاطيان در پيش گيرند.
 برخى از روزنامه‏ها يا مجلات را از امكانات چاپى محروم كنند، ماليات‏هاى سنگين يا موانع اقتصادى ديگر را اعمال كنند.
 دولت‏هاى مستبد و خودكامه از سانسور براى ابقاء قدرت خويش بهره‏بردارى مى‏كنند. اما دولت‏هاى آزادمنش به علت سنت‏هاى موجود حاكى از انزجار نسبت به سانسور بايد به روش‏هاى ديگرى جهت ابقاء خود متوسل شوند روش‏هايى مانند تلاش براى جلب حمايت صادقانه رسانه‏هاى متنفذ، يا ارجاع مستقيم مشكل خود به مردم.
سانسور برون قانونى سانسورى است كه خارج از كنترل قانونى يا قدرت قانونى باشد. چنين سانسورى مى‏تواند داوطلبانه باشد. مثل وقتى كه سردبيرى، عبارت ياواژه‏اى را از دست نوشته خود حذف مى‏كند چرا كه احساس مى‏كند از ذوق سليم به دور است يا كتابدارى كه كتابى را از دور خارج مى‏كند، بدين علت كه به نظر او قبيح و اهانت‏آميز است و وى مطالب قبيح و اهانت‏آميز را دوست ندارد.يكى از رايج‏ترين شيوه‏هاى پوشش خبرى و مطبوعاتى،تغيير متن پيام به شيوه‏هاى مختلف از طريق دست‏كارى خبر است. در مسئله تحريف، سه پديده به چشم مى‏خورد كه عبارتند از: «تعديل، شاخ و برگ دادن و جذب».
 تجربه‏هايى كه در مورد تحريف انجام شده است، نشان مى‏دهد كه بسيارى از جزييات موجود در ابتداى زنجيره انتقال به شدت حذف مى‏شوند. در همان زمانى كه فرآيند تعديل انجام مى‏گيرد، شاخ و برگ‏هاى ديگرى به خبر اضافه مى‏گردد. با اينكه فرآيند شاخ و برگ دادن مانند فرآيند تعديل در هر بار كه خبر نقل مى‏شود،انجام مى‏گيرد ولى عناصرى كه در اين فرآيند بر آن‏ها تكيه مى‏شود و درهر نوبت تكرار مى‏شوند، يكى نيستند. اين ويژگى بيشتر به تركيب جامعه‏اى كه خبر در آن منتقل مى‏شود، وابسته است. عناصرى در اين فرآيند شاخ و برگ پيدا مى‏كنند كه از نظر نقل كننده خبر با اهميت هستند. چه چيزى سبب حذف برخى جزييات و بيان برخى ديگر مى‏شود؟
 پاسخ به اين پرسش در فرآيند «جذب» يافت مى‏شود كه نتيجه نيروى جاذبه عادات، تمايلات و احساسات شنونده است.
 غالباً فرآيند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگى دارد و درك و يادآورى امور طبق معمول صورت مى‏گيرد. از همه اين‏ها مهمتر اينكه فرآيند جذب به خودى خود بيانگر تغييرات و تحريفاتى است كه منعكس كننده احساسات ريشه‏دار در شخص مى‏باشد و همچنين وضعيت و جهت‏گيرى او را منعكس مى‏كند. با اينكه در امر تجزيه و تحليل، فرآيندهاى تعديل، شاخ و برگ دادن و جذب از يكديگر تفكيك مى‏شوند، ولى اين فرآيندها در عمل از يكديگر مستقل نيستند. آن‏ها به طور هماهنگ در آن واحد عمل مى‏كنند.
 در شرايطى كه مخاطبان دسترسى لازم به منبع موثق پيام را نداشته باشند، اين شيوه بيشترين كاربرد را دارد، مثلاً اخبارى كه از طريق خبرگزارى‏هاى دنيا و روزنامه‏هاى پرتيراژ منتشر مى‏شوند، در نقاط مختلف دنيا منتشر شده و قابل دريافت مستندات لازم از سوى مخاطبان نمى‏باشد.
گاهى حادثه، خبر يا سخنى مطرح مى‏شود كه از نظر منبع، محتواى پيام، مجموعه‏اى به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشى از آن نقل و بخشى نقل نشود جهت و نتيجه پيام، منحرف خواهد شد. اين از رويه‏هاى رايج مطبوعات است كه معمولاً متناسب با جايگاه و جناح سياسى كه به آن متمايل هستند، بخشى از خبر نقل و بخشى را نقل نمى‏كنند. اين شيوه به خصوص در انتشار نظرات رهبران سياسى متداول است. استفاده از تيترهاى اصلى روزنامه‏ها، مطابق با ميل و سليقه آن روزنامه از نمونه‏هاى بارز پاره حقيقت‏گويى است به طور كلى از ديد روزنامه‏نگاران يك خبر هنگامى كامل است كه عناصر خبرى در آن به شكل كلى مطرح شوند. اما چنانچه يكى از عناصر خبرى - چگونه؟ كجا؟ كى؟ چه كسى؟ چه چيزى؟ چرا؟ - در خبر بيان نگردد، خبر ناقص است. كه در اين تاكتيك، حذف يكى از اين عناصر به عمد صورت مى‏گيرد. درنشريات براى جلب نمودن نظر خواننده به تيتر خبر، از اين تاكتيك استفاده مى‏نمايند.
 در واقعه 11 سپتامبر، در اخبارى كه از سوى رسانه‏هاى آمريكا و رسانه‏هاى همسو با آن‏ها انتشار مى‏يافت، به دلايل و انگيزه‏هاى تروريست‏ها پرداخته نمى‏شد. به عبارتى عنصر «چرا» به صورت انتخابى از اخبار حذف مى‏شد. حذف عنصر «چرا» به آمريكايى‏ها اين اجازه را مى‏داد كه بتوانند كشورها، افراد مختلف و سياست‏هايى را كه نمى‏پذيرند و با مواضع آن‏ها مخالفت دارند را محكوم نمايند و بتوانند با استفاده از باز بودن فضا و شرايط توجيه و با استفاده از عبارت «حذف تروريست‏ها از صحنه جهان» هم چنان به سياست‏هاى مدنظر آمريكا جامه عمل بپوشانند.
براى ارزيابى اوضاع جامعه و طرز تفكر مردم جامعه درباره موضوعى خاص كه نسبت به آن حساسيت وجود دارد و يا دريافت بازخورد نظر حاكمان و يا گروهى خاص يا صنفى از اصناف جامعه، خبرى منتشر مى‏ شود كه عكس‏ العمل به آن، زمينه طرح سوژه‏هاى بعدى قرار مى‏گيرد عوامل تبليغاتى سعى مى‏كنند براى دريافت بازخورد نظر گروهى خاص و يا حتى افراد جامعه، با انتشار يك موضوع عكس‏العمل آن‏ها را مورد ارزيابى قرار دهند و سياست‏هاى آينده خود را نسبت به آن طراحى كنند. مثلاً براى ارزيابى نظر مردم ايران راجع به رابطه با آمريكا، خبرى منتشر مى‏شود تا پس از محك زدن آن، موضوعات جدى‏ترى را در اين باره منتشر سازند.
 در سيستم‏هاى نظر سنجى نيز استفاده از افكار عمومى، نوعى محك زدن است. طرح موضوع استفاده نظامى ايران از تكنولوژى غنى‏سازى اورانيوم توسط آمريكايى‏ها، بازخورد واكنش دائمى ايرانى‏ها در تأكيد بر استفاده غيرنظامى از اين تكنولوژى‏ها را به دنبال دارد. آمريكا با اين كار از يك سو قصد محك زدن ايران در اين باره را داشته و از سوى ديگر از طرح آن براى اعزام بازرسين 