، به اجرا درمى‏ آيد.(21)در استعمار فرانو، هم گرايى جهانى در مناسبات اقتصادى و جهانى‏ سازى اقتصاد و تجارت، محور اصلى تحركات و اقدامات اقتصادى در شرايط كنونى جهان است؛ زيرا جهانى‏ سازى اقتصاد و ايجاد همگرايى اقتصادى در مناسبات بين‏ المللى، بر توزيع جهانى قدرت به نفع كشورهاى پيشرفته و تحكيم رهبرى آنها بر اقتصاد جهانى، تأثير اساسى خواهد داشت.
از آنجا كه سر رشته بازه اى پولى و مالى و رهبرى سازمان‏ هاى بازرگانى و تشكل‏ هاى تسهيل كننده دانش و فناورى و اقتصاد، همراه با اختيار قانون‏ سازى در نظام اقتصاد جهانى، در اختيار كشورهاى ثروتمند غربى است، منبع درآمد و معيشت ملت‏ هاى جهان سوم، با بين‏ المللى شدن اقتصاد و يكپارچگى تجارى و صنعتى، در دست كشورهاى سلطه‏ گر قرار خواهد گرفت. اين فرآيند به تضعيف اقتصادهاى ملى و افزايش وابستگى خواهد انجاميد.(22)
 تضعيف و تخريب فرهنگ ملت‏ها و حاكميت بخشيدن به فرهنگ غربى و وارداتى، امرى زيربنايى و حياتى براى غرب است؛ زيرا:
الف. يكسان‏ سازى فرهنگى سبب سست شدن قدرت مقاومت ملت‏ ها خواهد شد؛
ب. يكسان‏ سازى فرهنگى بقا و دوام جهانى‏ سازى را به همراه دارد؛
ج. با يكسان‏ سازى فرهنگى تبديل كشورها به بازار فروش محصولات غربى تسريع مى‏ شود؛
د. با يكسان‏ سازى فرهنگى جهت دادن به افكار عمومى جهانيان، تسهيل مى‏ گردد؛
ه . يكسان‏ سازى فرهنگى زمينه‏ ساز تسلط سياسى، امنيتى است؛
و. با يكسان‏ سازى فرهنگى، موانع حاكميت نظام تك‏ قطبى از ميان مى‏ رود؛
ز. با يكسان‏ سازى فرهنگى قوانين نظام سلطه حالت فرا مرزى مى‏ يابد.
ح. يكسان‏ سازى فرهنگى بقاى سلطه‏ گرى و سلطه‏ پذيرى را تضمين مى‏ كند.

غرب كه طراح اصلى دوره سوم استعمار و مبتكر نظم نوين جهانى است، براى دستيابى به اهداف خويش، بيشترين سرمايه‏ گذارى را در بخش تهاجم فرهنگى و جنگ نرم براى جهانى جهانى‏ سازى فرهنگى و هويتى انجام مى‏ دهد. نوك پيكان نيز در مرحله نخست، به سوى جهان اسلام و سپس چين، روسيه و هندوستان است.

كاهش و حذف تدريجى قدرت تأثيرگذارى رسانه‏ هاى ملى، با هدف ارتقاى توان تأثيرگذارى و جايگزين شدن رسانه‏ هاى ماهواره‏ اى، از طريق دگرگون‏ سازى سليقه مخاطبان در سراسر جهان، منزوى كردن فرهنگ‏هاى بومى و خرده‏ فرهنگ‏ ها، تخريب و حذف انديشه‏ هاى استقلال‏ طلبانه و فرهنگ‏ هاى غنى و متعالى، گسترش مبانى فرهنگ غربى، محاصره اطلاعاتى و سياسى مخاطب و بمباران‏ هاى مستمر خبرى در فرد، خانواده و اجتماع، با به‏ كارگيرى انواع شيوه‏ هاى روان‏شناسى فردى و اجتماعى، در دستور كار نظام تبليغاتى و رسانه‏ اى استعمار فرانو قرار دارد.(23)
سازمان‏هاى بين‏ المللى و قوانين جهانى در پيشبرد اهداف استعمارگران فرانو از اهميت بسيار برخوردار است. جهانى شدن و جهانى‏ سازى نيازمند نظم، ثبات و امنيت است. نهادهاى بين‏ المللى به ابزارهاى مهم براى ايجاد نظم جهانى، در خدمت منافع رهبران هشت كشور صنعتى قرار دارند.
به عبارت ديگر، در نظام‏ هاى طراحى شده از سوى سياست‏گذاران استعمار فرانو، سازمان‏هاى بين‏ المللى مجرى خط مشى‏ هاى قدرت‏ هاى مسلط جهانى هستند تا از اين طريق، استراتژى جهانى‏ سازى اقتصادى، فرهنگى و هويتى تحقق يابد و حكومت‏هاى حاكم بر كشورهاى توسعه نيافته يا در حال توسعه، در چهارچوب قوانين بين‏ المللى و نهادهاى جهانى قرار گيرند. در استعمار فرانو، به تدريج، از قدرت و توان حكومت‏ها و دولت‏ها كاسته مى‏ شود و بر حوزه اختيارات سازمان‏هاى جهانى افزوده مى‏ گردد. تصميم‏ گيرى حكومت‏ها، محدود مى‏ شود و نظارت مجامع جهانى بر عملكرد دولت‏ها افزايش مى‏ يابد.(24)
1) غربى سازى جهان، ص 67.

2) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما، صص 14-15.

3) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما: 34-29.

4) بيانات رهبرى 7/9/1368.

5) بيانات رهبرى 20/6/1386.

6) بيانات رهبرى 18/8/1385.

7) بيانات رهبرى 8/6/1388.

8) بيانات رهبرى 16/6/1388.

9) بيانات رهبرى 5/5/1372.

10) بيانات رهبرى 8/8/1385.

11) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما: 41-40.

12) استعمار فرانو: 71-70.

13) استعمار فرانو: 73-72.

14) آمريكا و انگليس، براى پيشبرد سياست‏هاى خود در ايران، به تشكل‏ هاى فراماسونرى و روشنفكران غرب‏زده روى آوردند و اردوگاه شرق به ايجاد احزاب وابسته، مانند حزب توده پرداخت.

15) استعمار فرانو: 77-73.

16) استعمار فرانو: 77- 78.

17) استعمار فرانو: 80-79.

18) استعمار فرانو: 80- 82.

19) استعمار فرانو: 82.

20) استعمار فرانو: 83-82.

21) استعمار فرانو: 84.

22) استعمار فرانو: 86-85.

23) استعمار فرانو: 86- 88.

24) استعمار فرانو: 89-88.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:26.txt">راه‏هاى تغيير ساختار حكومت‏</a><a class="text" href="w:text:27.txt"> 1. كودتا</a><a class="text" href="w:text:28.txt"> 2. شورش‏</a><a class="text" href="w:text:29.txt"> 3. اصلاحات‏</a><a class="text" href="w:text:30.txt"> 4. جنبش اجتماعى‏</a><a class="text" href="w:text:31.txt"> 5. انقلاب‏</a><a class="text" href="w:text:32.txt">6. انقلاب رنگى‏</a><a class="text" href="w:text:33.txt"> عناصر مشترك در انقلاب‏هاى رنگى‏</a><a class="text" href="w:text:34.txt"> 7. انقلاب مخملى‏</a><a class="text" href="w:text:35.txt"> 8. جنگ نظامى‏</a><a class="text" href="w:text:36.txt"> 9. جنگ داخلى </a><a class="text" href="w:text:37.txt"> 10. جنگ نرم‏</a><a class="text" href="w:text:38.txt">پي نوشت ها</a></body></html> صرف‏ن ظر از تغييرات قانونى در دولت‏ ها و مسئولين كه نتيجه طبيعى برگزارى انتخابات مورد توافق جناح‏ ها و گروه‏ هاى سياسى رقيب در هر نظام سياسى است، به طور كلى راه‏ هاى ايجاد تغيير اساسى در ساختار حكومت را با نام‏ هاى مختلفى چون كودتا، انقلاب، جنگ، جنبش، اصلاح و شورش مى‏ دانند. تغيير ناگهانى دولت با توسل به زور و به دست مقامات ارتشى و نظامى حكومت را «كودتا» مى‏ نامند. در كودتا نظام حكومتى دچار دگرگونى‏ هاى اساسى نمى‏ شود.(1)
 كودتا با انقلاب تفاوت‏هاى زيادى دارد. از جمله: كودتا برخلاف انقلاب، مستلزم بسيج مردم نيست. كودتا به طور معمول ايدئولوژى فراگير ندارد. روند كودتا سريع‏تر است. شرايط لازم براى كودتا سهل‏ تر و در دسترس‏ تر است.
شورش به معنى مبارزه با اقتدار سياسى موجود است؛ اما هدف آن تعويض اشخاصى است كه در رأس اموراند، نه دگرگونى خود ساختار سياسى(2)، گستره محدود، بى‏ نظمى و ناهماهنگى و فقدان رهبرى يا رهبرى پراكنده اعتراضات، از ديگر خصوصيات شورش است.كوشش براى تغيير محتاطانه در ساخت سياسى، اجتماعى و اقتصادى جامعه در عين اجتناب از خشونت را اصلاحات يا رفرم(3) مى‏ نامند. اصلاحات با انقلاب تفاوت‏ هاى مهمى دارد. از جمله:

1. در انقلاب نارضايتى عمومى و فراگير از وضعيت موجود جامعه و نوميدى از اصلاح و بهبود امور و شرايط وجود دارد اما در اصلاحات اجتماعى، نارضايتى در حد اعتراض به برخى از اشتباهات و كمبودهاى موجود است.
 2. در انقلاب مبارزات اجتماعى با خشونت و كوبندگى همراه است؛ اما در اصلاحات، مبارزه اغلب بدون خشونت است و هر گونه رويارويى به صورت مناظره و نقدهاى متقابل صورت مى‏ پذيرد.

 3. انقلاب پديد