در جنگ نرم قاعده اين است كه قلب و مغز افراد تسخير شود و كسانى كه قلب و ذهنشان تسخير شد در راستاى اهداف دشمن خود عمل مى‏ كنند.

در جنگ نرم مهم‏ترين سلاح براى تغيير نگرش و باورهاى افراد و جامعه «رسانه‏ ها» هستند.

ساز و كار تأثيرگذارى رسانه‏ ها براى تصرف قلب‏ها و تسخير ذهن‏ها چگونه است؟

يكى از مهم‏ترين نظريه‏ ها كه در چند سال گذشته مورد توجه قرار گرفته، استفاده از نظريه كاشت(14) است.
ين نظريه را «جرج گرينر»، رئيس پيشين دانشكده ارتباطات دانشگاه پنسيلوانيا ارائه كرده است برخلاف نظريه‏ هاى سنتى كه تأثير رسانه‏ ها را بر رفتار افراد مستقيم و فورى فرض‏ كردند نظريه كاشت چند فرض اصلى را براى شكل‏ گيرى نظريه خود ارائه مى‏ كند.

- كاشت روندى رو به انباشت و تراكمى دارد.
- تماشا با استفاده از رسانه عادت گونه و غيرانتخابى است.
- روند كاشت چند وجهى است.
- كاشت به رايج سازى يك روند مى‏ انجامد.

در اين نظريه با افزايش استفاده از رسانه‏ ها ، ميزان كاشت نيز افزايش مى‏ يابد. به اعتقاد «گرينر» اهميت رسانه‏ ها در خلق راه هاى مشترك، انتخاب و نگريستن به رويداد هاست.
براين اساس رسانه‏ ها مى‏ توانند به جاى انتقال پيام واقعى، پيام رسانه‏ اى بسازند! كه اصلاً وجود خارجى ندارد و نوعى مهندسى ذهن مخاطب را به عهده مى‏ گيرد. زيرا رسانه‏ ها آثار بلند مدت، غيرمستقيم، تدريجى، و تراكمى دارند.

بى‏ گمان جنگ نرم از جهات بسيار، بر جنگ سخت ترجيح دارد. موارد زير مى‏ تواند به  عنوان مهمترين علت ترجيح جنگ نرم باشد:
1. خسارت كم 
2. پنهان بودن 
3. وسيع‏تر بودن گستره نتايج
4. عميق بودن اثرگذارى‏ ها 
5. كاهش امكان مقابله
6. پايين بودن تبعات روانى و تبليغاتى براى نيروى مهاجم 
7. مساعدتر بودن زمينه عمومى موفقيت
8. ماهيت تفرقه‏ انگيز(15).

ما در سال‏ هاى گذشته شاهد  تغييراتى بوديم كه حكومت‏ ها و دولت هايى بدون وجود تهديد و اجبار ، يا تطميع و هزينه محسوسى، سرنگون شدند كه به نظر مى‏ رسد اين تحولات مبتنى بر ظهور قدرت و جنگ جديدى است كه از آن به عنوان قدرت نرم و جنگ نرم ياد مى‏ شود.
قدرت نرم از طريق توليد و توزيع آموزه‏ ها و ارزش‏هاى خاص و جذاب، بنيان‏هاى ارزشى و اركان حمايتى كشور متخاصم را هدف قرار داده و آن را در راستاى وضعيت مطلوب خويش تغيير مى‏ دهد. اين‏گونه تغييرات به طور معمول از زير ساخت‏ ها وشبكه‏ هاى توليد و توزيع انديشه‏ ها و هنجارها، به ويژه حوزه‏ هاى آموزشى، فرهنگى و رسانه‏ اى آغاز مى‏ شود.
در قدرت نرم، بر خلاف قدرت سخت، مخاطب نه از روى اجبار و اكراه، بلكه با رضايت‏ مندى تن به قدرت جديد مى‏ دهد و خواسته‏ هاى قدرتمند را اجابت و اجرا مى‏ كند. به تعبير ديگر قدرت نرم به جاى تحميل و ناگزير كردن مخاطبان، آنان را متقاعد و همسو مى‏ سازد و هر نوع مانع يا انگيزه مقاومت ملى، اخلاقى، حيثيتى، هويتى و دينى را از ذهن مخاطب باز مى‏ ستاند.

جوزف ناى(16) قدرت نرم را به منظور نماياندن تاثيرات عوامل موثر بر عملكرد واحدهاى مستقل و حكومت‏ها ابداع نمود كه شامل قدرت سخت و قدرت اقتصادى نبود. در قدرت نرم بر روى «ذهن» و «رفتار»، سرمايه‏ گذارى مى‏شود تا «عينيت مجازى» توليد كند.

دكتر كرلانتزيك، پژوهشگر بنياد كارنگى قدرت نرم را اين گونه تعريف مى‏ كند كه: 

«قدرت نرم به آن دسته از قابليت‏ ها و توانايى‏ هاى كشور اطلاق مى‏ شود كه با به كارگيرى ابزارى چون فرهنگ، آرمان يا ارزش‏ هاى اخلاقى به صورت غيرمستقيم بر منافع يا رفتار يا موجوديت ديگر كشورها اثر مى‏ گذارد.»

قدرت نرم توانايى شكل دهى به ترجيح ذهنى ديگران است و به صورت پراكنده عمل مى‏ كند تا قدرت دفاع را از حريف سلب نمايد.
اگرچه بين سه بخش قدرت يعنى قدرت سخت، قدرت اقتصادى و قدرت نرم ارتباطى منطقى و ارگانيك برقرار است اما امروزه دو بخش اول قدرت به عنوان پشتيبان عمل مى‏ كنند و نقش كليدى و راهبردى بر قدرت نرم استوار است.
قدرت نرم داراى ويژگى‏ ها و كاربردهاى متنوع و پيچيده‏ اى است كه از اعمال حداقل تغيير رويه و رفتار حكومت‏ هاى هدف، آغاز و تا تغيير دولت‏ ها و براندازى بنيادى حكومت‏ ها را شامل مى‏ گردد.
اما آنچه موجب نگرانى است؛ كاركردى از قدرت نرم است كه كشورهاى همانند  ايران را هدف قرار
داده است كه از آن به عنوان جنگ نرم و براندازى نرم ياد مى‏ شود يعنى خطرناك‏ ترين كاركرد قدرت نرم.

جنگ نرم(17) در برابر جنگ سخت(18) در حقيقت شامل هر گونه اقدام روانى و تبليغات رسانه‏ اى است كه جامعه هدف را نشانه مى‏ گيرد و بدون درگيرى  نظامى و گشوده شدن آتش، رقيب را به انفعال يا شكست مى‏ كشاند.(19)

جنگ نرم در  پى از پاى در آوردن انديشه و تفكر مخاطب جامعه هدف است تا حلقه‏ هاى فكرى و فرهنگى آن را سست كرده و با بمباران خبرى و تبليغاتى در نظام سياسى - اجتماعى حاكم تزلزل و بى‏ ثباتى تزريق كند.(20)

به گفته جين شارب(21)، هدف جنگ نرم تغيير دولت‏ هاى نامطلوب يا فروپاشى حكومت‏ها و كسب قدرت سياسى است و به صلح طلبى، اعتقادات اخلاقى و مذهبى ربطى ندارد. جنگ نرم گزينه‏ اى به جاى جنگ سخت و مسلحانه براى رويارويى با حكومت‏ هاى مورد نظر است.(22)
1) گيدنز، 1386: 1013

2) گيدنز، 1386: 1013

3) Reform.

4) Movements Social.

5) گيدنز، 1386 : 1017

6) Revolution.

7) گيدنز 1386: 1013

8) همان.

9) Color Revolution.

10) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما: 82-71.

11) Velvet Revolution.

12) بهشتى‏ پور، 1388.

13) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما: 104-103.

14) cultivation.

15) جنگ نرم و وضعيت كنونى ما: 116-112.

16) جوزف ناى در سال‏هاى اخير در تبيين نظريات خود، پيرامون قدرت به سه نوع قدرت اشاره مى‏ كند.ابتدا قدرت سخت را مورد واكاوى قرار مى‏ دهد كه بر مبناى زور و تهديد عمل مى‏ كند، سپس قدرت اقتصادى را معرفى مى‏ كند كه قلمرو آن هزينه، تطميع و پاداش است و در نهايت به معرفى قدرت نرم مى‏ پردازد كه بر مبناى جاذبه عمل مى‏ كند و آن را قدرت برتر دنياى معاصر معرفى مى‏ نمايد.

17) Soft War.

18) Hard War.

19) انصارى، 1386.

20) ماه پيشانيان،1386 :74-57.

21) مغز متفكر براندازى نرم، تئوريسين روش‏هاى 198 گانه نافرمانى مدنى و همچنين مدير مؤسسه آمريكايى آلبرت انيشتن‏

22) جنگ نرم: 29.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:40.txt"> آگاهى فرهنگى‏</a><a class="text" href="w:text:41.txt">فرآيند آگاهى فرهنگى</a><a class="text" href="w:text:42.txt">فرهنگ از سه مؤلفه...</a><a class="text" href="w:text:43.txt"> هافستد با مرور..</a><a class="folder" href="w:html:44.xml"> ويژگى‏ هاى جنگ نرم‏</a><a class="folder" href="w:html:56.xml"> اهداف جنگ نرم‏</a><a class="folder" href="w:html:61.xml"> حوزه‏ هاى تأثير تهديدات نرم‏</a><a class="text" href="w:text:66.txt">پي نوشت ها</a></body></html>«غرب به يك سرزمين خلاصه نمى‏ شود و فقط يك مجموعه دينى، اخلاقى، نژادى يا حتى اقتصادى نيست. غرب به مثابه يك واحد مركب اين  جلوه‏ هاى گوناگون، يك مجموعه فرهنگى و يك پديده‏ ى تمدنى است».(1)
تمدن غرب يك كليت است. يك فرهنگ، يك گفتمان، يك قدرت با همه جوانب‏ اش. فرهنگى كه ابزارهاى مناسب‏ اش را هم سامان د