ى بودن اين جنگ به گونه‏ اى است كه بسيارى آن را تشخيص نمى‏ دهند. جنگ نرم زير سطحى، غيرآشكار و به همين دليل نامحسوس است. 3. جنگ نرم نماد ساز است؛ نمادسازى با بهره‏ گيرى از نمادهاى تاريخى براى ارائه و نمايش تصويرى مطلوب از خود يك ويژگى برجسته از جنگ نرم است. در اين جنگ تلاش مى‏ شود تصويرى شكست خورده، نااميد و مأيوس از حريف ارائه شود و در مقابل مهاجم با نمادسازى و تصويرسازى، خود را پيروز و موفق نشان مى‏ دهد. در اين ويژگى عمليات روانى در حد اعلى خود انجام مى‏ شود. 4. پايدار و بادوام است؛ نتايج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پايدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلى در جنگ نرم تغيير باورها و اعتقادات است. چنانچه اين تغيير حاصل گردد، به راحتى تغيير مجدد و بازگشت به حالت اوليه ميسر نمى‏ باشد. در جنگ گرم و نظامى، يك سرزمين  تصرف شده را ظرف چند ساعت، مى‏ توان باز پس گرفت. اما در جنگ نرم، اگر دشمنان موفق به تصرف افكار و دل‏ هاى جامعه هدف گردند، به راحتى نمى‏ توان آن را باز پس گرفت و تغيير مجدد زمان‏ بر مى‏ باشد. 5. جنگ نرم پرتحرك و جاذبه‏ دار است؛ جنگ نرم كه به صورت تدريجى و آرام شروع مى‏ شود، در نقطه‏ اى به دليل ايجاد جاذبه‏ هاى كاذب، خود جامعه هدف را براى تحقق اهداف به كار گرفته و از اين طريق بر دامنه تحركات آن افزوده مى‏ گردد. در واقع با گذشت زمان، بسيارى از بازيگران و حتى بازيگردانان جنگ نرم به صورت خواسته يا ناخواست از درون جامعه هدف، به استخدام كارگزاران اصلى جنگ نرم در مى‏ آيند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">سير تحول تاريخى استعمار</a><a class="folder" href="w:html:7.xml"> دوره اول: استعمار كهن يا كلاسيك‏</a><a class="folder" href="w:html:10.xml"> دوره دوم: استعمار نئوكلاسيك يا استعمار نو</a><a class="folder" href="w:html:14.xml"> دوره سوم: استعمار فرانو</a><a class="text" href="w:text:24.txt">پي نوشت ها </a></body></html> 6. جنگ نرم هيجان ساز است؛ با نمادسازى‏ ها، اسطوره‏ سازى‏  ها و خلق ارزش‏هاى جديد، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف، نهايت سوء استفاده انجام مى‏ گيرد. مديريت احساسات يك ركن در مهندسى جنگ نرم به حساب مى‏ آيد.
 در مديريت احساسات، تلاش مى‏ شود از احساسات و عواطف جامعه هدف، به عنوان پلى براى نفوذ در افكار و انديشه‏ ها براى ايجاد تغيير و دگرگونى در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دليل تحريك‏ پذيرى، زمينه‏ هاى خلق بحران را فراهم مى‏ سازد.
 7. جنگ نرم آسيب محور است؛ آسيب‏ هاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى، ميدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسايى نقاط آسيب جامعه هدف، در حوزه‏ هاى ذكر شده، فعاليت‏ هاى خود را سامان داده و با خلق آسيب‏ هاى جديد، بر دامنه تحركات خود مى‏ افزايند. 8. جنگ نرم چند وجهى است؛ پر دامنه بودن و برخوردارى از وجوه مختلف از ديگر ويژگى‏ هاى جنگ نرم است. در اين جنگ، از تمامى علوم، فنون، شيوه‏ ها و روش‏ هاى شناخته شده و ارزش‏ هاى موجود استفاده مى‏ گردد. 9. جنگ نرم تضاد آفرين است؛ جنگ نرم از محيط هاى آسيب‏ دار در جامعه هدف، شروع مى‏ شود و با ايجاد گسل‏ هاى متعدد در بخش‏هاى گوناگون جامعه و از طريق متفاوت كردن باورها، ارزش‏ها و شكل‏ دهى به رفتارهاى جديد، اعضاى يك جامعه در برابر همه قرار مى‏ دهد. تضادهاى به وجود آمده از طريق جنگ نرم، همبستگى اجتماعى و وحدت ملى را بر هم مى‏ زند و زمينه‏ هاى بروز بحران و درگيرى‏ هاى داخلى را فراهم مى‏ سازد. بنابراين تخريب وحدت ملى يكى از پيامدها و ويژگى‏ هاى جنگ نرم است.10. جنگ نرم ترديد آفرين است؛ در جنگ نرم، ايجاد ترديد و بدبينى نسبت به بسيارى از مسائل، يك اصل و قاعده است. در اين جنگ با ايجاد نااميدى و يأس شروع مى‏ شود. براى توفيق در اين جنگ، با تكيه بر سنت‏ ها، البته با نوپردازى به صورت ظريف و آرام، در باورها و اعتقادات اساسى ترديد ايجاد مى‏ شود و به مرور بر دامنه اين ترديدها افزوده شده تا در نهايت به ايجاد تغييرات اساسى در باورها و ارزش‏ ها دست يابد. 11. جنگ نرم از ابزار روز استفاده مى‏ كند؛ در جنگ نرم از پيشرفته‏ ترين تكنيك‏ هاى روز استفاده مى‏ گردد. فضاى مجازى و سايبرى محيط اصلى جنگ نرم در شرايط كنونى به حساب مى‏ آيد. اين فضا، امكان اغو اگرى با ايجاد جاذبه‏ هاى گوناگون و خلق بسترهاى لازم براى سوار شدن به امواج احساسات را به خوبى فراهم مى‏ سازد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:57.txt"> 1. ايجاد تغيير در اعتقادات و باورها</a><a class="text" href="w:text:58.txt"> 2. ايجاد تغيير در افكار و انديشه‏ ها</a><a class="text" href="w:text:59.txt"> 3. ايجاد تغيير در رفتار</a><a class="text" href="w:text:60.txt"> 4. ايجاد تغيير در ساختار سياسى‏</a></body></html> مهمترين و اصلى‏ ترين هدف جنگ نرم را بايد" ايجاد تغيير و دگرگونى در باورها و اعتقادات جامعه" هدف جنگ نرم دانست. اعتقادات و باورها، اساس حركت يك جامعه به شمار مى‏ آيند. هر انسانى بر اساس باورها و اعتقادات خود به زندگى‏ اش جهت مى‏ دهد. بنابراين اگر كسانى بخواهند در مسير حركت يك ملت و جامعه اختلال يا تغييرى ايجاد كنند، بايد به سراغ تغيير باورها و اعتقادات آنان بروند.
 بنابراين در جنگ نرم اساسى‏ ترين هدف، ايجاد تغيير در باورها و اعتقادات است. چنانچه دشمنان يك ملت، با جنگ نرم بتوانند در باورها و اعتقادات يك ملتى رسوخ كرده و با ايجاد شك و ترديد، آن باورها و اعتقادات را مخدوش و متزلزل نمايند، زمينه‏ها و بسترهاى لازم براى هدف بعدى، يعنى ايجاد تغيير در چگونگى فكر كردن و انديشيدن در حوزه‏ هاى گوناگون فراهم مى‏ شود.
بنابراين هدف عمده ديگر در جنگ نرم،" ايجاد تغيير در افكار جامعه" است.رفتارهاى يك جامعه، مبتنى بر اعتقادات، باورها و چگونگى فكر كردن و انديشيدن افراد آن جامعه مى‏باشد. با تغييرات اساسى در اين مبانى، مدل‏هاى رفتارى در حوزه‏ هاى گوناگون تغيير مى‏ كند. در واقع مدل‏هاى رفتارى در هر جامعه‏ اى، بر اساس نوع باورها و اعتقادات و چگونگى فكر و انديشه در آن جامعه شكل مى‏ گيرد. بديهى است كه باتغيير هر نوع باور و انديشه‏ اى، مدل‏هاى رفتارى جديد بر اساس باورها و افكار جديد جايگزين مدل‏ هاى قبلى مى‏ گردد.بررسى‏ هاى تاريخى در زمينه چگونگى شكل‏ گيرى كانون‏ هاى قدرت نشانگر آن است  كه در تاريخ جهان، سه شيوه استعمارى (كهن، نو و فرانو) از سوى قدرت‏هاى بزرگ، عليه قدرت‏ هاى ضعيف به كارگرفته شده است؛هدف نهايى در جنگ نرم عليه يك ملت، ايجاد تغيير و دگرگونى در ساختارهاى سياسى آن جامعه و جايگزين كردن ساختارهاى جديد مى‏ باشد. اهداف  ذكر شده در يك فرآيند و به صورت خطى دنبال مى‏ گردد. با ايجاد تغيير در باورها، افكار و رفتارهاى يك جامعه، به صورت طبيعى مدل رفتارهاى حمايتى از ساختار سياسى موجود، تغيير پيدا كرده و مدل‏ هاى چالشى جايگزين آن مى‏ شود.
 در يك جامعه، مردم در شرايطى با نظام سياسى خود به چالش بر مى‏ خيزند كه ديگر آن را م