شروع ندانند و از نظر آنان مسئولان سياسى مقبوليت خود را از دست داده باشند. بنابراين مشروعيت‏ زدايى و مقبوليت‏ زدايى براى ايجاد بحران، ناآرامى و  بى‏ ثبات‏ سازى در جامعه هدف، از كار ويژه‏ هاى  اصلى جنگ نرم به حساب مى‏ آيد. هر گاه يك نظام سياسى مشروعيت و مقبوليت خود را بين ملتش از دست بدهد، به راحتى زمينه‏ هاى لازم براى تغيير آن ساختار و نظام سياسى و جايگزين شدن يك نظام و ساختار جديد فراهم مى‏ گردد.(19)
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:62.txt"> حوزه فرهنگى‏</a><a class="text" href="w:text:63.txt"> حوزه سياسى‏</a><a class="text" href="w:text:64.txt"> حوزه اقتصادى‏</a><a class="text" href="w:text:65.txt"> حوزه دفاعى - امنيتى‏</a></body></html> «فرهنگ» بيانگر شخصيت و هويت ملى يك كشور است، فرهنگ هر كشور داراى سه سطح كلى است. زيرساخت‏ هاى فكرى، جهان‏ بينى و باورهاى جامعه، سطح اول فرهنگ تلقى مى‏ شود.
مجموعه بايدها و نبايدها (ايدئولوژى و ارزش‏ها) سطح دوم فرهنگ را تشكيل مى‏ دهد. الگوهاى رفتارى، لايه سوم فرهنگ ملى تلقى مى‏ شود. 

اين تأثير در سه سطح راهبردى، ميانى و تاكتيكى شامل نخبگان، مردم و نيروهاى مسلح مى‏ شود و داراى ابعاد زير است:
 1. تهديد باورهاى بنيادين يك كشور در سه حوزه فرهنگ استراتژيك، فرهنگ عمومى و فرهنگ دفاعى و در سه سطح (نخبگان، مردم و نيروهاى مسلح)؛

 2. تهديد ارزش‏ هاى اساسى يك كشور در سه حوزه فرهنگ استراتژيك، فرهنگ عمومى و فرهنگ دفاعى و در سه سطح (نخبگان، مردم و نيروهاى مسلح).

 3. تهديد الگوهاى رفتارى يك كشور در سه حوزه فرهنگ استراتژيك، فرهنگ عمومى و فرهنگ دفاعى در سه سطح (نخبگان، مردم و نيروهاى مسلح).

 فرهنگ استراتژيك يك كشور بر نوع ادراك و الگوهاى رفتارى نخبگان و رهبران يك كشور تأثير مى‏ گذارد. در صورت وقوع تهديد نرم در اين سطح، كشور حريف مى‏ تواند با مديريت خود، انديشه و عزم رهبران و نخبگان را تحت تأثير قرار دهد. ايجاد ناپايدارى ذهنى، غلبه بر سيستم تصميم‏ گيرى، تغيير ذهنيت و نگرش و تأثير بر انتخاب‏ ها و تصميم‏ ها، پي امدهاى تهديد نرم در حوزه راهبردى است. 
همچنين تهديد نرم در حوزه فرهنگ ملى مى‏ تواند بر باورها، ارزش‏ها و الگوهاى رفتارى مردم تأثير گذارد و موجبات گسيختگى اجتماعى و فروپاشى روانى را فراهم كند.
هم‏چنين تهديد نرم مى‏ تواند عزم و اراده نبرد و قدرت بازدارندگى روانى نيروهاى مسلح را از بين ببرد. بى‏ ارزش تلقى شدن مقاومت در برابر دشمن و فروپاشى روانى و سلب اراده حماسى و... را مى‏ توان به عنوان پيامدهاى تهديد نرم در اين سطح نام برد.
دولت‏ها به عنوان يك واحد سياسى در نظام بين‏ الملل با مؤلفه‏ هاى جمعيت، قلمرو، حكومت و حاكميت و نظام ارزشى مشخص، شكل مى‏ گيرند و همواره با تحولاتى از داخل و خارج مواجه مى‏ شوند.

برخى از  تحولات موجب افزايش و برخى موجب تضعيف قدرت سياسى آنها مى‏ شود. هر نظام سياسى براى حفظ و بقاى خود، نيازمند ثبات سياسى و انسجام ملى است. بنابراين افزايش مشروعيت سياسى نخبگان و رهبران يك كشور به توانايى‏ هاى آنها در ايجاد انسجام سياسى و برخوردارى از حمايت، رضايتمندى و قدرت اقناع‏ سازى و افكار عمومى است. به طور طبيعى در صورتى كه يك دولت نتواند قدرت سياسى لازم را در حوزه داخلى و خارجى ايجاد نمايد، با بحران‏ ها و تهديدات مختلف سياسى مواجه خواهد شد.

ميزان اقتدار سياسى يك كشور در جامعه، ميزان انسجام و هم زيستى مسالمت‏ آميز و حفظ هويت و يكپارچگى ملى، و ميزان توليد و بازتوليد هنجارهاى سياسى و به جريان انداختن گفتمان‏ هاى مسلط در درون جامعه و در عرصه بين‏ المللى و برخوردارى از مقبوليت و مشروعيت لازم را مى‏ توان به عنوان شاخص‏ه اى قدرت نرم در اين حوزه نام برد.
در مقابل در صورتى كه كشورى داراى بحران‏ هاى سياسى باشد، اين كشور در واقع فاقد قدرت نرم بوده و به طور طبيعى تهديد نرم در اين حوزه مؤثر واقع خواهد شد.

*بحران‏ هاى سياسى شامل بحران‏ هاى پنج‏گانه" هويت، مشروعيت، نفوذ، توزيع و مشاركت" است.
برانگيختن شكاف‏ هاى قومى، نژادى، مذهبى و...  و فقدان عوامل پيوند دهنده هويت‏ هاى ملى، تحريف و تحقير تاريخ و افتخارات ملى در يك كشور، مى‏ تواند به «بحران هويت» منجر شود.
ايجاد شكاف بين مردم و رهبران، فقدان حمايت مردمى و مشروعيت‏ بخشى به تصميمات رهبران، و شكل‏ گيرى نافرمانى‏ هاى مدنى در يك جامعه «بحران مشروعيت» به وجود مى‏ آورد.
انگيزه‏ زدايى و دلسرد كردن مردم جهت حضور در عرصه‏ هاى تعيين‏ كننده كشور، مصاديق بارز «بحران مشاركت» است.
همچنين عدم توزيع مناسب ثروت، شأن اجتماعى و امنيت در ايجاد «بحران توزيع» مؤثر است.
تلاش براى تأثيرگذارى بر اراده و تصميمات نخبگان و رهبران با ارعاب، تطميع از مصاديق «بحران نفوذ»
به شمار مى‏ آيد.
مجموعه اين موارد قدرت نرم يك نظام سياسى را كاهش مى‏ دهد و به طور طبيعى آن نظام را در برابر تهديد نرم آسيب‏ پذير مى‏ نمايد.
«فرهنگ» جهت‏ دهنده به الگوهاى رفتارى در همه حوزه‏ هاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى است. به طور طبيعى انديشه اقتصادى يك كشور و الگوى توليد و مصرف تحت تأثير فرهنگ است. براى مثال، پاسخ به اين سؤالات مى‏ تواند متأثر از فرهنگ ملى يك كشور باشد. چه چيزى توليد كنيم؟ چگونه توليد كنيم؟ و براى چه توليد كنيم؟
همان‏گونه كه اشاره شد، فرهنگ داراى سه لايه باورها، ارزش‏ها و نگرش‏ها و الگوهاى رفتارى است. 
بنابراين با وجود تعامل نظامات اجتماعى، اقتصادى، سياسى و دفاعى- امنيتى و تأثير و تأثر متقابل آنان، نظام فرهنگى به عنوان زيرساخت و نظام فرابخش و جهت‏ دهنده به ذهن و رفتار در ساير حوزه‏ ها تلقى مى‏ شود:
تهديد نرم و تهاجم به نظام فرهنگى يك كشور (به عنوان جهت‏ دهنده به ساير نظام‏ ها)، موجب تهديد ساير نظام‏ها از جمله نظام اقتصادى مى‏ شود.
به عبارت ديگر چيستى و ماهيت تهديد اقتصاد ى را مى‏ توان مترادف با تضعيف يا فروپاشى باورها، ارزش‏ها و الگوهاى رفتارى يك كشور در حوزه اقتصاد دانست. تهديد نرم در حوزه اقتصاد مى‏ تواند بر فرهنگ اقتصادى يك كشور در سه لايه زير اثر گذارد:

1. انديشه و نظريه توليدات اقتصادى كشور؛
2. ارزش‏ ها و الگوى توليدات اقتصادى كشور؛
3. ارزش‏  ها و الگوى توزيع و مصرف اقتصادى كشور.
قدرت و توان رزم نيروهاى مسلح يك كشور، تركيبى از توانايى‏ هاى فيزيكى و غيرفيزيكى است.
 بخش غيرفيزيكى قدرت رزمى، تحت تأثير قدرت نرم در حوزه دفاعى - امنيتى مى‏ باشد. در اين سطح فرهنگ و الگوى دفاعى نظام‏هاى سياسى، تعيين كننده ميزان قدرت نرم در حوزه دفاعى - امنيتى است. هدف از تهديدات نرم در اين حوزه، تأثير گذارى بر انديشه‏ ها، ارزش‏ ها و الگوهاى رفتارى در حوزه دفاع و امنيت است. بنابراين هرگونه اقدامى كه منجر به تغيير در فرهنگ و الگوى دفاعى كشور شود و يا به عبارت ديگر انديشه دفاعى و عزم و اراده نبرد را تحت تأثير قرار دهد، در زمره تهديدا